دیپلمات پیشین: همچنان راهی که امکان تمدید آتشبس را بدهد وجود دارد
دیپلمات پیشین گفت: مقامات ما باید اصل را بر آنچه که در اتاق مذاکره از هیات امریکایی میشنوند قرار دهند و آن را مبنای کار مذاکراتی قرار دهند. خوشبختانه اعلام شده که جی دی ونس معاون رییسجمهور امریکا برای دور بعدی مذاکرات عازم پاکستان شده و این اقدام به واقع پیرو بیاعتمادی ایران به استیو ویتکاف و جرد کوشنر انجام شد.
شکاف میان مطالبات ایران و ایالاتمتحده بسیار عمیق است و همین متغیر در کنار دیوار بلند بیاعتمادی میان طرفین که ماحصل تجاوزگری امریکا به ایران در میانه مذاکرات است، موجب شده تا درباره نتایج حاصل از دور دوم رایزنیهای احتمالی در پاکستان تردیدها بسیار باشد. هر چند هنوز نشانهای دال بر حضور هیات ایرانی پشت میز مذاکره وجود ندارد، درباره نیل به توافق بسیاری بدگمان هستند.
به گزارش اعتماد، درحالی که تنها ساعات محدودی تا پایان آتشبس دو هفتهای باقی مانده، فضای سیاسی میان تهران و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام فرو رفته است؛ جایی که اخبار متناقض درباره برگزاری دور دوم مذاکرات، روایتهای متعارض از تحرکات دیپلماتیک و همزمان نشانههایی از بازگشت به تنش، معادلهای پیچیده و چندلایه را پیش روی ناظران قرار داده است.
آنگونه که گزارشها نشان میدهد، از یکسو هنوز هیچ نشانه قطعی از برگزاری قریبالوقوع مذاکرات دیده نمیشود و حتی درخواستهای مکرر اسلامآباد برای اعزام هیات ایرانی نیز بیپاسخ مانده و ازسوی دیگر، خبر حرکت هیات امریکایی به ریاست معاون دونالد ترامپ به پاکستان، بر ابهامات افزوده است؛ وضعیتی که در کنار مسائلی چون تداوم فشار حاصل از محاصره دریایی، انسداد مجدد تنگه هرمز و اختلافات بنیادین بر سر پروندههایی همچون اورانیوم ۶۰درصدی، نشان میدهد دیپلماسی و رویارویی به مرحلهای تعیینکننده رسیده است.
با این همه گزارشها حاکی از آن است که برگزاری دور دوم مذاکرات هنوز به طور رسمی تایید نشده و همچنین خبرنگار المیادین در اسلامآباد تاکید کرده که نشانهای از نشست قریبالوقوع وجود ندارد. با این حال ترامپ مدعی شده که هیات امریکایی برای نیل به توافق با طرحی منصفانه راهی اسلامآباد شدهاند. همزمان، منابعی از تلاشهای فشرده مقامات پاکستانی، ازجمله تماسهای نخستوزیر و وزیر خارجه این کشور با مقامات ایرانی، برای میزبانی این دور از گفتوگوها خبر میدهند؛ تلاشی که تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است.
در مقابل، برخی گزارشها از عزیمت هیات امریکایی به اسلامآباد حکایت دارد؛ هیاتی که چهرههای کلیدی نزدیک به ترامپ ازجمله معاون او به همراه جرد کوشنر و استیو ویتکاف در آن حضور دارند و به ادعای ناظران میتواند نشانهای از جدیت واشنگتن برای پیشبرد مذاکرات باشد. در سطح تحلیل اما به نظر میرسد آنچه بیش از زمانبندی یا مکان مذاکرات اهمیت دارد، عمق شکافهای حلنشده میان دوطرف است.
برخلاف برخی روایتهای تقلیلگرایانه که تنش را به پروندههایی مانند لبنان یا تنگه هرمز محدود میکنند، اظهارات مقامات رسمی کشورمان و میانجیگر پاکستانی مدعیاند گره اصلی در موضوعات راهبردیتری نهفته است؛ از جمله سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا که همچنان یکی از خطوط قرمز تهران محسوب میشود.
این درحالی است که اقدامات میدانی، ازجمله فشارهای دریایی یا تهدید به محدودسازی مسیرهای حیاتی انرژی، عملا میتواند هرگونه آتشبس را شکننده و موقت نگه دارد. در مجموع، ۲۴ ساعت آینده را میتوان نقطه عطفی در این روند دانست؛ جایی که یا دیپلماسی با یک توافق حداقلی جان تازهای میگیرد، یا تقابل با عبور از خطوط قرمز، فاز تنشها را تشدید خواهد کرد.
به این بهانه با هدف ارزیابی آخرین تحولات مرتبط با برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و امریکا در آستانه پایان آتشبس با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل گفتوگو کرده است.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان در سازمان ملل در پاسخ به پرسش در راستای تحولات اخیر دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن تشریح کرد: متاسفانه طی روزهای گذشته شاهد شکلگیری دورهها و حتی ساعات امیدواری و ناامیدی بودهایم. تلاش پاکستان، ازجمله سفر مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان به ایران و امریکا و سفر شهباز شریف به برخی کشورهای منطقه چشمگیر و قابل تحسین است و بسیار مفید و ضروری است. از طرفی، هنوز کاملا روشن نشده است که سازوکار تصمیمگیری در داخل چگونه است و به خصوص برخی جریانها تا چه حد در تعیین تکلیف امور نقش دارند.
به باور احمدی اعلام بازگشایی تنگه هرمز توسط آقای عراقچی و اعلام مجدد بسته بودن آن ظرف کمتر از یک روز طبعا تحول نامناسبی بود و به انواع گمانهزنیها و تحلیلها در داخل و خارج دامن زد. البته در این رابطه داشتن اطلاع از قول و قرارهایی که منجر به توییت آقای عراقچی مبنی بر باز شدن تنگه و اعلام سپاه مبنی بر بسته شدن مجدد آن بود، نیز مهم است. همچنین روشن نیست که آیا توییتهای نسنجیده دونالد ترامپ در مورد دستور کار اجلاس اسلامآباد و تاکید بر ادامه محاصره دریایی ایران در این رابطه تا چه حد نقش داشته است. با این حال فکر میکنم که این فراز و نشیبها را باید تا حدودی عادی دانست.
این دیپلمات پیشین کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: دور از انتظار نبود که آتشبسی که بعد از یک جنگ ۴۰ روزه تمام عیار برقرار میشود بسیار شکننده باشد؛ خاصه آنکه اولا طرفین در اوج بیاعتمادی نسبت به هم قرار دارند و ثانیا هر دوطرف با فشار برخی جریانها در داخل مواجهند و نیاز به مدیریت افکار عمومی دارند. اینکه طرفین به دنبال دستاوردسازی از اقدامات یکدیگر هستند یا خیر به نظر میرسد در رابطه با مدیریت افکار عمومی، این گزاره ضروری است و هم تا حدود کمتری جهت اهرمسازی برای مذاکرات ضرورت دارد. واقعیت این است که طرفین از موقعیت یکدیگر مطلعاند و از نقاط قوت و ضعف یکدیگر خبر دارند و برمبنای دادههایی که در این رابطه دارند باید در مورد مواضع خود در مذاکرات تصمیم بگیرند.
احمدی در ادامه گفت: آنچه که بر شدت نگرانیها میافزاید ادامه بسیج نیرو توسط امریکا است. ۵ ناو هواپیمابر امریکایی یا در منطقه هستند یا به سوی منطقه در حال حرکتاند. از طرفی، دادههای هوانوردی حاکی از ایجاد یک پل هوایی نظامی از آلمان به خاورمیانه است که طی ۶ روز تا ۱۸ آوریل ۱۲۴ پرواز در آن انجام شده است.
احمدی در پاسخ به دیگر پرسش در رابطه با تشدید و تعمیق اختلافات میان تهران و واشنگتن بالاخص در موضوع لبنان و مساله غنیسازی تشریح کرد: صحبتهایی از امکان نیل به یک توافق موقت همراه با تمدید آتشبس مطرح است. باتوجه به اینکه کار بین ایران و امریکا پیچیدگیهای زیادی پیدا کرده و تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، بعید است که طرفین بتوانند در نشست آتی در اسلامآباد البته اگر قطعی شود، در مورد همه مسائل دستور کار به توافقات اصولی برسند. درحالی که نقش تخریبگری اسراییل، چه در لبنان و چه توسط لابی این بازیگر در امریکا به عنوان یک عامل ثابت ادامه دارد، جریانهای سیاسی افراطی در امریکا نیز که مخالف مذاکره و خواستار یک سره کردن کار از طریق جنگ هستند، مزید بر علت میشوند.
