ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۷۹۱

نگاهی به سریال‌های در حال پخش؛ از «مرد سه هزار چهره» تا «بامداد خمار»

نگاهی به سریال‌های در حال پخش؛ از «مرد سه هزار چهره» تا «بامداد خمار»

سریال «مرد سه هزار چهره» با شصت‌چی برگشته و «بامداد خمار» همچنان مخاطبانش را دنبال خود می‌کشاند. در کنار آن‌ها سریال‌های جنایی و معمایی مانند «اعتراف می‌کنم» تلاش می‌کنند جای خود را در میان مخاطبان باز کنند اما کدام‌یک توانسته‌اند از ایده اولیه خود فراتر بروند؟

فرارو- فردا قسمت جدید «بامداد خمار» منتشر می‌شود و در همین روزها مخاطبان تلویزیون و شبکه نمایش خانگی با مجموعه‌ای متنوع از سریال‌ها روبه‌رو هستند؛ آثاری که از درام تاریخی و جنایی تا کمدی و داستان‌های معمایی را شامل می‌شوند. 

به گزارش فرارو، با این حال، تنوع ژانرها لزوماً به معنای تنوع کیفیت نیست. بعضی سریال‌ها با وجود ایده جذاب، در فیلمنامه و ریتم دچار مشکل شده‌اند و برخی دیگر توانسته‌اند با وجود ضعف‌هایشان همچنان مخاطب را همراه کنند. 

«بامداد خمار»، «کوری» و «کنکل» در میان آثار جدی‌تر قرار می‌گیرند، در حالی که «مرد سه هزار چهره» و «اسباب زحمت» مسیر کمدی را دنبال می‌کنند. «نیم‌رخ»، «اعتراف می‌کنم» و «بدنام» نیز هرکدام با مسائل متفاوتی در روایت و اجرا مواجه‌اند. در ادامه، نگاهی داریم به وضعیت سریال‌های در حال پخش تلویزیون و شبکه نمایش خانگی و نقاط قوت و ضعف هرکدام. 

سریال «بامداد خمار» 

بامداد خمار

فصل دوم «بامداد خمار» در ادامه داستان محبوبه و رحیم، بیش از آنکه با کمبود ظرفیت داستانی مواجه باشد از مشکلاتی در اجرا و پیشبرد روایت رنج می‌برد. سریال همچنان از نظر طراحی صحنه، لباس، فیلمبرداری و بازسازی فضای تاریخی، یکی از نقاط قوت خود را حفظ کرده است؛ اما جذابیت بصری به تنهایی نمی‌تواند ضعف‌های فیلمنامه را جبران کند. 

ریتم روایت یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف فصل دوم است. داستان در بخش‌هایی بیش از اندازه کش پیدا می‌کند و برخی موقعیت‌ها به جای آنکه به پیشرفت قصه یا شناخت بیشتر شخصیت‌ها کمک کنند، تکراری به نظر می‌رسند. از سوی دیگر شخصیت‌پردازی نیز در مواردی عمق لازم را ندارد و همین مسئله باعث شده تصمیم‌ها و واکنش‌های برخی شخصیت‌ها برای مخاطب چندان غافلگیرکننده نباشد. 

رابطه محبوبه و رحیم نیز همچنان یکی از چالش‌های اصلی سریال است. با وجود اهمیت این رابطه در شکل‌گیری داستان، عشق میان این دو شخصیت همیشه آن‌طور که باید برای مخاطب باورپذیر و تاثیرگذار از کار درنیامده است. دیالوگ‌های کم‌رمق و ریتم کند نیز فاصله عاطفی میان مخاطب و شخصیت‌ها را بیشتر می‌کند. 

با این حال، «بامداد خمار» همچنان به واسطه فضای تاریخی و کیفیت تولید، اثری دیدنی است؛ اما فصل دوم بیش از هر چیز این حس را ایجاد می‌کند که ظرفیت داستان می‌توانست به اثری منسجم‌تر و تاثیرگذارتر تبدیل شود. 

