ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۷۱۳۶

بهترین فیلم های اکشن تاریخ؛ از «جان سخت» تا «جان ویک ۴»

بهترین فیلم های اکشن تاریخ؛ از «جان سخت» تا «جان ویک ۴»

بهترین فیلم‌های اکشن تاریخ، تنها به انفجار و مبارزه متکی نیستند و با ترکیب داستان، شخصیت‌پردازی و صحنه‌های نفس‌گیر، جایگاهی ماندگار پیدا کرده‌اند. از «جان ویک ۴» و «مکس دیوانه؛ جاده خشم» تا «ماتریکس» و «شوالیه تاریکی»، این آثار هر یک به شکلی مسیر سینمای اکشن را تغییر داده‌اند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اگرچه سینمای اکشن در طول سال‌ها مملو از فیلم‌هایی با تعقیب‌وگریزهای نفس‌گیر، مبارزه‌های تن‌به‌تن و صحنه‌های پرهیجان بوده است، اما همه این آثار نتوانسته‌اند جایگاهی ماندگار در تاریخ سینما پیدا کنند.

به گزارش فرارو، بهترین فیلم‌های اکشن تنها به نمایش خشونت و هیجان متکی نیستند، بلکه با ترکیب داستانی قدرتمند، شخصیت‌پردازی و صحنه‌های اکشن خلاقانه، استانداردهای این ژانر را تغییر داده‌اند

از «جان سخت» و «اولین خون» گرفته تا «ماتریکس»، «گلادیاتور» و «مکس دیوانه: جاده خشم» هرکدام از این فیلم‌ها به شیوه‌ای متفاوت تعریف تازه‌ای از اکشن ارائه کرده‌اند. برخی با بدلکاری‌های خیره‌کننده و نبردهای نفس‌گیر و بعضی دیگر با ترکیب اکشن و ژانرهای دیگر جایگاه خود را در تاریخ سینما تثبیت کرده‌اند. در این میان، آثاری مانند «جان ویک ۴» و «مأموریت: غیرممکن؛  فال‌اوت» نیز نشان می‌دهند که سینمای اکشن همچنان ظرفیت خلق صحنه‌هایی تازه و تماشایی را دارد. در ادامه، نگاهی داریم به شماری از بهترین و تأثیرگذارترین فیلم‌های اکشن تاریخ سینما؛ آثاری که هرکدام بخشی از مسیر تحول این ژانر را شکل داده‌اند.

فیلم سینمایی «جان ویک 4»

جان ویک

این فیلم به کارگردانی چاد استاهلسکی و با بازی کیانو ریوز یکی از نمونه‌های شاخص سینمای اکشن مدرن است. اثری که  در سال ۲۰۲۳ تلاش کرد فرمول موفق سه قسمت قبلی را به ابعادی بزرگ‌تر و پرزرق‌وبرق‌تر گسترش دهد. داستان بار دیگر جان ویک را در برابر سازمان های تیبل قرار می‌دهد اما این بار مبارزه او بیش از همیشه رنگ‌وبوی یک نبرد نهایی را به خود می‌گیرد.

مهم‌ترین نقطه قوت فیلم طراحی صحنه‌های اکشن است. استاهلسکی در این قسمت هیچ محدودیتی برای نمایش توانایی‌های جان ویک ندارد و مجموعه‌ای از تیراندازی‌ها، مبارزات تن‌به‌تن، تعقیب‌وگریزها و بدلکاری‌های پیچیده را پشت سر هم قرار می‌دهد. نکته مهم این است که اکشن صرفاً برای پر کردن زمان فیلم استفاده نمی‌شود بلکه بخش مهمی از زبان روایی آن است.

استفاده از شهرهایی مانند پاریس، برلین و اوساکا نیز به تنوع بصری فیلم کمک کرده است. هر لوکیشن فضای متفاوتی برای درگیری‌ها ایجاد می‌کند و باعث می‌شود فیلم با وجود زمان طولانی در بسیاری از لحظات همچنان ریتم خود را حفظ کند.

«جان ویک ۴» شاید از نظر داستان‌گویی پیچیدگی خارق‌العاده‌ای نداشته باشد، اما در نمایش اکشن، بدلکاری و مبارزات طراحی‌شده یکی از کامل‌ترین نمونه‌های سینمای اکشن سال‌های اخیر است.

فیلم سینمایی «ماموریت غیر ممکن؛ فال اوت»

ماموریت غیر ممکن

این فیلم بار دیگر تام کروز را در نقش ایتن هانت قرار می‌دهد. مأموری که پس از یک عملیات ناموفق با تهدیدی جهانی مواجه می‌شود و باید از وقوع فاجعه‌ای هسته‌ای جلوگیری کند.

اما چیزی که «فال‌اوت» را متمایز می‌کند، صرفا حضور تام کروز نیست. فیلم مجموعه‌ای از صحنه‌های اکشن را ارائه می‌دهد که هرکدام می‌توانند به‌تنهایی نقطه اوج یک فیلم باشند. تعقیب‌وگریزهای خیابانی، مبارزات تن‌به‌تن، پرواز با هلیکوپتر و سقوط از ارتفاع در کنار بدلکاری‌های واقعی باعث شده‌اند فیلم در بخش اکشن تقریبا افت نکند.

یکی از ویژگی‌های مهم فیلم آسیب‌پذیری ایتن هانت است. او قهرمانی شکست‌ناپذیر نیست و هر تصمیم اشتباه می‌تواند به مرگ خودش یا اعضای تیم منجر شود. همین مسئله باعث می‌شود مخاطب در جریان صحنه‌های اکشن، خطر را واقعی‌تر احساس کند.

مک‌کوری در کنار اکشن، روابط میان شخصیت‌ها و انتخاب‌های اخلاقی آنها را نیز در مرکز داستان قرار می‌دهد. در نتیجه، «فال‌اوت» فقط مجموعه‌ای از انفجارها و تعقیب‌وگریزها نیست بلکه نمونه‌ای موفق از ترکیب اکشن، تعلیق، شخصیت‌پردازی و درام است.

فیلم سینمایی «اژدها وارد می‌شود»

بروس لی

فیلم با حضور بروس لی، هنرهای رزمی را با فضای تریلر جاسوسی و سرگرمی عامه‌پسند ترکیب می‌کند و به اثری تبدیل می‌شود که اهمیت تاریخی آن از کیفیت فیلمنامه فراتر می‌رود.

داستان درباره یک استاد هنرهای رزمی است که برای نفوذ به تشکیلات یک خلافکار قدرتمند وارد مسابقه‌ای رزمی در جزیره می‌شود. این داستان ساده بیش از آنکه پیچیدگی روایی داشته باشد، بستری برای نمایش مهارت‌های بروس لی فراهم می‌کند.

لی مهم‌ترین عنصر فیلم است. سرعت، کنترل حرکات و کاریزمای او به بخشی از زبان سینمایی اثر تبدیل می‌شود. مبارزه‌ها نیز تنها وقفه‌هایی میان بخش‌های داستانی نیستند، بلکه شخصیت و قدرت قهرمان را تعریف می‌کنند.

البته «اژدها وارد می‌شود» از نظر شخصیت‌پردازی و منطق روایی، محدودیت‌هایی دارد و برخی عناصر آن امروز ساده و آشنا به نظر می‌رسند. با این حال، تأثیر تاریخی فیلم بر سینمای اکشن انکارناپذیر است و همچنان یکی از مهم‌ترین کلاسیک‌های ژانر هنرهای رزمی به شمار می‌رود.

فیلم سینمایی «رمبو؛ اولین خون»

اولین خون

این فیلم  به کارگردانی تد کاچف و با بازی سیلوستر استالونه، در سال ۱۹۸۲ ساخته شد؛ اما برخلاف بسیاری از آثار اکشن آن دوره، صرفاً به دنبال نمایش یک قهرمان خشن و شکست‌ناپذیر نیست. فیلم در واقع تصویری تلخ از سربازی است که از جنگ بازگشته، اما جامعه دیگر جایی برای او ندارد.

جان رمبو، سرباز سابق جنگ ویتنام پس از ورود به شهری کوچک با برخورد خشن پلیس محلی مواجه می‌شود. این برخورد در نهایت شرایطی را ایجاد می‌کند که تعقیب و گریز گسترده‌ای آغاز شود. با این حال، فیلم به‌تدریج نشان می‌دهد مسئله اصلی خود رمبو نیست بلکه جامعه‌ای است که نمی‌تواند با زخم‌های بازماندگان جنگ کنار بیاید.

استالونه با حداقل دیالوگ خشم و آسیب‌پذیری شخصیت را منتقل می‌کند. فیلمنامه نیز به جای آنکه از ابتدا به انفجار و تیراندازی متکی باشد تنش را آرام‌آرام افزایش می‌دهد. طبیعت کوهستانی و فضای منزوی فیلم نیز نقش مهمی در ایجاد حس تعقیب و اضطراب دارد.

«اولین خون» در نهایت یک فیلم اکشن درباره پیروزی نیست. درباره مردی است که جنگ برای او تمام نشده است. همین نگاه انسانی، فیلم را از بسیاری از آثار اکشن دهه ۸۰ جدا می‌کند.

فیلم سینمایی «مکس دیوانه؛ جاده خشم»

مکس مد

این فیلم  ساخته جورج میلر یکی از مهم‌ترین بازگشت‌های سینمای اکشن در قرن بیست‌ویکم است. فیلم پس از سال‌ها جهان آخرالزمانی مجموعه را دوباره زنده کرد و نشان داد که حتی در عصر جلوه‌های دیجیتال، بدلکاری واقعی و طراحی صحنه می‌توانند همچنان قلب یک فیلم اکشن باشند.

تام هاردی در نقش مکس راکاتانسکی ظاهر می‌شود. او در سرزمینی خشک و بی‌رحم گرفتار شده است. در مرکز داستان، فرار گروهی از زنان به رهبری فیوریوسا با بازی شارلیز ترون قرار دارد.

فیلم تنها به سرعت و انفجار متکی نیست. شخصیت فیوریوسا یکی از مهم‌ترین نقاط قوت آن است. او صرفا همراه مکس نیست بلکه نیروی محرک داستان محسوب می‌شود و یکی از ماندگارترین قهرمانان زن سینمای اکشن معاصر را شکل می‌دهد.

تدوین سریع، بدلکاری‌های عملی، طراحی خودروها و میزانسن‌های عظیم باعث شده «جاده خشم» از نظر بصری اثری کم‌نظیر باشد. فیلم نشان می‌دهد اکشن زمانی تأثیرگذارتر است که پشت هر تعقیب و مبارزه، شخصیت و انگیزه‌ای مشخص وجود داشته باشد.

فیلم سینمایی «گلادیاتور»

گلادیاتور

فیلم که در سال ۲۰۰۰ اکران شد و با تکیه بر بازی راسل کرو، طراحی صحنه عظیم و نبردهای گسترده، توانست جایگاهی ویژه در سینمای حماسی پیدا کند.

داستان درباره ماکسیموس، ژنرال وفادار روم است که پس از به قدرت رسیدن کومودوس، زندگی و خانواده خود را از دست می‌دهد و به بردگی فروخته می‌شود. او در میدان گلادیاتورها به شهرت می‌رسد و از همین مسیر تلاش می‌کند با گذشته خود و مردی که زندگی‌اش را نابود کرده روبه‌رو شود.

ریدلی اسکات جهان فیلم را در مقیاسی بزرگ به تصویر می‌کشد. معماری، لباس‌ها، میدان‌های نبرد همگی به فیلم شکوه بصری می‌دهند. با این حال، ارزش «گلادیاتور» تنها در ظاهر آن خلاصه نمی‌شود.

فیلمنامه داستانی کلاسیک درباره قدرت، خیانت، انتقام و وفاداری روایت می‌کند. راسل کرو نیز با بازی کنترل‌شده و فیزیکی خود به ماکسیموس وزن دراماتیک می‌بخشد. در مقابل، فینیکس در نقش کومودوس شخصیتی جاه‌طلب و شکننده ارائه می‌دهد. نتیجه فیلمی است که اکشن را با درام شخصی ترکیب می‌کند و همچنان یکی از آثار ماندگار سینمای حماسی محسوب می‌شود.

فیلم سینمایی «جان سخت»

جان سخت 1

این فیلم  به کارگردانی جان مک‌تیرنان و با بازی بروس ویلیس، یکی از فیلم‌هایی است که مسیر سینمای اکشن مدرن را تغییر داد. فیلم به جای ارائه قهرمانی شکست‌ناپذیر، پلیسی معمولی و خسته را در مرکز داستان قرار می‌دهد؛ مردی که باید در شرایطی غیرعادی از توانایی‌های محدود خود برای بقا استفاده کند.

داستان در شب کریسمس و در ساختمان ناکاتومی پلازا اتفاق می‌افتد. در آنجا گروهی به رهبری هانس گروبر، ساختمان را تصرف می‌کنند. جان مک‌کلین که به‌طور اتفاقی از ماجرا خارج مانده  باید به تنهایی با مهاجمان مقابله کند.

محدود بودن فضای داستان به ساختمان، به فیلم اجازه می‌دهد تعلیق را به‌تدریج افزایش دهد. هر درگیری نتیجه‌ای برای مک‌کلین دارد و او برخلاف بسیاری از قهرمانان اکشن، بارها زخمی و خسته می‌شود.

از سوی دیگر، تقابل مک‌کلین و گروبر به فیلم انرژی ویژه‌ای می‌دهد. یکی بر غریزه بقا تکیه دارد و دیگری بیش از حد به نقشه حساب‌شده خود اعتماد کرده است. «جان سخت» نشان می‌دهد اکشن زمانی ماندگار می‌شود که شخصیت و تعلیق در کنار آن قرار بگیرند.

