ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۶۶۹۹

چرا امام خمینی ایده تداوم جنگ را به پذیرش قطعنامه تغییر داد؟

چرا امام خمینی ایده تداوم جنگ را به پذیرش قطعنامه تغییر داد؟

امام خمینی پس از دریافت گزارش‌های دقیق کارشناسان امین و ارزیابی همه جوانب امر، تصمیمی را برگزید که تلخ بود، اما لازم. دشوار بود، اما ضروری. او به امروزِ خویش نمی‌اندیشید به فرداهای دور برای عظمتِ ایران و اعتلای اسلام می‌اندیشید.

تبلیغات
تبلیغات

غلامرضا بنی اسدی در روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: امام خمینی – که رحمت و رضوان الهی بر او باد – بیش از آنکه یک رهبر سیاسی باشد، تجسم فضیلت بنیادین شجاعت در سنت اسلامی بود اما نه آن شجاعتی که صرفاً در میدان نبرد معنا می‌یابد و نه آن دلاوری که تنها در مواجهه با دشمن بیرونی جلوه می‌کند بلکه شجاعت در عالی‌ترین مرتبه خود، یعنی شجاعتِ تصمیم به‌هنگام.

تاریخ، رهبران بسیاری را به خود دیده است که در آغاز یک نهضت، دلیرانه قیام کرده‌اند یا در میانه یک نبرد، استوار ایستاده‌اند اما شمار آنان که در لحظه دشوارِ انتخاب میان مصلحت امروز و حقیقت فردا، بتوانند از خویشتن عبور کنند، اندک است. امام خمینی از این شمار بود.

اگر قرار باشد فهرستی از شجاعت‌های امام تنظیم شود، با همه احترام به رهبری انقلاب اسلامی و فرماندهی دوران دفاع مقدس، شاید بتوان شجاعت او در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را در صدر آن فهرست نشاند. زیرا آن تصمیم در اوج تدبیر و مسئولیت پذیری اتخاذ شد. نه در اثر تسلیم در برابر شرایط، بلکه برای مدیریت شرایط.

عظمت آن تصمیم زمانی آشکارتر می‌شود که به فاصله زمانی کوتاه میان دو موضع بنگریم. تنها دو هفته پیش از پذیرش قطعنامه، در سیزدهم تیرماه ۱۳۶۷، امام هرگونه تردید در ادامه جنگ را خیانت به رسول خدا (ص) خوانده و بر ضرورت استمرار مقاومت تأکید کرده بود. آن سخن در جای خود حق بود و این تصمیم نیز در زمان خود درست. راز جمع میان چند موضع ظاهراً متفاوت را باید در جوهره حکمرانی امام جست‌وجو کرد.

امام اسیر شعار نبودو گرفتارِ تحلیل نیز نبود. او حقیقت را در نسبت با تکلیف می‌فهمید و تکلیف را در نسبت با واقعیت. از همین رو، پس از دریافت گزارش‌های دقیق کارشناسان امین و ارزیابی همه جوانب امر، تصمیمی را برگزید که تلخ بود، اما لازم. دشوار بود، اما ضروری. او به امروزِ خویش نمی‌اندیشید به فرداهای دور برای عظمتِ ایران و اعتلای اسلام می‌اندیشید. به تاریخی می‌اندیشید که باید از این گذرگاه سخت عبور می‌کرد.

در الهیات سیاسی امام، شجاعت از خودبزرگ‌بینی نمی‌گذشت که از خودشکنی برمی‌خاست. بسیاری می‌توانند در برابر دیگران بایستند اما اندکند آنان که بتوانند در برابر خویشتن بایستند. تصمیم‌های بزرگ را کسانی می‌گیرند که از بتِ نفس عبور کرده باشند. از همین رو بود که امام در برابر دشوارترین گزینه‌ها خم نشد. آنچه دیگران را می‌شکست، او را استوارتر می‌کرد زیرا استقامت او فراتر از اقتدار سیاسی، در مجاهدت با نفس ریشه داشت.

شاید مهم‌ترین درس حکمرانی امام برای امروز و فردای ما همین باشد. سیاست‌ورزی اصیل، تسلیم شدن در برابر سختی‌ها و حتی واقعیت‌ها نیست، هنر مدیریت واقعیت‌ها برای رسیدن به بهترین تصمیم ممکن است. رهبر حکیم کسی است که در هر مقطع، با حفظ اصول، مناسب‌ترین تصمیم را برای تأمین مصالح عالی اتخاذ کند. امام خمینی دقیقاً چنین کرد.

از همین روست که مجموعه تدابیر و اقدامات او صرفاً یک تجربه سیاسی باقی نماند و به «مکتب» تبدیل شد، مکتبی که جوهر آن، جمع میان آرمان و واقعیت، ایمان و عقلانیت، شجاعت و تدبیر است. در این مکتب، شجاعت نه به معنای نترسیدن، بلکه به معنای انتخاب درست در دشوارترین لحظه‌هاست.

امروز نیز هر جا سخن از حکمرانی مسئولانه، تصمیم‌گیری تاریخی و عبور از پیچ‌های سرنوشت‌ساز باشد، می‌توان به آن تجربه بزرگ بازگشت. زیرا امام نه یک رهبر برای یک مقطع تاریخی بلکه معلمِ یک سنت در حکمرانی بود، سنتی که به ما می‌آموزد آنان که به خودشکنی رسیده‌اند، توان بت‌شکنی دارند.

آنان که از اسارت نفس آزاد شده‌اند، می‌توانند ملت‌ها را از بن‌بست‌ها عبور دهند و آنان که به فرداهای دور می‌اندیشند، از اتخاذ سخت‌ترین تصمیم‌ها هراس ندارند. این است معنای شجاعت در مکتب امام. شجاعتی که از ایمان می‌جوشد، با تدبیر همراه می‌شود و در خدمت عزت اسلام و عظمت ایران قرار می‌گیرد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات