ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۴۹۴۹

پایان «صلح آمریکایی» در خاورمیانه

آیا نظم خاورمیانه در حال تغییر است؟

آیا نظم خاورمیانه در حال تغییر است؟

جنگ ایران و آمریکا شکاف‌های اخلاقی، راهبردی و سیاسی در نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا در خاورمیانه را آشکارتر کرده است. بی‌اعتمادی به تضمین‌های واشنگتن، جنگ غزه، تحولات اسرائیل و توافق‌های منطقه‌ای، کشورهای عربی و دیگر قدرت‌های منطقه را به سمت ایجاد سازوکارهای امنیتی مستقل‌تر و چندجانبه‌تر سوق داده است.

فرارو – میشل یانگ، کارشناس ارشد مسائل بین الملل در بنیاد کارنگی برای صلح بین الملل

به گزارش فرارو به نقل از بنیاد کارنگی برای صلح بین الملل، در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای پرتنش شده و دولت دونالد ترامپ تلاش می‌کند عملکرد نظامی خود را به‌عنوان یک پیروزی راهبردی معرفی کند، تحولات منطقه نشانه‌های مهمی از تغییر در نظم امنیتی خاورمیانه را آشکار کرده است. نظمی که دهه‌ها بر محور نقش امنیتی آمریکا شکل گرفته بود، اکنون با مجموعه‌ای از بحران‌های اخلاقی، راهبردی و سیاسی روبه‌روست و کشورهای مهم منطقه بیش از گذشته به دنبال سازوکارهایی مستقل از واشنگتن برای تأمین امنیت خود هستند.

سه شکاف در نظم آمریکایی

نظم موسوم به «صلح آمریکایی» در خاورمیانه پس از پایان جنگ سرد با تکیه بر ترتیبات امنیتی، حضور نظامی آمریکا و برتری این کشور در منطقه شکل گرفت. اما جنگ غزه و سپس جنگ ایران، سه شکاف مهم در این ساختار ایجاد کرده است.

نخستین شکاف، شکافی اخلاقی است. ادامه جنگ در غزه و حمایت نظامی و سیاسی آمریکا از اسرائیل باعث شده بخش بزرگی از افکار عمومی خاورمیانه به این نتیجه برسد که نظم امنیتی موجود بیش از آنکه بر امنیت همه کشورهای منطقه استوار باشد، بر حفظ امنیت اسرائیل متمرکز است. در این نگاه، مسئله فلسطین به نمادی از یک استاندارد دوگانه تبدیل شده است؛ به این معنا که برخی مردم منطقه معتقدند حقوق و امنیت فلسطینی‌ها در مقایسه با دیگر گروه‌هایی که مورد حمایت کشورهای غربی قرار می‌گیرند، از اهمیت کمتری برخوردار است.

وقتی چتر امنیتی آمریکا کارایی خود را از دست می‌دهد

پرسش اساسی این است که آمریکا چگونه می‌تواند یک نظم امنیتی پایدار در خاورمیانه ایجاد کند، در حالی که در برابر بحران‌های منطقه‌ای قادر یا مایل به تأمین امنیت همه بازیگران نیست و همزمان بخش بزرگی از مردم منطقه احساس می‌کنند منافع و خواسته‌هایشان نادیده گرفته می‌شود.

نمونه مهم در این زمینه به سال ۲۰۱۹ بازمی‌گردد؛ زمانی که تأسیسات نفتی آرامکو در بقیق و خریص هدف حمله قرار گرفت و عربستان سعودی انتظار داشت واشنگتن واکنش قاطعی نشان دهد، اما چنین واکنشی رخ نداد. این تجربه به ریاض نشان داد که نمی‌تواند امنیت خود را به‌طور کامل به آمریکا واگذار کند.

یکی از پیامدهای همین تحول، توافق پکن میان ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳ بود. ریاض با این توافق از رابطه با آمریکا فاصله نگرفت، اما نشان داد که دیگر نمی‌خواهد تمام ظرفیت امنیتی خود را تنها به چتر امنیتی واشنگتن وابسته کند.

شکاف راهبردی و پایان سیاست مهار ایران

توافق تهران و ریاض در عین حال نشانه‌ای از تغییر محاسبات منطقه‌ای درباره سیاست آمریکا در قبال ایران بود. تلاش چند دهه‌ای واشنگتن برای منزوی کردن و تغییر ساختار سیاسی ایران، از نگاه عربستان و دیگر کشورهای منطقه، نتیجه‌ای قطعی به همراه نداشت. در نتیجه، شکاف اخلاقی ایجادشده بر سر غزه با یک شکاف راهبردی همراه شد. کشورهای منطقه بیش از گذشته به این نتیجه رسیدند که باید برای امنیت خود گزینه‌های دیگری نیز در اختیار داشته باشند.

در ابتدا عربستان همچنان به دنبال دریافت تضمین‌های امنیتی بیشتر از آمریکا بود. یکی از شروط اصلی ریاض برای توافق احتمالی با اسرائیل، انعقاد پیمان دفاعی متقابل با واشنگتن و دریافت کمک آمریکا برای برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان بود. اما جنگ غزه این روند را متوقف کرد. گسترش کشتار و افزایش خشم عمومی در جهان عرب، هزینه سیاسی هرگونه توافق میان عربستان و اسرائیل را بالا برد و ریاض را با احتیاط بیشتری نسبت به چنین طرحی مواجه کرد.

اسرائیل و رؤیای نظم جدید خاورمیانه

طرح موسوم به توافق‌های ابراهیم از ابتدا فقط یک پروژه عادی عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی نبود. واشنگتن امیدوار بود پیوستن عربستان به این روند، ساختار جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند که در آن اسرائیل نقش نظامی محوری داشته باشد و آمریکا بتواند بخشی از نیروهای خود را از منطقه خارج کند، بدون آنکه نفوذ راهبردی خود را از دست بدهد. اما جنگ غزه، این تصور را تغییر داد.

در ادامه جنگ، اسرائیل بار دیگر وارد غزه شد و بحث درباره خروج اجباری جمعیت فلسطینی مطرح شد. همچنین حمله به دفتر حماس در دوحه، تحولات سوریه، حضور اسرائیل در بخش‌هایی از جنوب سوریه و لبنان و تلاش برای تثبیت موقعیت منطقه‌ای اسرائیل، نگرانی کشورهای عربی را افزایش داد. حتی جنگ ایران نیز از همین زاویه اهمیت دارد. اسرائیل امیدوار بود مداخله مستقیم آمریکا بتواند جمهوری اسلامی را تضعیف یا سرنگون کند، اما نتیجه این جنگ مطابق انتظار تل‌آویو پیش نرفت.

خاورمیانه دیگر نمی‌خواهد نقش فرعی داشته باشد

کشورهای بزرگ منطقه تمایل ندارند امنیت و آینده سیاسی خود را در چارچوبی تعریف کنند که واشنگتن و تل‌آویو طراحی کرده باشند. این تحول را می‌توان سومین شکاف در نظم آمریکایی دانست. برای دهه‌ها این تصور وجود داشت که تحولات مطلوب در خاورمیانه باید از مسیر چارچوب‌هایی عبور کند که آمریکا طراحی یا هدایت می‌کند. اکنون اما برخی کشورهای منطقه به دنبال ساختارهایی هستند که در آنها خودشان نقش اصلی‌تری داشته باشند.

یکی از نمونه‌های این روند، توافق دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در هفتم اوت است. این توافق از سوی برخی ناظران به اشتباه اقدامی مستقیم علیه کشورهای خاص یا اعلام استقلال امنیتی از آمریکا تفسیر شد. اما در چارچوب تحلیل حاضر، هدف اصلی آن ایجاد نوعی معماری امنیتی منطقه‌ای جدید است؛ معماری‌ای که بتواند از شکل‌گیری یک قدرت هژمونیک جلوگیری کند و بر ایجاد توازن میان بازیگران استوار باشد.

پایان «صلح آمریکایی»

هنوز مشخص نیست ساختارهای امنیتی جدید منطقه تا چه اندازه موفق خواهند بود. اما یک تحول مهم در حال وقوع است: کشورهای خاورمیانه بیش از گذشته به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌توانند امنیت بلندمدت خود را تنها به تصمیمات واشنگتن وابسته کنند. جنگ ایران این روند را تشدید کرده است. بنیامین نتانیاهو تلاش کرد آمریکا را وارد جنگی کند که قرار بود معادلات منطقه را تغییر دهد و ترامپ نیز به این راهبرد پیوست؛ اما نتیجه جنگ با آنچه اسرائیل انتظار داشت فاصله پیدا کرد.

در چنین شرایطی، شکست یا موفقیت نهایی جنگ تنها به میدان نظامی محدود نمی‌شود. یکی از پیامدهای مهم آن می‌تواند تغییر محاسبات کشورهای منطقه درباره نقش آمریکا باشد. خاورمیانه ممکن است همچنان به همکاری با واشنگتن نیاز داشته باشد، اما مسئله این است که آیا این کشورها همچنان حاضرند امنیت خود را به یک قدرت خارجی وابسته کنند یا به سمت نظامی چندجانبه‌تر و مبتنی بر موازنه منطقه‌ای حرکت خواهند کرد.

بر اساس این تحلیل، جنگ ایران بیش از آنکه صرفاً یک درگیری نظامی باشد، می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ نظم امنیتی خاورمیانه باشد؛ نظمی که برای دهه‌ها تحت تأثیر آمریکا قرار داشت و اکنون در حال حرکت به سمت ساختاری است که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نقش بسیار بیشتری در تعیین قواعد بازی خواهند داشت.

ارسال نظرات
خط داغ