ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۷۲۶۸

زئیات نشست محرمانه مقامات دولت ترامپ در کمپ‌دیوید

پشت درهای بسته کمپ‌دیوید چه گذشت؟

پشت درهای بسته کمپ‌دیوید چه گذشت؟

نشست محرمانه مقامات ارشد دولت ترامپ در کمپ‌دیوید نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای پیشبرد سناریوی حمله هوایی به ایران هم‌زمان با پرهیز از ورود مستقیم به باتلاق یمن و واگذاری آن به ریاض است؛ راهبردی که به باور کارشناسان، به دلیل اتصال ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و باب‌المندب و پیامدهای ویرانگر آن بر بازار نفت، با چالش‌هایی جدی روبه‌روست.

فرارو- تحولات اخیر در منطقه نشان می‌دهد سیاست آمریکا در برابر ایران و یمن وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر شده است؛ مرحله‌ای که در آن واشنگتن از یک سو گزینه نظامی علیه ایران را همچنان روی میز نگه داشته و از سوی دیگر تلاش می‌کند از ورود مستقیم و گسترده به جنگ یمن اجتناب کند. این رویکرد در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در چارچوب راهبرد کلان آمریکا می‌توان آن را تلاشی برای تفکیک جبهه‌های درگیری و تمرکز منابع نظامی بر ایران تفسیر کرد.

به گزارش فرارو، نشست محرمانه مقامات ارشد دولت دونالد ترامپ در کمپ‌دیوید در شرایطی برگزار شده که ایران و یمن به دو پرونده به‌شدت درهم‌تنیده در محاسبات امنیتی واشنگتن تبدیل شده‌اند. مسئله اصلی برای آمریکا این است که چگونه می‌تواند فشار بر ایران را افزایش دهد، بدون آنکه هم‌زمان در یمن گرفتار جنگی فرسایشی شود که ظرفیت نظامی و سیاسی واشنگتن را پراکنده کند.

واشنگتن می‌خواهد جنگ یمن را منطقه‌ای نگه دارد

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر رویکرد آمریکا، تمایل واشنگتن به واگذاری بخش مهمی از مقابله با حوثی‌ها به بازیگران منطقه‌ای است. بر اساس داده‌های مطرح‌شده، آمریکا در شرایط کنونی بیشتر بر ارائه اطلاعات، داده‌های ماهواره‌ای، اطلاعات مربوط به اهداف و پشتیبانی لجستیکی تمرکز دارد و تمایلی به ورود مستقیم به عملیات گسترده علیه حوثی‌ها نشان نمی‌دهد.

این رویکرد را نمی‌توان صرفاً نشانه کاهش اهمیت یمن برای آمریکا دانست. مسئله مهم‌تر، هزینه‌ای است که ورود مستقیم واشنگتن به این جبهه می‌تواند ایجاد کند. یمن برای آمریکا یک میدان نظامی بالقوه فرسایشی است؛ میدانی که می‌تواند نیروهای آمریکایی را در معرض حملات متقابل قرار دهد و هم‌زمان توجه واشنگتن را از پرونده اصلی‌تر، یعنی ایران، منحرف کند.

از این منظر، آمریکا ترجیح می‌دهد ظرفیت‌های نظامی کشورهای منطقه به‌ویژه عربستان مورد استفاده قرار گیرد و واشنگتن نقش پشتیبان را بر عهده داشته باشد. به بیان دیگر، واشنگتن تلاش می‌کند هزینه مستقیم جنگ یمن را کاهش دهد، بدون آنکه ارتباط خود را با معادلات امنیتی دریای سرخ و باب‌المندب از دست بدهد.

عربستان؛ بازیگر اصلی جبهه یمن

در این چارچوب، عربستان به یکی از بازیگران اصلی معادله یمن تبدیل می‌شود. ریاض برای مقابله با حوثی‌ها الزاماً به دنبال ورود مستقیم نیروهای آمریکایی نیست، بلکه بیشتر به حمایت سیاسی، اطلاعاتی و لجستیکی واشنگتن نیاز دارد. این مسئله از یک واقعیت مهم ناشی می‌شود: عربستان در مقایسه با گذشته، ظرفیت نظامی بیشتری برای انجام عملیات مستقل در اختیار دارد و به‌ویژه در حوزه هوایی می‌تواند بخش مهمی از عملیات علیه حوثی‌ها را بر عهده بگیرد.

اما هدف ریاض نیز صرفاً نظامی نیست. حفظ دولت رسمی یمن، جلوگیری از گسترش نفوذ حوثی‌ها و تأمین امنیت باب‌المندب و مسیرهای انرژی، مجموعه اهدافی هستند که سیاست عربستان را شکل می‌دهند. در نتیجه، آمریکا با واگذاری بخش عمده عملیات به عربستان، عملاً تلاش می‌کند جبهه یمن را در سطح منطقه‌ای نگه دارد؛ به این معنا که کشورهای منطقه هزینه اصلی مقابله با حوثی‌ها را پرداخت کنند و واشنگتن از فاصله‌ای امن‌تر، پشتیبانی اطلاعاتی و سیاسی ارائه دهد.

چرا ایران در اولویت قرار گرفته است؟

واشنگتن پرونده ایران را از نظر راهبردی مهم‌تر از جبهه یمن می‌داند و نمی‌خواهد درگیری مستقیم با حوثی‌ها منابع و تمرکز لازم برای مقابله با تهران را مصرف کند. این موضوع به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که احتمال حمله جدید علیه ایران مطرح شده است.

بر اساس سناریوی مورد بحث، جنگ احتمالی آمریکا بیشتر ماهیت هوایی خواهد داشت. اهداف چنین حملاتی نیز قرار نیست لزوماً شامل اشغال سرزمینی یا جنگ زمینی گسترده باشد.

در این میان، تنگه هرمز و باب‌المندب دو نقطه‌ای هستند که عملاً امکان جداسازی کامل جبهه ایران و یمن را از بین می‌برند. باب‌المندب یکی از مسیرهای اصلی تجارت و انرژی بین‌المللی است و تنگه هرمز نیز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه تشدید هم‌زمان در این دو نقطه می‌تواند پیامدهایی فراتر از حوزه امنیتی داشته باشد و مستقیماً بازار نفت و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، مسئله انرژی در محاسبات آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد. تلاش ترامپ برای تأکید بر پایان جنگ و کاهش قیمت نفت نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. 

مسئله‌ای فراتر از حمله؛ آیا فشار نظامی رفتار ایران را تغییر می‌دهد؟

واشنگتن ممکن است از تهدید حمله برای افزایش فشار در مذاکرات استفاده کند، در حالی که هم‌زمان تلاش می‌کند امکان توافق را نیز حفظ کند.

یکی دیگر از محورهای مهم راهبرد آمریکا، تلاش برای شکل دادن به یک ائتلاف منطقه‌ای در برابر ایران است. اما ایجاد چنین ائتلافی با موانع سیاسی جدی مواجه است. کشورهای عربی منطقه الزاماً در همه مسائل با واشنگتن یا اسرائیل همسو نیستند. مسئله فلسطین در این میان نقش تعیین‌کننده‌ای دارد و می‌تواند مانع تبدیل همکاری‌های محدود امنیتی به یک ائتلاف سیاسی و نظامی گسترده شود.

در نهایت، آنچه از مجموعه تحولات مطرح‌شده برمی‌آید این است که آمریکا در تلاش است میان دو جبهه ایران و یمن نوعی تقسیم کار ایجاد کند. اما این راهبرد یک نقطه ضعف اساسی دارد: جغرافیای منطقه اجازه نمی‌دهد این دو پرونده به‌طور کامل از یکدیگر جدا شوند. هرگونه تشدید در یمن می‌تواند امنیت باب‌المندب و بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد و هرگونه حمله مستقیم به ایران نیز می‌تواند مسئله تنگه هرمز را وارد مرحله‌ای تازه کند. 

ارسال نظرات
خط داغ