هزینه پنهان جنگ ایران
ماستمالی بحران به سبک فاکسنیوز
در حالی که فاکسنیوز میکوشد ارتباط میان جنگ خاورمیانه و معیشت مردم را انکار کند، دادههای اقتصادی ثابت میکند ترکشهای نبرد با ایران مستقیماً به پمپبنزینها اصابت کرده و شانس پیروزی حزب ترامپ در انتخابات را به آتش کشیده است.
فرارو– آندره دِی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل در مجله د کانسرویشن
به گزارش فرارو به نقل از مجله د آمریکن کانسرویشن، جنگ ایران و آمریکا نهتنها به یکی از مهمترین بحرانهای سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده، بلکه پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن نیز به داخل آمریکا سرایت کرده است.
برخی محافظهکاران حامی اسرائیل تلاش میکنند کاهش محبوبیت ترامپ را بیشتر به مسائل اقتصادی، تعرفهها و هزینههای زندگی نسبت دهند، جنگ ایران نیز مستقیماً و غیرمستقیم بر وضعیت اقتصادی آمریکا، رضایت عمومی و چشمانداز جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای اثر گذاشته است.
جنگ و جهش قیمت سوخت
یکی از مهمترین مسیرهای انتقال پیامدهای جنگ به زندگی روزمره آمریکاییها، افزایش قیمت سوخت بوده است. بر اساس دادههای مطرحشده در مقاله، در آستانه آغاز جنگ، میانگین قیمت بنزین معمولی در آمریکا حدود ۲.۹۸ دلار در هر گالن بود، اما در زمان نگارش مقاله این رقم به حدود ۴.۴۸ دلار رسیده است.
حتی اگر همه افزایش قیمت بنزین را مستقیماً به جنگ نسبت ندهیم، از نظر سیاسی ارتباط میان این دو برای افکار عمومی قابل مشاهده است؛ زیرا خاورمیانه یکی از مراکز اصلی تولید نفت جهان است و جنگی که آمریکا در این منطقه آغاز کرده، همزمان با جهش قیمت سوخت رخ داده است.
افزایش قیمت انرژی تنها به پمپبنزینها محدود نمانده است. بخش بزرگی از کالاهای مصرفی در آمریکا با کامیونهای دیزلی جابهجا میشود و افزایش قیمت سوخت دیزل نیز هزینه حملونقل را بالا برده است. قیمت دیزل از حدود ۳.۷۶ دلار پیش از جنگ به حدود ۶.۵۰ دلار رسیده است؛ مسئلهای که نارضایتی در میان رانندگان کامیونها ایجاد کرده و حتی گمانهزنیهایی درباره احتمال اعتصاب آنها به وجود آورده است.
جنگ و بازگشت فشارهای تورمی
یکی دیگر از محورهای قابل استدالال، ارتباط میان جنگ و افزایش تورم در آمریکاست. پیش از آغاز جنگ، روند تورم در حال کاهش بود و نرخ تورم تنها چند دهم درصد با هدف ۲ درصدی فدرال رزرو فاصله داشت. اما پس از آغاز جنگ، نرخ تورم به حدود ۳.۴ درصد رسیده است.
بیش از یکسوم افزایش اخیر تورم به پیامدهای جنگ مربوط میشود. در چنین شرایطی، هزینههای بالاتر انرژی و حملونقل به سایر کالاها نیز منتقل میشود و فشار بر هزینه زندگی افزایش مییابد. از این منظر، جنگ تنها یک موضوع سیاست خارجی باقی نمانده و از طریق قیمت انرژی، حملونقل و کالاهای مصرفی وارد زندگی اقتصادی شهروندان آمریکایی شده است.
آیا تعرفهها عامل اصلی کاهش محبوبیت ترامپ هستند؟
بن شاپیرو، مفسر محافظهکار و از حامیان جنگ، استدلال کرده است که کاهش محبوبیت ترامپ بیشتر ناشی از نگرانیهای مربوط به هزینه زندگی و ناتوانی دولت در حل این مشکل است نه سیاست خارجی. او معتقد است آمریکاییها پیش از هر چیز به مسائل اقتصادی توجه دارند و کاهش محبوبیت ترامپ نیز از همین مسئله ناشی میشود.
افزایش قیمت انرژی و تورم، خود بخشی از پیامدهای اقتصادی جنگ هستند. در همین زمینه، به اظهارات رایان گیردوسکی، تحلیلگر محافظهکار انتخابات می توان اشاره کرد که پس از انتشار نتایج یک نظرسنجی گفته بود محبوبیت ترامپ و ارزیابی وضعیت اقتصاد پس از «روز آزادی» ابتدا افزایش یافته، سپس اندکی کاهش پیدا کرده و با آغاز جنگ ایران بهشدت افت کرده است. این دادهها مؤید این دیدگاه است که کاهش محبوبیت ترامپ را نمیتوان صرفاً به تعرفهها نسبت داد.
مسئلهای که آمریکاییها اولویت نمیدانند
با این حال، به یک تناقض مهمتر نیز باید اشاره کرد. در یک نظرسنجی فاکس نیوز که در متن مورد استناد قرار گرفته، تنها ۴ درصد از آمریکاییها جنگ ایران را مهمترین مسئله خود معرفی کردهاند. در مقابل، ۳۴ درصد هزینه زندگی را مهمترین دغدغه دانستهاند.
مارک لوین، مجری فاکس نیوز، بر اساس همین آمار استدلال کرده که جنگ ایران احتمالاً نقش تعیینکنندهای در انتخابات میاندورهای نخواهد داشت. شاپیرو نیز با این برداشت موافقت کرده است.
همین استدلال میتواند به نتیجهای متفاوت منجر شود: جنگی که بخش بزرگی از فضای سیاسی و رسانهای دولت ترامپ را به خود اختصاص داده، در حالی دنبال میشود که اکثریت رأیدهندگان مسائل اقتصادی و هزینه زندگی را در اولویت قرار دادهاند.
از این منظر، مشکل برای کاخ سفید صرفاً محبوب نبودن جنگ نیست؛ بلکه این است که دولت منابع سیاسی و توجه خود را صرف موضوعی کرده که بسیاری از رأیدهندگان آن را اولویت اصلی خود نمیدانند.
پیامدهای انتخاباتی برای جمهوریخواهان
در نهایت، جنگ ایران عاملی است که میتواند برند سیاسی جمهوریخواهان را نیز تحت فشار قرار دهد. از یک سو، دولت ترامپ تلاش دارد جنگ را اقدامی ضروری برای مقابله با ایران معرفی کند و از سوی دیگر، بخشی از افکار عمومی همچنان با مشکلات ملموس اقتصادی مانند قیمت بنزین، دیزل و کالاهای مصرفی مواجه است.
تلاش برخی محافظهکاران برای جداکردن پیامدهای اقتصادی جنگ از خود جنگ، نمیتواند این ارتباط را از میان ببرد. در این روایت، حتی اگر رأیدهندگان جنگ ایران را مستقیماً مهمترین مسئله خود ندانند، هزینههای اقتصادی ناشی از آن همچنان میتواند بر ارزیابی آنها از عملکرد دولت تأثیر بگذارد.
بخشی از جامعه آمریکا دیگر روایتهای رسمی درباره ضرورت و پیامدهای جنگ را بدون پرسش نمیپذیرد. با این حال، اینکه این تحول دقیقاً چه اثری بر انتخابات میاندورهای خواهد گذاشت، بهصورت قطعی قابل اثبات نیست. انچه مشخص است این است که جنگ ایران، از مسیر افزایش هزینههای انرژی، تشدید فشار تورمی و اشغال بخش مهمی از توجه دولت، به یکی از عوامل مؤثر در فضای سیاسی داخلی آمریکا تبدیل شده است.