ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۶۹۱۶

چهار نکته درباره قسمت اول سریال «کلاغ»

چهار نکته درباره قسمت اول سریال «کلاغ»

اولین قسمت سریال «کلاغ» با ترکیبی از فضای امنیتی، عاشقانه و تاریخی منتشر شد؛ اما در همان قسمت نخست، نشانه‌هایی از ضعف در انسجام روایی دیده می‌شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اولین قسمت سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان منتشر شد، اثری که نامش خبر از اتفاقات دلهره آور در قصه می‌دهد.

به گزارش فرارو، داستان این سریال در مورد مردی به نام جلال است که ورود یک زن به اسم سایه و شکل گرفتن عشقی ممنوع همه چیز را به نابودی می‌کشاند. در ادامه این مطلب، به ۴ نکته مهم از قسمت نخست این سریال پرداخته می‌شود.

بازی تکراری هادی حجازی‌فر

در قسمت اول با اینکه کاراکتر هادی حجازی فر نسبت به سایر همکاری‌ها با مهدویان شروع متفاوت در نقش نظامی داشت. با این حال به راحتی می‌توان گفت اجرای او تکراری شبیه به سایر نقش‌های این بازیگر بود. چیزی شبیه به کمال در «ماجرای نیمروز» یا موسی در «لاتاری». در واقع کاراکتر فقط نام و شغلش عوض شده است. همین تکرار باعث شده شخصیت جدید، هویت مستقل و متفاوتی پیدا نکند و بیشتر در امتداد نقش‌های قبلی بازیگر باشد. در نتیجه، مخاطب در «کلاغ» با همان الگوی آشنا مواجه می‌شود.

داستانی تکراری از نفوذ و خیانت

سریال «کلاغ» در روایت نیز بار دیگر مخاطب را وارد جهان آشنای مهدویان می‌کند؛ جهانی مبتنی بر نفوذ، خیانت و تقابل‌های امنیتی که پیش‌تر در آثاری مانند «ماجرای نیمروز» تجربه شده بود. فضای دهه پنجاه، دوربین‌های خاص و لحن مستندگونه، همگی در خدمت بازآفرینی همان جهان قرار گرفته‌اند. این شباهت باعث شده تا مخاطب به راحتی پایان قصه را حدس بزند. احتمالا سایه به دست ساواک کشته می‌شود. جلال  ارتش و ساواک را ترک و خانواده را از دست می‌دهد و در نهایت به نیروهای انقلابی می‌پیوندد. در واقع «کلاغ» با تصویری از پیروزی انقلاب به پایان می‌رسد.

انسجام روایی قصه

سریال کلاغ اصلی اصلی

در عین حال «کلاغ» در قسمت اول انسجام روایی ندارد و برای پوشاندن این ایراد به نریشن پناه برده است. نریشن‌هایی که به جای تقویت درام، بیشتر نقش توضیح‌دهنده را ایفا می‌کنند. همین مسئله باعث می‌شود به جای نمایش روایی، با نوعی روایت توضیحی مواجه باشیم. همچنین پیش‌بینی‌پذیری خط داستانی، از میزان تعلیق و جذابیت اثر می‌کاهد و اجازه شکل‌گیری غافلگیری دراماتیک را نمی‌دهد.

فضاسازی درست

مهدویان در قسمت اول به خوبی توانسته فضای سال‌های پایانی دهه 50 را بازسازی کند البته با استفاده از تصاویر سیاه و سفید. صحنه‌ها، سکانس‌ها و گریم حس و حال آن دهه را زنده می‌کند. استفاده از تصاویر سیاه و سفید، طراحی صحنه‌های دقیق و گریم‌های متناسب، به باورپذیری فضای تاریخی کمک کرده است. این عناصر بصری تا حد زیادی مخاطب را در فضای زمانی اثر قرار می‌دهند. با این حال، این موفقیت بیشتر در سطح تصویر باقی می‌ماند و کمتر به عمق روایی و شخصیت‌پردازی سرایت می‌کند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات