ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۷۰۰۸

یک تحلیلگر روابط بین الملل:

یادداشت تفاهم ایران و آمریکا راهی برای مدیریت منازعه است، نه پایان آن

یادداشت تفاهم ایران و آمریکا راهی برای مدیریت منازعه است، نه پایان آن

تحلیلگر روابط بین‌الملل با اشاره به اینکه آنچه اکنون مورد بحث است، در واقع یک توافق موقت یا یادداشت تفاهم برای ادامه وضعیت موجود و تداوم آتش‌بس است؛گفت: «در واقع، این یادداشت تفاهم وضعیت موجود را تمدید می‌کند تا دو طرف بتوانند راه‌حلی قابل دفاع برای خروج از این منازعه پیدا کنند.»

تبلیغات
تبلیغات

امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا، مهمترین رویدادی است که نه فقط منطقه که جهان هم به نوعی چشم‌انتظار آن است اما فرازو فرودهای مسیر این رسیدن به این تفاهم با توجه به پارامترهای حاکم بر روابط تهران و واشنگتن، سبب شده که برخی امضا شدن این تفاهم را بسیار نزدیک و برخی بسیار دور تحلیل کنند.

به گزارش ایرنا، بر اساس اعلام «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه در حال حاضر میان دو کشور مذاکراتی برای رسیدن به یک تفاهم در جریان است. بررسی این یادداشت تفاهم در پایتخت‌ها به دلایل بسیاری به آرامی پیش می‌رود که یکی از مهمترین دلایل آن عدم تصمیم‌گیری قاطع در کاخ سفید و تردیدهایی است که «دونالد ترامپ» در اتخاذ این تصمیم با آن مواجه است.

تصمیماتی که گرفتن هریک تبعات و پیامدهای خاص خود را بر آینده سیاسی او و همچنین منافع آمریکا و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای واشنگتن خواهد داشت. سردرگمی ترامپ در رسیدن به یک موضع مشخص و ثابت سبب شده است که تحلیلگران در ارزیابی این رویکرد سناریوهای مختلفی را مورد تحلیل قرار دهند که طیف آن از دلایل اقتصادی تا فشارهای روانی گسترده است.

به منظور بررسی آنچه ترامپ را در اتخاذ تصمیم دچار تردید و روند مذاکرات را کند کرده است، با «رحمان قهرمان‌پور»، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، گفتگویی انجام شده است.

با توجه به اختلافات جدی ایران و آمریکا، کُندی در تبادل پیام‌ها امری طبیعی است

روند تبادل پیام میان ایران و آمریکا با کُندی همراه است، با توجه به اینکه این روند تقریبا برای همه جهان مهم است، دلایل این وقفه‌های طولانی چیست؟ سخنگوی وزارت امور خارجه رویکرد رئیس‌جمهور آمریکا و تغییرات مدام پیش‌نویس را گره اصلی می‌داند، ارزیابی تحلیلی شما در این زمینه چیست؟

جواب خوش‌بینانه به سوال این است که با توجه به اختلافات جدی که بین دو طرف وجود دارد، کندی در تبادل پیام‌ها امری طبیعی است. ضمن اینکه مذاکرات به‌صورت مستقیم انجام نمی‌گیرد و معمولاً ایران از طریق واسطه‌ها و میانجی‌ها این پیام‌ها را ارسال می‌کند؛ لذا این تأخیر و کندی طبیعی است. اما اگر بخواهیم نگاه بدبینانه‌ای به صحنه داشته باشیم، می‌شود گفت که شاید این تأخیر در ارسال پیام‌ها و تبادل اطلاعات برای این است که آمریکا و ایران بتوانند ضعف‌های خود را در نبرد نظامی جبران کنند و برای یک جنگ دیگر آماده شوند. در هر صورت، برای قضاوت در این مورد باید ببینیم که اطلاعات دقیق وجود دارد یا نه. ما فعلاً اطلاعات دقیق و علنی در اختیار نداریم که چرا ترامپ با تأخیر عمل می‌کند، چرا هفته پیش این توافق را امضا نکرد و علی‌رغم اینکه از توافق ابراز رضایت کرده بود، آن را امضا نکرد.

