ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۲۳۰۱

جنگی که قرار بود کوچک باشد، به باب‌المندب کشیده شد

چگونه معادله جنگ ایران و آمریکا تغییر کرد؟

چگونه معادله جنگ ایران و آمریکا تغییر کرد؟

نقشه ترامپ برای فشار اقتصادی و محاصره ایران، اگرچه می‌تواند دشوارهایی برای تهران ایجاد کند اما هم‌زمان خطر پذیرش ریسک‌های بزرگ‌تر از سوی ایران و گسترش جنگ را افزایش می‌دهد. این درگیری ممکن است از دوره ریاست‌جمهوری ترامپ فراتر رود و به بحرانی منطقه‌ای تبدیل شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- مارک چمپیون، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس بلومبرگ

به گزارش فرارو به نقل از بلومبرگ، در پلن بی دونالد ترامپ برای مقابله با ایران یعنی تشدید فشار اقتصادی و تلاش برای به زانو درآوردن اقتصاد جمهوری اسلامی، یک پیامد ناخواسته وجود دارد: هرچه فشار آمریکا مؤثرتر باشد، رهبران ایران نیز ممکن است برای مقابله با آن، ریسک‌های بزرگ‌تری را بپذیرند. اگر موفقیت این سیاست را با میزان فشاری که بر تهران وارد می‌کند بسنجیم، محاصره و تحریم‌های آمریکا ظاهراً در حال اثرگذاری هستند؛ اما همین موفقیت می‌تواند سطح رویارویی را به نقطه‌ای برساند که هزینه‌های آن از آمادگی واشنگتن برای پرداخت فراتر برود.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که رویارویی با ایران تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و چه میزان اختلال و هزینه به همراه خواهد داشت؛ به‌ویژه اکنون که دونالد ترامپ گفته انتظار دارد این وضعیت تا انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر ادامه پیدا کند. رئیس‌جمهور آمریکا ظاهراً معتقد است پس از انتخابات، بحران می‌تواند به‌سرعت پایان یابد، زیرا تهران دیگر انتخابات را به‌عنوان یک اهرم فشار در اختیار نخواهد داشت و در نتیجه برای توافق آماده خواهد شد. اما این برداشت بیش از اندازه خوش‌بینانه به نظر می‌رسد.

جنگ ایران و کابوس یک درگیری بی‌پایان

بر اساس گزارش ۹ سپتامبر وال‌استریت ژورنال، شماری از ارشدترین مشاوران دونالد ترامپ، همان افرادی که در ماه فوریه او را از ورود به جنگ برحذر داشته بودند، اکنون به او هشدار داده‌اند که درگیری با ایران ممکن است حتی از دوره ریاست‌جمهوری او نیز فراتر برود. این ارزیابی احتمالاً چندان دور از واقعیت نیست. اما هشدار مهم‌تر این است که جنگ نه‌تنها ممکن است طولانی شود، بلکه خطر گسترش آن نیز وجود دارد. آنچه دونالد ترامپ در ابتدا «جنگی کوچک» تصور می‌کرد، به‌سرعت در حال تبدیل شدن به مناقشه‌ای گسترده‌تر بر سر آینده خاورمیانه و جایگاه آمریکا در این منطقه است.

واقعیت این است که درباره بسیاری از متغیرهای تعیین‌کننده این بحران، هنوز اطلاعات قطعی در دست نیست. مشخص نیست ایران چه تعداد موشک و سکوی پرتاب در اختیار دارد، با چه سرعتی می‌تواند توان موشکی خود را بازسازی کند و تا چه اندازه قادر است تجهیزات بیشتری را از منابع خارجی تأمین کند. آینده بازار انرژی نیز روشن نیست و نمی‌توان با اطمینان پیش‌بینی کرد فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا چگونه بر دونالد ترامپ اثر خواهد گذاشت یا تحولات اجتماعی و سیاسی داخل ایران به چه سمتی حرکت خواهد کرد.

با وجود این ابهام‌ها، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: نظام ایران توان تشدید درگیری را در اختیار دارد و ممکن است در شرایطی که پیش‌تر از آن پرهیز می‌کرد، دامنه اقدامات خود را افزایش دهد. تهران به‌خوبی می‌داند که آمریکا از توان وارد کردن ویرانی گسترده‌ای برخوردار است؛ همان سطحی از ویرانی که دونالد ترامپ پیش‌تر آن را تهدید کرده است. به همین دلیل، حتی نظام ایران نیز تا زمانی که امکان داشته باشد از اقدامی که چنین واکنشی را تحریک کند، اجتناب خواهد کرد. با این حال، ممکن است شرایط اکنون به نقطه‌ای رسیده باشد که این محاسبه دیگر مانند گذشته قابل حفظ نباشد.

از هرمز تا باب‌المندب؛ حلقه محاصره انرژی در حال تکمیل شدن

یکی از اقداماتی که می‌تواند درگیری را به مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر وارد کند، هدف قرار دادن و نابودی یک ناو جنگی آمریکایی است. چنین حادثه‌ای برای دونالد ترامپ یک شکست و تحقیر جدی محسوب می‌شود، به‌ویژه اگر به کشته یا زخمی شدن صدها نیروی آمریکایی منجر شود؛ اتفاقی که می‌تواند واکنش سخت و گسترده واشنگتن را به دنبال داشته باشد.

ایران دست به اقدامی زده که ریسک چنین تشدیدی را افزایش می‌دهد. از ۴ سپتامبر، موشک‌های بالستیک ایران چندین شناور نظامی آمریکا را هدف قرار داده‌اند. 

در کنار این تحول، تنگه باب‌المندب نیز از مدت‌ها پیش یکی از نقاطی بود که می‌توانست مسیر جنگ را تغییر دهد. این احتمال وجود داشت که تهران از متحدان حوثی خود در یمن بخواهد عبور و مرور دریایی در این تنگه را مختل کنند. باب‌المندب یکی از مسیرهای اصلی ورود و خروج کشتی‌ها از دریای سرخ است.

عربستان سعودی نیز حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام در روز را از این مسیر منتقل می‌کند؛ نفتی که در شرایط عادی از طریق تنگه هرمز از خلیج فارس صادر می‌شود. بنابراین، مختل شدن این مسیر جایگزین می‌تواند آثار انسداد هرمز را تشدید کند و هزینه‌های تجارت جهانی و فشارهای تورمی را افزایش دهد.

اکنون به نظر می‌رسد این احتمال نیز از مرحله تهدید و سناریو فراتر رفته است. حوثی‌ها هفته گذشته چندین موشک به سمت عربستان سعودی شلیک کردند که بیش از ۷۰ نفر را زخمی کرد. هم‌زمان، نیروهای زمینی این گروه شهر بندری مخا و بنا بر گزارش‌ها چند جزیره اطراف آن را به کنترل خود درآوردند.

تحول مذکور می‌تواند برای حوثی‌ها و تهران اهمیت راهبردی زیادی داشته باشد؛ زیرا موقعیت جدید می‌تواند امکان استقرار سکوهای پرتاب موشک و قایق‌های تندرو حوثی‌ها را در فاصله‌ای کمتر از ۵۰ مایلی از گذرگاه باریک باب‌المندب فراهم کند.

اگر حوثی‌ها بتوانند این دستاوردهای سرزمینی را تثبیت کنند، ممکن است به موقعیتی برسند که کنترل بلندمدت و مؤثری بر باب‌المندب در اختیار داشته باشند؛ وضعیتی که از جهاتی به خواسته ایران برای کنترل پایدار تنگه هرمز شباهت دارد. در چنین شرایطی، دو نیروی مخالف غرب می‌توانند بر دو گذرگاه مهم و جریان‌های حیاتی نفت، گاز طبیعی مایع‌شده و کودهای شیمیایی از منطقه خلیج فارس تسلط پیدا کنند.

بحران باب‌المندب؛ عربستان در جست‌وجوی راه خروج

بر اساس گزارش آکسیوس، محمد بن سلمان هفته گذشته دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و از او خواست دستور حملات هوایی آمریکا علیه مواضع حوثی‌ها را صادر کند. اما ترامپ با این درخواست موافقت نکرد؛ تصمیمی که با توجه به تمایل او برای جلوگیری از گشوده شدن یک جبهه جدید در جنگ قابل درک است. با این حال، مسئله ممکن است از مرحله‌ای که می‌شد با باز کردن یا نبستن یک جبهه جدید مدیریت کرد، عبور کرده باشد. اگر حوثی‌ها کنترل باب‌المندب را به دست بگیرند، جبهه یمن و جبهه هرمز عملاً می‌توانند به یک بحران واحد تبدیل شوند و تصرف مخا نیز این سناریو را به واقعیت نزدیک‌تر کرده است.

تحولات آخر هفته نیز بر نگرانی‌ها افزوده است. پهپادهایی که از عراق شلیک شدند خط لوله شرق - غرب عربستان را که نفت این کشور را به دریای سرخ منتقل می‌کند هدف قرار دادند. این حمله باعث توقف فعالیت خط لوله شد و در ادامه، قیمت نفت خام بار دیگر افزایش یافت.

دونالد ترامپ ممکن است هنوز ابعاد راهبردی این تحول را به‌طور کامل درک نکرده باشد، اما عربستان اکنون با انتخاب دشواری روبه‌رو است. ریاض یا باید وارد رویارویی مستقیم با حوثی‌ها شود؛ اقدامی که احتمالاً بدون حمایت آمریکا یا یک قدرت نظامی دیگر بسیار دشوار خواهد بود، یا مسیر مذاکره و توافق با آنها را در پیش بگیرد. گزینه دوم نیز احتمالاً بدون کاهش تنش با ایران امکان‌پذیر نخواهد بود و در صورت تحقق، می‌تواند توازن قدرت در خلیج و شبه‌جزیره عربستان را به شکل قابل‌توجهی تغییر دهد.

تبلیغات
نویسنده : مارک چمپیون
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات