ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۰۵۸۱

قمار ترامپ و آغاز پایان هژمونی آمریکا در خاورمیانه

چرا واشنگتن مجبور به فرار از خلیج فارس است؟

چرا واشنگتن مجبور به فرار از خلیج فارس است؟

نویسنده معتقد است عملیات «خشم حماسی» ترامپ علیه ایران به پیروزی راهبردی نرسید و یادداشت تفاهم کنونی بیشتر نشانه شکست و عقب‌نشینی آمریکا است. توافق، فقط بازگشایی موقت هرمز، معافیت محدود نفتی و آغاز مذاکرات تازه را در بر دارد؛ در حالی که جنگ هزینه‌های سنگینی بر واشنگتن و شرکایش تحمیل کرد. به باور نویسنده، این ناکامی می‌تواند روند خروج آمریکا از خاورمیانه را شتاب دهد و متحدان منطقه‌ای را به سوی تنوع‌بخشی امنیتی سوق دهد.

تبلیغات
تبلیغات

استیون کوکفرارو- استیون اِی. کوک، ستون‌نویس نشریه فارن پالیسی و پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه شورای روابط خارجی آمریکا.

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، عملیات نظامی دونالد ترامپ در منطقه (که از آن با عنوان «خشم حماسی» یاد می‌شود) از منظر راهبردی به هیچ دستاورد روشنی نرسید. رئیس‌جمهور آمریکا مطابق سبک همیشگی و آشنای خود، اعلام پیروزی کرده است؛ اما مفاد منتشرشده از یادداشت تفاهم آمریکا و ایران، تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد.

بر اساس آنچه تاکنون روشن شده، واشنگتن و تهران قرار است وارد مذاکراتی تازه درباره برنامه هسته‌ای شوند، تهران به مدت ۶۰ روز با استفاده از یک معافیت ویژه اجازه صادرات نفت خواهد داشت و تنگه هرمز دوباره بازگشایی می‌شود.

با این حال، همین بند مربوط به هرمز نیز خالی از ابهام نیست؛ ترامپ آن را «بازگشت پیروزمندانه آزادی کشتیرانی به وضعیت پیش از جنگ» معرفی می‌کند، اما مقامات ایرانی صراحتاً می‌گویند این وضعیت، موقتی و فقط محدود به دوره ۶۰ روزه تفاهم‌نامه است و پس از آن، عبور از تنگه مشمول پرداخت عوارض خواهد شد.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که اساساً آمریکا چرا وارد این جنگ شد؟ اگر معیار موفقیت، مفاد توافق کنونی باشد، باید گفت که آمریکایی‌ها، شرکای منطقه‌ای واشنگتن و مصرف‌کنندگان جهانی، پیش از آغاز جنگ در وضعیت بسیار بهتری قرار داشتند.

دونالد ترامپ در پایان هفته گذشته هشدار داد که اگر ایران به تعهدات خود در یادداشت تفاهم پایبند نماند، آمریکا به «نگهبان خاورمیانه» تبدیل خواهد شد. اما واقعیت میدانی ممکن است دقیقاً در جهت عکس حرکت کند. ناکامی ترامپ در برابر ایران، نه‌تنها به تثبیت نقش آمریکا در منطقه کمکی نمی‌کند، بلکه احتمالاً به روند عقب‌نشینی واشنگتن از خاورمیانه شتاب خواهد بخشید.

این فقط ترامپ نیست که می‌تواند از این یادداشت تفاهم به‌عنوان بهانه‌ای برای کاهش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه استفاده کند. پس از این جنگ بی‌ثمر، بسیار بعید است که اعضای کنگره، کاندیداهای ریاست‌جمهوری یا مقامات دولت آینده حاضر باشند هزینه‌های سنگین سیاسی، نظامی و مالی ماندن در منطقه را بپردازند. شرایط امروز یادآور دسامبر ۱۹۷۱ است؛ لحظه‌ای که سیاست‌های آمریکا در برابر واقعیت‌های سخت میدانی تسلیم شد و عقب نشست.

اجماع دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان برای فرار از منطقه

خروج بریتانیا از خلیج فارس در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، نقطه آغاز مرحله‌ای جدید در سیاست قدرت‌های بزرگ در منطقه بود. هارولد ویلسون، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، در سال ۱۹۶۸ اعلام کرد که لندن دیگر توان مالی برای حفظ پایگاه‌های نظامی خود در خلیج فارس را ندارد. خروج نیروهای بریتانیایی در دسامبر ۱۹۷۱ تکمیل شد و دقیقاً از همان زمان، روند تدریجی افزایش حضور آمریکا در خاورمیانه آغاز گردید.

آمریکا در ابتدا ترجیح داد حضوری دورادور داشته باشد، اما حمله صدام حسین به کویت در اوت ۱۹۹۰، نقطه تغییر واقعی بود. از آن لحظه، آمریکا وارد خاک خاورمیانه شد و عملاً در منطقه لنگر انداخت.