امتیاز: ۶ از ۱۰

سریال «نیم رخ» 

سریال نیم رخ

این اثر یکی از تازه‌ترین سریال‌های معمایی نمایش خانگی است که تلاش می‌کند با ترکیب یک پرونده مشکوک، روابط پیچیده شخصیت‌ها و فضای روان‌شناختی، مخاطب را تا قسمت بعد با خود همراه کند. سریال از همان ابتدا اطلاعات را قطره‌ای ارائه می‌دهد و ترجیح می‌دهد به‌جای پاسخ، سؤال‌های بیشتری ایجاد کند؛ روشی که خطر کش‌دار شدن روایت را هم به همراه دارد. 

یکی از نقاط قوت «نیم‌رخ» بازی حامد کمیلی است که شخصیت اصلی را میان مظنون بودن و قربانی بودن معلق نگه می‌دارد. بازی بهاره کیان‌افشار نیز به شکل‌گیری فضای پرتنش میان شخصیت‌ها کمک کرده است. با این حال، مشکل اصلی سریال در دو قسمت نخست بیشتر به فیلمنامه بازمی‌گردد. چند خط داستانی هم‌زمان شکل می‌گیرد و هنوز مشخص نیست کدام‌یک قرار است به محور اصلی تبدیل شود. 

«نیم‌رخ» فعلاً بیش از آنکه یک تریلر کامل باشد، وعده یک تریلر جذاب است. اگر سریال بتواند در ادامه پاسخ‌هایی درخور برای معماهای ایجادشده ارائه کند، ظرفیت تبدیل شدن به یک اثر قابل‌توجه را دارد؛ در غیر این صورت، همین ابهام‌ها می‌توانند به پاشنه آشیل آن تبدیل شوند. 

امتیاز: ۴ از ۱۰

سریال «اعتراف می‌کنم» 

اعتراف میکنم

این سریال بعد از پخش شش قسمت، همچنان یکی از متفاوت‌ترین سریال‌های در حال پخش است اما تفاوت لزوماً به معنای موفقیت نیست. سریال تلاش می‌کند با تکیه بر بازجویی، گفت‌وگو و بازی بازیگران، تعلیق بسازد و از کلیشه‌های رایج درام‌های جنایی فاصله بگیرد. این ایده روی کاغذ جذاب است اما در اجرا همیشه جواب نمی‌دهد. 

مهم‌ترین مشکل سریال، نوسان کیفیت پرونده‌هاست. بعضی قسمت‌ها به لطف بازی بازیگران مهمان و فضاسازی قابل قبول پیش می‌روند، اما در برخی اپیزودها فیلمنامه آن‌قدر که باید پیچیده و غافلگیرکننده نیست. گاهی اطلاعات صرفاً دیرتر از زمان لازم ارائه می‌شود تا حس معما ایجاد شود و همین مسئله باعث می‌شود تعلیق مصنوعی به نظر برسد. در نتیجه، پایان بعضی پرونده‌ها بیش از آنکه شوکه‌کننده باشد، قابل پیش‌بینی است. 

نقطه قوت اصلی سریال همچنان بازی بازیگران است؛ مسئله‌ای که در بعضی قسمت‌ها حتی ضعف فیلمنامه را هم تا حدی پوشش می‌دهد. 

در عین حال «اعتراف می‌کنم» نشان می‌دهد می‌توان یک درام جنایی کم‌حادثه ساخت، اما برای تبدیل شدن به اثری ماندگار، به فیلمنامه‌هایی دقیق‌تر، شخصیت‌هایی عمیق‌تر و گره‌گشایی‌هایی هوشمندانه‌تر نیاز دارد. 

امتیاز: ۵ از ۱۰

سریال «مرد سه هزار چهره» 

مرد سه هزار چهره

قسمت دوم این سریال بیش از آنکه بازگشت قدرتمند مسعود شصت‌چی باشد، نشانه‌ای از دشواری احیای یک کمدی قدیمی است. مهران مدیری همچنان در نقش شصت‌چی همان ترکیب آشنای دستپاچگی، سادگی و واکنش‌های کمدی را دارد و حضور او برای طرفداران دو مجموعه قبلی جذاب است، اما این بار خود شخصیت به تنهایی نمی‌تواند ضعف موقعیت‌ها را جبران کند. 

ورود شصت‌چی به ماجرای یک گروه تبهکار روی کاغذ ایده مناسبی برای ساختن کمدی موقعیت است، اما در اجرا بسیاری از شوخی‌ها آن قدرت لازم برای ماندن در ذهن مخاطب را ندارند. مسئله مهم‌تر این است که سریال هنوز نتوانسته توضیح دهد چه چیز تازه‌ای برای گفتن دارد. «مرد هزار چهره» و «مرد دو هزار چهره» از دل ماجراهای شصت‌چی به نقد مناسبات اجتماعی می‌رسیدند، اما در قسمت دوم فصل جدید، نوستالژی گاهی جای ایده و خلاقیت را گرفته است. 

البته هنوز برای قضاوت نهایی زود است و سریال می‌تواند با فاصله گرفتن از فرمول‌های قدیمی مسیر بهتری پیدا کند. اما فعلاً «مرد سه هزار چهره» بیشتر یادآور یک کمدی محبوب است تا ادامه‌ای ضروری برای آن. 

امتیاز: ۴.۵ از ۱۰

سریال «کوری» 

محسن قصابیان در کوری

این سریال پس از انتشار ۱۰ قسمت، همچنان یکی از سریال‌های جنایی قابل توجه شبکه نمایش خانگی است؛ اثری که ایده مرکزی جذابی دارد اما در مسیر روایت، همیشه به اندازه شروع خود موفق عمل نمی‌کند. سجاد پهلوان‌زاده با قرار دادن یک پرونده جنایی در مرکز داستان، از همان ابتدا تعلیق مناسبی ایجاد می‌کند و با طرح تدریجی رازها، مخاطب را برای دنبال کردن ماجرا ترغیب می‌کند. 

با این حال، هرچه سریال جلوتر می‌رود، تعدد خرده‌روایت‌ها به یکی از نقاط ضعف آن تبدیل می‌شود. برخی خطوط داستانی به جای عمق بخشیدن به قصه، ریتم روایت را کند می‌کنند و باعث می‌شوند تمرکز سریال از پرونده اصلی فاصله بگیرد. شخصیت‌پردازی نیز در بعضی موارد تابع نیازهای فیلمنامه است و تصمیم‌های برخی شخصیت‌ها همیشه از منطق درونی آن‌ها پیروی نمی‌کند. 

در مجموع، «کوری» سریالی پرکشش اما نابرابر است؛ اثری که ظرفیت تبدیل شدن به یک تریلر جنایی قدرتمند را دارد، اما برای رسیدن به این جایگاه باید در ادامه بتواند گره‌های داستانی را منطقی‌تر جمع کند. 

امتیاز: ۶ از ۱۰

سریال «بدنام» 

سریال بدنام

در حالی که این سریال تنها یک قسمت تا پایان فاصله دارد دیگر سخت می‌توان ضعف‌هایش را پشت راز و تعلیق پنهان کرد. مسئله اصلی سریال نه میزانسن و بازی‌ها، بلکه فیلمنامه‌ای است که تعلیق را با پنهان کردن اطلاعات و کش دادن روایت اشتباه گرفته است. 

به نظر می‌رسد «بدنام» بیش از آنکه به ساخت یک درام ماندگار فکر کند، به دنبال ماندن در ذهن مخاطب و تبدیل شدن به سوژه بحث‌های روزمره است. رابطه ممنوع، انتقام، عشق و قدرت قرار است ستون‌های یک درام اجتماعی باشند، اما در عمل به کلیشه‌هایی کم‌رمق تبدیل شده‌اند. سریال مرتب اطلاعات را جیره‌بندی می‌کند تا مخاطب را به قسمت بعد بکشاند؛ در حالی که بسیاری از رازها خیلی زود قابل حدس هستند. 

