ترنج موبایل
-
کد خبر: ۱۰۰۲۶۲۲

آمریکا در دوراهی جنگ و خروج

جنگ ایران در مسیر «بن‌بست به سبک اوکراین»

جنگ ایران در مسیر «بن‌بست به سبک اوکراین»

بر اساس این گزارش، آمریکا پس از ناکامی در تحقق اهداف جنگ ایران، میان ادامه حملات مقطعی و خروج از جنگ با اعلام پیروزی مردد است. تشدید تحریم‌ها نیز با وجود فشار اقتصادی، نتوانسته تغییر سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند. در مقابل، ایران بازگشایی تنگه هرمز را به لغو تحریم‌ها و مهار اسرائیل مشروط کرده است. اختلاف بر سر این شروط، همراه با دشواری‌های دیپلماتیک، خطر تبدیل جنگ به یک بن‌بست طولانی‌مدت را افزایش داده و پیامدهای اقتصادی آن برای جهان و مصرف‌کنندگان آمریکایی تشدید شده است.

فراروـ هریسون برگر، روزنامه‌نگار نشریه «دراپ سایت نیوز».

به گزارش فرارو به نقل از نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت»، آمریکا در دستیابی به چهار هدف اصلی خود از جنگ با ایران ـ تغییر نظام، نابودی موشک‌های بالستیک دوربرد، توقف غنی‌سازی هسته‌ای و پایان‌دادن به حمایت تهران از نیروهای مقاومت منطقه‌ای ـ ناکام مانده است. اکنون مقام‌های آمریکایی بار دیگر به مجموعه‌ای از راهکارهای آزموده‌شده اما ناکام روی آورده‌اند.

دو راهی آمریکا برای پایان جنگ ایران؛ ادامه حملات یا خروج از منطقه

طی چهار هفته گذشته، دولت آمریکا کوشید از طریق «عملیات طرد اقتصادی» و تشدید تحریم‌ها، ایران را تحت فشار قرار دهد؛ همان نظام تحریمی که طی دهه‌ها اقتصاد ایران را هدف گرفته، اما نتوانسته اختلافات اساسی را حل‌وفصل کند.

با کم‌رنگ‌شدن این راهبرد، دولت ترامپ بار دیگر به گزینه قدیمی حملات نظامی علیه ایران بازگشته است؛ حملاتی که آنها نیز نتوانسته‌اند اهداف تعیین‌شده را محقق کنند. اکنون، در شرایطی که احتمال شکست ناشی از اقدامات خود آمریکا مطرح است، واشنگتن دو مسیر تازه را برای ادامه این روند بررسی می‌کند.

نخستین گزینه، که وال‌استریت ژورنال چهارشنبه گذشته از آن خبر داد، تمدید و رسمی‌کردن حملات مقطعی و متناوب کنونی است؛ راهبردی که مقام‌های آمریکایی آن را «چمن‌زنی» می‌نامند. این راهبرد بر استفاده دوره‌ای از نیروی نامتناسب استوار است؛ روشی که اسرائیل پیش از آغاز کارزار گسترده و ظاهراً بی‌پایان خود در غزه، پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نیز به کار گرفت. در حمایت از این گزینه، پنتاگون استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه را تا سال ۲۰۲۷ تمدید کرده است.

گزینه دوم، که بنا بر گزارش‌ها در کاخ سفید بررسی شده، اعلام پیروزی و خروج آمریکا از جنگ است؛ ایده‌ای که به گزارش وال‌استریت ژورنال، از حمایت ترامپ برخوردار است. جو کنت، مدیر پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم که در اعتراض به جنگ ایران استعفا کرد، نیز از این گزینه حمایت کرده و در شبکه ایکس خواستار «تنظیم مجدد شرایط توافق» با ایران از طریق «خارج‌کردن نیروها و کشتی‌های آمریکا از منطقه» شده است.

ایده خروج آمریکا و «اعلام پیروزی» حتی در محافل رسمی نیز در حال محبوب‌شدن است. با این حال، با توجه به محدودیت تاریخی تحریم‌ها در دستیابی به نتایج سیاسی و همچنین مطالبات کنونی ایران، بعید به نظر می‌رسد این راهبرد بتواند به بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از پیامدهای اقتصادی ناشی از اهرم فشار ایران بر این آبراه برای اقتصاد جهانی منجر شود.

جنگ ایران در مسیر «بن‌بست به سبک اوکراین»

دانشمندان علوم سیاسی سال‌هاست درباره توانایی فشار اقتصادی و تحریم‌های آمریکا برای تغییر نتایج سیاسی تردید دارند؛ به‌ویژه زمانی که کشور هدف، دلیلی برای اطمینان از لغو این اقدامات در ازای تغییر رفتار خود نداشته باشد. پژوهشگرانی مانند دیوید سیگل صراحتاً می‌گویند این ابزارها «کارساز نیستند». جنت یلن، از مقام‌های آمریکایی، نیز اذعان کرده است که تحریم‌های ایران اگرچه یک «بحران اقتصادی واقعی» ایجاد کرده‌اند، اما نتایج سیاسی آنها «بسیار کمتر از چیزی بوده که در حالت ایده‌آل می‌خواستیم».

سیگل در پژوهش جدید خود، شکست تحریم‌های آمریکا علیه روسیه در تغییر رفتار این کشور مطابق منافع آمریکا و ناتو را بررسی کرده است. او توضیح می‌دهد کشورهای هدف انگیزه زیادی برای تسلیم‌نشدن دارند و حتی ممکن است با افزایش حمایت سیاسی داخلی مواجه شوند؛ زیرا می‌توانند مشکلات اقتصادی را به قدرتی خارجی نسبت دهند. به گفته سیگل، این مسئله امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، زیرا کشورهای تحت تحریم می‌توانند به چین روی بیاورند.

در چنین شرایطی، احتمال اینکه فشار اقتصادی به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود، بیش از پیش کاهش می‌یابد؛ به‌ویژه آنکه لغو تحریم‌ها یکی از پیش‌شرط‌های ایران برای بازگشایی تنگه است و چنین اقدامی به رأی کنگره آمریکا نیاز دارد؛ جایی که این پیشنهاد با موانع جدی روبه‌رو خواهد شد.

اما شاید مهم‌ترین دلیل ناکامی راهبرد «خروج و اعلام پیروزی» در بازگشایی تنگه هرمز و کاهش فاجعه اقتصادی پیش‌رو، این باشد که ایران آزادی کشتیرانی در این آبراه را به مهار اسرائیل از سوی آمریکا مشروط کرده است؛ در حالی که واشنگتن طی سال‌ها نشان داده تمایلی به چنین اقدامی ندارد.

توافق ۱۷ ژوئن میان آمریکا و ایران، واشنگتن را ملزم می‌کرد اسرائیل را به خروج از لبنان وادار کند، اما آمریکا در اجرای این تعهد ناکام ماند. پس از آن نیز اقدامات تحریک‌آمیز آمریکا و اسرائیل موجب شد ایران مطالبات خود برای آتش‌بس را به جبهه‌های دیگر، از جمله عراق، یمن و فلسطین، گسترش دهد.

مسیر دستیابی به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ، با تقویت این دیدگاه در جهان که نویسنده کتاب «هنر معامله» توان انجام توافق ندارد، پیچیده‌تر شده است. نتایج نظرسنجی پولیتیکو در سال ۲۰۲۵ از دیپلمات‌های ۱۵ کشور نشان می‌دهد مقام‌های خارجی، روند معامله‌گری ترامپ را «واکنشی و فاقد جهت‌گیری روشن» توصیف کرده‌اند.

دونالد ترامپ همچنین تاکنون نتوانسته جنگ نیابتی در اوکراین را ـ که وعده داده بود ظرف «۲۴ ساعت» پس از ورود به کاخ سفید پایان دهد ـ حل‌وفصل کند. کاخ سفید در غزه نیز نتوانسته به توافق صلح دست یابد.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد جنگ گسترده‌تر ایران با سرعت به‌سوی وضعیتی پیش می‌رود که مدیرعامل یک شرکت کشتیرانی دانمارکی در گفت‌وگو با فایننشال تایمز آن را «بن‌بست به سبک اوکراین» خوانده است. مدیرعامل شرکت «تورِن» در ماه اوت گفت رهبران کشورهای خلیج فارس دریافته‌اند باید خود را برای وضعیتی طولانی‌مدت آماده کنند؛ وضعیتی که ممکن است نه چند روز یا چند هفته، بلکه ماه‌ها یا سال‌ها ادامه یابد.

او همچنین گفت با توجه به عملکرد آمریکا، تصور بازگشت جهان به شرایط ۱۰ سال گذشته در آینده قابل پیش‌بینی، «رؤیایی غیرواقعی» است.

پیامدهای این وضعیت طولانی‌مدت به‌زودی برای مصرف‌کنندگان آمریکایی نیز ملموس‌تر خواهد شد؛ زیرا کنترل ایران بر تنگه هرمز، قیمت گازوئیل را به بالاترین سطح تاریخی خود رسانده است. در نتیجه، جلوگیری از یک فاجعه اقتصادی مستلزم پذیرش شرایطی از سوی آمریکا خواهد بود که واشنگتن تاکنون حاضر به پذیرش آنها نبوده است. صرف اعلام پیروزی و خروج از جنگ، راه‌حل این مسئله نخواهد بود.

نویسنده : هریسون برگر
ارسال نظرات
خط داغ