ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۵۰۰۷

زن تک‌تیرانداز مشهوری که بعد از اولین شلیک گریست

داستان رزا شانینا؛ تک‌تیرانداز زن ارتش سرخ که «وحشت پنهان پروس شرقی» لقب گرفت

داستان رزا شانینا؛ تک‌تیرانداز زن ارتش سرخ که «وحشت پنهان پروس شرقی» لقب گرفت

رزا شانینا تنها ۲۰ سال عمر کرد و کمتر از یک سال در خط مقدم جنگید اما همان چند ماه کافی بود تا نامش هم در اسناد نظامی و هم در تاریخ‌نگاری جنگ جهانی دوم ثبت شود. اگر مهارتش در تیراندازی او را به یکی از مشهورترین تک‌تیراندازان زن ارتش سرخ تبدیل کرد، دفترچه خاطراتش چهره دیگری از او را به نمایش گذاشت. همان دختری که جنگ، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد ولی نتوانست نگاه انسانی‌اش به مرگ و زندگی را از بین ببرد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- وقتی برای نخستین بار ماشه را کشید، احساس پیروزی نکرد. لحظاتی بعد از شلیک، زانوهایش سست شد، داخل سنگر نشست و در کمال ناباوری گفت: «من یک انسان را کشتم.» هم‌رزمانش سعی کردند او را آرام کنند، برای همین گفتند: «او یک سرباز آلمانی بود.»

به گزارش فرارو، کمتر از یک سال بعد، همین دختر جوان به شناخته‌شده‌ترین تک‌تیرانداز ارتش سرخ تبدیل شد. روزنامه‌های غربی به او لقب «وحشت پنهان پروس شرقی» The Unseen Terror of East Prussia را داده بودند. در اسناد ارتش شوروی نیز دست‌کم ۵۹ کشته تاییدشده به نامش ثبت شده است.

4

اما آنچه رزا شانینا را بیش از دیگر چهره‌های نظامی جنگ جهانی دوم مطرح کرده، فقط مربوط به مهارتش در تیراندازی نیست، بلکه دفترچه خاطراتش است. از آنجا که خاطره‌نویسی خلاف مقررات ارتش شوروی بود، مخفیانه می‌نوشت و حالا همین دستنوشته‌ها از معدود اسناد دست اول از تجربه یک زن تک‌تیرانداز در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم محسوب می‌شوند.

از روستایی دورافتاده تا کلاس درس

رزا گئورگیونا شانینا، سوم آوریل ۱۹۲۴ در روستای یدما در استان آرخانگلسک روسیه به دنیا آمد. خانواده‌اش پرجمعیت و از نظر مالی متوسط رو به پایین بودند. پدرش در کار کشاورزی و جنگلداری بود و مادرش هم در مزرعه کار می‌کرد. زندگی در شمال روسیه با آن زمستان‌های سرد و طولانی، آسان نبود. 

9

با این حال، رزا از همان نوجوانی روحیه‌ای مستقل داشت. در ۱۴ سالگی برای ادامه تحصیل خانه را ترک کرد و به آرخانگلسک رفت. این تصمیم برای دختری روستایی در دهه ۱۹۳۰ چندان معمول نبود. رزا در رشته تربیت مربی مهدکودک تحصیل کرد و پیش از آغاز جنگ، مدتی مربی مهدکودک بود. اگر جنگ جهانی دوم شروع نمی‌شد، احتمالا زندگی او در همان مسیر آموزش و تدریس ادامه پیدا می‌کرد.

جنگ مسیر زندگی‌ رزا را تغییر داد

با حمله آلمان نازی به شوروی در ژوئن ۱۹۴۱، شرایط به سرعت تغییر کرد. چند تن از برادران رزا راهی جبهه شدند و دست‌کم یکی از آن‌ها در نبرد کشته شد. حالا دیگر تصمیم او برای پیوستن به ارتش جدی‌تر شده بود.

5

در ابتدا مانند بسیاری از زنانی که داوطلب حضور در جنگ بودند، به او هم پیشنهاد شد در بخش‌های پشتیبانی یا خدمات درمانی فعالیت کند ولی رزا اصرار داشت آموزش تک‌تیراندازی ببیند. سرانجام وارد مدرسه مرکزی آموزش تک‌تیراندازان زنان شد و دوره آموزشی را با موفقیت به پایان رساند.

فرماندهان به دلیل دقت تیراندازی و عملکردش می‌خواستند او را به عنوان مربی در همان مرکز نگه دارند اما رزا دوباره مخالفت کرد. او ترجیح می‌داد به جای آموزش دیگران، خودش مستقیما راهی خط مقدم شود.

نخستین ماموریت و نخستین شوک

رزا در بهار ۱۹۴۴ به جبهه اعزام شد. نخستین شلیک موفقش، خلاف آنچه بعدها در روایت‌های تبلیغاتی دیده شد، تجربه‌ای هیجان‌انگیز نبود. خودش بعدها نوشت که بعد از کشتن نخستین سرباز آلمانی، به شدت آشفته شد و حتی برای لحظاتی توان ایستادن نداشت. هم‌رزمانش به او یادآوری کردند اینجا میدان جنگ است و طرف مقابل نیز برای کشتن آمده.

3

2
*در ترجمه‌های فارسی کتاب «جنگ چهره زنانه ندارد» از تصویر رزا شانیا استفاده شده است.

این روزها که خاطراتش را ورق می‌زنیم، به نظر می‌رسد رزا شانیا از ابتدا با ذهنیت یک نظامی حرفه‌ای وارد جنگ نشده بود، بلکه مانند بسیاری از جوانان شوروی، خود را با واقعیتی بسیار خشن تطبیق داد.

تک‌تیراندازی  و سرپیچی از دستور فرماندهان

مهارت رزا در تیراندازی باعث شد خیلی زود نامش در گزارش‌های نظامی ارتش سرخ مطرح شود. او به ویژه در نبردهای پروس شرقی عملکرد موفقی داشت و چند تک‌تیرانداز آلمانی را نیز از میان برد.

6
*رزا شانینا (چپ)، اودوکیا فدوروونا کراسنوبورووا و فریدلیانسکی، خبرنگار جنگی روزنامه «دشمن را نابود کن».

با این همه، یکی از ویژگی‌هایش که کمتر از آن صحبت می‌شود، سرسختی برای حضور در خط مقدم بود، تا حدی که گاه از فرمان سرپیچی می‌کرد. فرماندهان ارتش پس از آنکه نام رزا بین آلمانی‌ها شهرت یافت، ترجیح می‌دادند کمتر در عملیات‌های پرخطر شرکت کند. زیرا حضور رزا ارزش تبلیغاتی و روحیه‌بخشی هم پیدا کرده بود.

هرچند رزا چند بار بدون مجوز رسمی خود را به یگان‌های عملیاتی رساند. او حتی برای بازگشت به خط مقدم، نامه‌هایی خطاب به فرماندهان ارشد ارتش نوشت و خواستار حضور دوباره در عملیات‌ها شد. نامه‌ای هم مستقیم به شخص ژوزف استالین فرستاد و اجازه حضور دوباره در عملیات‌های خط مقدم را خواست. درخواست او در نهایت پذیرفته شد و دوباره به جبهه اعزام شد.

رزا و دفترچه خاطراتی که نباید می‌نوشت

یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری نام رزا شانینا، نه تعداد کشته شده‌هایش (59 نفر)، بلکه یادداشت‌هایی بود که در چهار ماه پایانی عمرش نوشت.

ارتش شوروی نگهداری دفترچه خاطرات جنگی را ممنوع کردده بود. چراکه ممکن بود اطلاعات نظامی به دست دشمن بیفتد. با این حال، رزا خطر را پذیرفت و تقریبا هر روز از زندگی خود در جبهه نوشت.

او در یادداشت‌هایش برای حفظ محرمانگی به جای استفاده از واژه‌های «کشته» و «زخمی» از اصطلاحات رمزی مانند «سیاه» و «قرمز» استفاده می‌کرد. در این دفترچه، شعارهای رایج دوران جنگ دیده نمی‌شود. او درباره خستگی، سرمای شدید، مرگ دوستانش، نگرانی‌های شخصی، نامه‌هایی که از خانواده دریافت می‌کرد و حتی احساس تنهایی در خط مقدم قلم‌فرسایی کرده است.

این یادداشت‌ها پس از مرگ رزا شانیا حدود دو دهه نزد پیوتر مولچانوف، خبرنگار جنگی باقی ماند. بخش‌هایی از آن در سال ۱۹۶۵ در مجله روسی Yunost و نسخه کامل انگلیسی آن با عنوان Soviet Sniper: The Memoirs of Roza Shanina در سال ۲۰۲۰ منتشر شد. کتابی که امروز یکی از منابع مهم برای شناخت تجربه زنان رزمنده در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود.

کتاب رزا

این یادداشت‌ها نشان می‌دهد پشت تصویر تک‌تیراندازی که ده‌ها سرباز دشمن را هدف قرار داده بود، دختری بیست‌ساله قرار داشت که هنوز از مرگ دوستانش غمگین می‌شد، برای خانواده‌اش نامه می‌نوشت و تلاش می‌کرد میان واقعیت خشن جنگ و زندگی عادی‌ای که از دست داده بود، تعادل برقرار کند.

آخرین عملیات رزا

در ژانویه ۱۹۴۵، هم‌زمان با پیشروی ارتش سرخ در پروس شرقی، رزا نیز در یکی از یگان‌های عملیاتی حضور داشت.

در جریان یکی از درگیری‌ها، فرمانده توپخانه شوروی زخمی شد. رزا برای کمک نزد او رفت اما ترکش خمپاره به شدت مجروحش کرد. او را به بیمارستان صحرایی منتقل کردند اما شدت جراحات به اندازه‌ای بود که چند ساعت بعد، در ۲۸ ژانویه ۱۹۴۵ و در حالی که تنها ۲۰ سال داشت، جان خود را از دست داد.

8
*رزا شانینا و فرمانده‌ش آ. بالایف.
7
*رزا شانینا، الکسندرا ماکسیموفنا اکیمووا و لیدیا جی. ودوین.
تبلیغات
خبرنگار : ملیکا قراگوزلو
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات