جدال خاموش بر سر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران
دوگانه «ونس-روبیو» حریف هزارتوی خاورمیانه میشود؟
لبنان به محور اصلی مذاکرات موازی آمریکا با ایران و اسرائیل تبدیل شده و اختلاف میان رویکرد جیدی ونسِ معاملهمحور و مارکو روبیوی سنتی، سیاست واشنگتن را پیچیده کرده است. ایران تلاش دارد مسئله حزبالله را وارد توافق هستهای کند و اسرائیل نگران افزایش نفوذ تهران در لبنان است. در حالی که آمریکا همزمان به دنبال توافق با ایران و مهار بحران لبنان است.
فرارو- ویوین سلامه، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل نشریه آتلانتیک
به گزارش فرارو به نقل از نشریه آتلانتیک، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماههاست تلاش میکند تا توافقی نهایی میان دولتهای اسرائیل و لبنان برقرار کند. هدف اصلی او از این توافق، کنترل فعالیتهای حزبالله و ایجاد شرایط مناسب برای خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان است.
اما هفته گذشته، آینده لبنان به شکلی پررنگ در توافق جدید میان ایالات متحده و ایران مطرح شد؛ توافقی که عملاً به تهران نقش مهمی در تعیین آینده سیاسی لبنان میدهد. نتیجه این وضعیت آن است که آمریکا اکنون درباره یک کشور واحد (لبنان)، در دو مسیر کاملاً متفاوت در حال مذاکره است.
این دو مسیر مذاکره توسط دو مقام ارشد با سبکها و نگاههای کاملاً متفاوت به جهان هدایت میشود. مارکو روبیو روشی سنتیتر دارد که به سیاست خارجی کلاسیک آمریکا نزدیک است و بیشتر روی گفتوگوهای رسمی با دولتها تمرکز میکند. در طرف مقابل، جیدی ونس شخصیتی تهاجمیتر و عملگراتر دارد و نگاه او به سیاست، بیشتر شبیه به یک معامله و ایجاد تعادل میان منافع مختلف است.
این دو فرستاده ارشد دونالد ترامپ، که از مهمترین گزینههای جانشینی او نیز به حساب میآیند، اکنون در حال انجام یک بازی پیچیده دیپلماتیک هستند. آنها میخواهند یکی از سختترین گرههای سیاست خارجی آمریکا را باز کنند؛ مسئلهای که دهههاست تلاشهای صلح واشنگتن را با بنبست روبهرو کرده است.
با این حال، نشانههایی از سردرگمی در رفتار این دو نفر دیده میشود. اگرچه روبیو و ونس همکاری نزدیکی با هم دارند، اما گاهی حرفهای متناقضی درباره جایگاه لبنان در منطقه میزنند. با وجود این اختلافنظرها، تلاش مشترک آنها میتواند نهتنها آینده لبنان، بلکه سرنوشت روند صلح با ایران را نیز روشن کند. دلیل این اهمیت آن است که هرگونه افزایش درگیری میان حزبالله و اسرائیل، ممکن است کل مذاکرات با تهران را به شکست بکشاند.
معمای لبنان در دیپلماسی ایران و آمریکا
در ابتدا، مقامات ارشد آمریکایی با ورود پرونده لبنان به لیست موضوعات مذاکره با ایران مخالف بودند. در آن زمان، مهمترین اولویت واشنگتن جلوگیری از پیشرفت برنامه هستهای ایران بود. اما در نهایت، برای شروع دوباره مذاکرات، آمریکا با درخواست تهران برای اضافه شدن موضوع لبنان به دستور کار موافقت کرد.
نخستین بند از این یادداشت تفاهم چهاردهبندی که دونالد ترامپ هفته گذشته آن را امضا کرد، سه بار به نام لبنان اشاره کرده است. در بخشی از این سند مهم آمده است: «توافق نهایی، پایان همیشگی جنگ در تمام جبههها از جمله لبنان را تضمین خواهد کرد.»
جیدی ونس در حال حاضر رهبری مذاکرات با ایران را بر عهده دارد. نکته جالب اینجاست که نه اسرائیل و نه لبنان، هیچکدام طرف مستقیم این گفتوگوها نیستند.
در سوی دیگر، مارکو روبیو مذاکرات جداگانهای را پیش میبرد. هدف او تقویت دولت مرکزی لبنان و دادن تضمینهای لازم به اسرائیل برای بیرون کشیدن نیروهایش از خاک لبنان است. تلاشهای روبیو تا امروز پیشرفتهایی هم داشته است. دیپلماتهای ارشد اسرائیل و لبنان پس از چهار روز مذاکره، روز گذشته در وزارت خارجه آمریکا و با حضور روبیو، یک توافق اولیه را امضا کردند.
