ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۸۰۰۵

چگونه الگوهای رابطه قبلی را به رابطه بعدی نبریم؟

چگونه الگوهای رابطه قبلی را به رابطه بعدی نبریم؟

پایان یک رابطه به معنای ناتوانی در ساختن رابطه‌ای سالم نیست. تجربه‌های گذشته می‌توانند فرصتی برای شناخت بهتر خود و نیازهایمان باشند؛ به شرط آنکه علاوه بر رفتار طرف مقابل، الگوهای تکرارشونده خود را نیز بررسی کنیم.

تغییر شریک عاطفی یا گذشت زمان همیشه به معنای پایان یافتن مشکلات رابطه‌های قبلی نیست. گاهی وارد رابطه‌ای تازه می‌شویم، اما ترس‌ها، باورها و رفتارهایی را با خود به همراه می‌بریم که در رابطه قبلی نیز برایمان مشکل‌ساز بوده‌اند.

برای ساختن رابطه‌ای سالم‌تر، لازم است گذشته را بشناسیم، سهم خود را در مشکلات بررسی کنیم و یاد بگیریم در موقعیت‌های مشابه، واکنش‌های متفاوتی داشته باشیم.

چرا الگوهای رابطه‌ای تکرار می‌شوند؟

تجربه‌های کودکی، سبک دلبستگی و باورهای ما درباره عشق و ارزشمندی می‌توانند بر انتخاب‌های عاطفی و رفتار ما در رابطه تأثیر بگذارند.

برای مثال، فردی که از رها شدن می‌ترسد، ممکن است به بی‌توجهی‌های کوچک حساس شود و برای دریافت اطمینان، بیش از اندازه به شریک عاطفی خود نزدیک شود. فردی که از صمیمیت می‌ترسد، ممکن است هنگام نزدیک شدن طرف مقابل فاصله بگیرد. همچنین کسی که همیشه نقش نجات‌دهنده را داشته، ممکن است بارها وارد رابطه‌هایی شود که در آن مسئولیت مشکلات طرف مقابل را بر عهده می‌گیرد.

این الگوها معمولاً به‌صورت آگاهانه انتخاب نمی‌شوند. به همین دلیل، شناخت آن‌ها نخستین قدم برای تغییر است.

چرا شناخت اشتباه‌های گذشته کافی نیست؟

بعد از جدایی، معمولاً راحت‌تر می‌توانیم رفتارهای آسیب‌زننده طرف مقابل را ببینیم تا رفتارهای خودمان را. ممکن است بدانیم چه چیزهایی در رابطه آزارمان داده‌اند، اما کمتر از خود بپرسیم که در آن شرایط چگونه واکنش نشان داده‌ایم.

گاهی نیز در موقعیت‌های مشابه، بدون اینکه متوجه باشیم، همان واکنش‌های قبلی را تکرار می‌کنیم؛ مثلاً به‌جای بیان ناراحتی سکوت می‌کنیم، برای حفظ رابطه از نیازهای خود می‌گذریم یا از ترس تنهایی خیلی زود وارد رابطه دیگری می‌شویم.

البته بررسی سهم خود در یک رابطه به معنای پذیرفتن مسئولیت رفتارهای آسیب‌زننده یا خشونت طرف مقابل نیست.

هشدارهای یک رابطه ناسالم را از اختلاف‌های معمولی جدا کنیم

هیچ رابطه‌ای بدون اختلاف نیست. دو نفر ممکن است درباره پول، زمان، خانواده، نحوه ارتباط یا حتی مسائل روزمره با هم اختلاف نظر داشته باشند. وجود اختلاف به‌تنهایی نشانه ناسالم بودن رابطه نیست.

تفاوت اصلی را باید در نحوه برخورد با اختلاف دید.

در یک رابطه سالم، ممکن است دو نفر عصبانی یا ناراحت شوند، اما معمولاً می‌توانند درباره مسئله گفت‌وگو کنند، به یکدیگر فرصت صحبت بدهند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرند و در صورت نیاز برای رسیدن به راه‌حل یا سازش تلاش کنند. ممکن است همیشه به توافق کامل نرسند، اما احترام و امنیت رابطه حفظ می‌شود.

در مقابل، وقتی اختلاف‌ها به الگویی از تحقیر، ترساندن، کنترل، تهدید یا نادیده گرفتن مداوم مرزهای فرد مقابل تبدیل می‌شوند، موضوع دیگر فقط یک اختلاف معمولی نیست.

برخی نشانه‌های مهم عبارت‌اند از:

- کنترل‌گری: دخالت مداوم در رفت‌وآمد، پوشش، دوستان، تلفن همراه یا ارتباطات فرد مقابل.

- تحقیر و بی‌احترامی: توهین، تمسخر، کوچک شمردن احساسات یا ایجاد احساس بی‌ارزشی.

- حسادت و بدبینی شدید: متهم کردن مداوم به خیانت یا درخواست توضیح برای هر ارتباط و رفت‌وآمد.

- نادیده گرفتن مرزها: بی‌توجهی به «نه» گفتن یا فشار آوردن برای انجام کاری که فرد با آن راحت نیست.

- تهدید و ترساندن: تهدید به آسیب زدن، ترک کردن، افشا کردن اطلاعات یا آسیب رساندن به خود یا دیگری برای کنترل فرد مقابل.

- جدا کردن فرد از دیگران: تلاش مداوم برای دور کردن او از خانواده، دوستان یا شبکه حمایتی.

- خشونت: هر نوع خشونت جسمی، جنسی یا روانی.

یک معیار ساده برای تشخیص

به‌جای اینکه فقط از خود بپرسیم «آیا ما با هم دعوا می‌کنیم؟»، بهتر است بپرسیم:

وقتی اختلاف داریم، آیا هر دو نفر می‌توانند بدون ترس و تحقیر حرف بزنند؟

آیا «نه» گفتن و داشتن مرزهای شخصی پذیرفته می‌شود؟

آیا هر دو نفر می‌توانند اشتباه خود را بپذیرند و برای تغییر تلاش کنند؟

آیا اختلاف‌ها قابل گفت‌وگو و حل‌وفصل هستند یا مرتب به تهدید، کنترل، تحقیر و ترساندن ختم می‌شوند؟

اگر پاسخ این پرسش‌ها معمولاً مثبت باشد، احتمالاً با اختلاف‌های معمول رابطه روبه‌رو هستیم، حتی اگر گاهی شدید و ناراحت‌کننده باشند. اما اگر ترس، کنترل، تحقیر یا خشونت به الگوی تکرارشونده رابطه تبدیل شده باشد، باید آن را جدی گرفت.

البته در مورد خشونت و تهدید، لازم نیست منتظر تکرار یا شدیدتر شدن رفتار بمانیم. حتی یک مورد جدی می‌تواند نیازمند توجه و دریافت کمک باشد.

چگونه الگوهای قبلی را تغییر دهیم؟

۱. تجربه‌های گذشته را بررسی کنید.

به رابطه قبلی خود نگاه کنید و ببینید چه مشکلاتی تکرار شده‌اند، چه نشانه‌های هشداری را نادیده گرفته‌اید و در زمان تعارض معمولاً چه واکنشی داشته‌اید.

۲. احساسات خود را بشناسید.

ترس از طرد شدن، حسادت، خشم یا نیاز شدید به تأیید می‌تواند بر رفتار ما تأثیر بگذارد. شناخت این احساسات کمک می‌کند پیش از واکنش نشان دادن، مکث کنیم و انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشیم.

۳. مرزهای سالم تعیین کنید.

حفظ یک رابطه به معنای نادیده گرفتن نیازها و ارزش‌های شخصی نیست. لازم است بتوانیم خواسته‌های خود را روشن و محترمانه بیان کنیم و در عین حال به مرزهای طرف مقابل نیز احترام بگذاریم.

۴. به رفتارها بیشتر از وعده‌ها توجه کنید.

در رابطه جدید، نشانه‌های هشدار را نادیده نگیرید و صرفاً با این تصور که «این بار فرق می‌کند» از کنار آن‌ها نگذرید. رفتارهای تکرارشونده معمولاً اطلاعات بیشتری از وعده‌ها در اختیار ما قرار می‌دهند.

۵. برای تغییر زمان بگذارید.

عجله برای فرار از تنهایی ممکن است باعث شود پیش از شناخت کافی، وارد رابطه‌ای تازه شویم. لازم نیست برای شروع یک رابطه جدید کاملاً بی‌نقص باشیم؛ مهم این است که نسبت به خود، نیازها و الگوهای رفتاری‌مان آگاهی بیشتری داشته باشیم.

یک تمرین کوتاه برای شناخت الگوهای رابطه

سه موقعیت ناراحت‌کننده از رابطه قبلی خود را یادداشت کنید و برای هرکدام به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

- چه اتفاقی افتاد؟

- چه احساسی داشتم؟

- در آن لحظه چه فکری از ذهنم گذشت؟

- چگونه واکنش نشان دادم؟

- واکنش من چه نتیجه‌ای داشت؟

- اگر دوباره با چنین موقعیتی روبه‌رو شوم، چه واکنش سالم‌تری می‌توانم داشته باشم؟

برای مثال، اگر دیر پاسخ دادن شریک عاطفی باعث اضطراب شما می‌شد، به‌جای ارسال پیام‌های متعدد یا قهر کردن، می‌توانید درباره احساس خود و انتظاراتتان از نحوه ارتباط با یکدیگر گفت‌وگو کنید.

هدف این تمرین سرزنش خود نیست؛ هدف این است که موقعیت‌هایی را پیدا کنیم که در آن‌ها امکان انتخاب رفتاری متفاوت وجود دارد.

روان‌شناس چه کمکی می‌کند؟

اگر الگوهای مشابه در چند رابطه تکرار شده‌اند، ترس از تنهایی بر انتخاب‌های شما تأثیر می‌گذارد یا هنوز درگیر خشم، حسرت یا وابستگی شدید به رابطه قبلی هستید، گفت‌وگو با روان‌شناس می‌تواند مفید باشد.

در مشاوره می‌توان ریشه برخی واکنش‌ها و باورهای تکرارشونده را بررسی کرد و مهارت‌هایی مانند بیان نیازها، مرزبندی، مدیریت خشم و حل تعارض را تمرین کرد.

کمک گرفتن از متخصص به این معنا نیست که فرد در رابطه شکست خورده است؛ بلکه می‌تواند فرصتی برای شناخت بهتر خود و ساختن روابط سالم‌تر باشد.

و باید خاطرنشان کنم

پایان یک رابطه به معنای ناتوانی در ساختن رابطه‌ای سالم نیست. تجربه‌های گذشته می‌توانند فرصتی برای شناخت بهتر خود و نیازهایمان باشند؛ به شرط آنکه علاوه بر رفتار طرف مقابل، الگوهای تکرارشونده خود را نیز بررسی کنیم.

آمادگی برای رابطه جدید به معنای فراموش کردن گذشته یا نداشتن هیچ ترسی نیست. مهم این است که گذشته کمتر بر انتخاب‌ها و رفتارهای امروز ما تأثیر بگذارد.

اگر احساس می‌کنید بعضی از الگوهای رابطه‌های قبلی همچنان در زندگی عاطفی شما تکرار می‌شوند، می‌توانید برای شناخت دقیق‌تر آن‌ها از یک روان‌شناس یا مشاور کمک بگیرید. گاهی گفت‌وگوی تخصصی می‌تواند به ما کمک کند چیزهایی را ببینیم که به‌تنهایی دیدنشان دشوار است و برای تغییرشان قدم‌های روشن‌تری برداریم.

نویسنده : محمدباقر سبط الشیخ
ارسال نظرات
خط داغ