کوروش احمدی: بعید نیست ترامپ و جنگ دیگری را علیه ایران تحمیل کند
دیپلمات پیشین گفت: به نظر میرسد واقعیت روی زمین و خارج از ذهن ما این است که ترامپ حداقل در این مرحله حیات سیاسی خود را با همین دو موضوع گره زده است، یعنی اگر در ازای جنگ پرهزینهای که به کشور خود و کشورهای منطقه تحمیل کرده، نتواند امتیازی در این رابطه بگیرد، بسیار غیرمحتمل است که وادار به عقبنشینی شود و جنون او ممکن است حتی عود کند.
براساس اخبار و مواضعی که رییسجمهوری ایالاتمتحده اتخاذ کرده و میکند ظاهرا حیات سیاسیاش به دو متغیر سرنوشت برنامه هستهای ایران و ذخایر غنیسازی شده در خاک کشورمان منوط است؛ بدین معنا که ترامپ تلاش دارد تا با کسب امتیازهای حداکثری از ایران به توافقی کاملا متفاوت از برجام دست یابد در غیر این صورت بعید نیست که دوباره درگیر جنون شده و جنگ دیگری را علیه ایران، منطقه و جهان با هزینه بالا تحمیل کند.
به گزارش اعتماد، ارسال طرح پیشنهادی جدید ایران در پاسخ به اصلاحیههای پیشنهادی ایالاتمتحده درباره طرح پایان جنگ، بار دیگر نشانههایی از تداوم مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بعد از تمدید توقف آتش را آشکار کرده است؛ مسیری که به ادعای ناظران هر چند شکننده، اما هنوز متوقف نشده است.
به ادعای اکسیوس، این پاسخ از طریق میانجیگری پاکستان به واشنگتن منتقل شده؛ گفتنی است همزمان با آن، جزییات ادعایی یک پیشنهاد ۱۴ مادهای نیز ازسوی رسانههایی چون والاستریت ژورنال منتشر شده که بر یک فرآیند دو مرحلهای برای پایان درگیری تاکید دارد؛ تمرکز فوری بر بازگشایی تنگه هرمز و توقف حملات و در گام بعدی ورود به پرونده هستهای و تحریمها.
این درحالی است که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، با ارسال اصلاحیههایی خواستار بازگشت صریح موضوع هستهای به متن توافق شده و شروطی ازجمله توقف انتقال اورانیوم غنیشده را مطرح کرده است. همزمان، دونالد ترامپ با استناد به توقف تبادل آتش، مدعی پایان خصومتها شده تا از فشار ضربالاجل قانونی کنگره عبور کند؛ ادعایی که با تردید فزاینده در میان قانونگذاران امریکایی به واسطه نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای همراه شده است.
با این همه برخی تحلیلگران معتقدند این تحولات همزمان نشان میدهد که هر چند دوطرف همچنان در تاکتیکها و اولویتها اختلاف دارند، از تقدم پرونده هستهای گرفته تا نحوه رفع تحریمها، اما چارچوبی حداقلی برای ادامه گفتوگو شکل گرفته است. لذا پیشنهاد مرحلهبندیشده ایران تلاشی برای تفکیک بحران فوری امنیت انرژی و تنگه هرمز از مناقشه راهبردی برنامه هستهای است، این درحالی است که واشنگتن میکوشد این دو را بههم گره بزند تا اهرم فشار خود را حفظ کند.
در این میان هستند گروهی که همچنان باور دارند نقش پاکستان به عنوان میانجی و همزمان فشارهای داخلی در امریکا میتواند مسیر مذاکرات را تعیینکنندهتر کند. با این همه به نظر میرسد برآیند این روند حاکی از آن است که نه جنگ بهطور واقعی پایان یافته و نه دیپلماسی به بنبست کامل رسیده، بلکه هر دو در وضعیتی معلق قرار دارند که آینده آن بیش از هر چیز به تصمیمات سیاسی در واشنگتن و میزان انعطافپذیری متقابل طرفین بستگی دارد.
در همین راستا با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی سرنوشت تنش میان تهران و واشنگتن به واسطه تحرکات روزهای اخیر با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در نیویورک گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به پرسش در رابطه با سناریوهای احتمالی پیرامون پیشنهادات جدید ایران که اخیرا از طرق میانجی پاکستانی به واشنگتن ارسال شده است، گفت: خبر چندانی از محتوای طرح جدید ایران که پنجشنبه از طریق پاکستان به امریکا منتقل شده، نداریم. در هر صورت نشریات اکسیوس و وال استریت ژورنال گزارشاتی را در مورد این طرح جدید منتشر کردهاند، اما به واقع نمیدانیم درست است یا خیر. در هر حال آقای بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی هم در مصاحبهای خاطرنشان کردند خاتمه جنگ و صلح پایدار، اولویت تهران در مذاکره با امریکا است. لذا روشن نیست که معنی این گزاره چیست و آیا طرف مقابل باتوجه به خوی تجاوزکارانهای که از این کشور سراغ داریم، میپذیرد که اول بین دو کشور صلح پایدار برقرار و تضمینهای لازم داده شود و بعد در مورد بحث غنیسازی که به ادعای امریکا دلیل اصلی تجاوزاتش بوده، مذاکره کنند یا خیر.
به باور احمدی مشکل این است که مقامات ایرانی توضیح چندانی در مورد مواضعی که طی یکی، دو هفته گذشته مبنای کارشان بوده است، نمیدهند و بهرغم اینکه طرحهایی که به امریکا ارایه میشود و امریکا هم طبیعتا بلافاصله آن را دراختیار اسراییل قرار میدهد، اطلاعاتی به مردم در داخل کشور نمیدهند و این در شرایطی است که مردم بهحق نگران شرایط و تداوم وضعیت معلق و بلاتکلیفی حاکم و شرایط اقتصادی کشور هستند. به هر حال امیدواریم که امریکا طرح جدید ایران را بپذیرد و مذاکرات از سر گرفته شود و طی آن همه موضوعات موردبحث قرار گیرد.
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در ادامه و در رابطه با این گمانهزنی که گفته میشود واشنگتن همچنان بر حل مساله هستهای خواهان امتیازهای حداکثری است گفت: طی یکی، دو هفته اخیر شایعاتی در فضای سیاسی کشور مطرح شد با این مضمون که ایران حاضر به مذاکره با امریکا در مورد غنیسازی و محموله ۴۴۰ کیلو اورانیوم ۶۰درصد نیست. به واقع همچنان نمیدانم این شایعات درست است یا خیر. اما به نظر میرسد واقعیت روی زمین و خارج از ذهن ما این است که ترامپ حداقل در این مرحله حیات سیاسی خود را با همین دو موضوع گره زده است، یعنی اگر در ازای جنگ پرهزینهای که به کشور خود و کشورهای منطقه تحمیل کرده، نتواند امتیازی در این رابطه بگیرد، بسیار غیرمحتمل است که وادار به عقبنشینی شود و جنون او ممکن است حتی عود کند.
به گفته احمدی در سیاست داخلی امریکا، ترامپ به دنبال توافقی با ایران است که بتواند آن را بهتر از توافق برجام در دولت اوباما معرفی کند. از آنجا که برجام بر دو محور غنیسازی حداقلی در ایران و رفع تحریمهای هستهای علیه ایران استوار بود، توافقی با ایران که متضمن تداوم حداقلی غنیسازی در ایران و حفظ ساختار غنیسازی باشد، برای ترامپ در حکم شکستی فاحش خواهد بود و موجب خواهد شد که او در درون امریکا مضحکه شود و کل دوران ریاستجمهوری او و میراث سیاسی او تحت الشعاع این موضوع قرار گیرد. لذا او تمام تلاش خود را خواهد کرد که به توافقی بهتر از برجام تن دهد.
این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به پرسش دیگر درباره محاصره دریایی کشورمان و ایجاد کریدوری از طریق میانجی پاکستانی به منظور انتقال محمولههای ایران به کشور ثالث و جزییات برقراری این کریدور جادهای در مقطع کنونی گفت: واقعیت این است که تخصصی در ارتباط با حمل و نقل جادهای و جایگزین کردن راههای زمینی به جای راههای دریایی نداریم. اما این را میدانیم که در شرایط عادی حدود ۹۰درصد واردات و صادرات ایران از مسیر دریا و به ویژه بنادر امام خمینی و شهید رجایی انجام میشود، لذا کارشناسان اتفاقنظر دارند که راههای زمینی قطعا نمیتواند جایگزین راههای دریایی شود. البته بخشی از کالاهای اساسی و مواد غذایی و خوراک دام و طیور را از کریدوری که ذکر شد و شاید در مراحل بعد از شهر «مرسین» ترکیه و «فاو» عراق میتوان وارد کرد. اما هم ظرفیت محدود است و هم هزینه بسیار بالا خواهد بود. به باور احمدی اینکه چرا پاکستان در مقطع فعلی دست به احداث چنین کریدوری زده تصور میکنم دو دلیل میتواند داشته باشد: اولا روابط ایران و پاکستان همیشه به لحاظ تاریخی و همجواری بسیار دوستانه بوده و علاقه به ایران در مردم پاکستان ریشهدار است.
ثانیا در حقوق بینالملل محاصره دریایی باید با رعایت اصول عام حقوق بشردوستانه و نیز حقوق کشورهای بیطرف همراه باشد. بدان معنا که امریکا به لحاظ حقوقی ملزم است که مانع انتقال اقلام بشردوستانه مانند غذا و دارو نشود. احتمالا به همین علت امریکا طبعا امکان مخالفت با ایجاد کریدوری از طریق پاکستان را نداشته است.
این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به دیگر پرسش در ارتباط با سناریوهای احتمالی تداوم محاصره دریایی توسط واشنگتن گفت: به واقع صورت مساله این است که ادامه بسته ماندن تنگه هرمز از یک طرف و ادامه محاصره دریایی امریکا از طرف دیگر تا چه بازه زمانی میتواند ادامه یابد و اثرات آن بر اقتصاد جهانی چه خواهد بود. اساسا مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که عواقب سوء ادامه این وضعیت عمدتا متوجه جنوب جهانی است و میتواند این سرزمینها را با بحران غذایی مواجه کند، چراکه کشورهای آسیایی و آفریقایی از توان اقتصادی و توان مدیریتی محدودتری برخوردارند و مشکلتر میتوانند عوارض این بحران در آبهای منطقه ما را مدیریت کنند.
به گفته احمدی ترامپ در این دوره مدعی است که نه تنها به تنگه هرمز نیازی ندارد، بلکه تولید و صدور نفت امریکا طی دو ماه گذشته رو به افزایش گذاشته و روزانه حدود ۵ و نیم میلیون بشکه نفت از امریکا صادر میشود. به لحاظ کود شیمیایی و مواد اولیه تولید کود نیز امریکاییها مدعی اندکه عمده واردات آنها از کانادا و ترینیداد انجام میشود، ضمن اینکه کشاورزان امریکایی به طور معمول قبل از آغاز فصل ملزومات خودرا انبار میکنند. حتی در صورت درستی این ادعاها، اما تردیدی نیست که بهای کود و مواد غذایی جهانی است و با افزایش قیمت آن در دنیا در امریکا نیز افزایش قیمت رخ میدهد و این موجب اختلال در اقتصاد از جمله الزام بانک مرکزی به بالا بردن نرخ بهره با هدف کنترل تورم میشود و این امر میتواند روی سرمایهگذاری و نهایتا رشد اقتصادی تاثیر سوء بگذارد. این البته دورنمایی است که مربوط به کوتاهمدت نیست و ممکن است موجب شود تمرکز ترامپ بر اولویتهای سیاسی امروز و فردایش ادامه نداشته باشد.
احمدی در ادامه این گفتوگو و در ارتباط با تبعات این محاصره دریایی برای ایران بالاخص صادرات نفت کشورمان خاطرنشان کرد: در کوتاهمدت فکر میکنم ایران متوجه تلاش برای واردات کالاهای اساسی از طریق زمینی از مسیر کشورهای همسایه خواهد بود. در مورد صدور نفت به چین از طریق راهآهن هم صحبت میشود اما روشن است که صدور نفت از این طریق بسیار گران تمام خواهد شد و حجم نفت صادراتی بسیار محدود خواهد بود. لذا، اگر به واقع صادرات نفت از ایران کاهش جدی داشته باشد، این خطر وجود دارد که استخراج نفت به تدریج دشوار شود و از این جهت به چاههای نفت صدمه وارد گردد. به گفته این تحلیلگر مسائل بینالملل اگر چه راههایی مانند صادرات و واردات زمینی وجود دارد، اما ممکن است این راهها چندان افاقه نکند. البته برخی نیز با توجه به این سخن درست که محاصره دریایی در حکم اعلان جنگ است، توصیه میکنند که ایران به اقدام نظامی برای شکستن محاصره متوسل شود. اما این توصیه در صورتی میتواند درست باشد که ایران از امکانات نظامی لازم و کافی برخوردار باشد. چالش دیگر این است که در صورت شروع حمله ازسوی ایران، ترامپ بهانهای به دست خواهد آورد که هم مشکلات حقوقی ادامه جنگ در کنگره را کاملا برطرف کند و هم باتوجه به نیروی هوایی امریکا و اسراییل تهدیداتی جدی ممکن است متوجه زیرساختهای ایران شود.
احمدی در پاسخ به پرسش دیگر در این رابطه که شرایط داخلی ایالاتمتحده چقدر میتواند دونالد ترامپ را وادار به عقبنشینی کند، گفت: به طور کلی بسیار بعید میدانم که اعمال فشارهایی از جانب کنگره تاثیر چندانی بر سیاستها و برنامههای ترامپ داشته باشد. مطابق قانون اساسی امریکا، رییسجمهور اختیارات بسیار گستردهای در هدایت سیاست خارجی امریکا و استفاده از نیروهای مسلح این کشور دارد و روسای جمهور همیشه توانستهاند با توسل به ابزارها و راه فرارهای حقوقی و فنی کنگره را دور بزنند. در آخرین تحول ترامپ طی نامهای به کنگره، اعلام کرده که جنگ از ۷ آوریل به بعد متوقف شده و ترک مخاصمه انجام شده است و آن مهلت ۶۰ روز رعایت شده است. حال اگر در تئوری، کنگره این استدلال را با توجه به ادامه حالت خصمانه موجود و محاصره دریایی نپذیرد، اولا باتوجه به اکثریت جمهوریخواه در کنگره، بسیار بعید است که تصویب طرحی در رد موضع ترامپ ممکن باشد.
به باور احمدی ثانیا حتی در صورت رد استدلال ترامپ نیز او میتواند هر مصوبهای از کنگره را وتو کند و در این صورت کنگره تنها با دوسوم میتواند وتوی رییسجمهور را بیاثر کند. لذا، بسیار بعید است که از این رویاروییهای بین حزب اقلیت و کاخ سفید خروجی مفیدی در جهت مهار تجاوزگریهای ترامپ حاصل شود.
احمدی در پاسخ به سوال دیگر در رابطه با آثار و تبعات جهانی انسداد تنگه هرمز تشریح کرد: در مورد تنگه هرمز، بر این باورم که اقدامات ایران در شرایط جنگی در مقام دفاع از خود کاملا درست و مشروع بوده است. اما در ارتباط با شرایط بعد از خاتمه جنگ، ایران باید به جهات حقوقی، توجه لازم را مبذول نماید. رژیم حقوقی تنگهها در کنوانسیون حقوق دریاها تثبیت شده و اگرچه ایران عضو این کنوانسیون نیست و به این رژیم حقوقی متعهد نمیباشد، اما ۱۷۰ کشور این کنوانسیون را امضا و تصویب کردهاند و تردیدی در اینکه ادامه این رژیم حقوقی برای دنیا مهم است، وجود ندارد.
به گفته این دیپلمات پیشین کشورمان یک دلیل فرعی این است که هر گونه تغییری در رژیم حقوقی تنگه هرمز بدعتی برای تضعیف رژیم حقوقی همه ۱۵ تنگه استراتژیک و حیاتی دیگر در دنیا خواهد بود. رعایت این کنوانسیون برای کشورهای دوست ما به ویژه چین نیز بسیار مهم است، چراکه بیش از ۹۵درصد صادرات حدودا ۴ تریلیون دلاری چین از راه دریا انجام میشود. وابستگی چین به خلیجفارس و تنگه هرمز هم بسیار زیاد است و به همین دلیل چین طی دو ماه گذشته بارها خواستار «بازگشت وضعیت تنگه هرمز به وضعیت قبل از جنگ» شده است.
احمدی در پایان گفت: این موضوع برای کشورهای خلیجفارس هم که ۶ کشور از ۸ کشور ساحلی این پهنه آبی کنوانسیون را تصویب کردهاند، حیاتی است. به علاوه، عمان که کشور ساحلی دیگر تنگه هرمز است نیز کنوانسیون مذکور را تصویب کرده و به آن پایبند است. این نکات و بسیاری نکات دیگر ایجاب میکند که ایران هر تغییری که برای تنگه هرمز در شرایط صلح درنظر دارد، حتما از راه تفاهم با جامعه بینالمللی باشد؛ چراکه در غیر این صورت یک اجماع جهانی علیه ایران شکل خواهد گرفت که مقدمه آن را نیز انگلیس و فرانسه مهیا کردهاند و بستر حقوقی برای آن نیز در قالب قطعنامه ۲۸۱۷ تدارک دیده شده است.