نماینده ولی فقیه، از گیلان تا کردستان و نتایج وقایع دی ماه
همواره این سوال مطرح بوده که نتایج عملی حضور هر یک از نمایندگان ولی فقیه و امامان جمعه استان ها را با چه شاخص هایی باید ارزیابی کرد؟
محمدرضا اسدزاده، در خبرآنلاین نوشت: «بازتاب هر گفتار و رفتار نمایندگان ولی فقیه، امامان جمعه و مراجع دینی در هر استان، به نام منظومه فکری اسلام معرفی میشود. چنانکه خروجی و نتایج گفتار و رفتار این نمایندگان اسلام را اول میتوان در عرصه رسانه و ارتباطات و دوم در عرصه فرهنگ عمومی و فضای اجتماعی هر استان مورد بررسی قرار داد.
طی مطالعات میدانی درباره چرایی و چگونگی وقایع و اغتشاشات دی ماه سال ۱۴۰۴ در هر یک از استان ها، نتایج مهمی در نسبت با مراکز مذهبی و نمایندگان ولی فقیه و امامان جمعه به دست آمد.
در این مجال به بهانه اظهارات اخیر نماینده ولی فقیه در گیلان، به صورت مختصری، شیوه گفتار و نتایج رفتار دو روحانی در دو استان گیلان و کردستان را مقایسه میکنیم.
حجتالاسلام رسول فلاحتی، نماینده ولی فقیه در استان گیلان و حجت الاسلام عبدالرضا پورذهبی، نماینده ولی فقیه در استان کردستان در روزهای گذشته، با دو شیوه گفتاری، اظهاراتی را بیان کردند که ابتدا آن را مرور کنیم.
نمونهای از شیوه گفتار نماینده اسلام در گیلان
حجتالاسلام رسول فلاحتی، امام جمعه رشت و نماینده ولی فقیه در استان گیلان در اردیبهشت ۱۴۰۵ در سخنرانیاش گفت:
« بیحجاب مخالف قرآن است؛ مرگ بر مخالف قرآن. شرمتان باد؛ اگر مردم تصمیم بگیرند، دمار از روزگار بیحجابها درمیارن؛
ای شوهر و برادر؛ غیرتت کجا رفته که زن و خواهرت را با این وضع بیرون میآوری؛ بیحجاب با این وضع کثیف در شهر رشت، دیگر غیر قابل تحمل است؛ اگر مردم تصمیم بگیرند، دیگر نمیتوانید از خانهتان بیرون بیایید…»
نمونهای از شیوه گفتار نماینده اسلام در کردستان
در همین زمان، چهره دیگری مانند حجت الاسلام عبدالرضا پورذهبی، نماینده ولی فقیه در استان کردستان نیز اظهاراتی در همین موضوع داشت:
«تمام تیپهای مختلف مردم ما، قابل احترام هستند. ما نباید بر روی نقاط افتراق انگشت بگذاریم و آرامش جامعه را برهمزنیم و باعث شویم که مردمی که درگیر جنگ هستند، مجبور به پاسخگویی در مورد حجابشان هم بشوند.
حجاب اگرچه یک مسئله دینی است، اما چنانچه باعث خدشه به وحدت شود، نباید روی آن دست گذاشت. ما در این شرایط جنگی باید امید را در جامعه افزایش دهیم…»
نتیجه رفتار همین دو نماینده اسلام از گیلان تا کردستان
نتایج و تبعات گفتار و رفتار این چهرههای نماینده دین و حاکمیت دینی در هر استان، نه فقط در روزهای اخیر بلکه در همه سالیان گذشته تاکنون، هم در فضای رسانهای و هم در فضای اجتماعی ایران و خارج از ایران، بر همگان روشن بوده است.
گرچه همواره جای این تاسف و دغدغه مندی هست که گفتار «فلاحتی» در گیلان، بسیار مورد توجه رسانههای داخلی و رسانههای خارجی قرار گرفت و گفتار «پورذهبی» در کردستان، هیچ بازتاب جدی و قابل توجهی در فضای رسانهای نیافت!
حال قصد داریم نتایج عملی حضور این دو چهره از نمایندگان اسلام در دو استان گیلان و کردستان را با شاخص یک رخداد مهم مقایسه کنیم.
وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در استانهای ایران، با فرآیند و برآیند متنوعی در گستره استانها رخ داد. مطالعه شیوه اعتراضات و گسترش اغتشاشات و درگیریها در استانهای مختلف کشور، ما را با نتایج جالب توجهی روبرو میکند.
مختصری از نتایج آشوبهای دی ماه در گیلان
استان گیلان و خصوصا شهر رشت، پس از تهران، بیشترین خسارات را در حملات اغتشاشگران دی ماه دید. مطابق اعلام نهادهای رسمی استان، مراکز دینی و مذهبی استان بیش از دیگر مراکز، مورد حمله و تخریب قرار گرفت.
چنانکه بنابر اعلام رسمی مسئولان استان:
«تخریب کامل و آتش زدن ۳۲ مسجد، ۱۴ مرکز مذهبی، ۴ مصلا، ۱۰ امامزاده و به آتش کشیدن چندین حوزه علمیه در شهرهای مختلف، از نتایج اغتشاشات در استان گیلان بود»
مختصری از نتایج آشوبهای دی ماه در کردستان
گزارش مراجع امنیتی از وقایع دی ماه در استان کردستان چه میگوید؟ استان کرستان با توجه به اینکه یکی از حساسترین استانهای کشور است، در وقایع دی ماه، از کم حادثهترین و محدودترین اعتراضات برخوردار بود. چنانکه تخریب مساجد و مراکز مذهبی در این استان گزارش نشد.
در گزارش شورای تامین و مقامات امنیتی درباره استان کردستان آمده است:
«واقعیت میدانی استان نشان میدهد که جز مواردی محدود و پراکنده، استان کردستان شاهد تجمعات گسترده یا اغتشاش سازمانیافته نبود؛ نقش راهبردی حجتالاسلاموالمسلمین عبدالرضا پورذهبی، نماینده ولیفقیه در استان کردستان، موضوعی است که از سوی فرماندهان نظامی، انتظامی و اعضای شورای تأمین استان مورد اشاره و تاکید قرار گرفت. چنانکه ایشان با حضور و گفت و گوهای موثر با لایههای مختلف مردم، توانسته است، در آرام بخشی استان، نقش هدایتمحوری داشته باشد…»
خروجیهای منظومه مکتب اسلام؛ از «مطهری» متفکر تا «گودرزی» تروریست
حکایت امروز ما در نسبت با خروجیهای مکتب فکری اسلام و در رویارویی با اشخاصی چون «نماینده ولی فقیه» و «امامان جمعه» هر شهر و استان، برآیندی از فهم آنان از اسلام دارد.
در رویارویی با خروجیهای مکتب اسلام، با گوناگونی افراد روبرو هستیم. چه در میان عموم مردم دیندار و چه در میان مراجع و علمای دین. دلائل این گوناگونی موضوع بحث ما نیست.
ظرفیت منظومه اسلام «از فقه و فلسفه و اخلاق گرفته تا علوم حدیث و قرآن»، این گونه است که خروجیهای آن هم میتواند یکی مثل استاد مرتضی مطهری باشد؛ که فهم اجتماعیاش آنگونه میشود که برای مجله «زن روز» دوران پهلوی، مقاله مینویسد؛ به دانشگاهی برود که دختر و پسر آن با شیوههای آزاد زیست میکردند؛ در بالاترین نقطه تهران در زمان پهلوی، برای طیفهای مختلف و متنوع غیرمقید به اصول دین، حسینیه ارشاد بسازد و این رشته سر دراز دارد.
از همین منظومه فکری در همان زمان مشترک هم، شیخی چون «اکبر گودرزی» بیرون میآید که مطالعات قرآنی دارد و در مسجد الهادی در خیابان شوش، مسجد فاطمیه در خزانه، مسجد رضوان در خیابان اتابک، مسجد خمسه در قلهک و مراکز دیگر، درس قرآن میدهد؛ ولی خروجی درسهای قرآن او میشود: «تیم ترور فرقان». هم اوست که متفکری چون استاد مطهری و بیش از ۲۰ چهره دیگر از روحانیت پیشرو، معتدل در گفتار و رفتار اسلامی را ترور میکند.
شاخص و پیشنهاد امام خمینی برای انتخاب امام جمعه
پس از شهادت استاد مطهری در سال ۱۳۵۸ و پس از درگذشت آیت الله طالقانی به عنوان نخستین امام جمعه تهران و مهاجرت آیت الله منتظری به قم و کناره گیری او از امامت جمعه تهران، عدهای از دانشجویان، خدمت امام خمینی رفتند تا از او بپرسند، کدام شخصیت برای امام جمعه تهران مناسب است؟
امام در آن دیدار چنین گفت: «شاخص شما این باشد که یک روحانی فهیم باشد که بتواند خوب صحبت کند و بداند چه مطلبی را چگونه باید به مردم گفت. .»
بعد هم امام گفتند: «همین علی آقای خامنهای خوب است که فهیم است و میتواند خوب حرف بزند.».
سلام و درود خدا بر سیدالشهدای انقلاب اسلامی و آقای شهید ایران باد. »