تازه ترین تحلیل روزنامه نگار مشهور/ نقد توماس فریدمن بر رویکردهای جنگی ترامپ
دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین مردانی بسیار متفاوت از یکدیگرند، اما یک ویژگی مشترک و مهم دارند: هر کدامشان تصور میکند که باهوشترین فرد در هر جمعی است که وارد آن میشود.
فرارو- توماس فریدمن، تحلیلگر سرشناس آمریکایی، در یادداشتی در نیویورک تایمز با مقایسه دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین، مدعی شد این سه رهبر با وجود تفاوتهای فراوان، در یک ویژگی اساسی مشترک هستند؛ آنها خود را باهوشترین افراد حاضر در هر جمع میدانند، اما با احاطه کردن خود با چاپلوسان و متملقان، درگیر جنگهایی شدهاند که خروج از آنها تنها با پذیرش شکست و عقبنشینی ممکن است.
به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، او در ابتدای یادداشت خود نوشت: «دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و ولادیمیر پوتین مردانی بسیار متفاوت از یکدیگرند، اما یک ویژگی مشترک و مهم دارند: هر کدامشان تصور میکند که باهوشترین فرد در هر جمعی است که وارد آن میشود. با این حال، افسوس که هر سه مرتکب احمقانهترین کار ممکن برای یک رهبر شدهاند؛ یعنی احاطه کردن خود با متملقان و چاپلوسان و در نتیجه، ناخواسته پایشان به جنگهایی بنبست باز شده است که اکنون تنها راه رهایی از آنها، تن دادن به تحقیر محض و پذیرش مفتضحانه شکست است.»
فریدمن در ادامه هشدار داد: «هیچچیز خطرناکتر از رهبری بیپروا نیست که با چنین وضعیت خفتباری روبهرو میشود؛ گاهی غریزه او حکم میکند که بهجای پذیرش واقعیت، بر سر همان استراتژی شکستخورده پافشاری کند و آن را تشدید نماید.»
این تحلیلگر آمریکایی بخش قابل توجهی از یادداشت خود را به عملکرد بنیامین نتانیاهو اختصاص داده و مدعی شده است که نخستوزیر اسرائیل با اتکا به ارزیابیهای نادرست موساد، تصور کرده بود میتواند با حملات نظامی حکومت ایران را سرنگون کند.
او نوشت: «نشانه اینکه نتانیاهو از مسیر عقلانیت خارج شده و رهبری موساد را نیز با خود به این بیراهه کشانده، در دو تصمیم کاملاً جنونآمیز او نمود پیدا میکند: نخست، این تصور که اسرائیل میتواند با یک ضربه هوایی سنگین، حکومت تهران را سرنگون کند و دوم، این باور که اسرائیل قادر است رهبر جدید ایران را تعیین کند.»
فریدمن با اشاره به تجربه تاریخی خود از لبنان در دهه ۱۹۸۰، مدعی شد موساد در عملیات ترور و جمعآوری اطلاعات تاکتیکی موفق عمل میکند، اما در تحلیل تحولات سیاسی دچار خطا میشود.
به نوشته او، افرادی که با موساد همکاری میکنند، معمولاً برای جلب حمایت اسرائیل، درباره ضعف حکومتهای خود اغراق میکنند و همین مسئله موجب برداشتهای نادرست تصمیمگیران اسرائیلی میشود.
فریدمن همچنین به گزارشی درباره دیدار نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس وقت موساد، با دونالد ترامپ اشاره کرده و نوشته است آنها معتقد بودند با حذف رهبران جمهوری اسلامی، حکومت ایران سقوط خواهد کرد.
او در این باره نوشت: «جان رتکلیف، رئیس وقت سیا، برای توصیف سناریوهای نتانیاهو برای تغییر رژیم ایران از یک کلمه استفاده کرد: "مضحک". ترامپ که به قضاوت خود اطمینان داشت، حرف او و دیگران را نادیده گرفت و از آن زمان تاکنون، تاوان آن را پس داده است.»
وی در ادامه با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت محمد مصدق تأکید کرد که تصور پذیرش یک رهبر مورد حمایت اسرائیل یا آمریکا از سوی جامعه ایران، با واقعیتهای تاریخی و سیاسی این کشور همخوانی ندارد.
فریدمن سپس رویکرد نتانیاهو را با تصمیم ولادیمیر پوتین برای حمله به اوکراین مقایسه کرد و نوشت هر دو رهبر قربانی روایتهایی شدند که اطرافیانشان برای آنها ساخته بودند.
او به نقل از رابین لِرد، تحلیلگر نظامی، نوشت: «بنیادیترین اشتباه پوتین، باور به روایت خودش بود؛ روایتی که بر اساس آن اوکراینیها و روسها "یک ملت" واحد بودند.»
به گفته لرد، دستگاه اطلاعاتی روسیه نیز بیش از حد به منابع طرفدار مسکو متکی بود؛ منابعی که «آنچه را مسکو دوست داشت بشنود به آن میگفتند» و تصویر دقیقی از واقعیت جامعه اوکراین ارائه نمیکردند.
فریدمن در ادامه نوشت که نتانیاهو با وجود موفقیتهای نظامی علیه حماس، حزبالله و ایران، نتوانسته این دستاوردهای تاکتیکی را به یک پیروزی راهبردی تبدیل کند.
به اعتقاد او، هدف عملیات نظامی اسرائیل میتوانست زمینهسازی برای صلح با فلسطینیان باشد، اما آنچه جهان مشاهده میکند، تلاش برای الحاق غزه و کرانه باختری است؛ اقدامی که به گفته وی، هزینههای سنگینی برای اسرائیل در روابط بینالمللی به همراه داشته است.
او همچنین از تصمیم ترامپ برای حمله به ایران انتقاد کرده و نوشت این اقدام بدون برخورداری از ائتلاف بینالمللی یا برنامهای روشن برای آینده انجام شد و در نهایت، به افزایش توان ایران برای اعمال فشار بر منافع آمریکا در منطقه انجامید.
فریدمن در پایان یادداشت خود تأکید کرد که همه این درگیریها در نهایت به میز مذاکره ختم خواهد شد و نوشت: «سرانجام تمام این مناقشات به مذاکره ختم خواهد شد، زیرا هیچیک از این رهبران نمیتوانند جنگهای احمقانه خود را تا ابد ادامه دهند. تنها پرسش این است که چه زمانی مجبور میشوند پیشخدمت را صدا بزنند و بگویند: "جوان، ممکن است لطفاً یک بشقاب «گوشت کلاغ» برایم بیاوری؟"»