ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۸۵۵۱

توجیه جنگ‌های غیرقانونی

توجیه جنگ‌های غیرقانونی

منشور ملل متحد تنها دو راه برای استفاده از زور می‌شناسد: دفاع مشروع و مجوز شورای امنیت. هر استناد دیگری اگر با زبانی شاعرانه، فلسفی یا تاریخی بیان شود، به‌ذات فاقد مشروعیت حقوقی است.

در تاریخ روابط بین‌الملل، جنگ همواره کوشیده است خود را پشت نقاب‌های مشروعیت‌ساز پنهان کند. هنگامی که توسل به زور از منظر حقوقی و اخلاقی قابل دفاع نیست، برخی نظریه‌پردازان به منابع تاریخی، اسطوره‌ای یا ایدئولوژیک متوسل می‌شوند تا «ضرورت»، «حق طبیعی» یا «سرنوشت تاریخی» را به‌عنوان مبنای حمله به دیگر ملت‌ها جلوه دهند. این سازوکار بلاغی و فکری، شباهت‌های آشکاری با شیوه‌های گفتمانی نظام‌های فاشیستی در قرن بیستم دارد که با اتکا به گذشته‌گرایی افراطی و اسطوره‌سازی سیاسی، تجاوز نظامی را تبرئه می‌کردند.

در ادبیات سیاسی بسیاری از حملات غیرقانونی، یک الگوی مشترک دیده می‌شود، ارجاع به تاریخ. نظریه‌پردازانی که در پی توجیه توسل به زور هستند، گذشته را همچون منبعی برای استخراج «حق»، «هویت» یا «ادعا» به کار می‌گیرند. یکی از کارکردهای این ارجاعات، ایجاد فضای احساسی می‌باشد به نحوی که قضاوت عقلانی را تضعیف کند.

از منظر حقوق بین‌الملل، چنین استدلال‌هایی هیچ اعتبار مستقیمی ندارند؛ منشور ملل متحد تنها دو راه برای استفاده از زور می‌شناسد: دفاع مشروع و مجوز شورای امنیت. هر استناد دیگری اگر با زبانی شاعرانه، فلسفی یا تاریخی بیان شود، به‌ذات فاقد مشروعیت حقوقی است. فاشیسم قرن بیستم، به‌ویژه در ایتالیا و آلمان، یکی از روشن‌ترین نمونه‌های سوء‌استفاده از تاریخ برای توجیه جنگ بود. این نظام‌ها از گذشته نه به عنوان واقعیتی تاریخی، بلکه به‌عنوان افسانه‌ای راهبردی استفاده می‌کردند. بازآفرینی گذشته‌ای باشکوه و خیالی و ترسیم دشمنان خیالی برای مشروعیت‌بخشی به خشونت.

این شیوه‌ها تنها متعلق به آن دوره نیستند؛ هرجا که جنگ غیرقانونی نیازمند پوششی فکری باشد، همان الگوهای بلاغی و ذهنی احیا می‌شوند. شباهت، نه در مصادیق، بلکه در ساختار توجیه‌سازی است؛ یعنی همان ترکیب خطرناک از اسطوره‌سازی، تاریخی‌نمایی و نفی قواعد حقوقی. فاشیسم جنگ را نه امری اضطراری، بلکه فرآیندی «پاک‌کننده» و «ضروری برای احیای ملت» معرفی می‌کرد. هرجا زبان چنین نقشی پیدا کند، هشدارهای حقوقی باید جدی‌تر شنیده شوند.

نظام حقوق بین‌الملل بر پایه اصولی بنا شده که دقیقاً برای مقابله با همین چرخه‌های خطرناک طراحی شده‌اند. ارجاعات اسطوره‌ای یا تاریخی اگر توسط نظریه‌پردازان و متفکران نامدار ارائه شود، نمی‌تواند این اصول را نسخ کند؛ زیرا حقوق بین‌الملل بر پایه اراده سیاسی زودگذر نیست، بلکه بر بنیان تجربه تاریخی بشر برای مهار فاجعه جنگ شکل گرفته است.

هنگامی که نظریه‌پردازان برای توجیه جنگ‌های غیرقانونی به تاریخ و اسطوره متوسل می‌شوند، الگوهای فکری آشنایی بازتولید می‌شود؛ الگوهایی که در فاشیسم و دیگر نظام‌های توتالیتر قرن بیستم به اوج خود رسید. شباهت در مصداق نیست، بلکه در روش مشروعیت‌سازی خشونت است، تاریخ‌پردازی گزینشی، اسطوره‌سازی سیاسی، و زیبانمایی حمله. لذا در جهانی که قواعد حقوقی با بهای گزافی تدوین شده‌اند، هوشیاری در برابر این الگوهای گفتمانی، نه‌فقط وظیفه‌ای آکادمیک بلکه تعهدی اخلاقی در جهت حفظ صلح و کرامت انسانی است.

نویسنده : محمد مهدی ترحمی
ارسال نظرات
خط داغ