ترنج موبایل
-
کد خبر: ۱۰۰۱۳۰۰

نقد و بررسی قسمت دوم فیلم «جادوی عملی» 'Practical Magic'

نقد و بررسی قسمت دوم فیلم «جادوی عملی» 'Practical Magic'

فیلم سینمایی «جادوی عملی ۲» پس از نزدیک به سه دهه بازگشته است، اما به‌رغم درخشش دوباره بازیگران، فیلمنامه آشفته و دیالوگ‌های ضعیف مانع از تکرار افسون قسمت اول می‌شوند.

فرارو- در ادامه موج بازتولید آثار نوستالژیک هالیوود، دنباله فیلم کمدی-فانتزی و محبوب سال ۱۹۹۸ پس از ۲۸ سال به سالن‌های سینما آمده تا پیوند دوباره دو ستاره کهنه‌کار را به تصویر بکشد، هرچند نتیجه نهایی اثرگذاری لازم را ندارد.

به گزارش فرارو به نقل از اسکرین رنت، حدود ۲۸ سال از زمانی می‌گذرد که ساندرا بولاک و نیکول کیدمن با ایفای نقش دو خواهر به نام‌های سالی و جیلیان اونز، مخاطبان سینما را مجذوب شیمی پرکشش خود کردند. به همین سبب، انتظارات برای دنباله این اثر یعنی «جادوی عملی ۲» (Practical Magic 2) بسیار بالا بود. همه امیدوار بودند همان حس‌ و حال ویژه و صمیمیت جادویی قسمت نخست دوباره روی پرده نقره‌ای زنده شود. با اینکه نمی‌توان این فیلم را شکستی تمام‌ عیار یا یک فاجعه سینمایی نامید، اما واقعیت این است که اثر بارها و بارها از رسیدن به هدف اصلی خود بازمی‌ماند.

فیلم با تصمیمی عجیب آغاز می‌شود: کنار گذاشتن شتاب‌زده یکی از نقاط عطف اساسی پایان‌بندی قسمت اول، گویی رویدادهای سرنوشت‌ساز فیلم پیشین از ابتدا هیچ اهمیتی نداشته‌اند! پس از این افتتاحیه متزلزل، روایت فیلم حدود یک دهه در زمان به جلو می‌پرد تا زمینه حضور شخصیت‌های جدید خانواده فراهم شود؛ جایی که میسی ویلیامز و جوئی کینگ به‌ترتیب در قالب نسخه بزرگ‌سال دختران سالی، یعنی آنتونیا و کایلی، وارد جریان داستان می‌شوند.

این دو دختر جوان اکنون به لطف طلسمی که مادر و خاله‌شان در کودکی برای محافظت بر آن‌ها افکنده‌اند، هیچ خاطره‌ای از پیشینه جادوگری خاندان خود ندارند. در نتیجه این فراموشی تحمیلی، آنتونیا مسیری کاملاً پذیرفته‌ شده و متعارف را در پیش گرفته و مشغول تحصیل در رشته جراحی مغز و اعصاب است. در نقطه مقابل، شخصیت‌پردازی کایلی صرفاً بر خواهرِ بی‌پروا و آشفته‌حال بودن بنا شده است. قرینه‌ای بسیار آشکار که بناست تداعی‌ کننده تضاد قدیمی سالی و جیلیان باشد.

طبیعی است که این پنهان‌کاری دوام چندانی ندارد و در نهایت علیه سالی تمام می‌شود، به‌ ویژه از آن رو که نفرین باستانی زنان خاندان اونز، نفرینی که به مرگ هر مردی ختم می‌شود که دل به آن‌ها ببندد، همچنان به قوت خود باقی است. آنچه در ادامه پیش چشم مخاطب قرار می‌گیرد، طرح داستانی پرپیچ‌ و خمی است که در تئوری قصد دارد به مسائلی چون بازشناسی هویت، روابط خانوادگی، خودشکوفایی و ماهیت عشق بپردازد؛ اما در عمل چنان نامتعادل از آب درآمده که بینندگان را میان سردرگمی و خنده‌های ناخواسته نسبت به موقعیت‌های مضحک رها می‌کند.

بزرگ‌ترین شگفتی در مواجهه با «جادوی عملی ۲»، آشفتگی ساختاری و بی‌نظمی مشهود در سیر حوادث آن است. تردیدی نیست که فیلم گهگاه همان بارقه‌های جادویی خاطره‌انگیز را شکار می‌کند و بخش عمده این لحظات دلپذیر به حضور نیکول کیدمن برمی‌گردد. با این حال، به همان اندازه صحنه‌هایی وجود دارد که به دلیل دیالوگ‌های به‌ غایت ناشیانه، صدای خنده تمسخرآمیز یا آه ناامیدی تماشاگران را در سالن بلند می‌کند.

فراتر از لحن ناهماهنگ، فیلم‌نامه در منطق روایی نیز کاستی‌های غیرقابل انکاری دارد؛ شخصیت منفی داستان تا پس از گذشت یک ساعت معرفی نمی‌شود و رویارویی نهایی با او چنان زودگذر و سریع پایان می‌یابد که به زحمت می‌توان هویت و انگیزه او را به یاد سپرد. این رویکرد پراکنده که شباهت زیادی به پرتاب کورکورانه ایده‌ها دارد، به ناهماهنگی‌های فنی نیز دامن زده است. برای مثال در صحنه‌ای سالی با جادو ویترین‌های شیشه‌ای را در هم می‌شکند، اما در نمای بعدی هیچ اثری از خورده‌شیشه‌ها به چشم نمی‌خورد؛ غفلتی آشکار که برای اثری در این سطح تعجب‌آور است.

علاوه بر این، فیلم به‌ شدت از نقض قاعده بنیادین «نشان بده، تعریف نکن» رنج می‌برد؛ شخصیت‌ها بارها اطلاعات پس‌زمینه یا احساسات خود را صراحتاً به زبان می‌آورند و جملاتی مانند «ما دیگر خاله شده‌ایم» یا «باورم نمی‌شود یک سال گذشت» را به کار می‌برند تا تنبلی نگارش فیلمنامه پنهان بماند. تبلیغات بیش‌ از حد محصولات تجاری نیز به این افت کیفی دامن زده است. بخشی از این سردرگمی ناشی از بلاتکلیفی کارگردان در انتخاب موضوع اصلی است؛ فیلم تا پایان نمی‌داند می‌خواهد بر رابطه دو خواهر دیرین تمرکز کند یا سرنوشت نسل نوظهور را به تصویر بکشد.

با وجود تمامی این کاستی‌های ساختاری، فیلم همچنان از فاکتورهایی بهره می‌برد که تماشای آن را برای علاقه‌مندان توجیه‌پذیر می‌کند. شوخی‌های اصیل فیلم به‌ خوبی تأثیرگذار هستند و بازی کیدمن در ترکیب با بولاک بار دیگر نشان می‌دهد گذشت زمان هیچ خدشه‌ای به جذابیت و تسلط این دو ستاره بر صحنه وارد نکرده است. آن‌ها هنوز می‌توانند عمق و پیچیدگی پیوندهای خواهرانه را در میان موقعیت‌های طنزآمیز به بهترین شکل منتقل سازند.

نکته مثبت دیگر این است که دنباله جدید به‌ شکلی افراطی در دام نوستالژی‌زدگی کور گرفتار نشده و تا حدودی می‌کوشد داستانی مستقل خلق کند. برای هواداران وفادار، پوشیدن ردای جادوگری و تماشای دوباره پیوند گرم این دو ستاره قدیمی همچنان تجربه‌ای سرگرم‌کننده و شیرین خواهد بود.

ارسال نظرات
خط داغ