الاخبار:
پکن ترامپ را ناامید کرد؛ روابط ایران - چین تغییری نمیکند
روزنامه الاخبار لبنان در گزارشی نوشت: با وجود تلاش ترامپ برای کاهش حمایت چین از تهران، تحولات پس از سفر او به پکن نشان داد که واشنگتن نتوانسته تغییری بنیادین در روابط دو کشور ایجاد کند. یکی از مهمترین نشانههای این مسئله، عبور حدود ۳۰ کشتی چینی از تنگه هرمز پس از هماهنگی مستقیم میان تهران و پکن برای تضمین امنیت کشتیرانی بود.
فرارو- سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به پکن از نگاه بسیاری از ناظران بینالمللی تنها یک دیدار دیپلماتیک معمولی نبود، بلکه نقطه عطفی در آشکار شدن نشانههای افول قدرت آمریکا در نظام بینالملل به شمار میرفت. اگرچه ترامپ تلاش داشت این وضعیت را به عملکرد دولت جو بایدن نسبت دهد، اما تحلیلگران معتقدند پیامهای اصلی این سفر فراتر از رقابتهای داخلی آمریکا بود و بیش از هر چیز، بازتابدهنده تغییرات عمیقی در ساختار قدرت جهانی و ظهور مداوم قدرتهای رقیب محسوب میشد.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه الاخبار، ترامپ در شرایطی راهی چین شد که به دنبال دستیابی به موفقیتی سریع برای تقویت موقعیت داخلی خود و بهرهبرداری سیاسی و رسانهای در داخل ایالات متحده بود. با این حال، او بدون دستیابی به پیشرفت ملموس در پرونده ایران و تنها با دستاوردهایی محدود در حوزههای اقتصادی و سیاسی به واشنگتن بازگشت. علت اصلی این ناکامی، رویکرد محتاطانه و عملگرایانه پکن عنوان شده است؛ رویکردی که در آن چین بدون تن دادن به فشارهای آمریکا، از ارائه هرگونه امتیاز مهم درباره روابط خود با تهران یا جایگاهش در منازعات بینالمللی خودداری کرد و در عین حال تلاش کرد روابطش با واشنگتن را در چارچوب منافع متقابل حفظ کند.
در این میان، تلاش تبلیغاتی آمریکا برای القای نزدیکی چین به مواضع واشنگتن نیز به تدریج رنگ باخت. هرچند حجم مبادلات تجاری میان دو کشور به حدود ۵۰۰ میلیارد دلار میرسد، اما این وابستگی اقتصادی مانع رقابت راهبردی شدید میان دو قدرت نشده است. آمریکا همچنان ظهور چین را بزرگترین تهدید برای هژمونی جهانی خود میداند و از پذیرش هرگونه الگوی مشارکت برابر در مدیریت نظم جهانی پرهیز میکند. در مقابل، پکن بر این باور است که رشد قدرت اقتصادی، سیاسی و فناوری این کشور، حق طبیعی چین برای ایفای نقشی تعیینکننده در شکلدهی به نظم بینالمللی را تثبیت کرده است؛ مسئلهای که حتی در نحوه طراحی تشریفات و پیامهای پروتکلی سفر ترامپ نیز بازتاب یافت و چین تلاش کرد خود را در جایگاه یک ابرقدرت جهانی به نمایش بگذارد.
به گزارش این روزنامه لبنانی، در چنین فضایی، روابط ایران و چین بیش از گذشته بهعنوان یک شراکت راهبردی بلندمدت مورد توجه قرار گرفته است. این روابط دیگر صرفاً به همکاریهای اقتصادی، انرژی و سرمایهگذاری محدود نمیشود، بلکه بر پایه نوعی همگرایی سیاسی عمیق در نگاه دو کشور به نظم جهانی و مخالفت با هژمونی آمریکا، بهویژه در غرب آسیا، شکل گرفته است. بر همین اساس، تهران و پکن در سالهای اخیر تلاش کردهاند هماهنگی چندلایهای را برای مقابله با فشارهای آمریکا توسعه دهند؛ از تجارت با ارزهای محلی و توسعه شبکههای حملونقل و انرژی گرفته تا همکاریهای سیاسی در سازمانها و بلوکهای بینالمللی.
اگرچه چین بارها بهصورت رسمی هرگونه ارسال سلاح به ایران را رد کرده، اما روابط امنیتی و نظامی دو کشور همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. حساسیت این موضوع و تأثیر آن بر توازنهای منطقهای باعث شده دو طرف درباره ابعاد همکاریهای دفاعی خود با احتیاط عمل کنند. با این حال، برگزاری رزمایشهای مشترک و افزایش هماهنگیهای امنیتی، نشاندهنده سطحی از اعتماد راهبردی میان تهران و پکن است که فراتر از روابط سنتی و صرفاً مبتنی بر منافع محدود اقتصادی ارزیابی میشود.
تحولات مربوط به جنگ اخیر علیه ایران نیز ابعاد این شراکت را آشکارتر کرد. در حالی که جریان صادرات نفت ایران به پالایشگاههای چین نه تنها متوقف نشد، بلکه با وجود تحریمها و تهدیدهای آمریکا افزایش یافت، بسیاری این روند را نشانهای روشن از پایبندی چین به امنیت انرژی خود و مقاومت در برابر فشارهای واشنگتن دانستند. همزمان، برخی گزارشها و تحلیلهای غربی از ارائه حمایتهای اطلاعاتی چین به ایران، از جمله تبادل دادههای ماهوارهای، اطلاعات مرتبط با شناسایی اهداف و تحرکات نظامی، و حتی انتقال فناوریهای دفاع هوایی و سامانههای پیشرفته جنگ الکترونیک خبر دادند؛ موضوعاتی که اگرچه بهطور رسمی تأیید نشدهاند، اما در فضای رسانهای و تحلیلی غرب بازتاب گستردهای داشتهاند.
در عرصه دیپلماتیک نیز چین مواضعی آشکارا نزدیک به ایران اتخاذ کرد. پکن در شورای امنیت سازمان ملل با استفاده از حق وتوی خود، مانع تصویب پیشنویس قطعنامههایی شد که آنها را جانبدارانه و نادیدهگیرنده ریشه اصلی بحران میدانست؛ بحرانی که از نگاه چین، نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران توصیف شده است.
این روزنامه در ادامه گزارش خود اورده است: با وجود تلاش ترامپ برای کاهش حمایت چین از تهران، تحولات پس از سفر او به پکن نشان داد که واشنگتن نتوانسته تغییری بنیادین در روابط دو کشور ایجاد کند. یکی از مهمترین نشانههای این مسئله، عبور حدود ۳۰ کشتی چینی از تنگه هرمز پس از هماهنگی مستقیم میان تهران و پکن برای تضمین امنیت کشتیرانی بود. علاوه بر این، ترامپ پس از بازگشت به واشنگتن اعلام کرد که ممکن است تحریم شرکتهای چینی فعال در بخش نفت ایران را کاهش داده یا لغو کند؛ اقدامی که بهنوعی اعتراف ضمنی به دشواری منزویکردن کامل ایران بدون آسیبزدن به منافع چین تلقی شد.
در خصوص موضوع برنامه هستهای ایران نیز، گزارش تأکید میکند که موضع مشترک چین و آمریکا درباره مخالفت با دستیابی ایران به سلاح هستهای، به معنای تغییر رویکرد پکن نیست، بلکه با موضع رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر رد تولید سلاح هستهای همسو است. همچنین تأکید چین بر ضرورت باز ماندن تنگه هرمز برای ناوبری بینالمللی، نه ناشی از همسویی با آمریکا، بلکه برخاسته از منافع اقتصادی و انرژی خود چین است. پکن همزمان تأکید کرده که بحران موجود تنها از طریق گفتوگو، مذاکره و توافقات سیاسی قابل حل است و استفاده از زور و فشار نظامی نمیتواند راهحل پایداری ایجاد کند.
طبق این گزارش، با وجود همه این تحولات، تحلیلگران معتقدند چین همچنان میتواند نقشی مثبت در مدیریت تنش میان تهران و واشنگتن ایفا کند؛ چه بهصورت مستقیم و چه از طریق حمایت از ابتکارهای میانجیگرانه منطقهای، بهویژه تلاشهای پاکستان. با این حال، موفقیت هرگونه نقشآفرینی چین در این زمینه، در نهایت به میزان آمادگی آمریکا برای کنار گذاشتن رویکردهای یکجانبه و پذیرش راهحلی سیاسی و متوازن بستگی دارد؛ راهحلی که بتواند حداقل مطالبات هر دو طرف را تأمین کند.