۴ رفتار نگرانکننده کودکان به روایت یک روانشناس
والدین نباید درباره هر رفتار متفاوت یا چالش روزمره فرزندشان نگران شوند؛ در عوض حمایت، همدلی و مراقبت از سلامت روان کودک باید در اولویت قرار گیرد.
فرارو- والدین هر روز با رفتارهایی از فرزندانشان مواجه میشوند که ممکن است آنها را نگران یا حتی مضطرب کند، اما همه رفتارهای غیرمعمول نشانه یک مشکل جدی نیستند؛ در مقابل، برخی مسائل مانند روابط دوستانه، احساسات و انتخابهای آموزشی کودک اهمیت بیشتری دارند.
به گزارش فرارو به نقل از پرنتس، والدین معمولاً فهرست بلندبالایی از نگرانیها درباره فرزندانشان دارند. با این حال، بسیاری از این نگرانیها بخشی طبیعی از فرایند رشد کودک هستند و لازم نیست ذهن والدین را دائماً درگیر کنند.
تمام لحظات را در کنار فرزندم نمیگذرانم
والدین شاغل همیشه نمیتوانند تمام روز را کنار فرزندانشان باشند. اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت زمانی است که با کودک سپری میکنند، نه صرفاً تعداد ساعتهایی که در کنار او هستند. وقتی والد با کودک وقت میگذراند، چه یک ساعت و چه یک روز کامل، توجه به نیازها و نشانههای او اهمیت زیادی دارد. حضور باکیفیت و توجه بدون حواسپرتی، در صورت امکان، میتواند برای رشد کودک بسیار ارزشمند باشد.
از سوی دیگر، سپردن کودک به مراقبان قابل اعتماد نیز الزاماً اتفاق بدی نیست. زمانی که کودک مدتی از والدین جداست، میتواند استقلال، انعطافپذیری و توانایی سازگاری با تغییر را تمرین کند. بنابراین کمک گرفتن از پدربزرگ و مادربزرگ، دیگر اعضای خانواده یا مراقب کودک، در صورت امکان، میتواند برای والد و فرزند هر دو مفید باشد.
فرزندم دقیقاً مطابق جدول زمانی رشد پیش نمیرود
کودکان مهارتهای رشدی را در زمان یکسانی به دست نمیآورند. اگرچه برای رشد کودک، محدودهها و معیارهای مشخصی وجود دارد، تفاوت میان کودکان طبیعی است. یکی از اشتباهات رایج والدین، مقایسه مداوم فرزند خود با کودکان همسن و سال است. بهتر است کودک را بیشتر با خودش مقایسه کنید. اگر کودک در طول روزها و هفتهها پیشرفت میکند، همین روند میتواند مهمتر از این باشد که آیا دقیقاً همزمان با دیگر کودکان به یک نقطه رشدی رسیده است.
البته اگر درباره رشد یا مهارتهای کودک نگرانی مشخصی وجود دارد، بهتر است موضوع با پزشک متخصص اطفال مطرح شود. در صورت نیاز به ارزیابی تخصصی یا مداخله زودهنگام نیز نباید آن را به تأخیر انداخت؛ شناسایی زودتر مشکلات معمولاً فرصت بیشتری برای کمک مؤثر به کودک فراهم میکند.
گاهی برنامه روزانه تغییر میکند
کودکان معمولاً با داشتن برنامه و پیشبینیپذیر بودن شرایط بهتر عمل میکنند، اما این به معنای آن نیست که برنامه خانواده باید همیشه بدون تغییر باقی بماند. گاهی ممکن است کودک در تعطیلات دیرتر بخوابد، چرت روزانهاش را از دست بدهد یا حتی برای یک مناسبت خاص صبحانهای متفاوت بخورد. چنین تغییراتی به خودی خود به کودک آسیب نمیزند.
ممکن است بازگشت به برنامه عادی چند روزی با بدخوابی یا رفتارهای متفاوت همراه شود، اما معمولاً میتوان برنامه خواب و فعالیتهای روزانه را دوباره تنظیم کرد. در عین حال، برخی تجربههای خارج از برنامه، مانند خوردن بستنی برای صبحانه در روز تولد، میتوانند به خاطرات شیرین دوران کودکی تبدیل شوند.
فرزندم بد غذاست
بد غذایی در بسیاری از کودکان دیده میشود. اگر پزشک درباره وزن یا وضعیت سلامت کودک نگرانی ندارد، لازم نیست هر وعده غذایی به میدان مبارزه تبدیل شود. یکی از روشهای پیشنهادی این است که والد دو گزینه غذایی در اختیار کودک قرار دهد؛ مثلاً غذای معمول خانواده و غذایی که از قبل در خانه وجود دارد. کودک در نهایت تصمیم میگیرد که غذا بخورد یا نه و چه مقدار بخورد.
این روش بخشی از رویکردی به نام «تقسیم مسئولیت» در تغذیه است. در این شیوه، والد تعیین میکند چه غذاهایی، چه زمانی و در چه مکانی ارائه شوند؛ اما انتخاب اینکه کودک غذا بخورد یا چه مقدار بخورد، بر عهده خود اوست.
برای مثال، میتوان در وعده شام یک منبع پروتئین، یک ماده نشاستهای و سبزیجات ارائه کرد و دستکم یکی از گزینهها را از غذاهای مورد علاقه کودک انتخاب کرد و در کنار آن غذایی جدید قرار داد. این کار فرصت امتحان کردن غذای تازه را فراهم میکند، بدون اینکه کودک مجبور به خوردن آن باشد.
فرزندم از تکنولوژی استفاده میکند
استفاده از تلویزیون، تلفن همراه و تبلت، اگر با نظارت و محدودیت مناسب همراه باشد، لزوماً موضوعی نگرانکننده نیست. حتی میتوان از این زمان برای تعامل با کودک استفاده کرد؛ مثلاً والد و کودک با هم یک برنامه آموزشی را ببینند و درباره شخصیتها یا موضوع آن گفتوگو کنند.
ابزارهای کنترل والدین نیز میتوانند به مدیریت مدت و نوع استفاده از دستگاهها کمک کنند. حتی برخی بازیها و فعالیتهای تعاملی دیجیتال میتوانند در موقعیتهایی مانند انتظار در مطب یا سفر طولانی، کاربرد آموزشی و سرگرمکننده داشته باشند. نکته اصلی، نه حذف کامل تکنولوژی، بلکه تعیین مرزهای روشن و مشارکت والدین است.
۴ چیزی که واقعاً باید درباره آنها نگران بود
در کنار مسائلی که والدین میتوانند با خیال آسودهتری از کنارشان بگذرند، برخی موضوعات ارزش توجه جدیتری دارند.
۱. دوستان و روابط اجتماعی کودک
دوستان کودک میتوانند تأثیر قابلتوجهی بر رشد اجتماعی و عاطفی او داشته باشند. والدین بهتر است دوستان فرزندشان را بشناسند و درباره کیفیت روابط او با آنها گفتوگو کنند. فعالیتهای گروهی، بازی با همسالان و کلاسهای فوقبرنامه میتوانند فرصت خوبی برای مشاهده و تقویت مهارتهای اجتماعی کودک باشند.
اگر کودک همیشه خواستههای دوستانش را میپذیرد و فرصتی برای انتخاب ندارد، میتوان با او درباره این موضوع صحبت کرد و حتی از طریق بازی نقشآفرینی، جملاتی را که میتواند در چنین موقعیتهایی به کار ببرد تمرین کرد.
۲. علایق واقعی کودک
بهتر است والدین فرزندشان را صرفاً به دلیل محبوب بودن یک فعالیت، به آن مشغول نکنند. کودک باید فرصت تجربه فعالیتهای مختلف را داشته باشد تا بتواند علاقه واقعی خود را پیدا کند. تشویق کودک به دنبال کردن علایقش میتواند به تقویت استقلال، اعتمادبهنفس و توانایی تصمیمگیری او کمک کند. ضمن اینکه احتمال دارد در همین مسیر با کودکانی آشنا شود که علایق مشابهی دارند.
۳. کودک باید مهربان باشد
کودکان مانند اسفنج هستند و رفتارهایی را که میبینند یا میشنوند، حتی زمانی که به نظر میرسد توجهی ندارند، جذب میکنند. بنابراین آموزش همدلی و مهربانی اهمیت زیادی دارد. کودک لازم نیست همه افراد را دوست داشته باشد، اما باید یاد بگیرد با دیگران محترمانه و مهربانانه رفتار کند.
والدین نیز با رفتار خود الگو هستند. گفتوگو درباره موقعیتهایی که در آنها فردی رفتار نامناسبی داشته و بررسی اینکه چه واکنش دیگری میتوانست نتیجه بهتری ایجاد کند، راهی برای تقویت همدلی کودک است.
۴. احساسات و حال روحی کودک
یکی از مهمترین پرسشها این است که کودک واقعاً چه احساسی دارد. والدین بهتر است هر روز درباره احساسات فرزندشان سؤال کنند و نگرانیهای او را بیاهمیت جلوه ندهند. اضطراب پیش از امتحان میتواند طبیعی باشد، اما نگرانی مداوم درباره موضوعات مختلف، بیمیلی نسبت به فعالیتهایی که معمولاً برای کودک لذتبخش هستند یا شکایتهای مکرر جسمی مانند سردرد و دلدرد بدون علت پزشکی مشخص، میتواند نشانهای از یک مشکل عمیقتر باشد.
در چنین شرایطی، گفتوگو با کودک و تلاش برای پیدا کردن ریشه نگرانی اهمیت دارد. اگر مشکل ادامه پیدا کرد، کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روان کودک میتواند ضروری باشد. مشکلات کوچک و نادیده گرفتهشده ممکن است در صورت تداوم، بعدها به مسائل بزرگتری تبدیل شوند.
انتخابهای آموزشی هم قابل اصلاح هستند
والدین ممکن است دائماً نگران باشند که آیا مدرسه، کلاس، فعالیت فوقبرنامه یا مسیر آموزشی مناسبی را برای فرزندشان انتخاب کردهاند یا نه. اما هیچ تصمیم آموزشی لزوماً دائمی نیست. اگر احساس میکنید کودک بیش از حد تحت فشار است، میتوان میزان فشار را کاهش داد و واکنش او را بررسی کرد.
اگر مدرسه یا کلاس مناسب نیست، میتوان با مسئولان گفتوگو کرد یا در صورت امکان گزینه دیگری را امتحان کرد. اگر کودک در یادگیری با مشکل مواجه است، ارزیابی تخصصی میتواند به شناسایی نیازهای او کمک کند. در تربیت و آموزش کودکان نسخهای که برای همه یکسان باشد وجود ندارد.
آزمون و خطا، مشاهده واکنش کودک و آمادگی برای تغییر مسیر، بخشی طبیعی از فرایند فرزندپروری هستند.