ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۴۹۳

کابوس ۱۰۰ میلیارد دلاری آمریکا

درس بزرگ در علم ژئوپلیتیک

درس بزرگ در علم ژئوپلیتیک

استراتژی انتقال میدان نبرد از آسمان به آبراه‌های حیاتی، تاکنون توانسته است موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر دهد و ماشین جنگی غرب را در آستانه انتخابات آمریکا زمین‌گیر کند.

فرارو- مارک فایفل، خبرنگار و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک خاورمیانه

به گزارش فرارو به نقل از الجزیره، استفاده هوشمندانه ایران از گذرگاه استراتژیک تنگه هرمز به عنوان یک اهرم قدرتمند ژئوپلیتیک در جریان درگیری‌های اخیر با ایالات متحده آمریکا، بدون شک یکی از جسورانه‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین کنش‌های استراتژیک در تاریخ معاصر خاورمیانه به شمار می‌رود.

تهران با درک دقیق و عمیق از میزان آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی در برابر هرگونه اختلال در جریان صادرات انرژی، موفق شده است قواعد یک بازی نامتقارن، پیچیده و فرسایشی را به واشنگتن و متحدان غربی‌اش دیکته کند. با این وجود، رصد دقیق شواهد میدانی و پایش تحرکات دیپلماتیک در سطح منطقه حاکی از آن است که ایران توانسته است موازنه قدرت و قواعد بازی را در تنگه هرمز دستخوش تغییرات بنیادین کند.

برای درک روشن‌تر و تحلیل دقیق‌تر این معادله چندوجهی، ناگزیر باید به نقطه آغازین این بحران بی‌سابقه در فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) بازگردیم. در آن برهه زمانی، هنگامی که ماشین جنگی ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای‌اش (از جمله اسرائیل) با هدف ضربه زدن به زیرساخت‌های حیاتی و تغییر موازنه قدرت وارد عمل شدند، استراتژیست‌ها و تصمیم‌گیران ارشد نظامی در ایران به سرعت این واقعیت را دریافتند که ورود به یک تقابل کلاسیک نظامی، با توجه به برتری ملموس هوایی و تکنولوژیک غرب، هزینه‌های سنگین و غیرقابل تحملی را در پی خواهد داشت.

در نتیجه این برآورد استراتژیک، پاسخ قاطع تهران، انتقال میدان نبرد از آسمان و تقابل مستقیم، به آبراه‌های حیاتی و شریان‌های اقتصادی جهان بود.

تنگه هرمز که به لحاظ تاریخی شاهراه بی‌بدیل و نقطه اتصال شریان‌های انرژی خاورمیانه به بازارهای تشنه در آسیا، اروپا و آمریکا محسوب می‌شود، بار دیگر به کانون اصلی و گرانیگاه تنش‌های بین‌المللی تبدیل شد. ایران در عمل به جهانیان ثابت کرد که برای ایجاد اختلال فلج‌کننده در اقتصاد جهانی، هیچ نیازی به رویارویی مستقیم و کلاسیک ناوگان‌های دریایی نیست.

با تاسیس «سازمان گذرگاه خلیج فارس» (PGSA) در ماه مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵)، صرفِ حفظ وضعیت «ناامنی مستمر» و بالا بردن سرسام‌آور حق بیمه نفتکش‌ها کافی بود تا موجی سهمگین از تورم، بازارهای غربی را در آستانه انتخابات حساس میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵) فرا بگیرد.

این استراتژی نامتقارن، دست‌کم در کوتاه‌مدت، دستاوردهای ملموس و موفقیت‌آمیزی برای تهران به همراه داشته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، که در هفته‌های نخست آغاز درگیری‌ها با ادبیاتی تهاجمی از ضرورت «پایان دادن سریع» به تهدیدات سخن به میان می‌آورد، اکنون به وضوح لحن و رویکرد خود را تغییر داده است.

بر اساس آخرین اظهارات ترامپ در ماه اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) در مصاحبه با آکسیوس، او با چرخشی آشکار از گزینه نظامی، صراحتاً اعلام کرده است که دولتش ترجیح می‌دهد اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دهد. ترامپ خاطرنشان کرده است که واشنگتن در حال حاضر مشغول پیشبرد «مذاکراتی نیم‌بند» با تهران است تا شاهد پایان یافتن منابع مالی تهران باشد. این تغییر رویکرد کاخ سفید، که با هشدارهای پیاپی متحدان اروپایی درباره تبعات طولانی شدن جنگ و انسداد هرمز همراه شده، نشان‌دهنده اثربخشی بی‌انکار اهرم جغرافیایی ایران است.

کشورهای عربی منطقه که بقای اقتصادی و امنیت ملی خود را به آزادی کشتیرانی گره زده‌اند، اکنون بیش از هر زمان دیگری با این واقعیت تلخ روبرو شده‌اند که در هر تنشی میان تهران و واشنگتن، آن‌ها نخستین قربانیان اقتصادی خواهند بود.  

در سطح دیپلماتیک و در جریان مذاکرات جاری با میانجی‌گری عمان، شروط حداکثری که اخیراً از سوی نهادهای عالی امنیتی ایران برای بازگشایی کامل تنگه هرمز مطرح شده (از جمله پرداخت غرامت جنگی، لغو محاصره دریایی، پایان تحریم‌های نفتی و خروج نیروهای آمریکایی)، در درازمدت می‌تواند واشنگتن و پایتخت‌های عربی را به این نتیجه برساند که تحولات برایشان بدون هزینه نیست.

دولت ترامپ اکنون بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد. پیت هگست (وزیر دفاع آمریکا) هزینه مستقیم را ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کرده و خواهان ۶۷ میلیارد دلار بودجه متمم شده است، در حالی که اسناد داخلی پنتاگون هزینه واقعی این جنگ را تا ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌کنند. این هزینه‌های نجومی جدید و نارضایتی شدید افکار عمومی در آمریکا، ادامه رویکرد نظامی را برای حزب جمهوری‌خواه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به یک کابوس تبدیل کرده است.

ترامپ امیدوار است با کشاندن جنگ به عرصه فرسایش اقتصادی و تداوم محاصره دریایی بنادر، ایران را مجبور به عقب‌نشینی کند. اما این قمار نیز با توجه به تاب‌آوری داخلی ایران و تجربه‌های پیشین از تحریم‌ها، ریسک بالایی دارد.

در نهایت، بحران فعلی یک درس بزرگ در علم ژئوپلیتیک است: هرچند اهرم‌های فشار جغرافیایی، ابزارهای بازدارندگی هستند، اما استفاده بیش از حد و مستمر از آن‌ها، ارزش استراتژیکشان را به مرور زمان کاهش می‌دهد.

ایران توانست با موفقیت از وابستگی جهان به تنگه هرمز استفاده کرده و آمریکا را پای میز «مذاکرات غیرمستقیم» بکشاند، اما تهران باید رخدادهایی که در آن سوی خلیج فارس در حال شکل‌گیری است، را به دقت رصد کند. 

نویسنده : مارک فایفل
ارسال نظرات
خط داغ