وزارت خارجه آمریکا با انتشار بیانیهای، از ایجاد یک مسیر روشن برای تقویت دولت لبنان خبر داد. این برنامه شامل کمک ۱۰۰ میلیون دلاری به شکل کمکهای بشردوستانه (با هماهنگی سازمان ملل) و همچنین کمکهای مالی به ارتش لبنان است. روبیو درباره این مسیر گفت: «ما به هیچوجه سختی و پیچیدگی این مأموریت را دستکم نمیگیریم.»
در همین حال، جیدی ونس روشی معاملهگرانهتر را انتخاب کرده است؛ روشی که هدف اصلی آن پایان دادن به جنگی است که ترامپ میخواهد هرچه زودتر از آن خلاص شود. افراد نزدیک به رئیسجمهور آمریکا میگویند ونس حتی حاضر است به اسرائیل فشار بیاورد تا هر نتیجهای را که از مذاکره با ایران به دست میآید، بپذیرد. ونس خیلی شفاف اعلام کرده که انتظار دارد دولت اسرائیل تابع سیاستهای واشنگتن باشد و از انتقاد کردن دست بردارد.
ونس در یکی از نشستهای خبری کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «دونالد ترامپ در حال حاضر تنها رهبر سیاسی در دنیاست که واقعاً با اسرائیل احساس همدردی میکند. اگر من جای وزرای دولت اسرائیل بودم، قطعاً به تنها متحد قدرتمندی که در جهان برایم باقی مانده است، حمله نمیکردم.»
با تمام اینها، عوامل مختلفی ممکن است تلاشهای ونس و روبیو را نابود کند. نیروهای اسرائیلی هنوز در بخشهایی از خاک لبنان که اشغال کردهاند، با نیروهای حزبالله درگیر هستند. سوال اساسی این است: اگر اسرائیل به بهانه دفاع از خود به حملاتش در داخل لبنان ادامه دهد یا حاضر نشود از خاک این کشور عقبنشینی کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
ادعای اجماع در سایه اختلافات منطقهای
دولت ترامپ معتقد است که فشارهای نظامی و اقتصادی به ایران، شرایط را برای رسیدن به یک صلح ماندگار آماده کرده است. مقامات ارشد کاخ سفید نیز تاکید میکنند که هیچ اختلافی بین اهداف ونس و روبیو وجود ندارد. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، میگوید: «ما فقط یک تیم داریم و آن تیم رئیسجمهور ترامپ است. تمام اعضای دولت از تلاشهای او برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای حمایت میکنند.»
اما تاریخ همیشه هشدارهای مهمی برای ما دارد. پس از حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱ شمسی)، وزیر خارجه وقت آمریکا تلاش زیادی برای برقراری صلح کرد. توافقی که سال بعد امضا شد، جنگ را متوقف کرد و همه آن را یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک دانستند. اما این توافق کمتر از یک سال بعد، به دلیل مخالفتهای منطقهای از هم پاشید. لبنان دوباره درگیر هرجومرج شد و در اکتبر ۱۹۸۳ (مهر ۱۳۶۲)، یک بمبگذار در شهر بیروت ۲۴۱ سرباز آمریکایی را کشت.
از زمان تاسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ (۱۳۲۷ شمسی)، اسرائیل و لبنان چهار بار برای مذاکره روبهروی هم نشستهاند. سه مورد از این مذاکرات با واسطهگری آمریکا انجام شده است. دو طرف در اواخر سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۳ شمسی) و در روزهای پایانی دولت جو بایدن بر سر یک آتشبس به توافق رسیدند، اما درگیریها هرگز بهطور کامل متوقف نشد.
در اوایل ماه مارس (اسفند)، پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، تهران وعده انتقام داد و به نیروهای «محور مقاومت» دستور داد تا برای افزایش درگیریها آماده شوند. حزبالله اولین گروهی بود که موج جدیدی از حملات را علیه اسرائیل آغاز کرد. اسرائیل نیز در ماه مارس به جنوب لبنان حمله کرد؛ عملیاتی که طبق آمار سازمان ملل، تا امروز بیش از سه هزار و پانصد کشته و یک میلیون آواره به جا گذاشته است.
این درگیریهای شدید باعث شد تا موضوع لبنان از یک مسئله فرعی، به نقطه اصلی در روند صلح تبدیل شود. مقامات ارشد ایران اعلام کردند که برقراری ثبات در منطقه (از جمله در لبنان) نمیتواند از توافق با آمریکا جدا باشد و باید بخشی از همین مذاکرات محسوب شود.
در این میان، دولت لبنان سالهاست که به دلیل اختلافات سیاسی و مشکلات شدید اقتصادی ضعیف شده است. اما حزبالله با داشتن نیروی نظامی مستقل و نفوذ بالای سیاسی، به قدرتی دست یافته که دولت لبنان به تنهایی توانایی کنترل آن را ندارد.
لبنان در قلب مذاکرات؛ از موضوع فرعی تا گره اصلی
هفتهها بود که ونس و روبیو اصرار داشتند پرونده لبنان ربطی به مذاکرات ایران ندارد. در ماه آوریل (فروردین/اردیبهشت)، ونس گفته بود: «ایران نباید اجازه دهد این مذاکرات مهم، فقط به خاطر موضوع نامربوطی مثل لبنان به هم بخورد.» او همچنین فاش کرد که اسرائیل برای حفظ روند مذاکرات، قبول کرده بود در قبال لبنان خویشتنداری نشان دهد.
اما در اوایل همین ماه، ایران به اسرائیل حمله کرد چرا که اسرائیل با بمباران لبنان، آتشبس را شکسته بود. این اتفاق، نگاه مذاکرهکنندگان آمریکایی را کاملاً تغییر داد. آنها به این نتیجه رسیدند که بدون حل کردن مشکل اسرائیل و حزبالله، هیچ توافقی با ایران ممکن نیست؛ حتی اگر مجبور شوند این مشکل قدیمی را وارد یک توافق کوتاهمدت کنند که هدف اصلیاش باز کردن تنگه هرمز و تعیین چارچوب برای پرونده هستهای بود.
یکی از مقامات ارشد آمریکایی درباره یادداشت تفاهم ۱۴ بندی گفت: «امیدواریم این گفتوگوها بتواند زاویه جدیدی در مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان ایجاد کند تا وضعیت بهتری شکل بگیرد.» او با لحنی محتاطانه اضافه کرد: «باید منتظر بمانیم. هدف اصلی این توافق، برنامه هستهای ایران است، اما درباره ثبات منطقه هم صحبت خواهیم کرد.»
با این وجود، مارکو روبیو همچنان اصرار دارد که رابطه اسرائیل و لبنان باید جداگانه بررسی شود، چون «لبنان یک کشور مستقل است.»
دیپلماسی در میان تهدید و مذاکره
جیدی ونس و مارکو روبیو برای اینکه نشان دهند با هم اختلاف ندارند، کارهایی انجام دادهاند. روبیو به صورت علنی هرگونه تضاد در روشهایشان را رد کرده است. آنها این هفته تماس مشترکی با رئیسجمهور لبنان گرفتند و او را در جریان مذاکرات آمریکا و ایران قرار دادند تا شاید بتوانند سازوکاری مشترک برای حفظ این آتشبس شکننده پیدا کنند.
در همین حین، دونالد ترامپ تهدید کرده است که اگر مذاکرات خوب پیش نرود، دوباره حملات علیه ایران را شروع میکند. اما ترامپ قبلاً هم بارها چنین تهدیدهایی کرده و به آنها عمل نکرده است. با توجه به اینکه او میخواهد زودتر این پرونده را ببندد، بعید است این حرفها به تنهایی برای ترساندن تهران کافی باشد. اوضاع وقتی پیچیدهتر میشود که میبینیم اختلافات از موضوع هستهای بسیار فراتر رفته است.
تمام این پیچیدگیها باعث شده تا رسیدن به یک توافق هستهای جدید و قویتر از زمان اوباما، برای ترامپ بسیار سخت شود. مذاکراتی که در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴ شمسی) به برجام ختم شد، سالها طول کشید و ایران با چند قدرت جهانی (آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه، چین و اتحادیه اروپا) روبهرو بود.
ترامپ در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷ شمسی) از آن توافق خارج شد تا به قول خودش توافق بهتری به دست بیاورد. اما دیپلماسی امروز ونس و روبیو در شرایط کاملاً متفاوتی پیش میرود. ایران اکنون پس از مقاومت در برابر هفتهها بمباران سنگین آمریکا و اسرائیل، قویتر شده است و واشنگتن نیز باید به تنهایی با بحرانهای بسیار بیشتری دستوپنج نرم کند.
درس مهم از دوران اوباما این بود که حتی مذاکره محدود درباره برنامه هستهای ایران هم کاری بسیار سخت و خستهکننده است. درس مهمتر از تاریخ خاورمیانه نیز این است که هیچ بحرانی در این منطقه را نمیتوان جدا از بقیه مشکلات حل کرد. هفتههای آینده نشان خواهد داد که آیا ونس و روبیو میتوانند برخلاف این مسیر تاریخی موفق شوند یا خیر.