ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۷۶۱۰۸

نیویورک تایمز: ترامپ در ایران، اوکراین و غزه به بن‌بست رسیده است

نیویورک تایمز: ترامپ در ایران، اوکراین و غزه به بن‌بست رسیده است

در اوکراین، غزه و اکنون ایران، اعلامیه‌های اولیه رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر پیروزی‌های آسان، جای خود را به واقعیت‌های تلخ داده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- دیوید ای. سنگر، تحلیلگر ارشد نیویورک تایمز، در گزارشی تحلیلی می‌نویسد که دونالد ترامپ همواره پیروزی‌های نظامی و دیپلماتیک سریع، تمیز و قاطع را ترجیح داده است؛ اما اکنون در سه پرونده مهم سیاست خارجی خود – ایران، اوکراین و غزه – با واقعیت‌های پیچیده‌ای روبه‌رو شده که به گفته او، ریاست‌جمهوری ترامپ را وارد مرحله‌ای از بن‌بست کرده است. 

به گزارش فرارو به نقل از نیویورک تایمز، سنگر در آغاز گزارش خود به نمادهای موفقیت‌های نظامی مورد علاقه ترامپ اشاره می‌کند و می‌نویسد که رئیس‌جمهور آمریکا روی میز خود در دفتر بیضی‌شکل مدل‌هایی از بمب‌افکن‌های B-2 را نگه می‌دارد؛ همان هواپیماهایی که کمتر از یک سال پیش در یک شب سه سایت هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند. او همچنین در هفته‌های ابتدایی درگیری ایران بارها از موفقیت خود در ونزوئلا به‌عنوان «سناریوی عالی» یاد کرده بود. 

اما به نوشته سنگر، اکنون ترامپ به نقطه‌ای رسیده که با دشوارترین مرحله ریاست‌جمهوری خود مواجه شده است. 

ایران؛ جنگی که به مذاکره بازگشت

به باور نویسنده، جنگ با ایران نمونه آشکار این بن‌بست است. ترامپ پس از اعلام آتش‌بس در ۷ آوریل، در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده بود که پایان عملیات نظامی منوط به «باز شدن کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» خواهد بود. با این حال این هدف محقق نشد و حتی با ازسرگیری نسبی تجارت دریایی از طریق تفاهم‌نامه‌ای که هنوز در حال مذاکره است، سرنوشت برنامه هسته‌ای و موشکی ایران همچنان نامشخص باقی مانده است. 

سنگر می‌نویسد: «پرونده هسته‌ای ایران عملاً به همان نقطه‌ای بازگشته که در ماه فوریه قرار داشت؛ یعنی مذاکراتی که دولت آمریکا اصرار دارد «محدود به زمان» و احتمالاً ۶۰ روزه باشد. 

با این حال بسیاری از کارشناسان ایران معتقدند تهران دریافته است که ترامپ تمایل چندانی به آغاز مجدد جنگی ندارد که در داخل آمریکا محبوبیتی ندارد. از این رو انتظار می‌رود ایران تلاش کند مذاکرات را ماه‌ها یا حتی سال‌ها ادامه دهد؛ همان رویکردی که در برابر دولت‌های پیشین آمریکا نیز در پیش گرفته بود. 

استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، در جریان مذاکرات ماه فوریه در ژنو در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز گفته بود: «ترامپ کنجکاو است که چرا آن‌ها تسلیم نشده‌اند؛ نمی‌خواهم از کلمه تسلیم استفاده کنم، اما چرا تسلیم نشده‌اند.» 

ترامپ نیز در هفته‌های نخست جنگ اعلام کرده بود تنها نتیجه قابل قبول برای او «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران است؛ هدفی که هرگز محقق نشد.»

سنگر یادآوری می‌کند که وقتی در ماه مه از ترامپ پرسیده بود چرا تصور می‌کند ازسرگیری عملیات نظامی می‌تواند او را به اهداف سیاسی‌اش نزدیک‌تر کند، رئیس‌جمهور آمریکا با اشاره به تخریب اهداف نظامی ایران و آسیب دیدن نیروی هوایی و دریایی این کشور، از پاسخ مستقیم به این پرسش که چرا ایران برنامه هسته‌ای و موشکی خود را کنار نگذاشته، خودداری کرده و نیویورک تایمز را «خائن» خوانده بود. 

به نوشته او، اکنون ترامپ تلاش می‌کند با ترکیبی از مشوق‌ها، تهدیدها و تعدیل خواسته‌های خود، ایران را دوباره به میز مذاکراتی بازگرداند که پیش از آغاز جنگ در جریان بود. 

او در ادامه می نویسد: «جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی دولت جو بایدن و از اعضای کلیدی مذاکرات هسته‌ای دوران اوباما، درباره وضعیت کنونی گفته است:  «او سعی کرد ایران را بمباران کند، سعی کرد ایران را محاصره کند، سعی کرد ایران را قلدری کند و گیر افتاده است.» 

ریچارد فونتین، مدیر اجرایی مرکز امنیت نوین آمریکا نیز معتقد است: «مشکل محدودتر غنی‌سازی مداوم ایران، حداقل در میان‌مدت، از طریق بمباران قابل حل بود. مشکل گسترده‌تر جمهوری اسلامی این‌طور نیست.» »

اوکراین؛ وعده‌ای که محقق نشد

در ادامه سنگر خاطرنشان می کند: «پرونده دوم، جنگ اوکراین است؛ جنگی که ترامپ پیش‌تر وعده داده بود ظرف ۲۴ ساعت پس از ورود به کاخ سفید به آن پایان خواهد داد. 

اما اکنون، ۱۶ ماه پس از آغاز ریاست‌جمهوری، او به ندرت درباره این جنگ سخن می‌گوید. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز اخیراً از فرسایشی شدن مذاکرات ابراز نارضایتی کرده و گفته است که اگر کشور دیگری بخواهد این نقش را بر عهده بگیرد، واشنگتن مخالفتی نخواهد داشت. 

در همین حال، روس‌ها نیز به گفته منابع آگاه، از مذاکرات پراکنده و مقطعی خسته شده‌اند و خواهان یک فرآیند منظم دیپلماتیک، گروه‌های کاری دائمی و جلسات مستمر هستند. آن‌ها همچنین خواستار تعیین سفیر آمریکا در روسیه شده‌اند؛ سمتی که حدود یک سال است خالی مانده است. »

سنگر می‌نویسد: «در حالی که ترامپ بارها از نزدیک بودن توافق سخن گفته، هیچ‌یک از این پیش‌بینی‌ها به نتیجه نرسیده است. در مقابل، اوکراین اکنون احساس قدرت بیشتری می‌کند و توانسته با پهپادها و موشک‌های دوربرد خود اهدافی در عمق خاک روسیه را هدف قرار دهد. 

آن کیست-باتلر، یکی از روسای سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا، هفته گذشته اعلام کرد که نزدیک به نیم میلیون نظامی روس در جنگی که ولادیمیر پوتین تصور می‌کرد ظرف چند هفته پایان می‌یابد، کشته شده‌اند. 

با این حال روبیو اخیراً گفته است:  «ایالات متحده آماده و مهیا است تا هر کاری که از دستمان بر می‌آید برای تسهیل پایان این جنگ انجام دهد و امیدوارم فرصتی پیش بیاید که بتوانیم دوباره این نقش را ایفا کنیم.» 

توماس گراهام، دیپلمات باسابقه آمریکایی و از مدیران سابق گفت‌وگوی راهبردی واشنگتن و کرملین، معتقد است:  «این درگیری برای پایان آماده است.» 

او می‌افزاید:  «حال و هوا در مسکو تغییر کرده است. میدان نبرد متفاوت است؛ اوکراینی‌ها خط مقدم را منجمد کرده‌اند. مشکلات اقتصادی در روسیه در حال افزایش است و برخی نارضایتی‌های سیاسی نیز در حال ظهور است. گفتگوها در داخل کرملین بر سر این است که چگونه می‌توان این وضعیت را به‌عنوان یک پیروزی عرضه کرد.» 

با این حال گراهام تأکید می‌کند:  «شما باید یک فرآیند مذاکره داشته باشید.» 

او می‌گوید:  «من فکر می‌کنم آن‌ها دوست دارند این فرآیند نهادینه شود، بنابراین چیزی بیش از صحبت چند فرستاده با پوتین است.» »

غزه؛ طرحی که متوقف شد

به نوشته سنگر، ترامپ در غزه نیز با واقعیت‌های مشابهی روبه‌رو شده است. 

سنگر یادآوری می کند: «او پس از آزادی آخرین گروگان‌های زنده حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از طرحی ۲۰ ماده‌ای سخن گفته بود که با خلع سلاح حماس آغاز می‌شد و در نهایت به بازسازی غزه و تبدیل آن به منطقه‌ای مدرن با برج‌های اداری و استراحتگاه‌های ساحلی می‌انجامید. 

اما هشت ماه بعد، حماس همچنان خلع سلاح نشده است. فلسطینیان هنوز در چادرها زندگی می‌کنند، حجم گسترده‌ای از آوارها پاکسازی نشده و بنیامین نتانیاهو هفته گذشته اعلام کرد که ارتش اسرائیل کنترل خود را به حدود ۷۰ درصد غزه گسترش خواهد داد.»

به گفته سنگر، دولت فلسطینی جدیدی که ترامپ وعده داده بود هنوز شکل نگرفته است، هیئت صلح مورد نظر او عملاً فعالیت مؤثری آغاز نکرده و عملیات نظامی اسرائیل نیز تقریباً به صورت روزانه ادامه دارد. 

مشکل اصلی؛ فاصله میان نمایش و پیگیری

سنگر در جمع‌بندی گزارش خود می‌نویسد که شاید همه این مشکلات نتیجه طبیعی برخورد جاه‌طلبی‌های بزرگ ترامپ با واقعیت‌های پیچیده جهان باشد. برخی کارشناسان نیز معتقدند او قدرت آمریکا را به درستی درک نکرده است. 

او ادامه می دهد: «یکی از نزدیکان ترامپ اخیراً گفته است:  «تخریب سایت‌های هسته‌ای از هوا کاری است که آمریکا به بهترین شکل انجام می‌دهد و کنترل رویدادهای سیاسی در کشورهایی مانند ایران، روسیه و اوکراین کاری است که ایالات متحده بدترین عملکرد را در آن دارد.» 

ریچارد فونتین نیز در این باره می‌گوید: «سیاست خارجی معمولاً یک کار طولانی و دشوار است. ترامپ اولین رئیس‌جمهوری نیست که راه‌حل‌های سریع و ساده‌ای را برای مشکلات پیچیده و پایدار بین‌المللی تصور می‌کند. با این حال، مدیریت پایدار و پیگیری است که اغلب تفاوت ایجاد می‌کند، نه اعلام‌های بزرگ و چشمگیر.» »

سنگر در پایان نتیجه می‌گیرد که مشکل اصلی ترامپ در این سه پرونده، نه آغاز عملیات یا ایجاد توافق‌های اولیه، بلکه پیگیری مستمر و مدیریت بلندمدت بحران‌هاست؛ حوزه‌ای که به باور بسیاری از منتقدان و حتی برخی از نزدیکان او، هرگز نقطه قوت رئیس‌جمهور آمریکا نبوده است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات