از خلیج فارس تا والاستریت: مسیر شوک جنگ ایران به جیب مصرفکننده جهانی
یکی از پیامدهای فوری جنگ، بازگشت فشارهای تورمی است. افزایش قیمت انرژی، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و هزینههای تولید را در تمام بخشها بالا برده است.
در اسفندماه ۱۴۰۴، جهان شاهد حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران بود که به جنگی تمامعیار انجامید و پس از آتش بس به یک محاصره اقتصادی کامل دریایی علیه ایران رسید. این رویداد، که در تاریخ معاصر بیسابقه ارزیابی میشود، پیامدهای عمیقی بر اقتصاد جهانی بر جای گذاشته است. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که اگرچه اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ در برابر این شوک تابآوری نسبی از خود نشان داده، اما آثار مخرب این درگیری بهویژه در بازارهای انرژی، تورم و رشد اقتصادی کشورهای صنعتی و در حال توسعه قابل مشاهده است.
اختلال در بازار انرژی؛ شوک اصلی به اقتصاد جهان
مهمترین کانال انتقال بحران به اقتصاد جهانی، بازار نفت و گاز است. تنگه هرمز، که حدود یکچهارم نفت جهان از آن عبور میکند، به کانون بحران تبدیل شده است. محاصره دریایی ایران توسط نیروهای آمریکایی و متقابلاً تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، قیمت نفت را در هفتههای ابتدایی جنگ تا مرز ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش داد. هرچند آتشبس دو هفتهای اخیر تا حدودی از شدت تنش کاسته، اما قیمت نفت همچنان ۳۰ تا ۴۰ درصد بالاتر از دوره پیش از جنگ باقی مانده است. این افزایش قیمت، هزینههای تولید و حملونقل را در سراسر جهان بالا برده و به افزایش تورم در کشورهای واردکننده انرژی دامن زده است. کشورهای اروپایی که پیش از این نیز از بحران انرژی متأثر بودند، با فشار مضاعفی مواجه شدهاند.
کاهش رشد اقتصادی جهانی
بر اساس تحلیلهای مؤسسات اقتصادی بینالمللی، رشد تولید ناخالص داخلی جهان از ۳.۳ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۳ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است. هرچند این کاهش شدید نیست، اما نشاندهنده تضعیف بنیادهای اقتصادی در پی شوک جنگ است. انتظار میرود در سال ۲۰۲۷ با فروکش کردن نسبی تنشها، رشد جهانی به ۳.۱ درصد بهبود یابد. آمریکا، به عنوان یکی از طرفهای اصلی درگیری، با کاهش رشد از ۲.۱ درصد به ۲ درصد در سال ۲۰۲۶ و ۱.۹ درصد در سال ۲۰۲۷ مواجه شده است. بازار کار آمریکا اگرچه همچنان قوی است، اما کاهش مهاجرت و فشارهای تورمی، ظرفیت رشد این اقتصاد را محدود کرده است. منطقه یورو، ژاپن و بریتانیا نیز به دلیل وابستگی به واردات انرژی، رشد کندتری را تجربه میکنند و تنها در سال ۲۰۲۷ بهبود تدریجی پیشبینی میشود.
تورم جهانی؛ بازگشت مهمان ناخوانده
یکی از پیامدهای فوری جنگ، بازگشت فشارهای تورمی است. افزایش قیمت انرژی، زنجیرههای تأمین را مختل کرده و هزینههای تولید را در تمام بخشها بالا برده است. در آمریکا، تورم بر اساس شاخص PCE احتمالا تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۳.۲ درصد میرسد و تورم هسته نیز ۳.۱ درصد پیشبینی میشود. انتظار میرود از سال ۲۰۲۷ روند کاهشی تورم آغاز شود و به حدود ۲.۲ درصد برسد. در کشورهای در حال توسعه، وضعیت ناهمگن است. چین با تکیه بر صادرات قوی، تا حدی از آثار بحران مصون مانده، اما ضعف بخش مسکن همچنان یک چالش داخلی است. هند با رشد بالاتر، به شدت به انرژی وابسته است و افزایش قیمت نفت، کسری حساب جاری این کشور را تشدید کرده است. برزیل و روسیه نیز با چالشهای ساختاری و نااطمینانیهای سیاستی دست و پنجه نرم میکنند.
نقش هوش مصنوعی به عنوان موتور رشد
با وجود تمام این فشارها، اقتصاد جهانی از یک مزیت نسبی مهم بهره میبرد: رونق سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی. این فناوری نوظهور، به عنوان یک موتور محرک رشد عمل کرده و تا حدودی آثار منفی شوک انرژی را خنثی کرده است. سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساختهای هوش مصنوعی، بهرهوری را افزایش داده و فرصتهای جدیدی برای رشد ایجاد کرده است.
سناریوهای محتمل و ریسکهای پیش رو
اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۶ در برابر شوک جنگ ایران تابآور بوده، اما این تابآوری شکننده است. در سناریوی خوشبینانه، با تداوم آتشبس و کاهش تدریجی قیمت انرژی، رشد جهانی در سال ۲۰۲۷ به مسیر صعودی بازمیگردد. اما در سناریوی بدبینانه، در صورت تشدید مجدد تنشها و افزایش قیمت نفت به ۱۵۰ دلار، رشد اقتصادی جهان میتواند ۰.۴ واحد درصد دیگر کاهش یابد. علاوه بر این، ریسکهای ژئوپلیتیکی، از جمله واکنش روسیه و چین به تحولات، و همچنین عدم قطعیت در سیاستهای پولی فدرال رزرو، از عواملی هستند که میتوانند معادلات را پیچیدهتر کنند.
نتیجهگیری
جنگ آمریکا علیه ایران و محاصره اقتصادی این کشور، یکی از جدیترین شوکهای ژئوپلیتیکی دهه اخیر به اقتصاد جهانی بوده است. اگرچه اقتصاد جهانی با تکیه بر رونق هوش مصنوعی و انعطافپذیری نسبی بازارها، از فروپاشی جلوگیری کرده، اما آثار این بحران به صورت افزایش تورم، کاهش رشد و نااطمینانی پایدار در بازارهای انرژی باقی خواهد ماند. سیاستگذاران در سراسر جهان باید خود را برای سناریوهای مختلف آماده کنند؛ چه آتشبس تثبیت شود و چه تنشها بار دیگر شعلهور گردد. در هر دو صورت، جهان دیگر به اقتصاد پیش از جنگ بازنخواهد گشت!