ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۷۱۹

المخا؛ برگ برنده تازه انصارالله

آیا تهران و صنعا می‌توانند سرنوشت ترامپ را تغییر دهند؟

آیا تهران و صنعا می‌توانند سرنوشت ترامپ را تغییر دهند؟

تصرف بندر المخا توسط انصارالله، علاوه بر اهمیت نظامی، پیامدهای سیاسی و منطقه‌ای مهمی دارد و نشان می‌دهد ائتلاف سعودی همچنان از دستیابی به پیروزی قاطع ناتوان است. این تحول می‌تواند توان محور مقاومت در باب‌المندب را افزایش دهد و در صورت تشدید جنگ ایران، به تهران کمک کند. هم‌زمان، احتمال حملات گسترده موشکی ایران و ادامه مقاومت تا پایان دوره ترامپ، نگرانی واشنگتن را افزایش داده است. آمریکا اکنون میان تشدید جنگ و خطر بسته‌شدن هم‌زمان هرمز و باب‌المندب گرفتار شده است.

فرارو- عماد الحطبه، کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین

به گزارش فرارو به نقل از المیادین، تصرف بندر المخا توسط انصارالله، اگرچه از نظر نظامی اهمیت زیادی دارد، اما پیامدهای آن به میدان نبرد محدود نمی‌شود و می‌تواند حامل پیام‌های سیاسی مهمی در سطح منطقه و حتی فراتر از آن باشد. روند این عملیات بار دیگر نشان داد که ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی نتوانسته به پیروزی نظامی قابل‌توجهی دست پیدا کند. در مقابل، عملکرد انصارالله در هر دو بخش نشان می‌دهد که این نیرو جنگ داخلی و ادامه درگیری میان یمنی‌ها را راهی برای حل بحران کشور نمی‌داند.

انصارالله و تغییر معادله در دریای سرخ

تسلیم شدن سریع صدها سرباز یمنی که در کنار نیروهای ائتلاف می‌جنگیدند، بدون آنکه نبرد جدی و طولانی شکل بگیرد، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این وضعیت است. رفتار انصارالله پس از تسلیم این نیروها نیز قابل توجه بود؛ آنها برخلاف انتظار، دست به اقدامات انتقام‌جویانه علیه سربازان تسلیم‌شده نزدند. در مقابل، عربستان سعودی همچنان به حملات هوایی خود علیه یمن ادامه می‌دهد و از این طریق به کشتار یمنی‌ها می‌پردازد؛ حملاتی که غیرنظامیان را نیز به‌طور مستقیم و عامدانه هدف قرار می‌دهد.

اهمیت دستاورد انصارالله تنها به کنترل بندر المخا، که بر ورودی دریای سرخ مشرف است، محدود نمی‌شود و احتمال تسلط بر تمامی جزایر مقابل این بندر نیز بر اهمیت آن می‌افزاید. این تحول در شرایطی رخ داده است که در سوی دیگر، آمریکا در منطقه خلیج فارس، محاصره دریایی را بر بنادر ایران اعمال کرده و تلاش می‌کند با افزایش فشار اقتصادی بر دولت ایران، این فشار را به جامعه منتقل کند و از آن برای ایجاد فشار داخلی و تهدید ثبات کشور بهره بگیرد.

از این منظر، دستاورد نظامی انصارالله بخشی از همان رویارویی گسترده‌تر با محور آمریکا - اسرائیل محسوب می‌شود. یمن پیش‌تر با حمایت از مقاومت در غزه و لبنان، جایگاه خود را در محور مقاومت به‌روشنی نشان داده است. بنابراین، در صورت نیاز، بعید است در استفاده از توان و برتری نظامی تازه‌ای که به دست آورده برای پشتیبانی از تلاش نظامی ایران تردید کند.

در همین حال، گزارش‌ها از احتمال تشدید قابل‌توجه تنش از سوی تهران حکایت دارند. خبرگزاری‌ها به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کردند که ایران در حال بررسی گزینه‌هایی برای یک «تشدید تنش بزرگ» است و ممکن است دامنه حملات خود را فراتر از هدف قرار دادن کشورهای خلیج که طی هفته‌های اخیر انجام داده است، گسترش دهد.

هم‌زمان، «وال‌استریت ژورنال» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد که ایران تولید موشک‌های بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته و برای این منظور از قطعات موجود در اختیار خود استفاده می‌کند. محافل نظامی و اطلاعاتی آمریکا نیز احتمال می‌دهند که تهران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر آینده، یک حمله موشکی گسترده انجام دهد؛ حمله‌ای که ممکن است تنها پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار ندهد و عمق سرزمین‌های اشغالی فلسطین را نیز دربر بگیرد.

در همین راستا، «وال‌استریت ژورنال» از برگزاری نشستی در کاخ سفید با حضور مشاوران نظامی و امنیتی، معاون رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه خبر داد. جمع‌بندی این نشست نشان می‌دهد که ایران ممکن است توانایی آن را داشته باشد که تا پایان دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و روی کار آمدن رئیس‌جمهور جدید آمریکا به مقاومت خود ادامه دهد.

المخا؛ ضربه تازه به نقشه آمریکا

تشدید حملات عربستان سعودی در یمن، که با دستور آمریکا انجام شد، با هدف گرفتن یکی از برگ‌های مهم محور مقاومت یعنی تنگه باب‌المندب صورت گرفت. این اقدام در شرایطی انجام شد که آمریکا جنگ علیه ایران را تشدید کرده و تلاش می‌کند دست‌کم بخشی از تنگه هرمز را دوباره باز کند. اگر این طرح با موفقیت همراه می‌شد، جمهوری‌خواهان می‌توانستند از آن به‌عنوان یک پیروزی مهم استفاده کنند؛ پیروزی‌ای که برای حفظ اکثریت آنها در مجلس نمایندگان آمریکا اهمیت زیادی داشت. با این حال، راهبردپردازان آمریکایی در طراحی این نقشه یک واقعیت اساسی را نادیده گرفتند: ایران و یمن برای پیروزی در انتخابات آمریکا نمی‌جنگند و قرار نیست هزینه جنگ دیگران را بپردازند.

دونالد ترامپ در نشست کمیته ملی حزب جمهوری‌خواه وعده داد در صورت پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، به هر شهروند بزرگسال آمریکایی پنج هزار دلار پرداخت کند. ترامپ تأکید کرد این پول که آن را «پرداخت‌های ترامپ» نامید، باید در داخل آمریکا هزینه شود. رهبران جمهوری‌خواه تلاش می‌کنند این وعده را از پیامدهای فاجعه‌بار سیاست خارجی آمریکا جدا کنند و یادآور می‌شوند که ترامپ پیش‌تر نیز وعده پرداخت دو هزار دلار از محل درآمدهای تعرفه‌های گمرکی را داده بود. با این حال، همان وعده هرگز عملی نشد و به نظر می‌رسد وعده جدید نیز سرنوشتی مشابه پیدا کند؛ به‌ویژه آنکه اجرای آن حدود ۱.۲ تریلیون دلار هزینه خواهد داشت.

دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه اکنون در موقعیت دشواری قرار گرفته‌اند. از یک سو، حمله گسترده به ایران می‌تواند با خطر بسته شدن هم‌زمان تنگه هرمز و باب‌المندب همراه شود و اقتصاد جهان را با بحرانی جدی روبه‌رو کند. از سوی دیگر، خطر گسترش دامنه حملات یمن نیز وجود دارد و حتی احتمال هدف قرار گرفتن پایگاه «کمپ لمونیر» در جیبوتی، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در آفریقا مطرح است. آمریکا همچنین پایگاه دیگری در کنیا دارد و اسرائیل نیز یک پایگاه نظامی در اتیوپی در جزیره دهلک در اختیار دارد.

مبنای دکترین نظامی محور مقاومت بر کرامت ملی، استقلال کامل و مقابله با امپریالیسم و طرح‌های آن استوار است. چنین رویکردی را نمی‌توان با معامله، سازش یا محاسبات معمول سود و زیان تغییر داد، زیرا فداکاری و پایداری در مرکز این دکترین قرار دارد. از سوی دیگر، آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نمی‌تواند وارد جنگی مستقیم با یمن شود. چنین اقدامی بار دیگر خاطره نتایج فاجعه‌بار جنگ علیه ایران را در ذهن افکار عمومی آمریکا زنده می‌کند و احتمال شکست را به یک شکست قطعی و حتی سنگین تبدیل خواهد کرد. ترامپ اکنون در چاهی گرفتار شده است که خود حفر کرده و هر روز بیش از گذشته درمی‌یابد که سرنوشت سیاسی او به تحولات جنگی که در منطقه درگیر آن شده، گره خورده است. در همین حال، دستاوردهای میدانی محور مقاومت به تدریج وزن و نقش سیاسی آن را نیز افزایش می‌دهد.

نویسنده : عماد الحطبه
ارسال نظرات
خط داغ