با این حال، کارنامه ۳۵ سال گذشتهِ واشنگتن در خاورمیانه به‌هیچ‌وجه موفق نبود. آمریکا تلاش کرد دولت فلسطینی ایجاد کند، جامعه عراق را از نو بسازد و کشورهای منطقه را دموکراتیزه کند؛ اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسید. قمار اخیر ترامپ در برابر ایران نیز دقیقاً در همین چارچوبِ پروژه‌های شکست‌خورده قرار می‌گیرد.

این تجربه نشان داد که خاورمیانه میدان آسانی برای سیاستمداران آمریکایی نیست و هزینه‌های آن معمولاً از دستاوردهایش فراتر می‌رود. امروز اگر یک توافق واقعی میان دو حزب اصلی آمریکا (دموکرات و جمهوری‌خواه) وجود داشته باشد، آن توافق بر سر این است که ایالات متحده باید خود را از گرفتاری‌های پرهزینه خاورمیانه رها کند.

برای دهه‌ها، «تضمین جریان آزاد انرژی» یکی از اصول بنیادین حضور آمریکا در خلیج فارس بود. اما امروز این اصل در حال فرسایش است؛ دموکرات‌ها با تمرکز بر انرژی‌های پاک به دنبال کاهش وابستگی به خاورمیانه هستند و جمهوری‌خواهان نیز با اتکا به تولیدات داخلی آمریکا می‌پرسند: وقتی آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است، چرا باید ضامن امنیت خلیج فارس باشد؟

برندگان پنهان خروج آمریکا؛ صف فروشندگان جدید تسلیحات

اگر ترامپ مسیر خداحافظی آمریکا از خاورمیانه را پیش ببرد، پرسش مهم این است که شرکای واشنگتن چه خواهند کرد؟ امروز هیچ جایگزین روشنی برای آمریکا وجود ندارد. چین اگرچه نفوذ اقتصادی گسترده‌ای دارد، اما از اشتباهات واشنگتن درس گرفته و هرگز خود را در باتلاق امنیتی خاورمیانه گرفتار نخواهد کرد. پکن ترجیح می‌دهد بدون بر دوش کشیدن بار امنیتی، صرفاً از منافع اقتصادی خود محافظت کند.

در این شرایط، شرکای منطقه‌ای آمریکا احتمالاً به خرید تسلیحات از واشنگتن ادامه می‌دهند، اما دیگر خود را به این کشور محدود نخواهند کرد. منطق جنگ‌های مدرن نیز این تغییر را ایجاب می‌کند؛ زیرا شلیک موشک‌های چند میلیون دلاری آمریکایی برای رهگیری پهپادهای ارزان‌قیمت، از نظر اقتصادی و عملیاتی منطقی نیست.

وقتی آمریکا کشورهای خلیج فارس را با پیامدهای بحرانیِ سیاست‌های ترامپ تنها بگذارد و دیگر متعهد به امنیت آن‌ها نباشد، این کشورها نیز دلیلی برای وابستگی کامل تسلیحاتی به واشنگتن نخواهند داشت. در نتیجه، بازار امنیتی منطقه به روی بازیگران جدیدی مانند چین، کره جنوبی، ترکیه و اوکراین باز خواهد شد؛ به‌ویژه در حوزه پهپادها و سیستم‌های پدافندی که با جنگ‌های مدرن سازگاری بیشتری دارند.

پیام تلخ واشنگتن به متحدان قدیمی

دونالد ترامپ معمولاً کارهای خود را با این ادعا بزرگ‌نمایی می‌کند که کارهایی انجام داده که «هیچ رئیس‌جمهور دیگری در آمریکا» قادر به انجامش نبوده است. در پرونده ایران، این ادعا تا حدی درست است!

رؤسای جمهور پیشین آمریکا با چالش ایران روبه‌رو شدند، طرح‌های جنگی را بررسی کردند و زیر فشار شدید رهبران اسرائیل قرار گرفتند؛ اما در نهایت از ورود به یک جنگ پرهزینه و بی‌ثمر خودداری کردند. ترامپ اما به راحتی در این دام افتاد.

اکنون او در آستانه تصمیمی است که در تاریخ آمریکا بی‌سابقه است: «خروج کامل از خاورمیانه». این تصمیم بی‌تردید برای متحدان منطقه‌ای واشنگتن تلخ خواهد بود، اما واقعیت این است که این کشورها امروز بهتر از هر زمان دیگری درک کرده‌اند که آمریکا هرگز آن ضامن مطمئن ثبات و امنیتی نبود که ادعا می‌کرد.

اوج قدرت و اعتبار آمریکا در منطقه به عملیات «طوفان صحرا» بازمی‌گردد که بیش از سه دهه از آن گذشته است. از آن زمان به بعد، کارنامه واشنگتن مجموعه‌ای از جنگ‌های پرهزینه و وعده‌های توخالی بوده است. پیام این لحظه تاریخی برای عربستان، بحرین، امارات، مصر و اسرائیل کاملاً روشن است: آن‌ها باید خود را برای دوره‌ای تازه آماده کنند؛ دوره‌ای که در آن آمریکا دیگر حاضر نیست بار اصلی امنیت خاورمیانه را بر دوش بکشد.

تبلیغات
نویسنده : استیون اِی. کوک
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات