جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو تحلیل کرد
آیا ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت مهم است؟
یک دیپلمات پیشین ایران معتقد است مسئله هستهای ایران در شرایطی نادیده گرفته شد یا سعی شد بیاهمیت جلوه داده شود که اتفاقاً یکی از مهمترین مناقشات ایران و آمریکا طی سالهای اخیر بود. نکته مهم این است که تمام سعی و تلاشی که آژانس میکرد تا ایران را تحت نفوذ یا فرامین خود قرار دهد، بعید است در وضعیت موجود کارکردی داشته باشد.
فرارو- جنگ و حملات نظامی به ایران تنها معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را تغییر نداده، بلکه پرونده هستهای ایران را نیز وارد مرحلهای پیچیدهتر کرده است؛ مرحلهای که در آن از یک سو غرب و تروئیکای اروپایی بر ضرورت نظارت و راستیآزمایی درباره برنامه هستهای ایران تأکید میکنند و از سوی دیگر، دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات و اطلاعات مربوط به وضعیت برنامه هستهای ایران با محدودیتهای بیشتری مواجه شده است.
به گزارش فرارو، در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که آیا فشار سیاسی و ارجاع پرونده به شورای امنیت میتواند جای خالی بازرسی و راستیآزمایی میدانی را پر کند؟
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلستان و تحلیلگر سیاست خارجی، در گفتگو با فرارو ضمن بررسی تحولات پس از جنگ و افزایش فشارهای غرب علیه ایران، معتقد است مسئله هستهای در سایه جنگ و تنشهای نظامی تا حد زیادی از کانون توجه خارج شده و تلاشهای گذشته آژانس برای اعمال فشار بر ایران نیز در شرایط فعلی کارکرد سابق را ندارد.
جنگ، مسئله هستهای را از کانون توجه خارج کرد
جلال ساداتیان با اشاره به تنشهای ماههای اخیر در منطقه خلیج فارس گفت: «حمله ایالات متحده به ایران، به ویژه ادامه آن در خلیج فارس که منتهی به مسدودی تنگه هرمز شد، فشار مضاعفی را نه فقط برای ایران، بلکه برای ایالات متحده نیز ایجاد کرد. ایالات متحده با تورم، گرانی کالاها، مشکل بنزین و بسیاری از مشکلات مشابه دیگر روبهرو شده است. همچنین روند انتقال کالاهایی که از این منطقه به سایر نقاط جهان میرفت، مختل شد.
او ادامه داد: «همین موضوع باعث ایجاد فشارهایی بر ایالات متحده شد. همچنین این وضعیت در داخل خاک آمریکا فرصتهایی را برای حزب مخالف ترامپ، تحلیلگران و اساتید دانشگاه فراهم کرد تا ترامپ را مورد نقد قرار دهند.»
وی افزود: «این مجموعه عوامل در کنار ناامنیهای منطقهای به همه کشورهای منطقه نشان داد که جنگ، منطقهای شده است. حمله حوثیها به عربستان و زیرساختهای عربستان نیز یک نشانه آشکار است که ایالات متحده نتوانسته است امنیت عربستان را تأمین کند. به طور کلی مجموعه این موارد، به اضافه گزارشهای نظامی، ترامپ را به این مرحله رساند که بفهمد نمیتواند با ایران جنگ نظامی کند. بنابراین به این سمت حرکت کرد که ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهد.»
غرب حالا با اطلاعات کمتری درباره برنامه هستهای ایران مواجه است
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه با اشاره به وضعیت پرونده هستهای ایران گفت: «در سایه جنگ و تنشهای نظامی، مسئله هستهای تا حد زیادی به فراموشی سپرده شد یا از کانون توجهات بینالمللی خارج شد.»
ساداتیان گفت: «در طول جنگ ۱۲ روزه، ایران بارها اعلام کرد که حمله به مراکز هستهای یا نزدیک به مراکز هستهای، مخالف پیمانهای بینالمللی و جهانی است، اما نه تنها آژانس سکوت کرد، بلکه هیچ هشداری نیز به طرفهای مقابل ایران نداد. تهدید به حمله به زیرساختهای ایران نیز به طور مداوم در دستور کار طرف مقابل قرار داشت.»
وی افزود: «مسئله هستهای ایران در شرایطی نادیده گرفته شد یا سعی شد بیاهمیت جلوه داده شود که اتفاقاً یکی از مهمترین مناقشات ایران و آمریکا طی سالهای اخیر بود. نکته مهم این است که تمام سعی و تلاشی که آژانس میکرد تا ایران را تحت نفوذ یا فرامین خود قرار دهد، بعید است در وضعیت موجود کارکردی داشته باشد.»
دیپلمات پیشین گفت: «از یک سو غرب مدعی است که برای ارزیابی وضعیت برنامه هستهای ایران به اطلاعات و نظارت بیشتر نیاز دارد و از سوی دیگر، حملات نظامی و شرایط پس از جنگ، دسترسی به تأسیسات و امکان راستیآزمایی را دشوارتر کرده است.»
او ادامه داد: «آژانس نیز در گزارشهای خود اعلام کرده که پس از حملات نظامی، امکان دسترسی به برخی تأسیسات ایران را نداشته و برای ارزیابی تحولات به تصاویر ماهوارهای تجاری و منابع باز متکی بوده است. این وضعیت به این معنا نیست که غرب هیچ اطلاعاتی درباره برنامه هستهای ایران ندارد، بلکه مسئله این است که فاصله میان «اطلاعات» و «راستیآزمایی میدانی» بیشتر شده است.»
وی تصریح کرد: «در شرایط عادی، بازرسی حضوری، دسترسی به تجهیزات و مواد هستهای و امکان بررسی مستقیم تأسیسات به آژانس اجازه میدهد تصویر دقیقتری از وضعیت برنامه ارائه کند؛ اما وقتی این دسترسی محدود میشود، بخشی از ارزیابیها ناگزیر بر اطلاعات غیرمستقیم متکی خواهد بود.»
ارجاع پرونده به شورای امنیت بدون دسترسی میدانی چه چیزی را حل میکند؟
این دیپلمات پیشین ایران با اشاره به اینکه پرونده ایران بار دیگر از سوی تروئیکا و آمریکا مورد توجه قرار گرفته است، گفت: «تلاشهای اخیر به جای خاصی نمیرسد، اما برخی هم در داخل کشور مدعی هستند که باید هرچه سریعتر به سمت هستهای شدن ایران حرکت کنیم. به اعتقاد من، این ایده هم به جای خاصی نمیرسد»
وی افزود: «برخی در تلاشند از داخل، به دولت آقای پزشکیان فشار وارد کنند. در واقع اصل حرف اینها دستیابی به مسئله هستهای نیست، بلکه سعی دارند از این ابزار برای فشار بر دولت پزشکیان استفاده کنند.»
ساداتیان تاکید کرد: «ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت در شرایط فعلی نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. شورای امنیت میتواند درباره مسئله هستهای تصمیم سیاسی و حقوقی بگیرد، اما نمیتواند جای بازرسی فنی آژانس را پر کند.»
این تحلیلگر گفت: «به بیان دیگر، ارجاع پرونده به شورای امنیت میتواند فشار سیاسی و دیپلماتیک بر ایران را افزایش دهد، اما پاسخ این پرسش که «ایران دقیقاً چه میزان مواد هستهای دارد، این مواد کجا قرار دارند و وضعیت تأسیسات آسیبدیده پس از جنگ چیست»، در نهایت به سازوکارهای راستیآزمایی نیاز دارد.»
ایران فعلاً به سمت سلاح هستهای نمیرود
ساداتیان در ادامه درباره احتمال حرکت ایران به سمت سلاح هستهای گفت: «ایران فعلاً به سمت سلاح هستهای نمیرود. آنچه اکنون از رفتارها و عقلانیت شعام میبینیم، نشان میدهد بسیار عاقلانه و بر اساس منافع ملی عمل میکنند. در حال حاضر بعید است ایران بخواهد به سمت سلاح هستهای حرکت کند.»
او ادامه داد: «دیدار اخیر بین فرمانده کل ارتش و سپاه نیز خبر از این میدهد که امیدواری به توانمندیها افزایش پیدا کرده است. دیدار علنی و انتشار آن نشان از اعتماد به نفس بالا میدهد.»
دیپلمات پیشین گفت: «افزایش فشارهای بینالمللی الزاماً به معنای حرکت ایران به سمت سلاح هستهای نیست. در مقابل، آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، نحوه مدیریت پرونده هستهای در شرایطی است که جنگ بخشی از زیرساختهای مرتبط با آن را هدف قرار داده و همزمان دسترسی نهاد ناظر بینالمللی به برخی از این مراکز محدود شده است.»
وی افزود: «در چنین وضعیتی، پرونده هستهای ایران بیش از آنکه صرفاً یک پرونده فنی باشد، به موضوعی امنیتی و سیاسی تبدیل شده است؛ موضوعی که از یک سو غرب تلاش میکند با ارجاع آن به شورای امنیت و افزایش فشارها، تهران را به همکاری و شفافیت بیشتر وادار کند و از سوی دیگر، محدود شدن امکان بازرسی میتواند دقیقاً همان هدفی را که غرب دنبال میکند، دشوارتر کند: دستیابی به تصویری قابل اتکا از وضعیت واقعی برنامه هستهای ایران.»