فیلم سینمایی «ماتریکس»

این فیلم  ساخته لانا و لی‌لی واچوفسکی، فیلمی است که مرزهای میان اکشن، علمی‌تخیلی و فلسفه را جابه‌جا کرد. «ماتریکس» در سال ۱۹۹۹ با ایده‌ای ساده اما تکان‌دهنده آغاز می‌شود؛ شاید آنچه که انسان واقعیت می‌داند، چیزی جز یک شبیه‌سازی عظیم نباشد.

کیانو ریوز در نقش نئو هکری منزوی است که پس از آشنایی با مورفیوس و ترینیتی وارد جهانی می‌شود که در آن قوانین فیزیکی قابل تغییر هستند. این سفر در ظاهر یک ماجراجویی اکشن است اما در لایه‌های زیرین درباره اختیار، هویت و ماهیت واقعیت سؤال می‌کند.

واچوفسکی‌ها برای انتقال این ایده‌ها تنها به فیلمنامه متکی نیستند. مبارزات رزمی، جلوه‌های بصری، طراحی آینده‌نگر و تکنیک‌های فیلمبرداری، زبان بصری تازه‌ای برای سینمای اکشن ایجاد کردند.

«ماتریکس» پس از بیش از دو دهه همچنان فیلمی تأثیرگذار است. این اثر ثابت کرد یک فیلم اکشن می‌تواند هم سرگرم‌کننده باشد و هم مخاطب را با پرسش‌های فلسفی درگیر کند.

فیلم سینمایی «شوالیه تاریکی»

شواله تاریکی

این فیلم  ساخته کریستوفر نولان، تنها یکی از موفق‌ترین فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ نیست؛ بلکه اثری است که تعریف ژانر را تغییر داد.  فیلم بتمن با بازی کریستین بیل را در برابر جوکر با بازی هیث لجر قرار می‌دهد. این تقابل خیلی زود از نبرد ساده قهرمان و شرور فراتر می‌رود.

نولان فضای فیلم را تا حد زیادی واقع‌گرایانه طراحی می‌کند. گاتهام شهری است که در آن مرز میان قانون، عدالت و هرج‌ومرج به‌تدریج از بین می‌رود. جوکر نیز یک تبهکار معمولی نیست. او نیرویی غیرقابل پیش‌بینی است که اصول اخلاقی شخصیت‌های دیگر را به چالش می‌کشد.

هیث لجر با بازی فراموش‌نشدنی خود، یکی از ماندگارترین شرورهای سینمای مدرن را خلق می‌کند. جوکر نه انگیزه‌ای ساده دارد و نه رفتاری قابل پیش‌بینی؛ همین ویژگی، حضور او را در هر صحنه تهدیدآمیز می‌کند.

در سوی دیگر، بتمن باید میان اصول اخلاقی خود و مقابله با دشمنی که هیچ قاعده‌ای نمی‌شناسد، انتخاب کند. به همین دلیل «شوالیه تاریکی» تنها یک فیلم ابرقهرمانی نیست بلکه ترکیبی از اکشن، جنایی، تعلیق و درام اخلاقی است که تأثیر آن بر آثار بعدی سینمای ابرقهرمانی همچنان ادامه دارد.

فیلم سینمایی «بیگانه»

بیگاانه

 فیلم با بازگرداندن سیگورنی ویور در نقش الن ریپلی، جهان ترسناک را به قلمرو اکشن نظامی و بقا می‌برد.ریپلی پس از سال‌ها خواب مصنوعی، همراه گروهی از تفنگداران فضایی راهی یک مستعمره دورافتاده می‌شود. سکوت حاکم بر این مکان خیلی زود نشان می‌دهد که اتفاقی هولناک رخ داده است. کامرون به جای نمایش دائمی موجودات بیگانه، از انتظار، تاریکی، فضاهای بسته و حس درماندگی برای ساختن تعلیق استفاده می‌کند. همین رویکرد باعث می‌شود حضور تهدید حتی زمانی که هیولا روی پرده دیده نمی‌شود، احساس شود.

سیگورنی ویور نیز یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های خود را ارائه می‌دهد. ریپلی در این فیلم تنها یک بازمانده ترسیده نیست. او شخصیتی مصمم است که برای محافظت از نیوت آماده رویارویی با خطر می‌شود. همین رابطه، به داستان وجهی انسانی می‌دهد.

 «بیگانه» در نهایت نمونه‌ای موفق از ترکیب اکشن، وحشت و درام است.  به همین دلیل، همچنان یکی از معیارهای مهم سینمای علمی‌تخیلی و اکشن محسوب می‌شود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات