ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۷۲

کوک ناساز سنتوری

کوک ناساز سنتوری

دکتر رضا رحمتی


صفار هرندی در جمع کارکنان وزارت ارشاد، اقدام معاونت سینمایی در جلوگیری از پخش فیلمی خاص را ستایش کرد. هر چند که وی نام فیلم را ذکر نکرد اما معلوم است که فیلم مورد نظر وی «سنتوری»، ساخته داریوش مهرجویی است. او پیش از این نیز عملکرد جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت ارشاد، را ستوده بود و از وی به عنوان به عنوان «مدیر توانمند فرهنگی و دارای سابقه طولانی» یاد کرده بود.

مسئله وزارت ارشاد و اجازه اکران به «سنتوری» قصه ای غریب است، فیلمی که در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر جایزه بازیگر اول مرد را از آن خود کرد. علاوه بر این جایزه، وجود نام داریوش مهرجویی به عنوان کارگردانی با سابقه بر این فیلم، مشتاقان سینمای ایران را منتظر ساخت تا ببینند و قضاوت کنند که بعد از مهمان مامان در سال 1382، کار تازه مهرجویی چگونه از آب و گل درآمده است.

گویا به جای تماشاچیان سالنهای سینما این مسئولین معاونت سینمایی وزارت ارشاد بودند که کار دیدن و قضاوت «سنتوری» را انجام دادند. بالاخره پس از چندین ماه و رفتن آمدنهای تهیه کننده فیلم و برطرف شدن مشکلات، باز حکم نهایی بر اکران فیلم نبود و علی سنتوری محکوم به خانه نشینی شد.

صفار هرندی با حمایت آشکار از معاون خود گفت؛ «دوستان به حق جلوي اكران آن را گرفتند. فيلمي كه اگر منصفانه بنشينيم و آن را در دادگاه وجدان ملي و ديني مرور كنيم حتي يك نكته مثبت در آن ديده نمي‌شود. اين فيلم هر بدي در درون خود جاي داده و از اتهام به خدا و دين تا اتهام به مردم و به ايرانيان و تحقير هموطنان خودش و سياه نمايي در جامعه‌اي كه هر روز در حال پيشرفت و ترقي است را در خود جاي داده چه توجيهي دارد حتي اجازه دهيم كه چنين فيلمي توليد شود.»

ایشان به فیلمساز نیز نظر لطف خود را عنایت کرده و گفت؛ «با برادر عزيز هنرمندي كه در كارنامه كاري خودش كارهاي شايسته‌اي هم ارايه كرده نيز خصومت نداريم، ما مي‌گوييم خصومت واقعي با آن هنرمند را كساني دارند كه مي‌خواهند او را خلاصه كنند در يك اثري كه اتفاقا آن اثر بدترين كار اوست.»

قضاوت تند و صریح جناب وزیر جای تردیدی نمی گذارد که کار سنتوری به پایان خود رسیده و تا زمانی که ایشان بر مسند نشسته اند نباید خواب اکران را نیز دید. هرندی حتی همکاران خود را نیز بی نصیب نگذاشت و از آنان خواست «تا در حوزه هاي مختلف يک سر سوزن مسامحه در مقابل خرابکاري ها صورت نگيرد. نبايد اجازه دهيد از زير دست شما سندهاي پليد صادر و منتشر شود.»

قضاوتهای تند و پرحرارت جناب وزیر و فیلم مهرجویی را نباید با هم و یک کاسه دید و هر کدام زاویه دید خاص خود را می طلبد. از یک سو، باید فیلم مهرجویی را به عنوان یک اثر سینمایی نگریست و از سوی دیگر، مسئله به مدیریت فرهنگی وزارت ارشاد مربوط می شود.

آیا فیلم مهرجویی همچنان که ارشدترین مدیر فرهنگی هنری بیان کرده «در دادگاه وجدان ملي و ديني ... حتي يك نكته مثبت در آن ديده نمي‌شود»؟ و «حتی هر بدي در درون خود جاي داده»؟ باید دید قضاوت هرندی بر فیلم مهرجویی به عنوان یک اثر سینمایی تا چه اندازه ای موجه است.

منتقدان در مورد سنتوری مطالب زیادی نوشته اند که اصولا بیشتر آنها به سبک سینمایی مهرجویی باز می گردد. این سبک فاقد روایت منسجم و مرتبطی است و تنها چیزی که در آن دیده می شود شخصیت و وقایع پراکنده اطراف اوست.

شخصیت محوری در سینمای مهرجویی اگر چه یک واقعیت است اما دلیلی بر فقدان انسجام درونی فیلم نمی باشد. اگر مهرجویی در فیلمی همچون گاو یا سارا از داستان عاریتی دیگری سود جوید آنگاه می تواند به حوادث فیلمش ارتباط و انسجامی دهد اما در دست پرورده خودش چون هامون، مهمان مامان و همین سنتوری فقدان چنان ارتباطی به خوبی به چشم می خورد.

یکی از خواص چنین سبکی لغزیدن به دام شعارزدگی است که حتی در فیلم معروف هامون وی نیز دیده می شود. شعار زدگی در سنتوری مهرجویی به اوج خود رسیده است. موضوع اساسی این فیلم اعتیاد شخصیت اصلی فیلم، علی بلورچی است. معتاد شدن علی در فیلم مهرجویی به گردن عالم و آدم انداخته می شود سوای خود شخص معتاد.

گویا در نظر مهرجویی خانواده و جامعه در معتاد شدن علی مقصر هستند و او معلول بی دست و پای این علل است. از این رو، علی سنتوری در فیلم حق دارد تا به مذهبی بودن مادر، مال اندوزی پدر، بی وفایی همسر، خیانت رفیق جفاپیشه، پشت کردن رفیق دیرینه و حتی حق خانه سازی صاحب خانه بد و بیراه بگوید و مواد را ترک نکند تا به قول خودش «به ته ته آن» برسد؛ مرگ.

در فیلم مهرجویی از انسان و مسئولیت انسانی خبری نیست و اگر از عشق سخنی گفته می شود تنها لقلقه زبان است بدون پذیرش هیچ مسئولیتی. در حقیقت، خلاء هویت شخصیت علی در فیلم مهرجویی حکایت از خلائی می کند که فیلم ساز از شناخت خود نسبت به انسان و مسئولیتهایش دارد که جای آن را با داد و هوار کشیدن بر سر مذهب و جامعه و دیگران جای آن را پر می کند.

باید از فیلمساز پرسید؛ اگر به علی سنتوری مجوز کاست داده نشده، او حق دارد بیشتر به اعتیاد رو آورد و اصولا به چه دلیلی در فیلم وی چنین اعتیادی توجیه می شود؟ آنچه که وی از علی سنتوری به نمایش گذاشته به آدم بی اراده و سطحی می ماند که به هر بهانه ای به سرنگ و مواد روی می آورد. چنین شخصی حتی با بازپروری و به دست آوردن بهبودی گذشته جرأت بازگشت به جامعه را ندارد.

باید از مهرجویی پرسید؛ جامعه سنتوری چه فرقی با جامعه مهمان مامان دارد؟ در جامعه مهمان مامان همه دست به دست هم می دهند تا سفره فقیری رنگین شود به گونه ای که خود فقیر نمی تواند باور کند آنچه اتفاق می افتد در خواب است یا بیداری.

معتاد مهمان مامان و علی سنتوری چه فرقی با یکدیگر دارند؟ آن یکی هنوز عشق دارد و با شکستن گردو امورات خود و خانواده اش را می گرداند و نیازی به ثروت انبوه پدری ندارد و این یکی جز نق و تیغ زدن از پدر و مادر هیچ هنر دیگری ندارد.

با این همه باز باید با جناب وزیر هم عقیده شد و گفت این اثر «حتي يك نكته مثبت» هم ندارد؟ باید انصاف داد و گفت مهرجویی در فیلم علی سنتوری توانسته است از تکنیک فلاش بک (بازگشت به گذشته) به خوبی استفاده کرده است. در واقع، او توانسته از موسیقی در بازگشت از زمان حال به گذشته به خوبی استفاده کند به گونه ای که گذر زمان به راحتی انجام می گیرد.

استفاده از موسیقی در فیلم سنتوری آن را فیلمی موزیکال نساخته اما توانسته است عبور زمانی مناسب را به وجود آورد و فیلمساز به خوبی متوجه است که بیشتر در بازگشت به گذشته از آن استفاده کند تا آمدن به زمان حال.

اگرچه روایت از زبان شخصیت اصلی به فیلم ضربه اساسی می زند و به خصوص آن که معلوم نمی شود این روایت برای چه کسی است، اما یگانگی زمانهای حال و گذشته توانسته است به خوبی خط زمان را در حوادث فیلم برطرف کند به صورتی که تماشاچی تمام وقایع را در یک وحدت زمانی ببیند. در پاسخ به نگاه منفی بین آقای هرندی باید گفت که فیلم مهرجویی حداقل این نکته مثبت را دارد که توانسته است از پس تقطیع زمان برآید و وحدتی را در آن به جود آورد.

قصه مدیریت فرهنگی جریان دیگری دارد. آقای هرندی اتهاماتی بر این فیلم وارد کرده است. در واقع، «اتهام به خدا و دين» و «اتهام به مردم و به ايرانيان و تحقير هموطنان» و «سياه نمايي در جامعه‌» اموری نیستند که در یک فیلم به نمایش گذاشته شوند و بتوان به راحتی از کنار آنها گذشت.

اتهاماتی که جناب وزیر ارشاد بر سنتوری وارد می کند چنان سنگین است که معلوم نیست چرا علیه آن اعلام جرم نمی شود تا از شأن و حرمت فرهنگی این دیار دفاع شود و جلوی چنین هجمه ای بر جامعه گرفته شود. شاید ایشان توجه دارند که اجازه ساخت را همان معاونت سینمایی داده که خود از عملکردش حمایت می کند.

گذشته از این، همین معاونت سینمایی بود که به بهرام رادان جایزه بهترین نقش اول مرد را به خاطر بازی در فیلم سنتوری داد. شاید داوران جشنواره بازی بهرام رادان را بهترین بازی شناخته اند و در این بین مسئولیتی متوجه مسئولین معاونت سینمایی نباشد، اما با دادن چنین جایزه مردم نباید متوقع باشند تا بازی او را ببینند؟

آقای هرندی با افتخار بیان می کند؛ «تا زماني كه در جايگاه خدمتگذاري هستيم قطعا اجازه نخواهيم داد، فرهنگ ما سر از همان جاهايي درآورد كه بيايند هنرمند جماعت را به عنوان متهم رديف يك توسعه تباهي در اين جامعه معرفي كنند.»

حمایت ایشان از هنرمند با ممنوعیت اکران اثر وی انجام می شود بدون توجه به این که چنین ممنوعیتی تا چه اندازه ای کارا است. آیا ممنوعیت اکران فیلم سنتوری باعث شده تا مخاطبان خود را از دست دهد و کسی نتواند آن را ببیند؟ کسی که وقایع یک ساله اخیر را در مورد این فیلم و سی دی ها و دی وی دی های آن را بداند می داند که قصه از این قرار نیست.

در واقع، مدیریت معاونت سینمایی باعث شده که این فیلم بیشتر از اکران سینمایی خود مخاطب پیدا کند. موضوع قانونی یا غیر قانونی بودن کپی های این فیلم یا این که چه عواملی در آن دخیل بوده اند، ربطی به در دسترس مردم بودن آن ندارد. واقعیت امر این است که فیلم سنتوری توانسته بیننده بیابد و بیش از هر چیز ممنوعیت اکران باعث آن است.

گویا کوک سنتوری تنها به گوش مدیریت فرهنگی وزارت ارشاد ناساز آمده است که با بستن گوش خود تصور کرده اند توانسته اند جلوی «خرابکاری» را بگیرند. اگر مدیریت فرهنگی گوش خود را گرفته تا چیزی نشنود نباید تصور کرد مردمی که می توانند سی دی یا دی وی دی این فیلم را به چند صد تومان می توانند تهیه کنند نیز گوش خود را گرفته اند. به جاست که مدیریت فرهنگی به جای ستایش بی چون و چرا از عوامل خود، ببیند تاثیر عملکرد این عوامل بر سر فرهنگ مردم چه می آورد و نتایج آن چیست.

ارسال نظرات
خط داغ