ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۷۸۲۵۵

معادله بازدارندگی جدید ایران؛ دفاع به تنهایی دیگر کافی نیست

معادله بازدارندگی جدید ایران؛ دفاع به تنهایی دیگر کافی نیست

نخستین نکته قابل توجه در این تحولات، ابتکار عمل ایران برای پاسخ مستقیم به هدف قرار دادن حومه جنوبی بیروت بود؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، اسرائیل، ایالات متحده و متحدان لبنانی آن‌ها را غافلگیر کرد. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد اگر تل‌آویو احتمال مداخله مستقیم تهران در این رویارویی را در نظر گرفته بود، احتمالاً از همان ابتدا چنین اقدامی را انجام نمی‌داد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- آخرین دور تشدید تنش میان ایران و اسرائیل، اگرچه از نظر زمانی کوتاه و از نظر دامنه محدود بود، اما به باور ناظران، معادلات میدانی و سیاسی جدیدی را در منطقه ایجاد کرده و زمینه را برای ترتیباتی فراهم کرده است که ممکن است در آینده به عنوان واقعیت‌های تحمیل‌شده پذیرفته شوند. این رویارویی که با ابتکار عمل ایران آغاز شد، نه تنها برخی از ابعاد تقابل تهران و تل‌آویو را تغییر داد، بلکه بر روابط اسرائیل و ایالات متحده نیز تأثیر گذاشت و بیش از هر زمان دیگری احتیاط واشنگتن در قبال گزینه‌های نظامی مستقیم علیه ایران را آشکار ساخت. 

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه الاخبار، در مقابل، تهران به نظر می‌رسد توانسته است حضور و نفوذ خود را در صحنه لبنان تثبیت کند؛ موضوعی که از دید تحلیلگران مانع از آن می‌شود که اسرائیل بتواند مقاومت لبنان و پایگاه اجتماعی حامی آن را منزوی کرده و معادلات مطلوب خود را بر این کشور تحمیل کند. این تحول همچنین بر روندهای سیاسی و مذاکراتی لبنان تأثیر خواهد گذاشت؛ روندهایی که ایالات متحده، اسرائیل و برخی مقامات لبنانی امیدوار بودند مستقل از ایران و توافقات در حال شکل‌گیری میان تهران و واشنگتن پیش ببرند. 

نخستین نکته قابل توجه در این تحولات، ابتکار عمل ایران برای پاسخ مستقیم به هدف قرار دادن حومه جنوبی بیروت بود؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، اسرائیل، ایالات متحده و متحدان لبنانی آن‌ها را غافلگیر کرد. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد اگر تل‌آویو احتمال مداخله مستقیم تهران در این رویارویی را در نظر گرفته بود، احتمالاً از همان ابتدا چنین اقدامی را انجام نمی‌داد. 

پیامد فوری این غافلگیری، شکل‌گیری یک معادله بازدارندگی جدید و قدرتمندتر بود؛ معادله‌ای که فراتر از فرمول مورد نظر اسرائیل تحت عنوان «حومه جنوبی در برابر شهرک‌ها» قرار گرفت. بر اساس این معادله تازه، هرگونه حمله به حومه جنوبی بیروت می‌تواند با پاسخ موشکی مستقیم ایران علیه اسرائیل مواجه شود. 

به اعتقاد ناظران، این معادله بازدارنده هنوز در حال تکامل است و ممکن است در آینده دامنه آن از حومه جنوبی بیروت فراتر رفته و مناطق دیگری را نیز شامل شود، هرچند هنوز برای پیش‌بینی شکل نهایی آن زود است. 

تأثیر ایران بر معادلات لبنان

دومین پیامد مهم این تحولات، افزایش نقش ایران در تمامی تلاش‌های سیاسی و مذاکره‌ای مرتبط با لبنان است. با وجود تلاش مشترک آمریکا، اسرائیل و برخی مقامات لبنانی برای محدود کردن اثرات این تحول، به نظر می‌رسد عامل ایران همچنان بخشی جدایی‌ناپذیر از هرگونه فرآیند مذاکره‌ای باقی خواهد ماند. 

در این چارچوب، مقاومت لبنان اکنون از پشتوانه یک شریک فعال و تأثیرگذار برخوردار است که توانایی اتخاذ تصمیمات تهاجمی مستقل علیه دشمنان مشترک را دارد. این مسئله به مقاومت لبنان حاشیه امنیت گسترده‌تری برای مقابله با فشارها و تحمیل‌های سیاسی می‌بخشد. 

اسرائیل در موضع دفاعی

در سوی دیگر، عملکرد اسرائیل در این دور از تنش‌ها بیش از آنکه تهاجمی باشد، ماهیتی دفاعی داشت. از ابتدای بحران، تمرکز تل‌آویو بر کاهش آثار معادله جدید ایجادشده توسط حمله ایران قرار داشت، نه بهره‌برداری از آن برای ایجاد فرصت‌های جدید. 

بر اساس این ارزیابی، تهدید مورد نظر پیش از آنکه اسرائیل بتواند ابتکار عملی در پاسخ به آن انجام دهد، تحقق یافته بود و وظیفه اصلی تل‌آویو صرفاً مدیریت پیامدهای آن محسوب می‌شد. 

با این حال، پرسش اصلی این است که آیا اسرائیل توانست این هدف را محقق کند؟ پاسخ بسیاری از تحلیلگران اسرائیلی به این سؤال منفی یا دست‌کم همراه با تردید جدی است. شماری از کارشناسان اسرائیلی اذعان کرده‌اند که معادله جدید ایجاد شده اکنون ریشه دوانده و معکوس کردن آن بسیار دشوار خواهد بود. 

نشانه‌ای از ناکامی راهبرد آمریکا و اسرائیل

از نگاه این تحلیل، اقدام اخیر ایران همچنین نشانه‌ای دیگر از ناکامی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران به شمار می‌رود. این ناکامی دو بُعد اصلی دارد. 

نخست آنکه برخلاف اهداف اعلام‌شده، این جنگ نتوانسته توانمندی‌های ایران را نابود یا از دسترس خارج کند و مانع استفاده تهران از ظرفیت‌های نظامی خود شود. 

دوم آنکه نتیجه جنگ افزایش انگیزه ایران برای بهره‌گیری از ابزار نظامی در پیشبرد اهدافش بوده است. 

تغییر دکترین امنیتی ایران

تحلیلگران همچنین معتقدند همان‌گونه که اسرائیل طی سال‌های اخیر دکترین امنیتی خود را از بازدارندگی به سمت تحمیل امنیت از طریق اقدام نظامی مستقیم تغییر داده است، ایران نیز اکنون در مسیر مشابهی قرار گرفته است. 

بر این اساس، تهران دیگر صرفاً از قدرت نظامی به عنوان ابزاری دفاعی استفاده نمی‌کند، بلکه آماده است از تهدید نظامی و حتی کاربرد مستقیم آن برای تحمیل پیشگیرانه منافع خود بهره بگیرد. به باور ناظران، این تغییر نه فقط اسرائیل، بلکه کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد و آثار آن در سال‌های آینده بیش از پیش نمایان خواهد شد. 

ملاحظات آمریکا میان دو نگرانی

موضع ایالات متحده در جریان این بحران میان دو نگرانی عمده در نوسان بود. از یک سو، واشنگتن تلاش می‌کرد از گسترش تنش‌ها به سطحی جلوگیری کند که به رویارویی مستقیم با ایران و در نتیجه ورود آمریکا به جنگ منجر شود؛ سناریویی که با تلاش‌های دیپلماتیک این کشور برای دستیابی به توافق با تهران در تضاد قرار داشت. 

از سوی دیگر، دولت آمریکا نمی‌خواست اسرائیل در موقعیتی قرار گیرد که ناتوان از پاسخگویی به نظر برسد؛ زیرا چنین تصویری می‌توانست فراتر از اسرائیل، اعتبار منطقه‌ای و بین‌المللی خود آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. 

به همین دلیل، واشنگتن با اصل پاسخ اسرائیل موافقت کرد، اما تلاش داشت این پاسخ در چارچوبی کنترل‌شده باقی بماند؛ چارچوبی که نه به روند مذاکرات آسیب بزند و نه آمریکا را ناگزیر به مداخله نظامی مستقیم کند. 

معادله‌ای که در محاسبات آینده باقی خواهد ماند

بر اساس این ارزیابی، مهم‌ترین نتیجه این دور از تنش‌ها شکل‌گیری یک معادله بازدارندگی جدید است که خود را به عنوان یک واقعیت میدانی بر اسرائیل تحمیل کرده است؛ حتی اگر تل‌آویو از پذیرش رسمی آن خودداری کند. 

این معادله از این پس در تمامی محاسبات امنیتی و نظامی اسرائیل حضور خواهد داشت و می‌تواند دامنه ابتکار عمل تل‌آویو برای اجرای اقدامات خصمانه را محدود کند. همچنین فضای گسترده‌ای را که اسرائیل تا پیش از آخرین جنگ برای حمله و مانور در اختیار داشت، کاهش خواهد داد. 

با وجود این تحولات، درگیری همچنان پایان نیافته و عرصه رقابت میان دو طرف باز باقی مانده است. تهران در تلاش خواهد بود معادله بازدارندگی جدید را تثبیت و تقویت کند و آن را در راستای منافع خود در رویارویی با اسرائیل و متحدانش در لبنان به کار گیرد. 

در مقابل، اسرائیل و شرکای آن نیز خواهند کوشید آثار این معادله را تا حد امکان محدود کنند؛ چه در میدان نبرد، چه در دوره پس از توافق احتمالی و آتش‌بس جامع منطقه‌ای و چه در جریان مذاکرات سیاسی با مقامات لبنانی.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات