ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۰۰۲۸

توافق موقت تهران و واشنگتن زیر سایه بی‌اعتمادی

۴۰ ادعا و یک تفاهم محرمانه

۴۰ ادعا و یک تفاهم محرمانه

گزارش اکونومیست، توافق موقت ایران و آمریکا را فرصتی برای توقف جنگ و بازگشایی تنگه هرمز می‌داند، اما آن را پایان بحران نمی‌شمارد. یادداشت تفاهم ژنو بیش از آن‌که توافق نهایی باشد، آغاز مذاکراتی دشوار درباره اورانیوم، تحریم‌ها، لبنان و امنیت منطقه است. بازار نفت موقتاً آرام شده، اما اعتماد به هرمز فوراً بازنمی‌گردد. نه ترامپ، نه ایران و نه اسرائیل پیروزی روشنی ندارند و خطر بازگشت جنگ باقی است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- دونالد ترامپ از ماه مارس (اسفند/فروردین گذشته) تا امروز نزدیک به ۴۰ بار ادعا کرده بود که توافق با ایران نزدیک است. ادعاهایی که هر بار زودتر از موعد مطرح می‌شد و به نتیجه نمی‌رسید.

به گزارش فرارو به نقل از اکونومیست، اما به نظر می‌رسد این بار حق با او بوده است. شامگاه یکشنبه، ایران و آمریکا از توافقی خبر دادند که می‌تواند به درگیری‌های چهار ماه اخیر پایان دهد.

این توافق مهم قرار است مسیر بازگشایی «تنگه هرمز» را هموار کند. چنین اتفاقی می‌تواند هم برای منطقه که از درگیری خسته شده و هم برای بازار جهانی انرژی، یک زنگ تفریح و فرصت تنفس عالی باشد. با این وجود، نباید فراموش کرد که این توافق، اختلافات ریشه‌ای و قدیمی میان تهران و واشنگتن را کاملاً حل نمی‌کند.

ژنو در انتظار امضای توافق پرابهام

مقام‌های آمریکایی به این توافق «یادداشت تفاهم» می‌گویند. قرار است این متن روز جمعه در شهر ژنو امضا شود.

تا قبل از امضای نهایی، جزئیات متن کاملاً محرمانه می‌ماند. همین پنهان ماندن جزئیات باعث می‌شود هر دو طرف ماجرا، روایت‌های خاص خودشان را برای افکار عمومی بسازند.

در واقع، تهران و واشنگتن سعی می‌کنند بندهای توافق را به نفع خودشان تفسیر کنند. البته احتمالاً بخش زیادی از این ادعاها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و با واقعیتِ متن توافق، فاصله خواهد داشت.

با وجود این پنهان‌کاری‌ها، بخش‌هایی از این یادداشت تفاهم در هفته‌های گذشته به دست رسانه‌ها رسیده است. یک دیپلمات آگاه می‌گوید این اطلاعات لو رفته، تا حد زیادی تصویر درستی از توافق اصلی به ما می‌دهد.

طبق این اطلاعات، اولین قدم مهم توافق، پایان دادن به محاصره‌های متقابل آمریکا و ایران در تنگه هرمز است. این مسیر دریایی بسیار مهم، باید نهایتاً تا ۳۰ روز آینده بازگشایی شود.

اما فراتر از باز شدن تنگه هرمز، توافق فعلی بیشتر شبیه به یک «توافق برای ادامه مذاکرات» است. چرا؟ چون قرار است دو کشور وارد یک دوره ۶۰ روزه شوند تا درباره توافق نهایی بر سر برنامه هسته‌ای ایران با هم گفتگو کنند.

در مرحله بعدی، مهم‌ترین دغدغه آمریکا روشن شدن تکلیف اورانیوم‌های غنی‌شده ایران است. ایران در حال حاضر بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و حدود ۹ هزار کیلوگرم اورانیوم با غنای پایین‌تر در اختیار دارد.

دونالد ترامپ در ماه‌های گذشته پافشاری می‌کرد که تهران باید تمام این مواد هسته‌ای را به آمریکا تحویل دهد. اما ایران قاطعانه این درخواست را رد کرد.

