پاشنهآشیل ارتش آمریکا
بلعیده شدن تاد و پاتریوت در آسمان
جنگ ایران و آمریکا آسیبپذیری پایگاههای نظامی آمریکا در برابر موشکها و پهپادها را آشکار کرده است. حملات به زیرساختهای نظامی در خلیج فارس، هزینه و دشواری پشتیبانی از نیروهای آمریکایی را افزایش داده و فرض «پایگاه امن» را زیر سؤال برده است. این تجربه در صورت درگیری با چین، بهویژه بر سر تایوان، میتواند پیامدهای بسیار گستردهتری برای توان عملیاتی آمریکا داشته باشد.
فرارو– مکث بوت، کارشناس ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس روزنامه واشنگتن پست
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، جنگ آمریکا و ایران یک آسیبپذیری مهم در راهبرد نظامی ایالات متحده را آشکار کرده است: پایگاههایی که برای دههها ستون اصلی عملیات نظامی آمریکا در مناطق مختلف جهان بودهاند، دیگر لزوماً از حملات موشکی و پهپادی مصون نیستند.
حملات ایران به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس نشان داده است که یکی از فرضهای اساسی ارتش آمریکا یعنی امکان فعالیت ایمن از پایگاههای نزدیک به میدان نبرد، دیگر قابل اتکا نیست؛ مسئلهای که در صورت وقوع درگیری با چین میتواند پیامدهایی بسیار گستردهتر داشته باشد.
پایان عصر پایگاههای امن
پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا شبکهای گسترده از پایگاههای نظامی در سراسر جهان ایجاد کرده است. این شبکه اکنون حدود ۷۵۰ پایگاه در ۸۰ کشور و قلمرو را شامل میشود. در جنگهایی مانند عراق در سالهای ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳، ارتش آمریکا پیش از آغاز عملیات، حجم عظیمی از تجهیزات و تدارکات را در پایگاههای نزدیک به منطقه درگیری مستقر میکرد؛ پایگاههایی که در ادبیات نظامی آمریکا به محل ایجاد «کوههای آهنین» از تجهیزات و ذخایر تبدیل میشدند.
این الگو بر یک فرض کلیدی استوار بود: برتری هوایی آمریکا میتواند امنیت پایگاهها را تضمین کند. در جنگهای عراق و افغانستان نیز حتی پایگاههای مستقر در مناطق ناامن تا حد زیادی توانستند به فعالیت خود ادامه دهند. اما جنگ با ایران این فرض را به چالش کشیده است.
حملات ایران و خسارت به زیرساختهای آمریکا
بر اساس گزارشی که بازرس کل وزارت دفاع آمریکا به آن استناد کرده است، حملات موشکی و پهپادی ایران در جریان جنگ به صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن آسیب زده یا آنها را منهدم کرده است. دهها فروند هواپیمای آمریکایی نیز آسیب دیده یا از بین رفتهاند.
یکی از مهمترین نمونهها، پایگاه پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا در بحرین، مقر ناوگان پنجم بوده است که در نخستین روز جنگ از چرخه عملیاتی خارج شد. مقامهای ارشد نیروی دریایی آمریکا نیز درباره شدت خسارت واردشده به این پایگاه اظهاراتی کمسابقه داشتهاند. از کار افتادن بندر بحرین، نیروی دریایی آمریکا را مجبور کرد برای پشتیبانی از ناوگان مستقر در خاورمیانه بیشتر به پایگاه دیهگو گارسیا در فاصله حدود ۲۲۰۰ مایلی متکی شود. این مسئله هزینه انتقال تجهیزات را افزایش داد و سرعت تأمین نیازهای ناوگان را کاهش داد.
فشار عملیاتی بر ناوهای آمریکا
پیامد این وضعیت تنها به آسیب دیدن ساختمانها و تجهیزات محدود نمانده است. به دلیل دشوار شدن استفاده از بنادر منطقه، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» حدود ۹ ماه در دریا باقی ماند. فشار ناشی از این وضعیت به حدی افزایش یافت که هشت نفر از نیروهای حاضر در گروه رزمی این ناو اقدام به خودکشی کردند.
این اتفاق نشان میدهد آسیبپذیری پایگاهها میتواند به زنجیرهای از مشکلات عملیاتی منجر شود؛ از دشوار شدن تأمین سوخت و تجهیزات گرفته تا افزایش زمان حضور کشتیها در دریا و فشار بر نیروهای نظامی.
سناریوی چین؛ تهدیدی بسیار بزرگتر
هشدار اصلی زمانی مطرح میشود که همین وضعیت با یک درگیری احتمالی میان آمریکا و چین مقایسه شود. چین در مقایسه با ایران از تعداد بسیار بیشتری موشک و پهپاد برخوردار است و شبکه گستردهای از قابلیتهای حمله دوربرد در اختیار دارد. در صورت وقوع جنگ بر سر تایوان، پایگاههای آمریکا در ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، گوام و حتی هاوایی میتوانند در معرض حملات قرار گیرند.
اگر بخش قابلتوجهی از این پایگاهها حتی برای مدت کوتاهی از فعالیت خارج شوند، توانایی آمریکا برای پشتیبانی از عملیات نظامی در دفاع از تایوان میتواند بهشدت تحت تأثیر قرار گیرد. به این ترتیب، مسئله فقط امنیت پایگاهها نیست؛ بلکه توانایی آمریکا برای حفظ زنجیره فرماندهی، تأمین تجهیزات، جابهجایی هواپیماها و نیروها و استمرار عملیات در یک جنگ طولانی مطرح است.
هزینه بالای دفاع در برابر پهپادهای ارزان
یکی دیگر از مشکلات مهم، عدم تناسب هزینه میان سلاح مهاجم و سامانه دفاعی است. در یکی از حملات اخیر ایران به یک پایگاه آمریکا در اردن، نیروهای آمریکایی حدود ۶۰ تا ۷۰ موشک پاتریوت و بیش از ۱۲ رهگیر تاد شلیک کردند. این در حالی است که بسیاری از پهپادها هزینه بسیار کمتری نسبت به موشکهای رهگیر دارند. بنابراین، استفاده گسترده از سامانههای گرانقیمت برای مقابله با پهپادهای ارزان میتواند ذخایر دفاع هوایی آمریکا را به سرعت کاهش دهد.
این مسئله تنها به جنگ ایران محدود نمیشود. کاهش ذخایر موشکهای رهگیر میتواند توان آمریکا برای مقابله با تهدیدات احتمالی چین، روسیه و کره شمالی را نیز محدود کند و همزمان بر توانایی حمایت از اوکراین در برابر حملات روسیه اثر بگذارد.