ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۰۱۹۱

عینک دودی شماره ۵۸

بابابزرگم راست می‌گفت!

بابابزرگم راست می‌گفت!

آنجا بود که حاج علیرضا، اولین تلنگر زندگی‌ام را به شکلی شِپسی‌گونه به پیشانی‌ام نواخت. از آن روزها تا الان تقریباً ۱۵ سال می‌گذرد. اما تقریباً روز، هفته، ماه یا سالی نیست که اتفاقی در عرصه سیاست ایران بیفتد و من از بابابزرگم یاد نکنم.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو - محسن صالحی‌خواه؛ اگر مامان‌بزرگ و بابابزرگ‌تان زنده هستند، خدا آن‌ها را برایتان نگه دارد. اگر هم به رحمت خدا رفته‌اند و چهره در نقاب خاک کشیده‌اند، خدا بیامرزدشان و نور به قبرشان ببارد.

من یک جفت بابابزرگ و مامان‌بزرگ زنده دارم و یک جفت که دیگر زنده نیستند. آن پدربزرگم که زنده است، ید طولایی در سیاست دارد. پدر شهید است، بالای ۵۰ بار مکه رفته، جزو السابقون برگزاری نمازجمعه تهران بوده و تقریباً راهپیمایی‌ای در تاریخ این کشور برگزار نشده که ایشان به همراه همسر گرامی‌اش در آن حضور نداشته باشد. نامبرده سابقه عضویت در موتلفه را هم دارد. خلاصه اینکه پدربزرگم خیلی، خیلی فرد ترازی محسوب می‌شود.

سال ۱۳۹۰، در عنفوان ورود به جوانی که دانشگاه قبول شده بودم، پدربزرگ از من پرسید: «دانشگاه چی قبول شدی بابا؟» گفتم: «روابط سیاسی.» نفس نه‌چندان عمیقی کشید و بی‌مقدمه گفت: «می‌خوای درس بی‌پدر و مادری بخونی؟» و آنجا بود که حاج علیرضا، اولین تلنگر زندگی‌ام را به شکلی شِپسی‌گونه به پیشانی‌ام نواخت.

از آن روزها تا الان تقریباً ۱۵ سال می‌گذرد. اما تقریباً روز، هفته، ماه یا سالی نیست که اتفاقی در عرصه سیاست ایران بیفتد و من از بابابزرگم یاد نکنم.

این روزها هم از همان روزهایی است که خیلی یاد حاج علیرضا می‌افتم. هرچند بین خودمان بماند، چند هفته‌ای می‌شود وقت نکرده‌ام به خانه‌شان زنگ بزنم.

نصفه‌شب دوشنبه همین هفته‌ای که تویش هستیم، ایران و آمریکا با هم توافق کردند. توافق که نه، تفاهم کردند که مذاکره کنند تا آخرش توافق کنند. فکر کردند اگر نصفه‌شب اعلام کنند امضای دیجیتالی کرده‌اند، ما که اینجا مثل عقاب یا اردک، شاهین، همای سعادت، همای غیرسعادت، مرغ، مرغابی، هوبره، اسکل، شنقل یا حتی کبک آماده‌ایم برویم بالای سرشان، بیکار می‌نشینیم تا این سازشکارهای سازشگر، دنباله‌های داخلی دشمنان تابلودار خارجی، هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند؟ زکی! خیال باطل!

البته با تمام انتقادهایی که داریم، امیدوارم وی‌پی‌ان امضاکنندگان قطع و وصل نشده باشد؛ از این قندشکن‌های آی‌پی ثابت گرفته باشند که وسط این هیروویر مجبور نشده باشند ثابت کنند در واقع ربات نیستند.

ما که مثل مجموعه این گونه پرندگان اینجا مواظب ایستاده‌ایم تا این سازشکارها، آن عراقچی (بوووووووووووووووووووقققققق) و قالیباف (بووووووووووووووووووووووووووووووووووووققققققققق) و بقائی (بوق) و بقیه بوق‌ها، سازش نکنند و حق هم با ماست؛ فقط نمی‌فهمم چرا این وسط سردار و حجت‌الاسلام و حزب‌الله و رئیس مجلس لبنان و عباس‌آقا سوپرگوشت و حاجی واشنگتن و اصلاح‌گرا و اصول‌طلب دارند از این سازشکارها تعریف می‌کنند؟

شما چرا آقای اژه‌ای؟ شما چرا آقای قاآنی؟! چیزی شده که به ما نمی‌گویید؟! ما که می‌دانستیم دستتان با هم توی یک کاسه است! همه‌اش تقصیر آن عاصم منیر فلان فلان شده است. اصلاً پدربزرگم راست می‌گفت؛ سیاست یتیم است، پدر و مادر ندارد! همه‌تان گرفتید ما را! 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات