ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۰۲۱

تنگه هرمز؛ فاصله آمارهای آمریکا با واقعیت میدان

آیا تنگه هرمز واقعاً به وضعیت عادی بازگشته است؟

آیا تنگه هرمز واقعاً به وضعیت عادی بازگشته است؟

روایت آمریکا و ایران درباره وضعیت تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز تفاوت چشمگیری دارد؛ واشنگتن از بازگشت حجم عبور نفت به سطح عادی سخن می‌گوید، در حالی که داده‌های ردیابی مستقل ارقام بسیار پایین‌تری را نشان می‌دهند. خاموشی فرستنده‌ها، اختلال ارتباطی، مخابره موقعیت‌های جعلی و انتقال مخفیانه محموله‌ها، سنجش دقیق را دشوار کرده است. با این حال، کاهش تردد نفتکش‌ها، افزایش شدید هزینه بیمه و رشد قیمت نفت نشان می‌دهد بحران هرمز همچنان بر بازار انرژی فشار وارد می‌کند.

فرارو- اگر روایت دونالد ترامپ را مبنا قرار دهیم، گویی وضعیت در تنگه هرمز به حالت عادی بازگشته است. با وجود آن که آمریکا و ایران بار دیگر وارد مرحله تبادل آتش شده‌اند، ترامپ روز سوم سپتامبر اعلام کرد که «حجم نفت عبوری از هرمز بازگشته» و مدعی شد روزانه ۱۸ میلیون بشکه نفت از این آبراه عبور می‌کند؛ رقمی که فاصله چندانی با میانگین ۲۰ میلیون بشکه‌ای پیش از جنگ ندارد. جی.دی. ونس، معاون او، نیز معتقد است کنترل ایران بر تنگه هرمز «عملاً از بین رفته است.»

به گزارش فرارو به نقل از نشریه اکونومیست، اما تهران روایت کاملاً متفاوتی ارائه می‌دهد. محسن رضایی، مقام ارشد امنیتی ایران، ادعای ترامپ را «یک دروغ بزرگ» توصیف کرده و شمار عبور کشتی‌ها را تنها هفت یا هشت فروند در روز اعلام می‌کند؛ رقمی که به‌مراتب کمتر از ۳۰ تا ۴۰ کشتی مورد ادعای اردوگاه ترامپ است. داده‌های مربوط به ردیابی کشتی‌ها نیز تردیدها درباره روایت واشنگتن را افزایش می‌دهد. شرکت داده «کپلر» می‌گوید در هفته منتهی به ۳۰ اوت، حجم نفت عبوری از هرمز کمتر از ۵ میلیون بشکه در روز بوده است. حتی آمار مرکز مشترک اطلاعات دریایی، که با نیروی دریایی آمریکا ارتباط دارد، نیز با گزارش ردیاب‌های مستقل همخوانی ندارد؛ این مرکز از نزدیک به ۳۰ عبور روزانه سخن می‌گوید، در حالی که ردیاب‌های مستقل معمولاً ارقامی تک‌رقمی ثبت می‌کنند.

هرمز در سایه جنگ روایت‌ها؛ واقعیت میدان کجاست؟

به گفته شاهین ایران‌نژاد از مؤسسه «جی‌اس‌اس‌آی»، یک شرکت مشاوره در حوزه ریسک حاکمیتی، هیچ‌یک از دو طرف انگیزه‌ای جدی برای آشکار کردن مبنای آمار و ادعاهای خود ندارد. واشنگتن می‌خواهد افکار عمومی و رأی‌دهندگان باور کنند میلیون‌ها دلاری که آمریکا هر روز برای اسکورت نفتکش‌ها در خلیج فارس هزینه می‌کند، نتیجه داده است. تهران نیز در مقابل تلاش دارد خود را همچنان مسلط بر تنگه هرمز نشان دهد، حتی اگر حجم بیشتری از نفت از این آبراه عبور کند.

با این حال، آنچه اهمیت دارد واقعیت میدانی است. هرچه صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر مختل شود، واردکنندگان ناچار خواهند بود برداشت بیشتری از ذخایر خود داشته باشند یا برای تأمین نفت از منابع دیگر، قیمت‌های بالاتری بپردازند. نشانه این فشار را می‌توان در بازار نفت نیز دید؛ قیمت نفت خام برنت برای نخستین بار از ژوئیه بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است. پرسش اصلی، بنابراین، این است که کدام روایت به واقعیت نزدیک‌تر است؟

اما پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست. بیشتر نفتکش‌ها برای جلوگیری از تبدیل شدن به هدف، فرستنده‌های خود را خاموش کرده‌اند. برخی همچنان سیگنال ارسال می‌کنند، اما اختلال گسترده امواج رادیویی، امکان ترسیم تصویری دقیق از ترددها را دشوار کرده است. برخی کشتی‌ها نیز با دستکاری سامانه‌های رادیویی، موقعیت جعلی مخابره می‌کنند. از سوی دیگر، بخش قابل‌توجهی از عبور و مرورها در ساعات شب انجام می‌شود و از دید ماهواره‌ها پنهان می‌ماند.

پیچیدگی زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم محموله‌های نفتی خلیج فارس اغلب پیش از رسیدن به آب‌های آزاد، میان کشتی‌ها جابه‌جا می‌شوند. شمار محدودی از شرکت‌ها از جمله شرکت‌های کشتیرانی دولتی کشورهای خلیج فارس، «سینوکور» کره جنوبی و برخی مالکان کشتی یونانی مانند «دیناکام»، بخش عمده تردد را بر عهده دارند. آنها نفت را از تنگه عبور می‌دهند و سپس در خارج از آن، محموله‌ها را به‌صورت مخفیانه به کشتی‌های دیگر منتقل می‌کنند؛ روندی که ردیابی واقعی حجم نفت عبوری از هرمز را بیش از پیش دشوار می‌کند.

هرمز در تنگنای آمار؛ واقعیت بازار نفت چیز دیگری می‌گوید

پاملا مانگر از شرکت «وورتکسا»، یکی دیگر از شرکت‌های ردیابی کشتی‌ها، می‌گوید شمارش تردد نفتکش‌ها معمولاً به‌صورت پس‌نگرانه انجام می‌شود. ردیاب‌ها بارگیری و تخلیه محموله‌ها را دنبال می‌کنند و کشتی‌هایی را زیر نظر می‌گیرند که در خلیج فارس ناپدید می‌شوند و بعد در خارج از آن دوباره ظاهر می‌شوند. از آنجا که تأیید عبور کشتی‌ها اغلب با تأخیر انجام می‌شود، ارقام اولیه را باید حداقل میزان تردد دانست؛ ارقامی که با شناسایی عبورهای بیشتر، به‌تدریج اصلاح و افزایش پیدا می‌کنند. برای نمونه، کپلر اخیراً برآورد خود از تردد نفت در هفته منتهی به ۱۰ اوت را از ۴.۷ میلیون بشکه در روز به ۷.۲ میلیون بشکه افزایش داده است.

اگر فرض کنیم چنین کم‌شماری‌ای در سراسر ماه اوت نیز ادامه داشته، برآورد نهایی کپلر در ابتدای ماه ممکن است به میانگین هفت‌روزه حدود ۹ میلیون بشکه در روز نزدیک شود؛ رقمی که کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، روز ۶ سپتامبر اعلام کرده بود. بخشی از اختلاف میان این ارقام نیز به تفاوت در تعریف و روش محاسبه بازمی‌گردد: اینکه منظور از نفت فقط نفت خام است یا فرآورده‌های نفتی را نیز شامل می‌شود؛ نقطه شمارش در خود تنگه هرمز تعیین می‌شود یا در دریای عمان؛ و هر بشکه نفت در زمان بارگیری، هنگام عبور از تنگه یا پس از ظاهر شدن دوباره کشتی ثبت می‌شود.

در این میان، شرکت‌های تجاری ردیابی مانند کپلر و وورتکسا روش محاسبه خود را به‌روشنی توضیح می‌دهند، اما مقام‌های رسمی چنین شفافیتی ندارند و احتمالاً از تعاریف گسترده‌تری استفاده می‌کنند؛ مسئله‌ای که می‌تواند یکی از دلایل تفاوت قابل‌توجه میان آمارهای اعلام‌شده باشد.

با این حال، این توضیحات هنوز نمی‌تواند رقم ۱۸ میلیون بشکه در روز مورد ادعای دونالد ترامپ را توجیه کند. یک احتمال این است که رئیس‌جمهور آمریکا به یک روز استثنایی استناد کرده باشد. وورتکسا از ماه مارس تاکنون، حتی با احتساب تمامی فرآورده‌های نفتی، تنها دو روز را ثبت کرده که حجم عبور نفت در آنها از ۱۶ میلیون بشکه در روز فراتر رفته است. احتمال دیگر این است که صادراتی را نیز در محاسبات خود لحاظ کرده باشد که دیگر از تنگه هرمز عبور نمی‌کنند.

عربستان سعودی از ماه فوریه انتقال نفت خام از طریق خط لوله شرق - غرب را افزایش داده و صادرات خود از بنادر دریای سرخ را بین یک تا سه میلیون بشکه در روز بالا برده است. امارات متحده عربی نیز حدود یک میلیون بشکه در روز را از طریق خط لوله به فجیره منتقل می‌کند. با افزودن مقداری نفت از عمان در یک بازه زمانی مناسب، مجموع نفتی که از مسیرهای دورزننده تنگه عبور می‌کند، ممکن است به حدود ۵ میلیون بشکه در روز برسد.

با این حال، حتی در این صورت نیز رقم ۱۸ میلیون بشکه چندان قابل اتکا نیست. تردد نفتکش‌ها نوسان زیادی دارد و میانگین هفتگی می‌تواند تصویر دقیق‌تری نسبت به آمار یک روز مشخص ارائه دهد. جان اولت از «آرگوس مدیا» معتقد است دور تازه تبادل حملات، در کنار تهدیدهای ایران علیه نفتکش‌های حامل نفت خام از مسیر هرمز، طی روزهای اخیر عبور و مرور از این تنگه را به‌شدت کاهش داده است. کپلر در ۸ سپتامبر تنها هشت مورد عبور را ثبت کرد، در حالی که این رقم یک هفته قبل ۲۳ مورد بود. همزمان، حملات حوثی‌های یمن به کشتی‌ها و اهداف سعودی نیز روند انتقال محموله‌ها از مسیر دریای سرخ را کند کرده است.

این وضعیت یک واقعیت جدی را پیش روی دونالد ترامپ قرار می‌دهد: آمار تردد گذشته در تنگه هرمز لزوماً نمی‌تواند نشانه‌ای از وضعیت آینده باشد، زیرا شرایط ممکن است در مدت کوتاهی تغییر کند. با وجود تمام تلاش‌های آمریکا برای ارائه تصویری متفاوت، نرخ بیمه عبور کشتی‌ها از هرمز همچنان به کمتر از ۱۰ درصد ارزش یک کشتی نرسیده است؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ به‌طور میانگین تنها ۰.۲۵ درصد بود. حتی اگر به ادعای دونالد ترامپ، مین‌ها از بخش‌هایی از تنگه پاکسازی شده باشند، احتمال ورود مین‌ها از مناطق دیگر همچنان وجود دارد و ایران نیز می‌تواند مین‌های جدیدی در مسیر کار بگذارد. علاوه بر این، نیروهای ایران همچنان از توان کافی برای هدف قرار دادن نفتکش‌ها برخوردارند.

فشارها در بازار نفت نیز به‌تدریج آشکارتر می‌شوند. شاخص نفت خام دریای شمال که معیاری برای قیمت نفت در کوتاه‌مدت است، اکنون به محدوده ۱۱۰ دلار در هر بشکه نزدیک شده؛ در حالی که قیمت آن در ژوئن ۷۰ دلار بود. قیمت گازوئیل نیز در آمریکا و اروپا از ۱۹۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و تقریباً دو برابر سطح آن در فوریه شده است. دونالد ترامپ می‌تواند همچنان به جنگ بر سر آمار و ارقام ادامه دهد، اما معیار واقعی چیز دیگری است: اینکه در نهایت چه تعداد از واردکنندگان موفق می‌شوند نفتی را که سفارش داده‌اند، واقعاً تحویل بگیرند.

 

ارسال نظرات
خط داغ