این سوال را بدون «حب و بغض» درباره قلعهنویی بپرسید!
سؤال مهم این نیست که امیر قلعهنویی چه گفته یا چه مقدار پاداش گرفته است. پرسش حیاتی این است؛ آیا فوتبال ایران با امیر قلعهنویی آیندهای روشن خواهد داشت؟
این روزها فضای فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر جنگهای رسانهای، مصاحبههای تند و جدالهای لفظی قرار گرفته است. بخش مهمی از این حواشی به امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی مربوط میشود. از نوع ادبیات او در مصاحبههای ویدیویی گرفته تا انتشار اخباری درباره پاداش قابل توجهی که برای صعود تیم ملی به جام جهانی دریافت کرده است. اما آیا در این برهه اینها مهمترین مسائل فوتبال ایران هستند؟
بدون تردید، موضوع پاداشها، نحوه هزینهکرد منابع مالی و پرداختها از جمله مسائلی است که باید به دقت مورد تجزیه، تحلیل و بررسی قرار گیرد. افکار عمومی حق دارد بداند بر چه مبنایی برای صعود به جام جهانی ۴۸تیمی، آن هم در شرایطی که سهمیه آسیا به ۸.۵ تیم افزایش یافته، چنین پاداشی برای کادرفنی در نظر گرفته شده است. این پرسشی منطقی است و مسئولان فدراسیون فوتبال نیز باید درباره آن پاسخگو باشند.
اما پرداختن بیش از حد به این حواشی نباید ما را از پرسش اصلی دور کند. سؤال مهم این نیست که امیر قلعهنویی چه گفته یا چه مقدار پاداش گرفته است. پرسش حیاتی این است؛ آیا فوتبال ایران با امیر قلعهنویی آیندهای روشن خواهد داشت؟
این همان موضوعی است که باید بدون هیجان، بدون حب و بغض و به دور از فضای احساسی مورد بررسی قرار گیرد. نقد فنی با تسویهحساب شخصی تفاوت دارد و اگر قرار است درباره آینده تیم ملی تصمیمی گرفته شود، این تصمیم باید براساس عملکرد، برنامه و چشمانداز باشد و پرداختن به این موضوع که قلعهنویی چه ادبیاتی داشته نمیتواند گرهگشای فوتبال ایران باشد.
همه فوتبالدوستان، بویژه رسانهها با شخصیت و ادبیات امیر قلعهنویی آشنا هستند. او سالهاست با همین شیوه صحبت میکند، در برابر انتقادات واکنش نشان میدهد و سبک رفتاریاش نیز تغییر محسوسی نکرده است. ممکن است این شیوه برای بسیاری خوشایند نباشد و حتی انتقادهای جدی به آن وارد باشد، اما این موضوع نباید معیار اصلی ارزیابی عملکرد سرمربی تیم ملی باشد.
آنچه اهمیت دارد، سبک بازی، نحوه گزینش بازیکنان و نتایج است. باید دریافت که آیا تیم ملی تحت هدایت قلعهنویی از نظر تاکتیکی پیشرفت کرده است؟ آیا نسل جدیدی از بازیکنان با برنامهای مشخص وارد تیم ملی شدهاند؟ آیا سبک بازی تیم ملی نسبت به گذشته تغییر کرده و به استانداردهای فوتبال روز دنیا نزدیکتر شده است؟ آیا میتوان نشانههایی از یک پروژه بلندمدت را در تیم ملی مشاهده کرد یا همچنان موفقیتها تنها بر پایه استعداد فردی بازیکنان شکل میگیرد؟
صعود به جام جهانی، هرچند ارزشمند و قابل احترام است، اما دیگر نمیتواند تنها معیار موفقیت باشد. افزایش تعداد تیمهای حاضر در جام جهانی و اختصاص ۸.۵سهمیه به آسیا، مسیر صعود را نسبت به دورههای گذشته هموارتر کرده است. بنابراین امروز معیار اصلی، کیفیت فوتبال تیم ملی و عملکرد آن در تورنمنتهای بزرگ است، نه صرفاً رسیدن به جام جهانی.
واقعیت این است که فوتبال ایران درتمام ادوار حضور خود در جام جهانی هنوز موفق به صعود از مرحله گروهی نشده است. این آمار به خوبی نشان میدهد که فوتبال ملی ایران همچنان با یک سقف مشخص روبهرو است. سقفی که سالهاست شکسته نشده و تغییر آن نیازمند برنامهای عمیقتر از کسب نتایج در مرحله مقدماتی است.
از سوی دیگر، جام ملتهای آسیا آزمون مهمتری برای ارزیابی عملکرد کادرفنی خواهد بود. اگر امیر قلعهنویی نتواند در این رقابتها انتظارات را برآورده کند، طبیعی است که فشارها بر فدراسیون فوتبال نیز افزایش پیدا کند.
در آن صورت، انتقادها تنها متوجه سرمربی نخواهد بود، بلکه مسئولانی که از او حمایت کردهاند نیز باید پاسخگوی تصمیم خود باشند.
در واقع، فدراسیون فوتبال امروز تنها درباره سرنوشت یک سرمربی تصمیم نمیگیرد. بلکه درباره آینده فوتبال ملی تصمیمسازی میکند. اگر مدیران فدراسیون معتقدند قلعهنویی توانایی ایجاد تحول و رقابت با قدرتهای آسیا را دارد، باید با استدلال و برنامه از این انتخاب دفاع کنند. اما اگر چنین باوری وجود ندارد، ادامه همکاری صرفاً بهدلیل پرهیز از هزینههای مالی تغییر کادرفنی یا نگرانی از حواشی، تصمیمی منطقی نخواهد بود.
فرصت دادن دوباره به امیر قلعهنویی و رساندن او به سومین جام ملتهای دوران مربیگریاش، تصمیم کوچکی نیست. این انتخاب میتواند آینده چند سال فوتبال ملی را تحت تأثیر قرار دهد. اگر این فرصت بر پایه یک برنامه اصولی و دقیق باشد، قابل دفاع است، اما اگر صرفاً ادامه یک روند بدون چشمانداز باشد، ممکن است تنها زمان ارزشمند فوتبال ایران را از بین ببرد.
باید به این پاسخ رسید که مقصد این تیم کجاست. آیا قرار است همچنان صعود از مراحل گروهی جام جهانی را هدف قرار دهیم یا دستکم حضور در جمع هشت تیم نهایی را برنامهریزی کنیم؟ فوتبال ایران به واقع نیاز دارد خود را از حصاری که در آن گرفتار شده نجات دهد.
بنابراین شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای غرق شدن در حاشیهها، به اصل ماجرا پرداخته شود.
آینده تیم ملی با بحثهای بیفایده درباره لحن مصاحبهها یا جدالهای رسانهای قلعهنویی تضمین نمیشود. آینده فوتبال ایران را کیفیت تصمیمهای فنی، برنامهریزی بلندمدت و ارزیابی واقعبینانه از تواناییهای سرمربی تیم ملی تعیین خواهد کرد و امروز باید بیش از هر زمان دیگری آیندهنگر بود و درباره سرمربی تیم ملی فارغ از احساسات، تقابلها یا لجاجتها تصمیمگیری کرد.