بابالمندب؛ حلقه تازه ارتباط عربستان و اسرائیل
نقشه آمریکا و اسرائیل برای عربستان
عربستان و اسرائیل با وجود نداشتن روابط دیپلماتیک رسمی، در سالهای اخیر تماسهای امنیتی و اطلاعاتی بیشتری داشتهاند. جنگ یمن، اهمیت بابالمندب و تحولات دریای سرخ، زمینه همکاری بیشتر دو طرف را فراهم کرده است. آمریکا نیز از این روند برای پیشبرد عادیسازی حمایت میکند؛ با این حال، مسئله فلسطین، ملاحظات داخلی عربستان و سیاست اسرائیل همچنان موانع اصلی توافق رسمی هستند.
فرارو– وسام ابوشماله، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین
به گزارش فرارو به نقل از المیادین، اگرچه عربستان سعودی و اسرائیل هنوز روابط دیپلماتیک رسمی ندارند و ریاض همچنان اسرائیل را به رسمیت نشناخته است، اما طی سالهای گذشته تماسهای امنیتی و اطلاعاتی میان دو طرف بهتدریج گسترش یافته است.
اکنون جنگ یمن، اهمیت فزاینده بابالمندب و تحولات امنیتی پیرامون دریای سرخ و تنگه هرمز، بار دیگر موضوع همکاری عربستان و اسرائیل را به یکی از محورهای مهم معادلات منطقهای تبدیل کرده است؛ روندی که آمریکا نیز تلاش دارد از آن برای پیشبرد مسیر عادیسازی روابط میان ریاض و تلآویو استفاده کند.
روابط غیرعلنی در سایه ابتکار صلح عربی
از نظر رسمی، میان عربستان و اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار نیست، سفارتی میان دو طرف وجود ندارد و دیدارهای علنی در سطح رسمی نیز انجام نمیشود. ریاض همچنان خود را متعهد به ابتکار صلح عربی سال ۲۰۰۲ میداند؛ طرحی که در دوران ملک عبدالله بن عبدالعزیز مطرح شد و بر اساس آن، عادیسازی کامل روابط کشورهای عربی با اسرائیل در ازای خروج اسرائیل از اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷، تشکیل کشور فلسطین و تعیین قدس شرقی بهعنوان پایتخت آن پیشنهاد شده بود.
با این حال، گزارشهای مختلف از وجود تماسهای غیرمستقیم میان عربستان و اسرائیل از دهه ۱۹۷۰ حکایت داشتهاند؛ تماسهایی که عمدتاً بر مسائل امنیتی و اطلاعاتی و بهویژه مقابله با ایران متمرکز بودهاند. این روابط از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳ گسترش بیشتری پیدا کرد و نشانههایی مانند اجازه عبور هواپیماهای اسرائیلی از حریم هوایی عربستان، ارتباطات تجاری و دیدار برخی مقامهای سابق دو طرف در این دوره مشاهده شد.
گزارشهایی نیز درباره دیدار محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در شهر نئوم در سال ۲۰۲۰ منتشر شد؛ سالی که امارات متحده عربی و بحرین نیز توافقهای ابراهیم را با اسرائیل امضا کردند.
معامله بزرگ پیش از جنگ غزه
عربستان در آن مقطع برخلاف امارات و بحرین وارد روند عادیسازی علنی نشد. جایگاه دینی این کشور در جهان اسلام و وزن سیاسی آن در جهان عرب باعث شد ریاض به دنبال کسب امتیازاتی باشد که بتواند توافق احتمالی با اسرائیل را در داخل و خارج از کشور توجیه کند.
پیش از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳، مذاکرات میان واشنگتن، ریاض و تلآویو به مرحلهای نسبتاً پیشرفته رسیده بود. دولت جو بایدن تلاش میکرد مجموعهای از توافقها را به هم پیوند دهد که شامل پیمان دفاعی میان آمریکا و عربستان، اجازه توسعه برنامه هستهای غیرنظامی عربستان با امکان غنیسازی در داخل کشور، خرید تسلیحات پیشرفته و آغاز یک روند سیاسی برای حل مسئله فلسطین بود.
در این چارچوب، تشکیل کشور فلسطین دیگر بهعنوان پیششرط صریح عادیسازی مطرح نمیشد، اما عربستان همچنان خواهان آغاز روندی سیاسی برای رسیدن به این هدف بود. اسرائیل نیز در برابر پذیرش یک تعهد روشن درباره مسیر تشکیل کشور فلسطین مقاومت میکرد. تلاشهای واشنگتن برای نزدیک کردن مواضع طرفین ادامه داشت، اما جنگ غزه پس از هفتم اکتبر عملاً این روند را متوقف کرد.
یمن و بابالمندب؛ حلقه تازه همکاری امنیتی
اکنون جنگ یمن بار دیگر زمینهای برای بررسی همکاری میان عربستان و اسرائیل فراهم کرده است. اهمیت این موضوع تنها به امنیت خلیج فارس محدود نمیشود؛ زیرا تحولات دریای سرخ و تنگه بابالمندب مستقیماً با مسیرهای تجارت جهانی و انتقال انرژی ارتباط دارد.
