ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۴۷۱

نقد فیلم «خانوم والده»؛ گریم زنانه رضا عطاران جواب داده؟

نقد فیلم «خانوم والده»؛ گریم زنانه رضا عطاران جواب داده؟

فیلم سینمایی «خانوم والده» در بخش‌هایی به شوخی‌های جنسی و فرمول‌های آشنای کمدی ایرانی متکی می‌شود و نمی‌تواند از ظرفیت ایده اصلی خود به اندازه کافی استفاده کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اکران فیلم سینمایی «خانوم والده» با بازی رضا عطاران در سینماهای کشور آغاز شده است؛ فیلمی که از همان ابتدا به دلیل گریم متفاوت عطاران و ایده داستانی خود، توجه مخاطبان کمدی را جلب کرده اما همزمان با انتقادهایی درباره نوع شوخی‌ها و نحوه اجرای ایده اصلی روبه‌رو شده است. 

به گزارش فرارو، این فیلم از آن آثاری که پیش از تماشای آن، پوستر و چهره متفاوت رضا عطاران این انتظار را در مخاطب ایجاد می‌کند که با یک کمدی شلوغ و خنده‌دار روبه‌رو است. 

ایده داستان نیز در نگاه اول ظرفیت زیادی برای خلق موقعیت‌های کمیک دارد؛ دو برادر گرفتار مشکلات مالی قرار است به ارثی برسند که از مادرشان به جا مانده و یکی از آن‌ها برای رسیدن به این پول تصمیم می‌گیرد خودش را جای مادر جا بزند. 

کریم با بازی رضا عطاران به دلیل شباهت ظاهری به مادر، وارد موقعیت‌هایی می‌شود که قرار است بخش اصلی کمدی فیلم را شکل دهند. این ایده اگرچه کاملاً تازه نیست اما می‌توانست با استفاده از سوءتفاهم‌های پی‌درپی، خطر لو رفتن هویت واقعی و تفاوت رفتار شخصیت با نقشی که بازی می‌کند، به یک کمدی موقعیت جذاب تبدیل شود. 

مشکل «خانوم والده» از کجا شروع می‌شود؟ 

مسئله اصلی فیلم فاصله میان ایده و اجرای آن است. فیلمنامه در بسیاری از موقعیت‌ها به جای اینکه از هویت جعلی کریم برای ساختن موقعیت‌های تازه استفاده کند، مستقیما به سراغ شوخی‌هایی می‌رود که برای مخاطب کمدی سینمای ایران چندان ناآشنا نیستند. منظور استفاده از شوخی‌های جنسی است. این نوع شوخی به خودی خود نمی‌تواند ایراد یک فیلم کمدی محسوب شود اما زمانی که جای موقعیت‌سازی و شخصیت‌پردازی را بگیرد دامنه کمدی محدود می‌شود. 

در «خانوم والده» نیز در بخشی از صحنه‌ها، به جای استفاده از تضاد میان هویت واقعی کریم و نقشی که بازی می‌کند شوخی جنسی به انتخاب اصلی فیلم تبدیل می‌شود. 

گریم رضا عطاران؛ برگ برنده یا تکرار یک فرمول؟ 

خانوم والده

زن‌پوشی رضا عطاران می‌توانست تنها یکی از ابزارهای کمدی باشد نه موتور اصلی آن. جذابیت چنین موقعیتی زمانی بیشتر می‌شود که شخصیت برای حفظ هویت جعلی خود مجبور باشد رفتار و حتی شیوه صحبت کردنش را تغییر دهد و در هر لحظه احتمال فاش شدن هویتش وجود داشته باشد. 

اما در «خانوم والده» بخشی از شوخی‌ها مستقیما از ظاهر شخصیت و شرایط ناشی از آن می‌آید. به همین دلیل پس از مدتی برخی از این موقعیت‌ها قابل پیش‌بینی می‌شوند و گریم زنانه عطاران نمی‌تواند به تنهایی تازگی لازم را ایجاد کند. 

بخش قابل توجهی از جذابیت فیلم به حضور رضا عطاران وابسته است. عطاران همچنان توانایی ایجاد موقعیت‌های کمیک و ارتباط گرفتن با مخاطب را دارد، اما در این فیلم نیز بخش زیادی از بار کمدی بر ویژگی‌هایی قرار گرفته که مخاطب پیش از این در نقش‌های کمدی او دیده است. 

حتی گریم متفاوت او نیز الزاماً به معنای شکل‌گیری یک شخصیت متفاوت نیست. در نتیجه انتظار اولیه‌ای که از ظاهر جدید عطاران ایجاد می‌شود، در برخی بخش‌ها با آنچه در روایت اتفاق می‌افتد فاصله پیدا می‌کند. 

 حضور عباس جمشیدی فر به عنوان مکمل  در بعضی موقعیت‌ها به ریتم فیلم کمک می‌کند اما فیلمنامه در همه صحنه‌ها از ظرفیت رابطه میان دو شخصیت اصلی برای ساخت موقعیت‌های تازه استفاده نمی‌کند. 

«خانوم والده» در برخی بخش‌ها ریتم مناسبی دارد و می‌تواند مخاطب را سرگرم کند اما این ریتم همیشه پایدار نیست. فیلم هر زمان که روی موقعیت داستانی و سوءتفاهم میان شخصیت‌ها تمرکز می‌کند، امکان بیشتری برای شکل‌گیری کمدی دارد و هر زمان که به شوخی‌های مستقیم و آشنا متکی می‌شود، از این ظرفیت فاصله می‌گیرد. 

«خانوم والده» در نهایت چه چیزی کم دارد؟ 

مشکل اصلی فیلم را نمی‌توان صرفاً به بازیگران یا ایده اولیه نسبت داد. ایده مردی که خودش را جای مادرش جا می‌زند ظرفیت کافی برای ساخت یک کمدی موقعیت را دارد اما فیلمنامه نتوانسته در تمام طول فیلم از این ظرفیت استفاده کند. 

«خانوم والده» در نتیجه بیشتر شبیه کمدی‌ای است که برای سرگرم کردن مخاطب به فرمول‌های امتحان‌شده تکیه کرده است. با این حال فاصله میان ظرفیت داستان و اجرای آن به وضوح به چشم می‌آید.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات