ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۷۱۱۱

تحریم‌های تازه ترامپ؛ فشار حداکثری یا تکرار یک شکست قدیمی؟

نقش اسکات بسنت در نقشه جدید ترامپ علیه ایران چیست؟

نقش اسکات بسنت در نقشه جدید ترامپ علیه ایران چیست؟

دونالد ترامپ پس از پایان مهلت ۶۰ روزه و بسته شدن مسیر مذاکره، بار دیگر به سیاست فشار حداکثری علیه ایران روی آورده و مسئولیت این کارزار را به اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، سپرده است. راهبرد جدید واشنگتن بر تحریم‌های ثانویه، محدود کردن صادرات نفت، هدف قرار دادن شبکه‌های مالی و شرکای خارجی ایران استوار است. با این حال، تجربه تهران در دور زدن تحریم‌ها و نقش چین، روسیه و عراق می‌تواند موفقیت این سیاست را با تردید روبه‌رو کند.

فرارو- محمد عیاش، تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل روزنامه القدس العربی، در یادداشتی به بررسی بازگشت دولت دونالد ترامپ به سیاست فشار حداکثری و تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران پرداخته است.

به گزارش فرارو به نقل از القدس العربی، دونالد ترامپ رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا را به ارتکاب یک اشتباه تاریخی متهم می‌کند؛ اشتباهی که از نگاه او، در نحوه برخورد با انقلاب ایران و سپس پذیرش و تعامل با جمهوری اسلامی شکل گرفت. او اکنون می‌گوید برای «اصلاح تاریخ» آمده و به آمریکایی‌ها وعده پیروزی مطلق می‌دهد.

در چنین فضایی، مایک پمپئو در مارس ۲۰۱۹، در گفت‌وگویی با شبکه «سی‌بی‌ان» در بیت‌المقدس، گفت به‌عنوان یک مسیحی این احتمال را کاملاً ممکن می‌داند که خداوند ترامپ را برای حفاظت از اسرائیل و مقابله با تهدید ایران برگزیده باشد؛ مقایسه‌ای که با داستان ملکه استر در کتاب مقدس مطرح شد.

اسکات بسنت در خط مقدم جنگ اقتصادی با ایران

مهلت ۶۰ روزه به پایان رسیده، ترامپ از بسته‌شدن راه مذاکره گفته و تأکید کرده است که قصد تمدید آتش‌بس را ندارد. در نتیجه، او بار دیگر به همان سیاستی بازگشته که زمانی رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا را به‌دلیل آن به‌شدت مورد انتقاد قرار می‌داد: فشار اقتصادی، تحریم و ادامه محاصره ایران.

تفاوت این دوره آن است که تحریم‌ها، به تعبیر نویسنده، «دندان‌های تیزتری» دارند. دولت ترامپ اکنون با سپردن مسئولیت اجرای این کارزار به اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در پی آن است که فشار اقتصادی بر ایران را با جدیت بیشتری اعمال کند.

تاریخ آمریکا نشان می‌دهد تحریم همواره یکی از مهم‌ترین ابزارهای واشنگتن برای اعمال فشار بر رقبایش بوده است. «قانون داماتو» که در سال ۱۹۹۶ تصویب شد، یکی از نمونه‌های مشهور این سیاست بود؛ قانونی که شرکت‌ها و افرادی را که بیش از ۲۰ میلیون دلار در سال در بخش نفت و گاز ایران یا لیبی سرمایه‌گذاری می‌کردند، هدف تحریم قرار می‌داد. هدف این قانون، محدودکردن توان و ظرفیت‌های تهران و طرابلس بود.

امروز نیز موفقیت تحریم‌ها به میزان جدیت در اجرای آنها و توان آمریکا برای بستن مسیرهای دورزدن محدودیت‌ها، به‌ویژه از طریق شبکه‌های مرتبط با روسیه و چین، بستگی دارد. این فشارها می‌توانند اقتصاد و ارزش پول ملی ایران را تضعیف کنند، اما توان تهران برای سازگاری با شرایط و یافتن راه‌های جایگزین ممکن است مانع از تحولات سریع و بنیادی شود.

از داماتو تا تحریم‌های ثانویه

از مهم‌ترین قوانین و الگوهای تحریمی مشابه می‌توان به چند مورد اشاره کرد:

  • قانون هلمز–برتون علیه کوبا: یکی از نمونه‌های تحریم ثانویه آمریکا است که حتی شرکت‌های خارجی را هدف قرار می‌دهد؛ به‌ویژه شرکت‌هایی که در اموال مصادره‌شده متعلق به شهروندان آمریکایی در کوبا سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
  • قانون کاتسا: شرکت‌ها و افرادی را که با بخش‌های دفاعی و اطلاعاتی روسیه، ایران و کره شمالی همکاری دارند، در معرض تحریم قرار می‌دهد.
  • سازوکار ماشه یا اسنپ‌بک: ابزاری برای بازگرداندن تحریم‌های گسترده علیه ایران است؛ تحریم‌هایی که می‌توانند روابط بانکی و دسترسی ایران به نظام مالی جهانی را بار دیگر محدود کنند.
  • تحریم‌های بخش انرژی ونزوئلا: با هدف دشوار کردن فروش نفت این کشور و جلوگیری از همکاری شرکت‌های خارجی با شرکت ملی نفت ونزوئلا اعمال شده‌اند.

نقطه مشترک این الگوها و قوانینی مانند داماتو، استفاده از تحریم‌های ثانویه است. در این سازوکار، دامنه مجازات صرفاً به کشور هدف محدود نمی‌شود و هر شرکت یا نهادی در هر نقطه جهان که با آن همکاری کند، ممکن است تحت فشار قرار گیرد؛ حتی اگر مستقیماً با نظام مالی آمریکا ارتباط نداشته باشد.

تمرکز اصلی این تحریم‌ها نیز معمولاً بر بخش‌های حیاتی اقتصاد، از نفت و گاز و بانک‌ها تا مسیرهای حمل‌ونقل، قرار دارد. در عمل، این سیاست شرکای تجاری را وادار می‌کند میان تجارت با آمریکا و همکاری با کشور تحریم‌شده، یکی را انتخاب کنند.

شدیدترین تحریم‌ها؛ نقشه تازه واشنگتن برای محاصره ایران

آمریکا می‌خواهد با اعمال «شدیدترین تحریم‌ها»، اقتصاد ایران را منزوی و منابع مالی تهران را محدود کند. بستن مسیرهای تأمین مالی نفت و هدف قراردادن شرکت‌ها و نهادهای خارجی همکار ایران، هزینه معامله با تهران را بالا می‌برد.

اگر نظارت بر بنادر و پالایشگاه‌ها نیز تشدید شود، صادرات نفت ایران ممکن است با فشار بیشتری مواجه شود. با این حال، ایران سال‌ها تجربه دورزدن تحریم‌ها را دارد و احتمالاً بار دیگر به مسیرهای غیررسمی و «ناوگان سایه» متوسل خواهد شد.

در این میان، چین اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بخش بزرگی از نفت ایران به این کشور فروخته می‌شود و موفقیت تحریم‌ها تا حد زیادی به این بستگی دارد که واشنگتن تا چه اندازه حاضر است برای افزایش فشار بر تهران، با پکن درگیر شود. عراق نیز یکی از مجاری مهم اقتصادی ایران است و سفر محمدباقر قالیباف می‌تواند در این چارچوب معنای ویژه‌ای داشته باشد.

آمریکا برای اعمال تحریم‌های سخت‌گیرانه علیه ایران، مجموعه‌ای از دلایل امنیتی و سیاسی مطرح می‌کند. مهم‌ترین آنها جلوگیری از دستیابی ایران به توانمندی یا سلاح هسته‌ای است؛ موضوعی که واشنگتن آن را تهدیدی برای امنیت خود و متحدانش می‌داند.

اتهام حمایت تهران از گروه‌های همسو در منطقه، حملات علیه منافع آمریکا و متحدانش و نگرانی از برنامه موشکی ایران نیز از دیگر دلایل اعلام‌شده است. در عمل، واشنگتن می‌کوشد با بهره‌گیری از تحریم، رهبران ایران را برای تغییر رفتار یا پذیرش یک توافق جامع تحت فشار قرار دهد؛ آن هم بدون آنکه ناچار به ورود به جنگی گسترده و پرهزینه شود.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای حقوقی آمریکا برای اعمال تحریم، «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین‌المللی» است. این قانون به رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد در صورت تشخیص یک تهدید خارجی، وضعیت اضطراری ملی اعلام کند و از اختیارات گسترده برای تحریم، مسدود کردن دارایی‌ها و محدودکردن تجارت استفاده کند. بسیاری از تحریم‌های آمریکا نیز از طریق فرمان‌های اجرایی صادرشده بر پایه همین قانون اعمال شده‌اند.

نویسنده : محمد عیاش
ارسال نظرات
خط داغ