بزرگترین تهدید برای دلار آمریکا
آمریکا، چین و ایران از گلوگاههای راهبردی مانند دلار، زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی و تنگه هرمز برای اعمال فشار اقتصادی استفاده میکنند؛ اما بهرهبرداری مکرر از این ابزارها، انگیزه دیگر کشورها برای یافتن مسیرها و جایگزینهای جدید را افزایش میدهد. کاهش سهم دلار در ذخایر جهانی و توسعه مسیرهای جایگزین انرژی نشان میدهد که استفاده افراطی از وابستگی اقتصادی میتواند در بلندمدت قدرت چانهزنی را فرسوده کند.
فرارو– میشل فرومن، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در شورای روابط خارجی آمریکا
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، در دهههای نخست قرن بیستویکم، کشورها ادغام اقتصاد جهانی را به سود همگان میدانستند؛ اما امروز وابستگی متقابل اقتصادی به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل شده است. آمریکا از جایگاه دلار، چین از سلطه بر زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی و ایران از موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز استفاده میکنند. با این حال، بهکارگیری این گلوگاهها ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد: کشورهایی که تحت فشار قرار میگیرند، برای کاهش وابستگی و یافتن مسیرهای جایگزین تلاش میکنند.
سه گلوگاه؛ سه ابزار فشار
مهمترین اهرم آمریکا کنترل دلار و زیرساختهای مالی وابسته به آن است. واشنگتن بیش از یک دهه پیش دسترسی ایران و روسیه را به بخشهایی از شبکه پرداخت و بانکداری مبتنی بر دلار محدود کرد. این فشار به آغاز مذاکرات هستهای ایران در سال ۲۰۱۳ کمک کرد و برای روسیه نیز پس از بحران کریمه هزینه داشت.
چین در مقابل، از نقش مرکزی خود در زنجیرههای تأمین جهانی، بهویژه عناصر خاکی کمیاب و آهنرباهای پیشرفته بهره میگیرد. این کشور حدود ۹۰ درصد عناصر خاکی کمیاب جهان را فرآوری میکند. پکن در آوریل ۲۰۲۵ محدودیتهای گستردهای بر صادرات مواد معدنی حیاتی و آهنرباها اعمال کرد؛ موادی با کاربردهای صنعتی و نظامی، چین همچنین انتقال دانش فنی و فناوریهای تولید این مواد را محدود کرد.
رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، تهدید به استفاده از این اهرم به عقبنشینی واشنگتن از تعرفه عمومی ۱۴۵ درصدی و اتخاذ رویکرد تجاری معتدلتر کمک کرد.
ایران نیز از جغرافیا بهعنوان ابزار فشار استفاده میکند. تنگه هرمز پیش از جنگ مسیر عبور حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان بود. تهران با امکان محدود کردن عبور کشتیها یا دریافت عوارض، هزینهای اقتصادی و سیاسی تحمیل کرده و محور مذاکرات با آمریکا را از برنامه هستهای و موشکی و اهداف منطقهای، به بازگشایی تنگه منتقل کرده است.
واکنش متقابل؛ جستوجوی مسیرهای جایگزین
استفاده از وابستگی اقتصادی برای فشار، دیگران را به کاهش وابستگی ترغیب میکند. در مورد تنگه هرمز، کشورها مسیرهای انتقال نفت را تغییر میدهند. چین با برقیسازی اقتصاد خود واردات نفت را کاهش داده و عربستان، امارات و دیگر کشورهای منطقه در حال گسترش خطوط لوله و بنادر جایگزین هستند.
بر اساس دادههای شرکت تحلیلی کپلر، حدود ۴۰ درصد نفت خام منطقه اکنون بدون عبور از تنگه هرمز منتقل میشود؛ در حالی که این سهم پیش از جنگ ۱۷ درصد بود. هرچند خطوط لوله و بنادر نیز آسیبپذیرند و تنگه هرمز مسیر عبور کالاهایی فراتر از نفت است، مسیرهای جایگزین میتوانند اهرم ایران را تضعیف کنند.
چین نیز با واکنش مشابهی روبهرو شده است. پس از محدودیتهای پکن در سال گذشته، کشورها تلاش برای کاهش وابستگی به مواد معدنی و آهنرباهای چینی را افزایش دادند. دولت دونالد ترامپ میگوید از ژانویه ۲۰۲۵ توافقهایی به ارزش بیش از ۴۰ میلیارد دلار در حوزه مواد معدنی حیاتی را تأیید کرده و مجمعی چندجانبه برای ایجاد زنجیره تأمین پایدار و کمتر وابسته به چین راهاندازی کرده است. نقش چین در تولید مواد اولیه داروهای رایج نیز تلاش برای کاهش وابستگی به این کشور را افزایش داده است.
دلار همچنان قدرتمند است، اما آسیبناپذیر نیست
در نتیجه گلوگاهها زمانی بیشترین اثر را دارند که نقش بازدارنده داشته باشند؛ استفاده مکرر از آنها میتواند دیگران را به ساخت جایگزین وادار کند. با وجود تلاشها برای کاهش وابستگی به دلار، هنوز جایگزین مناسبی برای آن وجود ندارد. بخش عمده معاملات جهانی نفت، غلات، فلزات و کالاهای حیاتی با دلار انجام میشود و کشورهای تحریمشده برای تسویه تجارت بدون دسترسی به این ارز با دشواری روبهرو هستند.
با این حال، حتی کشورهای نزدیک به آمریکا نیز ذخایر ارزی خود را متنوع میکنند. سهم دلار از ذخایر ارزی جهان از بیش از ۷۰ درصد در سال ۲۰۰۰ به حدود ۵۷ درصد کاهش یافته است. چین نیز خرید طلا را افزایش داده و سهم یوان در تسویه تجارت دوجانبه خود را از حدود ۱۱ درصد در سال ۲۰۱۷ به نزدیک ۲۸ درصد در سال ۲۰۲۵ رسانده است. با این حال، بازارهای سرمایه پراکنده اروپا مانع از آن است که یورو جایگزین کاملی باشد؛ یوان نیز بدون کاهش کنترل سرمایه، اصلاحی ناسازگار با رویکرد کنونی رهبران چین، نمیتواند بهآسانی جای دلار را بگیرد.
تهدیدی که آمریکا ممکن است خودش ایجاد کند
بزرگترین تهدید برای برتری دلار میتواند از سیاستهای خود آمریکا ناشی شود. دولت ترامپ با تعرفهها از دسترسی به بازار آمریکا بهعنوان ابزار فشار استفاده کرده، اما این سیاست کشورهایی مانند کانادا را به بازنگری در روابط اقتصادی و جستوجوی بازارهای جایگزین سوق داده است.
کاهش بیشتر سهم دلار در ذخایر بانکهای مرکزی یا افزایش تجارت با ارزهای دیگر میتواند هزینه استقراض آمریکا را بالا ببرد. افزایش کسری بودجه و بدهی نیز این خطر را تشدید میکند. بدهی آمریکا به حدود ۴۰ تریلیون دلار، بیش از ۱۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی، رسیده است؛ وضعیتی که میتواند جایگاه دلار و توان واشنگتن برای استفاده از آن بهعنوان اهرم فشار را تضعیف کند.