علی اصغر زرگر در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:
برای خروج از NPT دیر است!
در حالی که بار دیگر بحث خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) داغ شده، علیاصغر زرگر معتقد است این گزینه دیگر اثر تعیینکنندهای ندارد و توسعه فناوری بومی و پیگیری دیپلماسی میتواند مسیر واقعبینانهتری برای ایران باشد.
فرارو- در حالی که بحث خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بار دیگر به یکی از موضوعات داغِ محافل سیاسیِ مخالفِ مذاکرات تبدیل شده، حضور وزیر کشور پاکستان در ایران و ارسال پیام شهباز شریف، نخستوزیر این کشور خطاب به رهبر انقلاب، مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش فرارو، با وجود ادامه تنشها بین ایران و ایالات متحده در خلیج فارس، مسئله خاتمه جنگ و رسیدن به یک تفاهمنامه مشترک بین طرفین، همچنان یک گزینه روی میز است.
علیاصغر زرگر، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی و استاد دانشگاه، در گفتگو با فرارو اشاره کرده که گزینه خروج از NPT میتوانست سالها پیش محل بحث باشد، اما اکنون بعید است تاثیر تعیینکنندهای بر معادلات جاری داشته باشد. مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:
خروج از NPT؛ گزینهای که زمان آن سپری شده است
علیاصغر زرگر به فرارو گ
فت: «از دید من برای خروج از NPT دیر است. شاید حداقل ۵ سال پیش باید چنین تصمیمی گرفته میشد؛ زمانی که هنوز این همه خسارت جانی متحمل نشده بودیم و دانشمندان هستهای کشور نیز در کنار ما بودند. در شرایط فعلی و با وضعیتی که اکنون بر منطقه و روابط ایران و غرب حاکم است، بعید میدانم خروج از NPT بتواند تاثیر خاص و تعیینکنندهای بر وضعیت کشور داشته باشد.»
وی افزود: «بهطور معمول وقتی طرفین تصمیم میگیرند مسیر دیپلماسی را دنبال کنند، ابتدا بر سر یک چارچوب کلی به توافق میرسند و سپس مذاکرات تا رسیدن به نتیجه ادامه پیدا میکند. اما این وضعیت در روابط ایران و ایالات متحده سالهاست که ادامه دارد و هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان از یک مسیر روشن و قابل پیشبینی سخن گفت.»
این کارشناس ارشد سیاست خارجی با اشاره به مطرح شدن نام پاکستان به عنوان میانجی میان تهران و واشنگتن تصریح کرد: «اکنون که با توجه به حضور وزیر کشور پاکستان در ایران، صحبت از پاکستان به عنوان میانجی مطرح میشود، باید دقت کنیم که متاسفانه این نوع میانجیگری عملاً امکان گفتوگوی مستقیم را کاهش داده است. به جز همان دیدار اولیه در پاکستان، اکنون بیشتر شاهد مبادله پیام از طریق واسطهها هستیم. این وضعیت باعث میشود طرفین نتوانند به صورت مستقیم و بیواسطه دیدگاههای خود را مطرح کنند.»
مذاکره با ترامپ؛ تلاشی برای تحمیل یکجانبه خواستهها
این کارشناس حوزه سیاست خارجی در خصوص موانع مذاکرات و علل کُند پیش رفتن این مسیر توضیح داد: «وقتی مذاکرهکنندگان رودرروی یکدیگر قرار نمیگیرند، سوءبرداشتها افزایش پیدا میکند و روند رسیدن به توافق دشوارتر میشود. در مذاکرات پیچیده، ارتباط مستقیم میان طرفین اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از اختلافات تنها از طریق گفتوگوی بیواسطه قابل حل هستند.»
زرگر تاکید کرد: «ایران با فردی به نام ترامپ روبهرو است که از ابتدا اعلام کرده میخواهد به توافقی دست پیدا کند که برای آمریکا "عالی" باشد. این نوع نگاه عملاً نقش و سهم ایران را نادیده میگیرد. وقتی از همان ابتدا ذهنیت طرف مقابل بر این اساس شکل گرفته باشد که منافع و خواستههای خود را بر ایران تحمیل کند، طبیعی است که مسیر دستیابی به توافق بسیار دشوار شود.»
او ادامه داد: «در مقابل، ایران نیز بر منافع ملی خود تاکید دارد و احساس میکند باید از حقوق و اهداف خود دفاع کند. به همین دلیل، هر دو طرف با مجموعهای از خواستهها و خطوط قرمز وارد مذاکره شدهاند که در بسیاری از موارد با یکدیگر همپوشانی ندارد.»
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «امروز تمرکز اصلی بر ترک مخاصمه قرار گرفته است، اما حتی برای رسیدن به چنین هدفی نیز ابتدا باید برخی اقدامات مقدماتی انجام شود. مذاکرات کنونی با گفتوگوهایی که پیش از جنگ رمضان در جریان بود تفاوتهای آشکاری دارد. در آن مقطع قرار بود تمرکز اصلی بر پرونده هستهای ایران باشد و طرفین درباره آن به راهحل برسند، اما در عمل شاهد بودیم که آمریکاییها بار دیگر در میانه روند مذاکرات به سمت اقدام نظامی رفتند؛ مسئلهای که طبیعتاً سطح بیاعتمادی را افزایش داده است.»
ابهام در نیت واشنگتن و مسیر واقعی بازدارندگی
زرگر در بخش دیگری از گفتوگوی خود به ابهام در اهداف واقعی واشنگتن اشاره کرد و گفت: «نیت آمریکا از مذاکرات همچنان نامشخص است. هنوز بهطور دقیق روشن نیست که واشنگتن از ادامه گفتوگوها چه هدفی را دنبال میکند. آیا مذاکرات صرفاً ابزاری برای خرید زمان است؟ آیا هدف، کنترل بازار انرژی و قیمت نفت است؟ یا اینکه قرار است پس از پایان برخی رویدادهای مهم بینالمللی دوباره شاهد بازگشت گزینه نظامی باشیم؟»
وی در تشریح سناریوهای دیگر افزود: «سناریوی دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه وضعیت "نه جنگ و نه صلح" ادامه پیدا کند تا فشار اقتصادی بر ایران حفظ شود. به همین دلیل تحلیل شرایط موجود نیازمند واقعبینی و دوری از برخوردهای احساسی است.»
زرگر با انتقاد از برخی نگاههای تندروانه درباره دیپلماسی گفت: «برخی تلاش میکنند این گزاره را جا بیندازند که مذاکره و دیپلماسی به معنای شکست است. حتی گاهی از حرام بودن مذاکره سخن گفته میشود. در کنار این دیدگاه، گروهی نیز معتقدند ایران باید از NPT خارج شود و مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد تا بازدارندگی ایجاد کند و گزینه نظامی را از روی میز بردارد. این بحثها موضوع تازهای نیست و سالها پیش نیز مطرح میشد، اما اتفاقی رخ نداد. اکنون نیز بعید میدانم فضای کافی برای اجرای چنین ایدههایی وجود داشته باشد یا بتوان از این مسیر بازدارندگی موثری ایجاد کرد.»
این کارشناس سیاست خارجی در پایان نتیجهگیری کرد: «اگر تصور کنیم که صرفِ هستهای شدن ایران میتواند کشور را وارد باشگاه قدرتهای بزرگ جهان کند، باید این واقعیت را هم بپذیریم که چنین مسیری لزوماً با چارچوب سیاست خارجی کشورمان همخوانی ندارد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، توسعه فناوری و سرمایهگذاری بر دانش بومی است. ایران از ظرفیت انسانی و علمی قابل توجهی برخوردار است و میتواند با تکیه بر این ظرفیتها، نوعی بازدارندگی تکنولوژیک ایجاد کند. این مسیر شاید دشوارتر و زمانبرتر باشد، اما در نهایت پایدارتر، موثرتر و متناسبتر با نیازهای بلندمدت کشور خواهد بود.»