ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۴۵۴۸

از دیپلماسی تا بازدارندگی؛ آیا شهریور نقطه عطف بحران خاورمیانه خواهد بود؟

از دیپلماسی تا بازدارندگی؛ آیا شهریور نقطه عطف بحران خاورمیانه خواهد بود؟

از منظر آینده‌پژوهانه، شهریور را نمی‌توان زمان قطعی آغاز جنگ دانست. اما می‌توان آن را دوره‌ای مهم برای سنجش میزان کارآمدی بازدارندگی‌ها دانست. اگر مذاکرات به نتیجه برسد، ترتیبات امنیتی جدید می‌توانند به کنترل بحران کمک کنند. اما شکست دیپلماسی، همراه با وقوع یک حادثه نظامی بزرگ، ممکن است دامنه تنش را از سطح ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل فراتر برده و امنیت خلیج فارس و بازار انرژی را نیز درگیر کند.

خاورمیانه در هفته‌های اخیر در شرایطی قرار گرفته که هم‌زمان نشانه‌هایی از تلاش برای کاهش تنش و آماده شدن برای سناریوهای سخت‌تر در آن دیده می‌شود. مذاکرات میان ایران و آمریکا از یک سو ادامه دارد و موضوعاتی مانند امنیت تنگه هرمز در محاسبات طرفین اهمیت پیدا کرده است؛ اما از سوی دیگر، تحرکات نظامی و تلاش کشورها برای تقویت ترتیبات امنیتی خود نشان می‌دهد که هیچ‌یک از بازیگران اصلی، احتمال تشدید بحران را کاملاً کنار نگذاشته‌اند.

در چنین شرایطی، توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان قابل توجه است. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حمله علیه هر سه تلقی خواهد شد. وزیر خارجه ترکیه نیز این سازوکار را از نظر فنی مشابه اصل دفاع جمعی ناتو دانسته است. با این حال، استفاده از عنوان «ناتوی اسلامی» برای این توافق هنوز زود است؛ چراکه این چارچوب از نظر ساختار و توان عملیاتی با ناتو فاصله دارد.

اهمیت توافق بیشتر به ترکیب سه عضو آن بازمی‌گردد. عربستان قدرت مهم انرژی در جهان است، ترکیه یکی از قدرت‌های نظامی مؤثر منطقه و عضو ناتو محسوب می‌شود و پاکستان نیز از توان نظامی قابل توجه و سلاح هسته‌ای برخوردار است. همکاری این سه کشور می‌تواند بخشی از روند شکل‌گیری ترتیبات امنیتی تازه در منطقه باشد؛ روندی که در صورت ادامه بحران، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

برای عربستان، مسئله امنیت انرژی اهمیت اساسی دارد. هرگونه درگیری گسترده در خلیج فارس می‌تواند تأسیسات نفتی، مسیرهای صادراتی و در نهایت بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. ریاض به همین دلیل از یک طرف به کاهش تنش نیاز دارد و از طرف دیگر تلاش می‌کند توان بازدارندگی خود را افزایش دهد.

ترکیه نیز موقعیت پیچیده‌ای دارد. این کشور هم عضو ناتو است و هم در توافق دفاعی جدید با عربستان و پاکستان حضور دارد. این مسئله به معنای ورود خودکار ناتو به یک درگیری احتمالی نیست، اما در صورت گسترش بحران می‌تواند محاسبات امنیتی را پیچیده‌تر کند.

در سوی دیگر، ایران همچنان یکی از اصلی‌ترین محورهای بحران است. اختلافات هسته‌ای با غرب، فشارهای آمریکا و تنش‌های مستقیم با اسرائیل باعث شده احتمال بازگشت درگیری همچنان وجود داشته باشد. آمریکا نیز در شرایطی قرار دارد که می‌خواهد فشار بر ایران را حفظ کند، اما هم‌زمان از ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه پرهیز دارد. به همین دلیل، مذاکره و فشار در کنار یکدیگر دنبال می‌شوند.

از منظر آینده‌پژوهانه، شهریور را نمی‌توان زمان قطعی آغاز جنگ دانست. اما می‌توان آن را دوره‌ای مهم برای سنجش میزان کارآمدی بازدارندگی‌ها دانست. اگر مذاکرات به نتیجه برسد، ترتیبات امنیتی جدید می‌توانند به کنترل بحران کمک کنند. اما شکست دیپلماسی، همراه با وقوع یک حادثه نظامی بزرگ، ممکن است دامنه تنش را از سطح ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل فراتر برده و امنیت خلیج فارس و بازار انرژی را نیز درگیر کند.

در نهایت، پرسش اصلی شهریور فقط این نیست که آیا جنگ رخ خواهد داد یا نه. مسئله مهم‌تر این است که اگر درگیری بزرگی آغاز شود، چه کشورهایی به دلیل منافع امنیتی، تعهدات دفاعی و نگرانی‌های اقتصادی، ناخواسته وارد زنجیره پیامدهای آن خواهند شد. شاید اهمیت شهریور دقیقاً در پاسخ به همین پرسش مشخص شود.

نویسنده : ابوالفضل محلوجی
ارسال نظرات
خط داغ