مشکل بعدی، فاصله میان ادعا و محتواست. دیالوگ‌ها گاه چنان سنگین و متظاهرانه نوشته شده‌اند که به جای عمق، تصنع تولید می‌کنند. «بدنام» اصرار دارد جدی و متفکر به نظر برسد، اما بعضی لحظات آن ناخواسته به کمدی نزدیک می‌شود. 

حالا فقط یک قسمت مانده است. اگر پایان هم به افشاگری ناگهانی و شوک مصنوعی متوسل شود، جمع‌بندی سریال ساده خواهد بود. در نهایت «بدنام» بیشتر از آنکه قصه‌ای برای روایت داشته باشد، بهانه‌ای برای ادامه دادن قسمت‌ها و تولید جنجال داشته است. 

امتیاز: ۲ از ۱۰

سریال «کنکل» 

سریال کنکل

در میان سریال‌های نمایش خانگی، بیش از هر چیز به دلیل فضای متفاوت و روایت معمایی‌اش جلب توجه می‌کند. رامتین لوافی تلاش کرده با تکیه بر داستان یک سرقت و روابط پیچیده میان شخصیت‌ها، تعلیقی آرام و تدریجی بسازد؛ روشی که در بخش‌هایی جواب می‌دهد اما همیشه به اندازه کافی کشش ایجاد نمی‌کند. 

نقطه قوت اصلی سریال، فضای سرد و متفاوت آن در کنار بازی‌های قابل قبول بازیگران است. صابر ابر، هانیه توسلی و مهدی پاکدل به شخصیت‌ها وزن بیشتری داده‌اند و باعث شده‌اند ضعف‌های روایی کمتر به چشم بیاید. با این حال، مشکل اصلی «کنکل» همچنان ریتم است. اطلاعات با فاصله زیادی در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد و گاهی آنچه قرار است تعلیق باشد، بیشتر شبیه تأخیر در پیشبرد داستان به نظر می‌رسد. 

سریال همچنین در شخصیت‌پردازی برخی کاراکترها نتوانسته به اندازه ایده مرکزی‌اش پیش برود. «کنکل» ایده و فضای مناسبی برای یک تریلر جذاب دارد اما در اجرا هنوز میان روایت شخصیت‌محور و معمای جنایی سرگردان است. 

امتیاز: ۶.۵ از ۱۰

سریال «اسباب زحمت» 

سریال اسباب زحمت

ساخته سعید آقاخانی، یک کمدی اجتماعی با محوریت گروهی کارگر اسباب‌کشی است که از طریق ورود به خانه‌ها و زندگی آدم‌های مختلف، موقعیت‌های طنز متنوعی می‌سازد. سریال در بازیگری و خلق لحظات بامزه عملکرد قابل‌قبولی دارد و ترکیب بازیگران، به‌خصوص حضور حسن معجونی و عباس جمشیدی‌فر، یکی از نقاط قوت آن است. 

با این حال، مشکل اصلی «اسباب زحمت» به فیلمنامه برمی‌گردد. تعدد خرده‌روایت‌ها گاهی انسجام داستان را کاهش می‌دهد و بعضی موقعیت‌ها بیش از آنکه تازه و غافلگیرکننده باشند، یادآور فرمول‌های آشنای کمدی تلویزیونی هستند. سریال سرگرم‌کننده است اما همیشه نمی‌تواند این جذابیت را حفظ کند. 

در مجموع، آقاخانی اثری ساخته که برای تماشای روزمره گزینه‌ای قابل‌قبول است، اما برای رسیدن به سطح بهترین کمدی‌های او، به شخصیت‌پردازی عمیق‌تر و فیلمنامه‌ای منسجم‌تر نیاز دارد. 

امتیاز: ۶ از ۱۰

ارسال نظرات
خط داغ