پسر پدرکُش از اعدام نجات یافت
پسری که پدر خود را به قتل رسانده بود و با حکم قصاص روبه رو شده بود، اوایل مردادماه امسال با رضایت خواهر مقتول از قصاص نجات یافت... .
مهرماه سال ۱۴۰۱ زنی به کلانتری جامی رفت و اعلام کرد که شوهر ۸۷ سالهاش به طرز مشکوکی مفقود شده و هیچ خبری از او ندارد. او در توضیح بیشتر ماجرا به ماموران گفت: «من و همسرم به تازگی با هم عقد کردیم. او چند سال قبل همسرش را از دست داد و از همسر اولش، یک پسر ۴۲ساله دارد که ازدواج کرده و در طبقه دوم ساختمان ما زندگی میکند. یک روز قبل ما به باغی در اطراف تهران که متعلق به یکی از بستگانمان بود، رفتیم. شوهرم چون کار داشت به خانه برگشت، اما من آنجا ماندم. روز بعد قبل از اینکه به خانه برگردم با شوهرم تماس گرفتم و او گفت که در بازار است و قصد خرید دارد. پس از تماس با شوهرم به خانه برگشتم، اما اثری از شوهرم نبود و خانه کاملا به هم ریخته بود. ما مقداری پول نقد پشت قاب عکس پنهان کرده بودیم که همه آن سرقت شده بود. علاوه بر پول، بخشی از وسایل گرانقیمت دیگر خانه هم به سرقت رفته که این اتفاق کمی عجیب به نظر میرسد. از همسایهها پرس و جو کردم، اما هیچ کس مورد مشکوکی ندیده بود. با پسر همسرم تماس گرفتم و متوجه شدم که او و خانوادهاش در حال رفتن به شمال هستند. به نظر میرسد ماجرای دستبرد به خانه با ناپدید شدن شوهرم مرتبط است.»
به گزارش اعتماد، با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران در اختیار کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت. بررسیهای اولیه نشان داد مقتول روز حادثه وارد خانه شده، اما دیگر از آن خارج نشده است. ماموران هنگام بررسی صحنه، علاوه بر بههمریختگی خانه، آثاری از لکههای خون نیز کشف کردند که احتمال وقوع یک جنایت را تقویت کرد. در ادامه تحقیقات مشخص شد همسایهها مرد مفقود شده را آخرین بار هنگام ورود به خانهاش دیده بودند، اما کسی متوجه خروج او نشده بود. همسایهها به ماموران گفتند؛ روز حادثه صدای مشاجره و درگیری از خانه مقتول شنیدهاند.
ماموران همچنین پی بردند در زمانی که همسر مقتول در شهرستان بوده، تنها افرادی که به خانه رفتوآمد داشتند، پسر و عروس مرد مفقود شده بودند. از سوی دیگر شبی که این مرد ناپدید شد، پسرش در خانه حضور داشت. موضوع دیگری که ذهن ماموران را مشغول کرد؛ پولهای پنهان شده در پشت قاب عکس بود که سرقت شده بود و این نشان میداد پشتپرده این ماجرا، فردی آشناست و تنها کسی که مورد ظن پلیس بود، پسر مرد گمشده بود که ماموران حدس میزدند از سرنوشت پدرش باخبر است.
جنایت به خاطر اختلافات خانوادگی
پسر این مرد و همسر او مورد بازجویی قرار گرفتند؛ عروس خانواده هرگونه اطلاع از ماجرا را رد کرد و گفت هنگام وقوع حادثه در خانه پدرش در یکی از شهرهای شمالی کشور بوده و از هرگونه درگیری میان شوهر و پدرشوهرش بیاطلاع است، اما پسر این مرد پس از مواجهه با دلایل و مستندات پلیس سکوت خود را شکست و به قتل پدرش اعتراف کرد.
او در بازجوییها گفت: «وقتی مادرم فوت شد دچار افسردگی شدید شدم و حال خوبی نداشتم تا اینکه مدتی قبل متوجه شدم پدرم قصد ازدواج مجدد دارد. من بهشدت مخالفت کردم، چون دلم نمیخواست زن دیگری جای مادرم را بگیرد، اما پدرم اهمیتی به مخالفت من نداد و زنی را به عقد خودش در آورد. نامادریام زن خوبی بود و همیشه به من و همسرم احترام میگذاشت، اما چون جای مادرم را در خانه گرفته بود، نمیتوانستم تحمل کنم. از همان روزی که پدرم ازدواج کرد حس خشم و انتقام در من به وجود آمد و مدام بر سر مسائل مختلف از مالی گرفته تا خانوادگی با پدرم درگیری داشتم. با وجود اینکه پدرم یکی از مغازههایش را برای کاسبی به من داده بود، اما به خاطر ازدواجش ناراحت بودم تا اینکه روز حادثه تصمیم گرفتم انتقام بگیرم.»
او در ادامه گفت: «آن روز من به خانه پدرم که در طبقه اول ساختمان زندگی میکند، رفتم. وقتی متوجه شدم که پدرم تنهاست و نامادریام نیست با او بر سر مسائل مالی و خانوادگی درگیر شدم و سپس با ضربات چوب او را به قتل رساندم. پس از قتل، جسد پدرم را داخل پتویی پیچیدم و به بیابانهای اطراف ورامین رفتم. در آنجا گودالی کندم و جسد پدرم را در آنجا دفن کردم. بعد از قتل، پول و اموال قیمتی را سرقت کردم. میدانستم پدرم پولهایش را پشت قابعکسها پنهان شمیکرد. سپس برای اینکه پلیس را فریب بدهم به پیشنهاد همسرم به یکی از شهرهای شمالی کشور رفتیم تا وانمود کنیم تهران نبودهایم. حتی از همسرم خواستم برای احوالپرسی با نامادریام تماس بگیرد.
هدفمان این بود که پلیس به ما مشکوک نشود، اما ماجرا آنطور که تصور میکردیم پیش نرفت و در نهایت دستمان رو شد.» متهم همچنین در اعترافات خود اظهار کرد که پس از قتل با یکی از دوستانش تماس گرفته و از او کمک خواسته است و جسد را با همکاری دوستش به اطراف جوادآباد ورامین برده و به صورت مخفیانه دفن کرده است.
پس از اعتراف متهم، کارآگاهان با حضور در محل اعلام شده موفق شدند جسد مرد سالخورده را کشف و برای انجام بررسیهای تخصصی به پزشکی قانونی منتقل کنند. همزمان دوست متهم نیز بازداشت شد و روند رسیدگی به پرونده ادامه یافت. در جریان تحقیقات مشخص شد همسر متهم پس از وقوع قتل از ماجرا مطلع شده، اما در ارتکاب قتل نقشی نداشته است.پرونده پس از تکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. قضات دادگاه پسر مقتول را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محکوم کردند و برای همدست او هم حکم حبس صادر شد.
این احکام پس از رسیدگی در شعبه ۴۹ دیوان عالی کشور تایید و قطعی و پرونده برای اجرای حکم در شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران به سرپرستی دادیاری حسین درودی ارسال شد.در مرحله اجرای حکم مشخص شد تنها ولیدم مقتول، عمه محکوم است که سالهاست خارج از کشور زندگی میکند. این زن اوایل مردادماه جاری برای تعیین تکلیف پرونده به ایران آمد و در جلسه اجرای احکام از حق قصاص گذشت کرد و برادرزاده خود را بخشید، اما این گذشت بدون شرط نبود.
ولیدم اعلام کرد تنها در صورتی رضایت میدهد که دیه پرونده برای کمک به کودکان یتیم و نیازمند پرداخت و هزینه شود.با گذشت عمه محکوم، حکم قصاص از دستور اجرا خارج شد و محکوم باید پس از تعیین تکلیف دیه، از لحاظ جنبه عمومی جرم محاکمه شود. همچنین با اعلام رضایت ولیدم، همسر متهم که به دلیل اطلاع از ماجرا مدتی در زندان بود، آزاد شد.
مجازات کشتن پدر یا مادر توسط فرزند از منظر قصاص
وقوع جنایت در دایره خانواده، یکی از تلخترین و پیچیدهترین پروندههای قضایی در نظام حقوقی ایران است. پروندههایی که در آن قاتل و مقتول دارای رابطه خونی یا سببی نزدیک هستند، نهتنها از نظر اخلاقی و اجتماعی جامعه را شوکه میکند، بلکه از منظر حقوقی نیز دارای ظرافتها و استثنائات قانونی متعددی است. در نظام حقوقی ایران که مبتنی بر موازین فقهی و مقررات قانون مجازات اسلامی است، قتل عمدی والدین توسط فرزند یکی از سنگینترین و حساسترین جرایم علیه اشخاص محسوب میشود، زیرا این رفتار علاوه بر سلب حیات، نقض آشکار حرمت خانوادگی و قداست رابطه نسبی نیز به شمار میآید.
قانونگذار با الهام از مبانی فقه امامیه، برای حمایت از کیان خانواده و پاسداری از نظم عمومی، برخوردی کاملا قاطع با چنین رفتاری پیشبینی کرده است. برخلاف تصور برخی افراد که گمان میکنند ممکن است به دلیل رابطه خونی یا ولایت پدر و مادر، استثنایی در مجازات وجود داشته باشد، هیچ استثنای قانونی برای معافیت فرزند از قصاص در صورت قتل عمدی پدر یا مادر پیشبینی نشده و اصل بر اجرای قصاص در صورت مطالبه اولیای دم است. طبق ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی، اگر فرزند با قصد قبلی یا انجام رفتاری که عرفا کشنده است، اقدام به قتل والدین خود کند به تقاضای اولیای دم سایر فرزندان مقتول یا ورثه قانونی به قصاص نفس محکوم میشود.
در اینجا فرقی بین پدر یا مادر نیست و حکم کشتن مادر توسط فرزند نیز همانند قتل پدر در صورت اصرار اولیای دم قصاص خواهد بود. حتی اگر تمامی اولیای دم مثل برادران و خواهران قاتل از خون فرزند بگذرند و رضایت دهند، دادگاه نمیتواند قاتل را فورا آزاد کند. بر اساس ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) هرکس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته باشد یا شاکی او گذشت کرده باشد، چنانچه اقدام او موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه شود، دادگاه او را به حبس تعزیری معمولا ۳ تا ۱۰ سال محکوم میکند.