چرا وقتی حرف از خانواده همسرتان می زنید منجر به دعوا می شود
وقتی صحبت از خانواده همسر پیش میآید، خیلی وقتها یک جملهی ساده و بیآزار به دعوایی بزرگ تبدیل میشود. این اتفاق تصادفی نیست؛ چند دلیل روانی و رابطهای پشتش هست که ارزش دارد بشناسیم.
وقتی صحبت از خانواده همسر پیش میآید، خیلی وقتها یک جملهی ساده و بیآزار به دعوایی بزرگ تبدیل میشود. این اتفاق تصادفی نیست؛ چند دلیل روانی و رابطهای پشتش هست که ارزش دارد بشناسیم.
اول اینکه خانواده، بخشی از هویت آدمهاست. وقتی دربارهی خانوادهی همسرتان حرفی میزنید، حتی اگر منظورتان انتقاد از یک رفتار خاص باشد، طرف مقابل آن را حمله به بخشی از وجود خودش میشنود. مغز آدم فرق چندانی بین «مادرت زیادی دخالت میکند» و «تو آدم ضعیفی هستی که نمیتوانی جلوی مادرت بایستی» نمیگذارد؛ هر دو یکجور تهدید حس میشوند.
دوم، مسئلهی وفاداری است. همسرها معمولاً حس میکنند باید بین شریک زندگی و خانوادهی اصلیشان یکجور تعادل حفظ کنند. وقتی شما از خانوادهی او انتقاد میکنید، ناخودآگاه او را در موقعیتی قرار میدهید که انگار باید انتخاب کند: طرف شما یا طرف خانوادهاش. این احساس گیرافتادن، خودش بهتنهایی کافی است که واکنش دفاعی و عصبی ایجاد کند.
سوم، تجربهها و خاطرات مشترک نیست. شما رابطهی چندینسالهی همسرتان با خانوادهاش را از بیرون میبینید، در حالی که او لایههای پیچیدهای از عشق، دلخوری، دِین و خاطره را با آنها دارد که شما اصلاً در جریانش نبودهاید. حرف شما، هرچقدر هم منطقی، از دید او سطحی و بیاطلاع به نظر میرسد، حتی اگر واقعاً حق با شما باشد.
چهارم، لحن و زمانبندی. خیلی از این دعواها از خودِ موضوع نیست، از نحوهی گفتنش است. گفتن یک انتقاد وسط یک بحث داغ، یا جلوی دیگران، یا با لحن طعنهآمیز، باعث میشود پیام اصلی گم شود و فقط حس تحقیر یا حمله باقی بماند.
و نکتهی آخر، تکرار. اگر این حرف بار اول نیست که زده میشود، همسرتان دیگر به آن بهعنوان یک نظر تازه گوش نمیدهد؛ آن را نشانهای میبیند از اینکه شما هیچوقت خانوادهاش را قبول نداشتهاید، و همین باعث میشود از همان جملهی اول، در حالت دفاعی برود.
راهحل این نیست که هیچوقت دربارهی خانوادهی همسرتان حرف نزنید؛ گاهی این حرفها لازم است. اما فرق میکند که بگویید «مادرت همیشه دخالت میکند» یا بگویید «وقتی مادرت دربارهی تربیت بچهمان نظر میدهد، من احساس میکنم نظرم به حساب نمیآید». دومی حرف از احساس شماست، نه قضاوت دربارهی خانوادهی او؛ و همین تفاوت کوچک، اغلب فاصلهی بین یک گفتگوی سازنده و یک دعوای تمامعیار است.