از نگاه اسرائیل، افزایش توان انصارالله یمن و پیوند این گروه با ایران، تهدیدی برای امنیت کشتیرانی و مسیرهای انرژی محسوب میشود. در عین حال، همین تهدید میتواند به فرصتی برای نزدیکتر شدن منافع امنیتی ریاض و تلآویو تبدیل شود.
نتایج یک نظرسنجی منتشرشده در روزنامه معاریو در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ نیز نشان داد ۵۴ درصد اسرائیلیها از کمک به عربستان در رویارویی با یمن حمایت میکنند. ۳۸ درصد از پاسخدهندگان این کمک را به دستیابی به توافق عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل مرتبط دانستهاند و ۱۶ درصد نیز از ارائه کمک بدون دریافت امتیاز سیاسی فوری حمایت کردهاند.
این ارقام نشان میدهد بخشی از افکار عمومی اسرائیل، همکاری امنیتی با عربستان را در راستای منافع اسرائیل میبیند؛ هرچند مسئله فلسطین همچنان یکی از موانع اصلی در مسیر عادیسازی محسوب میشود.
فشار واشنگتن بر ریاض
دولت دونالد ترامپ نیز فشارهای امنیتی و اقتصادی واردشده بر عربستان را فرصتی برای پیشبرد توافق با اسرائیل میداند. از نگاه واشنگتن، تشدید تهدیدات در یمن و دریای سرخ میتواند ریاض را به سمت تقویت همکاریهای امنیتی با آمریکا و سایر بازیگران منطقهای سوق دهد.
در این میان، اهمیت بابالمندب برای عربستان افزایش یافته است. طبق دادههای مطرحشده، حدود ۹۲ درصد صادرات نفت دریایی عربستان در ژوئن ۲۰۲۶ از مسیر ینبع انجام شده و میزان صادرات از این مسیر از حدود ۷۶۳ هزار بشکه در روز پیش از بحران به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است.
کاهش امکان اتکای عربستان به تنگه هرمز، اهمیت دریای سرخ و بابالمندب را برای اقتصاد و امنیت انرژی این کشور افزایش داده است. از این رو، نگرانی ریاض درباره احتمال کنترل یا اختلال گسترده در بابالمندب توسط انصارالله افزایش یافته و عربستان به دنبال تقویت توان بازدارندگی خود از طریق تنوعبخشی به شرکای امنیتی است.
تنوعبخشی امنیتی عربستان
ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است امنیت خود را صرفاً به یک شریک خارجی وابسته نکند و در کنار روابط راهبردی با آمریکا، همکاری با کشورهای دیگری مانند پاکستان و ترکیه را نیز گسترش دهد. توافق دفاعی مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفته است.
اسرائیل نیز این روند را با دقت دنبال میکند و تلاش دارد همکاری امنیتی احتمالی با عربستان را به مسیر گستردهتری از روابط سیاسی تبدیل کند. واشنگتن هم به دلیل علاقه ترامپ به گسترش توافقهای ابراهیم و هم به دلیل تمایل آمریکا برای پرهیز از ورود مستقیم نظامی به جنگ یمن، از چنین روندی حمایت میکند.
از این منظر، آمریکا و اسرائیل تلاش دارند به ریاض نشان دهند که همکاری امنیتی عملی و مستمر میتواند بخشی از پاسخ به تهدیدات پیرامون یمن، دریای سرخ و بابالمندب باشد.
انتخابات اسرائیل و آینده عادیسازی
یکی از متغیرهای مهم آینده، انتخابات اسرائیل و احتمال تغییر دولت در تلآویو است. عربستان ممکن است منتظر نتایج انتخابات بماند تا مشخص شود آیا تغییر احتمالی دولت اسرائیل میتواند فضای سیاسی مناسبتری برای مذاکرات عادیسازی ایجاد کند یا خیر.
در مقابل، ایران نیز از این تحولات غافل نیست و میتواند تلاش کند کانالهای گفتوگو با عربستان را حفظ یا تقویت کند تا روابط ریاض بهطور کامل تحت تأثیر منافع آمریکا و اسرائیل قرار نگیرد. در این چارچوب، حل مسائل امنیتی خلیج فارس، تنگه هرمز، بابالمندب و دریای سرخ از طریق گفتوگو میان کشورهای منطقه میتواند یکی از مسیرهای مورد توجه تهران باشد.
همکاری بدون عادیسازی رسمی
عادیسازی رسمی میان عربستان و اسرائیل در کوتاهمدت با موانع سیاسی قابلتوجهی مواجه است. دولت فعلی اسرائیل و مواضع آن درباره مسئله فلسطین، جایگاه دینی عربستان و ملاحظات سیاسی داخلی ریاض، همگی عواملی هستند که میتوانند روند توافق علنی را پیچیده کنند.
مسیر آینده روابط عربستان و اسرائیل ممکن است نه از یک توافق سیاسی ناگهانی، بلکه از گسترش تدریجی همکاریهای امنیتی در پروندههایی مانند یمن، دریای سرخ، بابالمندب و مقابله با تهدیدات منطقهای عبور کند. در سوی دیگر، ایران نیز تلاش خواهد کرد با حفظ کانالهای ارتباطی با ریاض، مانع از شکلگیری یک آرایش امنیتی منطقهای شود که تهران را بیش از پیش در برابر ائتلاف آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی قرار دهد.