تنهایی تندروها/ از نقد بیسابقه کیهان تا موضعگیری مداح تندرو
پس از کانون رسانهای جریان راست، چهرههای مرتبط با مداحان هم همین رویکرد معقول را در پیش گرفتند. میثم مطیعی ازجمله مداحانی بود که اظهاراتش بازتابهای قابلتوجهی در فضای رسانهای پیدا کرد. مطیعی که در جمع مردم در میدان ونک تهران صحبت میکرد یادآور شد: «هر کسی در دعواهای انتخاباتی مانده هنوز بزرگ نشده است.» او در ادامه افزود: «الان وسط جنگیم و دشمن برنامه جدی برای بههم زدن میادین دارد. هر کس از هر جناحی مخصوصا به اسم انقلابی بودن، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، از مردم تودهنی خواهد خورد.»
چه کسی فکرش را میکرد که روز و روزگاری در این کشور و در کشاکش مذاکرات مهم ایران و امریکا، روزنامه کیهان در نقد رفتارهای افراطی درخصوص مذاکرات عباراتی با این مضمون منتشر کند که «در تجمعات شبانه، عدهای در لباس انقلابیگری با شعارهای رادیکال، درباره مذاکره درگیری درست میکنند.» و در ادامه توصیه کند: «مردم وظیفه دارند چنانچه چنین حرکاتی دیدند با سر دادن شعارهای وحدتبخش مانع اجرای نقشههای شوم این عده بشوند.»
به گزارش اعتماد، اما این عبارات دقیقا خطی است که کیهان آن را دنبال کرده و اتفاقا با استقبال فعالان سیاسی طیفهای مختلف مواجه شده است. عباراتی که میتوان آن را طلیعهای برای ورود به عصری نو و هنگامهای تازه تفسیر کرد که در آن مسائل مرتبط با منافع ملی و مصالح عمومی بر مصالح جناحی و سیاسی ارجح دانسته میشود.
احمدی زیدآبادی یکی از چهرههایی است که به استقبال این رویکرد تازه رفت و در کانال خود نوشت: «اینکه کیهان نیز مخالف شعار رادیکال علیه مذاکره تحت عنوان انقلابیگری شده، هم خبر بسیار عجیبی است و هم خبر بسیار مهمی است!»
این اما همه ماجرا نیست، پس از کانون رسانهای جریان راست، چهرههای مرتبط با مداحان هم همین رویکرد معقول را در پیش گرفتند. میثم مطیعی ازجمله مداحانی بود که اظهاراتش بازتابهای قابلتوجهی در فضای رسانهای پیدا کرد.
مطیعی که در جمع مردم در میدان ونک تهران صحبت میکرد یادآور شد: «هر کسی در دعواهای انتخاباتی مانده هنوز بزرگ نشده است.» او در ادامه افزود: «الان وسط جنگیم و دشمن برنامه جدی برای بههم زدن میادین دارد. هر کس از هر جناحی مخصوصا به اسم انقلابی بودن، بخواهد اتحاد مردم را به هم بزند، از مردم تودهنی خواهد خورد.»
باتوجه به اهمیت موضوع سراغ محمد هاشمی و حسین کنعانی مقدم دو تن از فعالان سیاسی میانهرو و اصولگرا رفتیم تا درخصوص این دوران تازه با آنها بحث و گفتوگو کند.
محمد هاشمی: رویکردهای شخصی و جناحی باعث امیدواری دشمنان میشود
محمد هاشمی، فعال سیاسی میانهرو و رییس اسبق سازمان صدا و سیما که از سال 60 تا 72 ریاست سازمان صدا و سیما را در دست داشت درخصوص اتخاذ رویکرد رسانهای مبتنی بر اتحاد و انسجام میگوید: «برخاستن یک صدای واحد در زمان بحرانهای مختلف ازجمله جنگ یا آتشبس و...، مهمترین ضرورتی است که کشورها را در دستیابی به منافعشان یاری میرساند. در ایران اما همواره اقلیتی وجود دارد که در یک چنین بزنگاههایی ساز مخالف کوک میکنند. تاسفآور اینکه مواضع این طیفهای تندرو بعضا با صدای مخالفان در خارج و گروههای اپوزیسیون همراه میشود.