تهران به جای تحویل مواد، پیشنهاد داد که غلظت اورانیوم را کاهش داده و آن را رقیق کند. حالا به نظر می‌رسد واشنگتن از ادعای سخت‌گیرانه اولیه‌اش کوتاه آمده است.

در ادامه این مسیر، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم وارد مذاکرات می‌شود تا بهترین راه‌حل فنی را پیشنهاد دهد؛ راه‌حلی که احتمال دارد شامل انتقال اورانیوم ایران به یک کشور سوم (کشور ثالث) باشد.

در طرف مقابل، آمریکا متعهد شده که هم‌زمان با امضای این یادداشت تفاهم، بخشی از تحریم‌ها را در کوتاه‌مدت لغو کند.

این امتیازهای اقتصادی می‌تواند شامل اجازه صادرات نفت و آزاد شدن تا سقف ۲۴ میلیارد دلار از پول‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور باشد. البته این پول‌ها یک‌جا آزاد نمی‌شوند و به صورت مرحله‌ای و با محدودیت‌هایی در نحوه خرج کردن، در اختیار ایران قرار می‌گیرند.

بخش دیگری از این تفاهم‌نامه به درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله در لبنان مربوط می‌شود. با این حال، هنوز دقیقاً مشخص نیست که آیا اسرائیل مجبور می‌شود از مناطق اشغال‌شده در جنوب لبنان عقب‌نشینی کند یا خیر.

بازار نفت میان امید به صلح و ترس از بن‌بست

در ماه آوریل (فروردین/اردیبهشت)، کشور پاکستان موفق شد یک آتش‌بس اولیه میان آمریکا، ایران و اسرائیل برقرار کند. این آتش‌بس با وجود نقض شدن‌های پی‌درپی، هنوز تا حدودی پابرجاست.

با این حال، نقش پاکستان در نوشتن توافق جدید بسیار کم‌رنگ‌تر بوده است. در هفته‌های اخیر، این کشور قطر بود که نقش پررنگی در رفت‌وآمدهای دیپلماتیک با تهران داشت.

دیپلمات‌های قطری با هماهنگی دقیق با «جی‌دی ونس»، مسیر این گفتگوها را در واشنگتن پیش بردند.

انتشار خبر این توافق، فوراً روی بازار انرژی تأثیر گذاشت. در معاملات صبح دوشنبه، قیمت جهانی نفت بیشتر از ۵ درصد ارزان شد.

قیمت نفت خام برنت به ۸۳ دلار در هر بشکه رسید که پایین‌ترین قیمت از هفته اول مارس (اسفند) تا به امروز است؛ هرچند این رقم هنوز حدود ۲۰ دلار گران‌تر از روزهای قبل از شروع درگیری‌هاست.

باز شدن احتمالی تنگه هرمز می‌تواند حجم عظیمی از نفت را که در خلیج فارس گیر افتاده، روانه بازارهای جهانی کند. آمارهای شرکت «کپلر» نشان می‌دهد حدود ۶۰ نفتکش غول‌پیکر ماه‌هاست منتظر خروج از این منطقه هستند و مخازن کشورهای تولیدکننده در خلیج فارس هم در آستانه سرریز شدن است.

اما با وجود این امیدواری‌ها، بازگشت اوضاع تنگه هرمز به روزهای آرام قبل از جنگ، زمان‌بر خواهد بود.

حتی اگر مسیر دریا باز شود، اعتماد بازار و شرکت‌های کشتی‌رانی فوراً برنمی‌گردد؛ مخصوصاً اگر مذاکرات نهایی تهران و واشنگتن دوباره به بن‌بست بخورد.

رسیدن به توافق نهایی در این فرصت ۶۰ روزه، هدف بسیار سختی به نظر می‌رسد. پرونده اورانیوم‌های غنی‌شده فقط اولین گره کور این ماجراست.

آمریکا به دنبال ایجاد محدودیت‌های بیشتر و گسترده‌تر روی برنامه هسته‌ای ایران است. در مقابل، تهران هم خواهان لغو کامل‌تر و فراگیرتر تحریم‌هاست. به همین دلیل،  این توافق که فعلاً «موقت» نامیده می‌شود، ممکن است به یک روند طولانی و بسیار پیچیده تبدیل شود.

توافق حداقلی و خطر بازگشت دوباره به جنگ

اگر درگیری میان ایران و آمریکا واقعاً با چنین توافقی تمام شود، این پایان کار برای هیچ‌کدام از طرفین یک «پیروزی قطعی و روشن» محسوب نمی‌شود.

دونالد ترامپ در روزهای ابتدایی حملات، رو به مردم ایران گفته بود که «ساعت آزادی» آنان فرا رسیده است. حالا همان رئیس‌جمهور آمریکا مجبور شده با نظامی به گفتگو بنشیند که زمانی در پی سرنگونی آن بود اما امروز قدرتمند پای مذاکره نشسته است. به همین خاطر، این توافق احتمالاً در داخل آمریکا هم با مخالفت‌ها و جنجال‌های شدیدی روبه‌رو می‌شود.

«لیندسی گراهام»، سناتور تندروی حزب جمهوری‌خواه، از همین حالا خواسته که این توافق در کنگره آمریکا بررسی شود. او تلاش می‌کند اگر توافق به نتیجه بدی رسید، تمام تقصیرها را گردن «جی‌دی ونس» بیندازد؛ شخصی که از او به عنوان «طراح و معمار» این یادداشت تفاهم یاد می‌کنند.

اوضاع برای اسرائیل حتی سخت‌تر هم به نظر می‌رسد. تل‌آویو سال‌ها پافشاری می‌کرد که هرگونه توافقی با ایران باید علاوه بر برنامه هسته‌ای، شامل محدود کردن موشک‌ها و قطع حمایت تهران از گروه‌های هم‌پیمانش در منطقه نیز باشد. اما به نظر نمی‌رسد این دو خواسته اسرائیل، جایگاه خاصی در توافق نهایی داشته باشند. درست است که تسلیحات ایران در طول درگیری‌ها آسیب‌هایی دیده، اما تهران هنوز هم قدرت شلیک به سمت اسرائیل را دارد و حمایتش از حزب‌الله را متوقف نکرده است. 

در همین حال، اسرائیل بخش زیادی از اعتبار خود را پیش مهم‌ترین متحدش یعنی آمریکا از دست داده است. در حال حاضر هم دموکرات‌های چپ‌گرا و هم جمهوری‌خواهان انزواطلب در آمریکا، اسرائیل را مقصر اصلی کشیده شدن پای آمریکا به این جنگ می‌دانند. حتی شخص ترامپ هم در هفته‌های اخیر از رفتارهای «بنیامین نتانیاهو» عصبانی به نظر می‌رسد.

ایران احتمالاً این توافق جدید را به عنوان یک پیروزی معرفی خواهد کرد؛ چرا که توانسته از یک جنگ عبور کند و در برابر دو دشمن قدرتمند، مقاومت کرده تا به نقطه برابر برسد.

با اینکه قدرت نظامی ایران ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی کرد اما شهروندان ایرانی هم در کمتر از یک سال، فشار دو جنگ را تحمل کرده‌اند و اکنون با اقتصادی فرسوده، تورم سنگین مواد غذایی و بیکاری روبه‌رو هستند. به همین دلیل، اگر توافق نهایی نتواند جلوی جنگ‌های بعدی را بگیرد و به شکل واقعی به اقتصاد کمک کند، پیروزی ایران یک بردِ بسیار پرهزینه خواهد بود.

در نهایت، این «توافق حداقلی»، شاید به جای پایان دادن به جنگ، فقط یک توقف کوتاه در مسیر بحران‌ها باشد. آمریکا نمی‌تواند با وضع موجود برنامه هسته‌ای ایران کنار بیاید. از طرفی، ایران هم در شرایط تحریم و انزوای اقتصادی، توانایی حل کردن تمام مشکلات اقتصادی‌اش را نخواهد داشت.

اگر تهران و واشنگتن نتوانند در ماه‌های آینده به یک توافق جامع و کامل برسند، خطر بازگشت به میدان جنگ همچنان وجود دارد. چرا که هر دو طرف ممکن است فکر کنند با شروع دوباره درگیری‌ها، می‌توانند امتیازهای بیشتری از حریف بگیرند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات