ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۱۴۶۹

آیا ترامپ و «شی» بر سر ایران معامله کرده‌اند؟/ تحلیل زیدآبادی از مذاکرات سران چین و آمریکا

آیا ترامپ و «شی» بر سر ایران معامله کرده‌اند؟/ تحلیل زیدآبادی از مذاکرات سران چین و آمریکا

احمد زیدآبادی نوشت: ترامپ بر بازگشایی تنگهٔ هرمز در عینِ ادامهٔ محاصره دریایی ایران اصرار دارد، اما آیا چینی‌ها هم با این فرمول موافقند و یا اینکه بر بازگشایی تنگه همزمان با رفع محاصرهٔ دریایی ایران تأکید می‌کنند؟

تبلیغات
تبلیغات

احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تحت عنوان «ایران در مذاکرات سران چین و آمریکا» در کانال تلگرام خود نوشت: «آمریکا و چین هر دو توافق دارند که تنگهٔ هرمز باید باز شود و به "حالت عادی" خود بازگردد.

این توافقی است که دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ سران دو کشور در مذاکرات خود در پکن به آن دست یافته‌اند. بعید است کشوری در جهان یافت شود که خواهان بازگشایی کامل تنگهٔ هرمز نباشد، بنابراین، توافق بر سر اصل این موضوع مثل توافق بر سر ضرورت خوردن حداقل دو وعده غذا در شبانه روز برای هر موجود انسانی است!

اصل مسئله این است که تنگه با چه مکانیسم و ساز و کاری باز شود. ترامپ بر بازگشایی تنگهٔ هرمز در عینِ ادامهٔ محاصره دریایی ایران اصرار دارد، اما آیا چینی‌ها هم با این فرمول موافقند و یا اینکه بر بازگشایی تنگه همزمان با رفع محاصرهٔ دریایی ایران تأکید می‌کنند؟

بسیار بعید است چینی‌ها با موضع ترامپ همراه شده باشند چون در آن صورت، باید از ایران بخواهند که بدون گشایشی در محاصرهٔ دریایی آمریکا، تنگه به شرایط قبل از جنگ بازگردد. به نظرم چینی‌ها هنوز آنقدر غیرمنطقی نشده‌اند که با چنین فرمولی که علیه منافع خودشان در خرید نفت ایران در شرایط جاری نیز هست، همراهی کنند.

حمایت چین از همزمانی بازگشایی تنگه و پایان محاصرهٔ دریایی آمریکا هم در واقع نوعی همسویی با موضع رسمی ایران است با این تفاوت که چینی‌ها با هرگونه تغییر در مدیریت تنگه نسبت به شرایط قبل از جنگ مخالفند. این مخالفت هم مختص به آنها نیست و آشکارا اجماعی جهانی در بارهٔ آن وجود دارد.

بدین ترتیب، توافق چین و آمریکا در بارهٔ بازگشایی تنگهٔ هرمز توافق به حساب نمی‌آید. اگر به واقع توافقی بین دو طرف صورت گرفته باشد باید مربوط به کلیت پروندهٔ ایران و ترتیبات امنیتی منطقهٔ خلیج فارس در دوران پساجنگ باشد.

واقعیت این است که دولت آمریکا اصلاً مشخص نکرده است که خواهان چه نوع نظم و ترتیباتی در منطقهٔ خلیج فارس و خاورمیانه با توجه به واقعیات روی زمین در دوران پساجنگ است. آنها یک سلسله خواست‌های منفرد و یک‌سویه را مرتب تکرار می‌کنند بدون آنکه مختصات یک طرح کلان برای نظم و ثبات آیندهٔ منطقه در گفتارشان روشن باشد.چینی‌ها در مقابل، از سال‌ها پیش طرح مدونی را برای رفع منازعات و دستیابی به چارچوبی سیاسی و امنیتی و اقتصادی در جهت ایجاد چشم‌اندازی از نظم و ثبات در منطقه مطرح کرده‌اند که می‌تواند عملیاتی شود.

در حقیقت الان پرسش این است که در دیدار ترامپ و جین‌پینگ کدامیک از دو طرف کوشیده است طرف دیگر را برای پذیرش طرحی مشخص متقاعد کند؟ ترامپ که با آشفته‌گویی‌های خود، تردیدهای جدی در مورد وجود راهکاری کلان در نزد دولتش برای ایجاد نظم و ثبات در منطقه ایجاد کرده است و به همین جهت بعید است توانسته باشد طرف چینی را جز در موضوعات کلیِ فاقد جزئیات مثل بازگشایی تنگه و لزوم عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای اقناع کرده باشد.

در مقابل، آیا طرف چینی توانسته است ترامپ را به همراهی با طرح کلان خود برای حل مسئلهٔ ایران در چارچوبی منطقه‌ای مجاب کرده باشد؟

اگر شی جین‌پینگ در مجاب کردن ترامپ موفقیتی به دست آورده باشد و یا با پذیرش مفرداتی از خواست‌های او، به نوعی توافق بر سر ایران رسیده باشند، این به معنای آغازی از یک نظم جهانی تازه خواهد بود که دو ابرقدرت بین‌المللی، به جای چالش بر سر حوزه‌های نفوذ، راه همکاری برای حل بحران‌های بی‌ثبات‌ساز منطقه‌ای و جهانی را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

آیا تصمیم‌گیران سیاسی در تهران برای تعامل با این وضعیت جدید آمادگی لازم را دارند؟»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات