ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۵۲۷۵

چگونه از بحران «فرسودگی شغلی میانسالی» جان به در ببریم؟

چگونه از بحران «فرسودگی شغلی میانسالی» جان به در ببریم؟

«فرسودگی شغلی میانسالی» که هم‌زمان با افزایش مسئولیت‌های کاری، فرزندپروری و مراقبت از والدین سالمند رخ می‌دهد، با بازنگری در اولویت‌ها و همسو کردن کار با اهداف شخصی قابل مدیریت است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- بسیاری از افراد در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ زندگی با فشاری بی‌سابقه روبه‌رو می‌شوند؛ اما متخصصان معتقدند شناخت ریشه این فشارها و ایجاد تغییرات تدریجی می‌تواند از فرسودگی شغلی و روانی جلوگیری کند.

به گزارش فرارو به نقل از فست کمپانی، برای بسیاری از افراد، دهه‌های ۴۰ و ۵۰ زندگی به یکی از دشوارترین دوره‌های شغلی و شخصی تبدیل می‌شود. در این مقطع، مسئولیت‌های کاری به اوج خود می‌رسد، در حالی که هم‌زمان بسیاری باید از فرزندان خود مراقبت کنند و مسئولیت رسیدگی به والدین سالمند را نیز بر عهده بگیرند. این هم‌پوشانی فشارهای شخصی و حرفه‌ای، زمینه‌ساز پدیده‌ای است که کارشناسان از آن با عنوان «فرسودگی شغلی در میانه مسیر حرفه‌ای» یاد می‌کنند.

دهه‌هایی که شادی کاهش می‌یابد

به گفته لیندا گرتون، استاد مدرسه کسب‌وکار لندن و پژوهشگر آینده کار، داده‌های مربوط به رضایت از زندگی نشان می‌دهد افراد معمولاً در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ زندگی پایین‌ترین سطح شادی را تجربه می‌کنند.

او در تحقیقات خود مشاهده کرده است بسیاری از کارکنان این گروه سنی احساس می‌کنند مسیر شغلی‌شان متوقف شده است. آن‌ها آرامش ذهنی کمتری دارند و متوجه می‌شوند تصمیم‌هایی که سال‌ها پیش، در ابتدای دوران کاری خود گرفته‌اند، همچنان بر زندگی روزمره‌شان تأثیر می‌گذارد؛ تصمیم‌هایی که گاهی احساس می‌کنند توسط نسخه‌ای بسیار جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر از خودشان گرفته شده است.

مشکل اینجاست که این افراد آن‌قدر گرفتار کار و مسئولیت‌های روزمره هستند که فرصتی برای فکر کردن به تغییر مسیر پیدا نمی‌کنند. گرتون می‌گوید بسیاری از افراد در میانه دهه چهارم یا اوایل دهه پنجم زندگی دچار فرسودگی کامل می‌شوند. آن‌ها احساس می‌کنند سال‌ها برای رسیدن به جایگاه فعلی تلاش کرده‌اند، اما درست زمانی که انرژی‌شان رو به پایان است، درمی‌یابند هنوز سال‌های طولانی دیگری از کار در انتظارشان قرار دارد.

در گذشته، این دوران معمولاً مقدمه‌ای برای بازنشستگی بود، اما افزایش امید به زندگی و فشارهای اقتصادی باعث شده بسیاری ناچار باشند دهه‌های بیشتری به کار ادامه دهند.

نسل «ساندویچی» زیر فشار

کارشناسان از بسیاری از افراد میانسال امروز با عنوان «نسل ساندویچی» یاد می‌کنند؛ نسلی که هم باید از فرزندان خود مراقبت کند و هم مسئولیت رسیدگی به والدین سالمند را بر عهده دارد. جابه‌جایی مداوم میان نقش‌های مختلف، از جلسات کاری و مدیریت تیم‌ها گرفته تا مراجعه به پزشک همراه والدین یا رساندن فرزندان به فعالیت‌های مدرسه، هزینه ذهنی قابل توجهی دارد.

هر بار که مغز از یک وظیفه به وظیفه‌ای دیگر منتقل می‌شود، باید خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. این فرایند انرژی روانی زیادی مصرف می‌کند و در نهایت احساس خستگی، استرس و حتی عذاب وجدان ایجاد می‌کند. این احساس گناه در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از همه‌گیری کرونا، شدت بیشتری یافته است. با گسترش دورکاری و استفاده دائمی از تلفن‌های هوشمند، مرز میان خانه و محل کار تا حد زیادی از بین رفته است.

وقتی هویت انسان با شغلش گره می‌خورد

یکی از دلایل دشوار بودن تغییر مسیر شغلی این است که بسیاری از افراد هویت، جایگاه اجتماعی و احساس ارزشمندی خود را از شغلشان می‌گیرند. به گفته متخصصان، وقتی فشار کاری افزایش پیدا می‌کند، افراد دیگر فرصتی برای تأمل درباره خواسته‌های واقعی خود ندارند و در چرخه‌ای تکراری گرفتار می‌شوند؛ چرخه‌ای که خروج از آن روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

از سوی دیگر، بسیاری از افراد به دلیل مسئولیت تأمین هزینه‌های چند نسل از اعضای خانواده، احساس می‌کنند حتی اگر شغلشان دیگر با ارزش‌ها و اهداف شخصی‌شان همخوانی نداشته باشد، امکان ترک آن را ندارند.

بازنگری در هدف زندگی

کارشناسان معتقدند میانسالی معمولاً دوره‌ای است که نگاه افراد به مفهوم موفقیت و هدف زندگی تغییر می‌کند. سامانتا استاین، روان‌شناس، می‌گوید بسیاری از افراد در حدود ۵۰ سالگی به این فکر می‌افتند که شاید مسیر شغلی کنونی را نسخه‌ای جوان‌تر از خودشان انتخاب کرده باشد؛ فردی که تجربه و شناخت امروز را نداشته است.

حتی اگر آن انتخاب همچنان منطقی باشد، تکرار مداوم یک کار بدون چالش تازه نیز می‌تواند به فرسودگی منجر شود. فرد دیگر چیز جدیدی یاد نمی‌گیرد و احساس رشد شخصی کاهش می‌یابد. به اعتقاد لیندا گرتون، این مرحله یک «نقطه عطف» است؛ زمانی که افراد باید تصمیم بگیرند چگونه می‌توانند دهه‌های آینده زندگی کاری خود را پایدارتر و رضایت‌بخش‌تر کنند.

او تأکید می‌کند در دنیای امروز دیگر نمی‌توان با آموزش‌های دوران جوانی تا پایان عمر کاری پیش رفت. افراد باید مهارت‌های جدید بیاموزند، دوباره آموزش ببینند و حتی آمادگی تجربه کردن، اشتباه کردن و آغاز دوباره را داشته باشند.

از قدم‌های کوچک شروع کنید

متخصصان توصیه می‌کنند افراد پیش از هر تصمیم بزرگی ابتدا منشأ استرس خود را شناسایی کنند. آیا مشکل فقط حجم زیاد کار است یا اینکه شغل فعلی دیگر با ارزش‌ها و سبک زندگی آن‌ها همخوانی ندارد؟

پس از یافتن پاسخ، بهتر است تغییرات را به کوچک‌ترین گام‌های ممکن تقسیم کنند. برای مثال، به جای اینکه هدف خود را «پیدا کردن یک شغل جدید» قرار دهند، می‌توانند ابتدا درباره فرصت‌های شغلی مورد علاقه تحقیق کنند یا با فردی که در آن حوزه فعالیت می‌کند گفت‌وگو داشته باشند.

به باور کارشناسان، همین گام‌های کوچک می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات بزرگ‌تر در آینده شود.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات