حسین آجورلو در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد:
در منطقه خاکستری با تنشهای مدیریتشدهایم / احتمال اقدام نظامی برای شکستن شرایط بالاست
تحلیلگر حوزه سیاست خارجی معتقد است میانجیهای منطقهای میتوانند برای جلوگیری از تبدیل بحران به جنگ تلاش کنند، اما اینکه این تلاشها بتواند به یک توافق پایدار منجر شود، همچنان محل تردید است. ضعیت فعلی همچنان رویارویی در منطقه خاکستری، همراه با تنشهای مدیریتشده است.
فرارو- در شرایطی که فاصله میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست، مسئله اصلی دیگر فقط رسیدن یا نرسیدن به توافق نیست؛ بلکه جلوگیری از آن نقطهای است که فشارهای متقابل از سطح تهدید و بازدارندگی عبور کرده و به اقدام نظامی منجر شود.
به گزارش فرارو ، برخی تحلیلگران ورود کشورهای منطقه و حتی بازیگرانی مانند چین به میدان میانجیگری نیز بیش از آنکه به معنای حل اختلافات بنیادین ایران و آمریکا باشد، تلاشی برای مهار همین وضعیت شکننده است؛ وضعیتی که در آن نه میتوان از وقوع جنگی قطعی سخن گفت و نه از شکلگیری یک تفاهم پایدار.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که آیا میانجیها واقعاً توان جلوگیری از جنگ را دارند یا صرفاً میتوانند زمان وقوع یک رویارویی احتمالی را به تعویق بیندازند؟ حسین آجورلو، استاد روابط بینالملل و کارشناس مسائل امنیت بینالملل، در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوع پرداخته است:
نه نشانهای از درگیری بزرگ داریم، نه نشانهای از تفاهم بزرگ
حسین آجورلو، در خصوص شرایط احتمال جنگ بین ایران و آمریکا و نقش کشورهای منطقه گفت: «مسئله ایران و آمریکا همچنان در یک ابهام جدی قرار دارد. در واقع هنوز یک راهحل جدی برای خروج از این وضعیت پیشنهاد نشده است. طرفین هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که به طرحی دست یافتهاند که منافع هر دو طرف را تأمین کند. بنابراین شرایط به شکلی است که نه میتوانیم ادعای جنگ قطعی داشته باشیم و نه از تفاهم قطعی سخن بگوییم.»
وی افزود: «با این حال، در چند روز اخیر به دلایلی احتمال افزایش تنش میان طرفین بالا رفته است و اتفاقاً به همین دلیل، احتمال رسیدن به یک توافق موقت نیز افزایش یافته است. در سطح منطقه، گرچه کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان، امارات، قطر و عمان به دنبال مهار ایران هستند و حتی ممکن است برخی کشورها مانند عربستان و امارات تمایل به افزایش فشار بر ایران داشته باشند، اما هیچکدام تمایلی به گشوده شدن آتش در منطقه ندارند؛ چرا که میدانند باز شدن پای جنگ، آنها را بار دیگر درگیر مسائل و تبعات جنگ خواهد کرد.»
میانجیها به دنبال تحقق خواستههای ایران نیستند؟
این استاد دانشگاه با اشاره به ورود برخی کشورهای منطقه و بازیگران خارج از منطقه به روند میانجیگری ادامه داد: «شرایط موجود، برخی کشورهای منطقه از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی کشورهایی که ارتباط غیرمستقیم با منطقه دارند، از جمله چین، را وارد فضای میانجیگری کرده است. به نظر میرسد این تلاشها بیشتر برای توقف درگیری و جلوگیری از وقوع جنگ است تا تحقق خواستههای ایران.»
وی تصریح کرد: «به همین دلیل، تلاشهایی در این زمینه انجام شده است، اما هنوز مشخص نیست چشمانداز این تلاشها چه خواهد بود. میانجیگریهای فعلی بیش از آنکه نشانهای از نزدیک شدن مواضع تهران و واشنگتن باشند، تلاشی برای کنترل وضعیت موجود را در دست کار دارند؛ به این معنا که بازیگران منطقهای و حتی برخی قدرتهای خارج از منطقه، در درجه نخست نگران سرریز شدن تنش ایران و آمریکا به کل منطقه هستند.»
تهدیدهای نظامی؛ فشار برای دیپلماسی یا مقدمه اقدام؟
این تحلیلگر ارشد حوزه امنیت بینالملل در ادامه، با اشاره به تهدیدهای نظامی علیه ایران گفت: «بخشی از تهدیدهای نظامی را میتوان در قالب ابزار فشار به طرفین در نظر گرفت. در واقع طرفین یکدیگر را تهدید میکنند تا با فشار تهدیدآمیز به اهداف خود برسند. در واقع، این همان «فشار برای دیپلماسی» است.»
آجورلو با تأکید بر اینکه افزایش فشار لزوماً به معنای حرکت مستقیم به سمت یک جنگ گسترده نیست، گفت: «اما این نوع رفتار بهتدریج به تابآوری طرفین آسیب میزند. اتفاقاً این آسیب برای آمریکا و متحد اصلی آمریکا، یعنی اسرائیل، چهبسا بیشتر است. در نتیجه، احتمال اقدام نظامی محدود برای شکستن این شرایط بالاست. معتقدم اگر حملهای رخ دهد، در قالب یک اقدام نظامی محدود خواهد بود. ترامپ در فضای سیاست داخلی کشور خود تحت فشار قرار گرفته که هرچه سریعتر از وضعیت موجود خارج شود. در دیپلماسی، عموماً حرکات تند باعث تسریع در روند دیپلماسی میشود.»
وی افزود: «اما اینکه ترامپ از کدام سو وارد ماجرا شود را نمیتوان پیشبینی کرد. وضعیت فعلی همچنان رویارویی در منطقه خاکستری، همراه با تنشهای مدیریتشده است. تلاشها برای دستیابی به توافق به قوت خود باقی است، اما چون نظرات طرفین فاصله زیادی دارد، تفاهم بلندمدت دور از دسترس و تفاهم کوتاهمدت امکانپذیر به نظر میرسد. در حال حاضر نه نشانهای از درگیری بزرگ داریم و نه نشانهای از تفاهم بزرگ.»
سرنوشت بحران به تابآوری ایران گره خورده است
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اهمیت میزان فشار واردشده بر ایران گفت: «بسیار مهم است که بررسی کنیم فشارها تا چه حد به ایران و موجودیت ایران فشار وارد میکند و آیا ایران را وادار به واکنش خواهد کرد یا خیر. باید دید آیا این وضعیت برای ما قابل کنترل خواهد بود یا از کنترل خارج میشود.»
وی افزود: «بنابراین تابآوری ما در آغاز جنگ یا رسیدن به توافق مؤثر است. در سالهای گذشته، اقدامات نظامی تأثیرگذار بود و اکنون تابآوری و فرسایشی شدن جنگ غیرمستقیم اهمیت پیدا کرده است. در شرایط فعلی، سرنوشت تنش میان ایران و آمریکا تنها به تصمیم یک بازیگر وابسته نیست. از یک سو، تهدیدهای نظامی میتواند با هدف ایجاد فشار برای دیپلماسی انجام شود و از سوی دیگر، تداوم این فشارها ممکن است ظرفیت کنترل تنش را کاهش دهد. در چنین وضعیتی، میانجیهای منطقهای میتوانند برای جلوگیری از تبدیل بحران به جنگ تلاش کنند، اما اینکه این تلاشها بتواند به یک توافق پایدار منجر شود، همچنان محل تردید است.»