البته معتقدم رویکردهای افراطی برخی افراد و گروههای داخلی، صدای واقعی ملت و دولت ایران نیست. آنچه در عرصه جهانی اثرگذار است، پیام مشترک روسای قوا، مسوولان لشکری و کشوری و البته مردمی است که هر شب در خیابانها و میادین اصلی شهرها حضور دارند و از تمامیت ارضی کشور و منافع ملی ایران دفاع میکنند. اظهارنظرهای افراطی و مخالفتخوانیها با تصمیمات دولت و نظام این پالس را به بیرون صادر میکند که در داخل کشور اختلاف وجود دارد. دشمنان نیز در بطن این شکافها است که منافع خود را جستوجو میکنند. توییتی که ترامپ اخیرا درخصوص اختلاف میان مسوولان ایرانی منتشر کرده با تکیه بر این نوع حرکتهای افراطی در داخل منتشر شده است.»
هاشمی در پاسخ به این پرسش که شما در زمان جنگ 8 ساله و پس از آن امضای قطعنامه 598 رییس سازمان صدا و سیما بودهاید. در آن برهه چه رویکردهایی در پیش میگرفتید تا تصویری از اختلاف میان مسوولان و مردم بازتاب پیدا نکند؟ میگوید: «در آن برهه ما سیاستهای خود را از سران قوای سهگانه میگرفتیم. روسای قوا هم مطالبات و بایدها و نبایدهای رسانهای را از امام (ره) و از طریق شورایی به نام شورای عالی دفاع به ما منعکس میکردند و ما هم در صدا و سیما این سیاستها را پیگیری میکردیم. مسوولان دولتی و حاکمیتی درخصوص جزییات دخالتی نداشتند اما راهبردهای کلی را منعکس میکردند. مواردی چون تامین منافع ملی، پرهیز از ارایه تصویری اختلافی از درون کشور، بازتاب یک صدای واحد از ایران و... ازجمله این توصیهها بودند. موضوعات در نشستهای سران قوا مورد بحث و تبادلنظر قرار میگرفت و راهکارهای اجرایی آن استخراج میشد. کلیت نظام یک صدای واحد داشتند و پشت سر رهبری و رییسجمهور حرکت میکردند.»
او یادآور میشود: «البته در آن برهه هم افراد و جریاناتی بودند که نظرات مختلفی داشتند. طیفهایی مخالف تداوم جنگ از سال 61 به بعد بوده و معتقد بودند ادامه جنگ به هیچوجه به صلاح نیست، گروههای افراطی دیگری هم بودند که اعتقاد داشتند، ایران نباید به سمت پذیرش قطعنامه آتشبس و پایان دادن به جنگ حرکت کند. این طیفها پذیرش قطعنامه را در حد خیانت قلمداد کرده و خواستار تداوم جنگ بودند، اما موضوع مهم برای ما در صدا و سیما، راهبرد کلانی بود که نهادهای مسوول تعیین و ابلاغ میکردند.
در ادامه سعی میکردیم افراد و کارشناسانی از طیفها و گروههای مختلف در برنامههای صدا و سیما حاضر شده و به بیان دیدگاههای خود بپردازند. ویژگی این رویکرد صدا و سیما این بود که موضوعاتی که به منافع کلان ملی و مصالح عمومی مرتبط میشد در یک محیط سالم رسانهای طرح میشد و درنهایت تصمیمگیران نظر نهایی را اتخاذ میکردند. امروز هم صدا و سیما باید یک چنین نقشی را برای خود قائل شود و به سازمانی که منافع ملی و مصالح عمومی را دنبال میکند، بدل شود. صدا و سیما رسانه یک جریان یا گروه اقلیت نیست و متعلق به همه ایرانیان با دیدگاهها و عقاید مختلف است.»
هاشمی در پاسخ به پرسش دیگری در این خصوص که آیا هیچوقت دیدگاههای شخصی و رویکردهای سیاسی خود را در برنامههای صدا و سیما اعمال کرده بودید؟ میگوید: «هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. ما همه سیاستهای خود را از نظام میگرفتیم. بخش مهمی از دیدگاهها را شخص امام (ره) مطرح میکردند. وقتی امام دیدگاهی را مطرح میکردند دیگر بحثی پیش نمیآمد. در سایر سیاستها، انتخاب سوژهها و موضوعات هم از کارشناسان متخصص و حرفهای استفاده میشد. صدا و سیما در آن زمان مانند امروز نبود که افراد بتوانند نظرات شخصی و جناحی خود را در برنامهها بازتاب دهند.
برای ما یک اصل وجود داشت و آن منافع ملی بود. امروز هم کشور در آستانه یک مذاکرات حساس و حیاتی قرار دارد و مساله ترک تخاصم و پایان تحریمها مطرح است، صدا و سیما باید در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی و خواستههای رهبری و رییسجمهور حرکت کند. پرداختن به رویکردهای شخصی و جناحی به جز اینکه به منافع کلان ملی ضرر بزند و دشمنان را نسبت به وجود اختلاف در درون کشور امیدوار سازد، فایده دیگری ندارد.»
کنعانیمقدم: مسوولیت نخبگان سیاسی این است که بر مشترکات تاکید کنند نه بر اختلافها
حسین کنعانیمقدم در واکنش به اظهارات و توییت اخیر دونالد ترامپ درباره وضعیت داخلی ایران، این مواضع را بخشی از جنگ روانی و تلاشی برای اختلافافکنی میان مسوولان و جریانهای سیاسی کشور دانست. او با تاکید بر ضرورت همدلی و انسجام داخلی، گفت که چنین فضاسازیهایی نه تنها واقعیتهای سیاسی ایران را تغییر نمیدهد، بلکه بیش از هر چیز نشاندهنده بحرانها و فشارهای داخلی در امریکاست.
کنعانیمقدم درباره توییت اخیر دونالد ترامپ و برداشت او از وضعیت داخلی ایران، این موضع را نمونهای از جنگ روانی و عملیات رسانهای برای ایجاد شکاف در کشور ارزیابی میکند. به گفته او، ترامپ در شرایطی درباره اختلاف میان مسوولان ایرانی سخن میگوید که خود با مجموعهای از بحرانها و چالشهای جدی در داخل امریکا مواجه است و تلاش دارد با برجستهسازی ادعاهای سیاسی درباره ایران، افکار عمومی را از مشکلات داخلی ایالاتمتحده منحرف کند.
او در ادامه با اشاره به فضای سیاسی امریکا میگوید: ترامپ در موقعیتی نیست که بتواند از انسجام یا بحران دیگر کشورها سخن بگوید، چراکه ساختار سیاسی امریکا با اختلافات عمیق حزبی، اعتراضات داخلی، استعفاها و برکناریهای پیدرپی و همچنین چالشهای جدی در کنگره روبهرو است. از نگاه او، این وضعیت نشان میدهد که ترامپ بیش از آنکه نگران واقعیتهای ایران باشد، درگیر تثبیت موقعیت خود در صحنه سیاست داخلی امریکاست و از هر ابزار ممکن برای پوشاندن ناتوانیهایش استفاده میکند.
کنعانیمقدم در بخشی از سخنانش تاکید میکند که القای اختلاف در میان مسوولان ایرانی، موضوع تازهای نیست و همواره بخشی از راهبردهای دشمنان برای تضعیف انسجام ملی بوده است. او میگوید وقتی از بیرون تلاش میشود میان نهادها، قوا و جریانهای سیاسی کشور شکاف ایجاد شود، پاسخ مناسب این است که مسوولان و فعالان سیاسی با حفظ آرامش، هماهنگی و همدلی، اجازه ندهند این سناریو به نتیجه برسد. به باور او، آنچه از بیرون به عنوان اختلاف بزرگنمایی میشود، در بسیاری مواقع یا اساسا وجود ندارد یا در حد اختلافنظرهای طبیعی و معمول در هر نظام سیاسی است که نباید به بحران تبدیل شود. او در ادامه از بیانیه و موضع مشترک قوا در ایران استقبال میکند و آن را اقدامی مثبت در جهت نمایش وحدت داخلی میداند. او معتقد است زمانی که سه قوه یا نهادهای اصلی کشور در برابر یک تهدید یا یک فضای تبلیغاتی موضعی هماهنگ اتخاذ میکنند، پیام روشنی به طرف مقابل داده میشود؛ پیامی مبنی بر اینکه فضای داخلی ایران قابل بازی دادن نیست و اختلافافکنی از بیرون، راه به جایی نخواهد برد. به گفته او، همین همدلی و همراهی، مهمترین سرمایه کشور در شرایط فشار و تهدید خارجی است.
کنعانیمقدم همچنین تاکید میکند که تشکلهای سیاسی، احزاب و فعالان اجتماعی نیز باید نسبت به این نوع فضاسازیها حساس باشند و در صورت لزوم با انتشار بیانیهها و مواضع روشن، بر وحدت و منافع ملی تاکید کنند. او میگوید هرگاه برخی افراد یا جریانها در داخل کشور، آگاهانه یا ناآگاهانه، سخنانی مطرح میکنند که به برجسته شدن اختلافات کمک میکند، در واقع به پازل طرف مقابل کمک کردهاند؛ طرفی که هدفش تضعیف اعتماد عمومی و کاهش انسجام داخلی است. از نگاه او، مسوولیت نخبگان سیاسی این است که در چنین شرایطی بر مشترکات تاکید کنند، نه بر اختلافها. او در بخش دیگری از سخنانش هشدار میدهد که برخی مواضع داخلی اگرچه ممکن است از سر دلسوزی یا انتقاد مطرح شوند، اما در شرایط حساس میتوانند به عنوان خوراک تبلیغاتی علیه کشور مورد استفاده قرار گیرند.
بنابراین به اعتقاد او، باید میان نقد سازنده و دامن زدن به فضای تقابل، تفاوت قائل شد. کنعانیمقدم میگوید: نقد درونساختاری و گفتوگو درباره ضعفها، بخشی از فرآیند طبیعی هر نظام سیاسی است، اما تبدیل این نقدها به ادبیات تنشزا و رسانهای، چیزی است که میتواند امنیت روانی جامعه را تحتتاثیر قرار دهد.
در جمعبندی سخنانش، کنعانیمقدم تاکید میکند که پاسخ موثر به توییتها و فضاسازیهای سیاسی از بیرون، نه واکنش هیجانی، بلکه حفظ خویشتنداری، نمایش انسجام و تمرکز بر منافع ملی است. او میگوید اگر دشمنان به دنبال القای اختلاف هستند، بهترین راه برای خنثیسازی این تلاش، افزایش همدلی داخلی و پرهیز از بازتولید همان ادعاها در فضای رسانهای کشور است.
به باور او، هر چه پیوند میان مردم، مسوولان و جریانهای سیاسی محکمتر باشد، اثرگذاری جنگ روانی و عملیات تبلیغاتی علیه ایران کمتر خواهد شد. او درنهایت این پیام را برجسته میکند که اختلافافکنی، ابزار اصلی فشار علیه کشورهاست، اما زمانی که یک جامعه بتواند با گفتوگو، هماهنگی و انسجام، این ابزار را بیاثر کند، نه تنها از آسیبهای بیرونی مصون میماند، بلکه اعتماد عمومی نیز تقویت میشود. از نگاه کنعانیمقدم، مهمترین پاسخ به چنین اظهاراتی، نه در میدان جدل لفظی، بلکه در میدان همدلی، عقلانیت و وحدت ملی داده میشود.