فشارهای داخلی و خارجی بر ترامپ تصمیم‌گیری را برای او دشوار کرده است

تصمیم‌گیری برای رئیس‌جمهور آمریکا در قبال جنگ ایران؛ دستکم در ظاهر، دشوار شده است، آیا ترامپ نمی‌تواند تصمیم بگیرد؟ یا بی‌تصمیمی و شرایط کنونی بخشی از تصمیم اصلی اوست؟

واقعیت این است که او نیز مانند هر سیاستمدار دیگری تحت فشارهای متعدد و متناقض قرار دارد. از یک سو، دموکرات‌ها در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره مدام اعلام می‌کنند که ترامپ در جنگ با ایران شکست خورده، برخلاف وعده‌های انتخاباتی خود آمریکا را وارد جنگ دیگری کرده، فریب حرف‌های نتانیاهو را خورده و مواردی از این دست. از سوی دیگر، جمهوری‌خواهان تندرو مانند لیندزی گراهام و دیگران به ترامپ فشار می‌آورند که جنگ دیگری را آغاز کند و کار را یکسره کند. همچنین در سطح منطقه‌ای، برخی متحدان آمریکا مانند عربستان و قطر خواهان آن هستند که آمریکا جنگ دیگری را آغاز نکند، در حالی که متحدان دیگرش مانند اسرائیل خواهان آن هستند که آمریکا دوباره وارد جنگ شود.

علاوه بر این، ملاحظات اقتصادی و تأثیر این بحران بر اقتصاد جهانی نیز متغیر دیگری است که در تصمیم ترامپ تأثیر دارد. بنا به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، پیامدهای انسداد تنگه هرمز و ذخایر انرژی جهان در ماه آینده به مرحله خطرناک و قرمز خواهد رسید و بنابراین اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است قیمت نفت به‌مراتب افزایش یابد. این نیز یک نگرانی برای آمریکاست.

از سوی دیگر، می‌دانیم که نرخ بهره اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا افزایش یافته و این نشان‌دهنده افزایش انتظارات تورمی در بلندمدت در آمریکاست که خبر خوبی برای ترامپ نیست. لذا به لحاظ نظری می‌توان درک کرد که چرا ترامپ نمی‌تواند به این راحتی تصمیم بگیرد.

عملیات آزادسازی سریع در تنگه هرمز می‌تواند به یک بحران بلندمدت تبدیل شود

برخی معتقدند راهبرد ترامپ برای تعویق تفاهم‌نامه باز کردن تدریجی تنگه هرمز با حملات هدفمند نظامی است؛ آیا چنین راهبردی با توجه به اینکه ایران هم به آن‌ها پاسخ می‌دهد و متضرر اصلی هم کشورهای منطقه هستند؛ نتیجه‌بخش خواهد بود؟

اینکه ترامپ بخواهد تنگه هرمز را از طریق اقدامات نظامی محدود، یا به تعبیر دیگر پروژه آزادسازی، باز کند یا نه، فعلاً ابهاماتی وجود دارد. از جمله اینکه اگر این اقدام، یعنی عملیات آزادسازی سریع، با موفقیت انجام نشود، خود می‌تواند به یک بحران بلندمدت تبدیل شود که برخلاف هدف اولیه آن باشد.

آنچه اکنون مورد بحث است، در واقع یک توافق موقت یا یادداشت تفاهم برای ادامه وضعیت موجود و تداوم آتش‌بس است؛ نه الزاماً به معنای رسیدن به یک توافق پایدار و نه الزاماً به معنای جنگ.به عبارت دیگر، اگر هدف ترامپ این باشد که تنگه هرمز باز شود و اقتصاد جهانی به مرحله‌ای از اطمینان برسد، درگیری در صورتی که طولانی‌مدت شود، می‌تواند عدم قطعیت را در اقتصاد و بازارهای جهانی تشدید کند.

از این رو، همچنان ابهاماتی در این خصوص وجود دارد. از سوی دیگر، شاهد هستیم که در دو هفته گذشته ایران در واکنش به اقدامات آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های دریایی خود، به کشورهای همسایه‌ای که آمریکا در آن‌ها پایگاه دارد حمله کرده است و این به آن معناست که ایران همچنان آمادگی منطقه‌ای کردن جنگ را دارد.

این موضوع نیز می‌تواند مانعی در برابر اقدام آمریکا برای اجرای عملیات آزادسازی کشتی‌ها باشد. عامل سومی که برای ترامپ اهمیت دارد، عدم مشارکت اروپا و ناتو در این عملیات است؛ موضوعی که می‌تواند هزینه‌های آمریکا را افزایش دهد.

یادداشت تفاهم وضعیت موجود را تمدید می‌کند تا راه‌حلی برای خروج از منازعه پیدا شود

بر فرض امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا که وزیر خارجه این کشور هم آن را نه خیلی دور می‌داند؛ باید منتظر چه سناریوهایی از سوی آمریکا باشیم؟ یا اساسا پایان قطعی جنگ و خروج نیروهای آمریکا از خلیج فارس (نیروهای اضافه شده از جنگ فوریه) با توجه به مجموع اختلافات میان دو کشور امکان‌پذیر است؟ یا این تنش‌ها را در مقاطع مختلف تکرار خواهد شد؟

باید توجه کنیم که آنچه اکنون مورد بحث است، در واقع یک توافق موقت یا یادداشت تفاهم برای ادامه وضعیت موجود و تداوم آتش‌بس است؛ نه الزاماً به معنای رسیدن به یک توافق پایدار و نه الزاماً به معنای جنگ. در واقع، این یادداشت تفاهم وضعیت موجود را تمدید می‌کند تا دو طرف بتوانند راه‌حلی آبرومندانه برای خروج از این منازعه پیدا کنند؛ زیرا شکست برای هر دو طرف تبعاتی خواهد داشت. نه آمریکا می‌خواهد شکست‌خورده این جنگ تلقی شود و نه جمهوری اسلامی ایران می‌خواهد بازنده این جنگ باشد.

لذا در صورتی که یادداشت تفاهم امضا شود، دو طرف دو ماه دیگر فرصت خواهند داشت تا در عمل و از طریق تبادل پیام‌ها، میانجیگری و ارزیابی مجدد توانایی‌ها و تاب‌آوری خود، به این جمع‌بندی برسند که مناسب‌ترین راه خروج از منازعه موجود چیست.

رفتار اسرائیل تابعی از نوع توافق ایران و آمریکا و همچنین پایداری و ثبات این توافق خواهد بود

رژیم اسرائیل و شخص نتانیاهو، بر اساس شواهد یکی از مهمترین موانع رسیدن به تفاهم در این مقطع هستند. ترامپ قادر به مهار نخست وزیر اسرائیل خواهد بود؟ و اگر نه چه آینده‌ای را می‌توان برای هرگونه روند صلحی در منطقه تحلیل کرد؟

در صورتی که ایران و آمریکا بتوانند به یک توافق پایدار برسند، آمریکا می‌تواند اسرائیل را مهار کند. کما اینکه در دوره باراک اوباما نیز شاهد بودیم که تلاش‌های بنیامین نتانیاهو برای برهم زدن برجام به نتیجه نرسید. بنابراین اسرائیل، به دلیل روابط ویژه‌ای که با آمریکا دارد و نیز به دلیل درهم‌تنیدگی ملاحظات امنیتی و سیاسی میان آمریکا و اسرائیل، نمی‌تواند کاملاً برخلاف خواست واشنگتن عمل کند. در گذشته نیز هر زمان که اختلافات میان دو طرف جدی بوده، معمولاً تل‌آویو ترجیح داده است عقب‌نشینی کند.

لذا در این مورد نیز رفتار اسرائیل تابعی از نوع توافق ایران و آمریکا و همچنین پایداری و ثبات این توافق خواهد بود. کما اینکه در داخل اسرائیل نیز گروه‌هایی وجود دارند که معتقدند اگر ترامپ با ایران به توافق برسد، اسرائیل چاره‌ای جز پذیرش آن نخواهد داشت و نباید تلاش کند که آن توافق را از بین ببرد؛ زیرا در این صورت، در واقع منافع آمریکا را در منطقه تهدید خواهد کرد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات