چند نکته درباره آزمایش میدانی موشک آمریکایی در لامرد ایران
«موشک PrSM ساخت شرکت آمریکایی "لاکهید مارتین" در نخستین استفاده عملیاتی خود، در یک منطقه مسکونی در لامرد ایران مورد آزمایش میدانی قرار گرفت و ۲۱ غیرنظامی، از جمله یک دختر دوساله، را کشت. این آزمایش «موفقیتآمیز» اعلام شد و چند هفته بعد، این موشک قرارداد تولیدی به ارزش ۸.۴ میلیارد دلار دریافت کرد.»
رضا نصری، حقوقدان بین الملل، در یادداشتی نوشت: «امروز در لامرد ایستادم.
گزارشها را خوانده بودم. بازسازیهای فنی و کارشناسیِ Airwars، نیویورک تایمز و بیبیسی وریفای را مطالعه کرده بودم؛ بررسیهای دقیق و طاقتفرسایی که زوایای مسیر پرتابهها، الگوهای پراکندگی ترکشها و شعاع انفجار را موشکافی کرده بودند. هیچکدام از اینها مرا برای ایستادن در زیر این دیوارها، یا برای دیدار با مردمی که پشت این دیوارها زندگی میکنند، آماده نکرده بود.
لامرد شهری کوچک با حدود ۳۰ هزار نفر جمعیت در استان فارس است. از آن شهرهایی است که غریبه پیش از آنکه کسی نامش را بپرسد، با غذا از او پذیرایی میشود. بهندرت جامعهای را دیدهام که تا این اندازه بیتکلف مهماننواز باشد. مردمی که هنوز مدت زیادی از خاکسپاری فرزندانشان نگذشته، با غریبه برای چای میریزند.
این گرما و مهماننوازی، در برابر آنچه بر سرشان آمده، نخستین چیزی است که جهان باید درباره لامرد بداند. دومین چیز، آن چیزی است که این دیوارها، اگر وقت بگذارید و با دقت نگاه کنید، به شما میگویند.
در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، در نخستین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ایالات متحده موشکهای PrSM را به این شهر شلیک کرد. بازسازیهای مستقل کارشناسی، اصابت دستکم سه موشک را شناسایی کردهاند. شاهدان عینی میگویند چهار موشک بوده است.
پیآراسام یک موشک معمولی نیست. این موشک صرفاً بر نقطهای روی زمین اصابت نمیکند. در ارتفاعی حدود ۱۵ تا ۲۰ متر بالاتر از سطح زمین منفجر میشود و منطقه زیر خود را به یک میدان کشتار تبدیل میکند. هر انفجار، دهها هزار ترکش تنگستنیِ گداخته را در همه جهات پرتاب میکند؛ ترکشهایی که دیوارها، خودروها و بدن انسانها را میشکافند.
تحقیقات کارشناسی، بیش از ۲ هزار اصابتِ مجزای ترکش را تنها در امتداد یک بخش ۱۵۰ متری از یک خیابان مسکونی شمارش کرده است. امروز در همان خیابان قدم زدم.
به آن عدد نیازی نداشتم. با چشم خودم میدیدم.
به عکسها نگاه کنید. نمای ساختمانها صرفاً آسیب ندیده است. از خط سقف تا پی ساختمان، سراسر دیوارها پر از آثار اصابت است. آسفالت حیاط مدرسه نیز پوشیده از صدها حفره کوچک و خاکستری است، جایی که ترکشها به سطح زمین اصابت کردهاند.
بعد به آن درِ فلزی نگاه کنید. همان نوع دری که در هر خانه معمولی میتوانید ببینید. در، در بیش از ده نقطه سوراخ شده است. بالای این سوراخها، عکسی از یک کودک نوپا با موهای فرفری با چسب به در نصب شده است.
نامش آوینا برزگر بود.
دو سال داشت.
در حیاط خانهشان کشته شد.
مردمی که از این حمله جان به در بردند، آنچه را رخ داده بود برای ما اینگونه شرح دادند.
نخستین موشک مستقیماً بالای سالن ورزشی شهید نعیمی، جایی که یک تیم والیبال دختران در حال تمرین بود، منفجر شد. وحشت همهجا را فرا گرفت. مردم همان کاری را کردند که انسانها بهطور غریزی هنگام وقوع انفجاری در نزدیکی خود انجام میدهند: به بیرون دویدند، به سمت فضای باز، با این تصور که آنجا شاید امنتر باشد.
همان لحظه بود که موشک دوم فرود آمد.
سپس موشک سوم.
و بعد موشک چهارم.
هر یک بر فراز بخش متفاوتی از همین شهر کوچک منفجر شد: یک مدرسه، یک منطقه مسکونی، مکانهایی که مردم به آنها گریخته بودند، چون تصور میکردند خیابان از ساختمانی که در آن بودند امنتر است.
آن روز دستکم ۲۱ غیرنظامی کشته شدند، از جمله کودکانی به کوچکی دو سال. بیش از ۱۷۰ نفر زخمی شدند. با آسیبهای نخاعی. قطع عضو. سوختگیهای فاجعهبار.
از دختری ۱۷ساله سخن گفتند که هر دو چشمش را از دست داده بود.
از دختر جوان دیگری گفتند که باقی عمر خود را روی صندلی چرخدار خواهد گذراند؛ نخاعش بر اثر ترکشهایی که یک روز بعدازظهر از آسمان بر زمین فرود آمدند، قطع شده است.
درباره دختر بچهای شنیدیم که دیگر حرف نمیزند. ضربه و خونریزی مغزی، صدایش را از او گرفت، همراه با بخش بزرگی از آنچه دوران کودکی قرار بود به او هدیه دهد.
هیچکدام از این دختران تفنگی در دست نداشتند. هیچکدام یونیفرم نظامی بر تن نداشتند.
در میان کشتهشدگان و کسانی که در لامرد معلول و مجروح شدند، حتی یک نفر عضو نیروهای مسلح، ایران، نبود.
بر اساس بازسازی کارشناسی، این موشکها از سامانههای متحرکی در یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شلیک شدهاند؛ کشوری که میزبان نیروهای آمریکایی است و بعدها هنگامی که ایران حق ذاتی خود در دفاع مشروع را اعمال کرد، ایران را محکوم کرد.
و واکنش واشنگتن چه بود؟
این نبود که در لامرد یک هدف نظامی را نشان گرفته است. سنتکام هیچگاه چنین هدفی را شناسایی نکرده است. چون وجود خارجی نداشت.
در عوض، چند روایت متناقض ارائه داد.
در ابتدا، سخنگوی سنتکام با قاطعیت اعلام کرد که آن روز هیچ حمله آمریکایی در شعاع ۳۰ مایلی لامرد انجام نشده است. سپس تصاویری منتشر شد که دیگر نمیشد آنها را نادیده گرفت. توضیح تغییر کرد. گفته شد موشکی که در تصاویر دیده میشود، در واقع یک موشک کروز ایرانی به نام «هویزه» بوده است.
تحلیلگران تسلیحات در Janes و McKenzie Intelligence، همراه با تیمهای بررسی ادله تصویری در نیویورک تایمز و BBC Verify، همان تصاویر را بهطور مستقل بررسی کردند. همه به یک نتیجه رسیدند. شکل ظاهری موشک، انفجار در میانه هوا و الگوی پراکندگی ترکشها، همگی به یک سلاح مشخص که در آن صحنه عملیاتی مورد استفاده قرار گرفته بود، اشاره داشتند.
آن موشک ایرانی نبود.
برای کسانی که این جنگ را با دقت دنبال کردهاند، هیچیک از اینها نباید تعجبآور باشد.
موشک پیآراسام پیش از ۲۸ فوریه هرگز در میدان نبرد استفاده نشده بود. لامرد نخستین میدان آزمایش آن بود. یک آزمایش واقعی با مهمات جنگی در یک شهر غیرنظامی، شهری که جغرافیای آن ظاهراً آن را به میدان آزمایش مناسبی تبدیل کرده بود.
و بر اساس معیارهای خود پنتاگون، این آزمایش موفق بوده است!
کمتر از یک ماه بعد، شرکت اسلحهسازی لاکهید مارتین با وزارت جنگ به توافق جدیدی رسید تا تولید پیآراسام را چهار برابر کند؛ قراردادی که بعدها بنا بر گزارش تحقیقات مستقل، ارزشی در حدود ۸.۴ میلیارد دلار داشت.
چند روز پس از آنکه این موشک آوینا برزگر را کشته بود، فرمانده سنتکام، دریاسالار برد کوپر، علناً از نخستین استفاده رزمی آن استقبال کرد و آن را «یک توانمندی بیرقیب برای حمله در اعماق» معرفی کرد.
این را به آن کودک نوپایی باید گفت که عکسش بر آن در نصب شده است.
جامعه مدنی ایران اجازه نخواهد داد آنچه در لامرد رخ داد، همانند بخش بزرگی از آنچه در عراق و افغانستان رخ داد، از حافظه عمومی جهان محو شود.
آن جوامع پیش از آنکه کسی از آنها انتظار داشته باشد پروندهای جدی و مستند تشکیل دهند، در نتیجه دههها دیکتاتوری، تهاجم و جنگ، نهادهای کانونهای وکلا، دانشگاهها و پزشکی قانونی خود را از دست داده بودند.
جامعه مدتی ایران چنین نیست. ایران دهها هزار وکیل شاغل دارد، نظام پزشکی قانونی فعال دارد، ثبتهای رسمی زمین و بیمارستانها را در اختیار دارد، دهها دانشکده حقوق دارد و دیاسپورایی دارد که در میان آن وکلایی حضور دارند که در حوزههای قضاییِ صلاحیت قضایی جهانی، مجوز وکالت دارند.
ما از همه این ظرفیتها استفاده خواهیم کرد.
دونالد ترامپ، مارکو روبیو، پیت هگست، دریاسالار برد کوپر و هر افسری را که دستورات آنها را اجرا کرده است، در هر مرجع قضایی در این کره خاکی که حاضر به شنیدن پرونده ما باشد، و تا هر زمانی که لازم باشد، تحت پیگرد قرار خواهیم داد.
این تنها مبارزه ایران نیست.
مردم در هر نقطهای از جهان، از جمله در ایالات متحده و اروپا، میتوانند برای این مسئله کاری انجام دهند.
۱- صلاحیت قضایی جهانی را دنبال کنید.
اگر در کشوری زندگی میکنید که برای نقضهای فاحش کنوانسیونهای ژنو، صلاحیت قضایی جهانی را بهرسمیت میشناسد، دادستانها را تحت فشار قرار دهید تا پروندهای را آغاز کنند. بسیاری از این دولتها دائماً درباره استقلال دستگاه قضایی خود سخن میگویند. این همان جایی است که این ادعا باید آزموده شود.
مبنای حقوقی آن وجود دارد. سوابق قضایی نیز وجود دارد.
۲- خواستار پایان قراردادها شوید.
از دولت خود و هر دولتی که با لاکهید مارتین قرارداد دارد بخواهید آن قرارداد را لغو کند. هر دولت عضو کنوانسیونهای ژنو تعهد دارد خود به حقوق بینالملل بشردوستانه احترام بگذارم و «تضمین کند» سایر دولتها نیز به آن احترام بگذارند. سودآور بودن یک قرارداد تسلیحاتی این تعهدات را از میان نمیبرد.
یک شرکت نباید بتواند یک سلاح را در یک محله مسکونی آزمایش کند و سپس میلیاردها دلار برای تولید بیشتر همان سلاح دریافت کند.
۳- نامشان را بر زبان بیاورید. صدایتان را بلند کنید. سازماندهی کنید.
نام آوینا برزگر را بگویید.
نام دیگر کودکانی را که در آن خیابان کشته شدند، بگویید.
آنقدر نامشان را تکرار کنید تا دیگر نتوانند آنها را به فراموشی بسپارند.
بگذارید لامرد به پروندهای تبدیل شود که سرانجام جهان را وادار کند در برابر استفاده از این سلاح بایستد و استفاده از آن را ممنوع کند، تا هیچ شهری در هیچ نقطهای از جهان دیگر به میدان آزمایش این جنگافزار غیرقانونی تبدیل نشود.
و حتی برای یک لحظه ادعای آمریکا مبنی بر اینکه «هنوز در دست بررسی است» را نپذیرید.
این همان دولتی است که به مردم آمریکا گفته است میتواند از مدار زمین، پلاک نام یک افسر ایرانی را بخواند.
همین دولت ظرف چند روز پرونده لامرد را با انکار مختومه کرد، بیآنکه به پرسشهایی که گزارشات تحقیقاتی مطرح کرده بودند پاسخ دهد.
دولتی با چنین سطحی از ادعای توانمندی اطلاعاتی، برای تعیین اینکه چه کسی چهار موشک را به سوی شهری با ۳۰ هزار نفر جمعیت شلیک کرده، به زمان بیشتری نیاز ندارد.
آنها از صبح ۲۸ فوریه میدانستند.
آنها تصمیم گرفتهاند که حقیقت دردسرساز را کتمان کنند.
آوینا برزگر دو سال داشت.
به همین دلیل است که ما کوتاه نمیآییم.
اگر دولت شما با شرکت لاکهید مارتین قرارداد دارد، از آن بخواهید قرارداد را لغو کند.
موشک PrSM ساخت لاکهید مارتین در نخستین استفاده عملیاتی خود، در یک منطقه مسکونی در لامرد ایران مورد آزمایش میدانی قرار گرفت و ۲۱ غیرنظامی، از جمله یک دختر دوساله، را کشت. این آزمایش «موفقیتآمیز» اعلام شد و چند هفته بعد، این موشک قرارداد تولیدی به ارزش ۸.۴ میلیارد دلار دریافت کرد.
همدستی بهایی دارد. وادارشان کنید این بها را بپردازند. »