به گفته احمدی به نظر میرسد مشکل توافق موقت اینبار برخلاف روندی که منتهی به برجام شد این است که خروجی مدنظر ترامپ اینبار با خروجی مد نظر اوباما در روند برجام کاملا متفاوت است. در روند برجام بنا بر حفظ حداقلی از غنیسازی در ایران و رفع بخشی از تحریمهای فراملی بود، اما اینبار ترامپ صحبت از غنیسازی صفر در ایران و انتقال اورانیوم ۶۰درصد از ایران میکند. این یعنی یک وضعیت حاصل جمع صفر که کار را برای توافق موقت مشکل میکند. البته باید همچنان راهی که امکان تمدید آتشبس و فرصت بیشتر را بدهد، وجود داشته باشد.
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در پاسخ به دیگر سوال درخصوص اظهارات متناقض و تند رییسجمهور امریکا مبنی بر تداوم محاصره دریایی و نیز تداوم حملات در صورتعدم دستیابی به توافق گفت: واقعیت این است که ما با شخصی مواجه هستیم که مشکل میتوان سیاست و خط مشی او را کشف کرد. به طور معمول اظهارات علنی مقامات سیاسی متوجه مخاطبان متعدد است و معمولا مشکل میتوان اظهارات علنی مقامات درباره روندهای مذاکراتی حساس را مبنای تحلیل و نتیجهگیری قرار داد. در مورد ترامپ با مشکل بزرگتری هم مواجه هستیم و آن این است که ترامپ در لحظه زندگی میکند و اظهارنظر میکند، تصمیمگیری او شخصی است و تابع روندهای معمول تصمیمگیری در یک دولت مدرن نیست و در نتیجه ضد و نقیضگویی وجه ثابت پرحرفیهای مستمر اوست.
به گفته احمدی لذا، مقامات ما باید اصل را بر آنچه که در اتاق مذاکره از هیات امریکایی میشنوند قرار دهند و آن را مبنای کار مذاکراتی قرار دهند و صِرف اظهارات ترامپ را هیچوقت به عنوان دستور کار در نظر نگیرند. خوشبختانه اعلام شده که جی دی ونس معاون رییسجمهور امریکا برای دور بعدی مذاکرات عازم پاکستان شده و این اقدام به واقع پیرو بیاعتمادی ایران به استیو ویتکاف و جرد کوشنر انجام شد. در مورد وضعیت کنونی نیز باید گفت در هر حال امریکا بر محاصره دریایی تاکید میکند و ایران بر اعمال محدودیت در تنگه هرمز و در چنین وضعیتی طرفین قاعدتا باید بپذیرند که وارد مذاکره شوند و راهی برای به اصطلاح تاخت زدن اهرمهای خود پیدا کنند.
احمدی در ادامه تصریح کرد: البته از نظر حقوق بینالملل اقدام ایران در اعمال کنترل بر تنگه هرمز در شرایطی که هدف تجاوز متخلفانه دو کشور خارجی قرار گرفته، غیرقانونی نیست. در چنین شرایطی تنها حقوق دریاها بر این تنگه حاکم نیست، بلکه قوانین منازعات مسلحانه در دریا را نیز باید درنظر گرفت.
احمدی در تحلیل تشدید تلاشهای پاکستان و مقامات این کشور به منظور دستیابی به موفقیت در میانجیگری تهران و واشنگتن در مقطع کنونی گفت: در مورد اینکه پاکستان گزینه مناسبی برای میانجیگری هست یا نیست، من فکر میکنم گزارهای نسبی است و در حال حاضر پاکستان شاید تنها گزینه برای میانجیگری باشد. به این دلیل که میانجیگران سنتی یعنی قطر و عمان در موقعیت میانجیگری قرار ندارند. از طرفی چین و روسیه نیز برخلاف تصور برخی، به دلیل اینکه قدرتهای بزرگ جهانی هستند و هر یک درگیر معادلات پیچیدهای با امریکا قرار دارند، میانجیگریشان میان ایران و امریکا نه برای آنها مناسب است نه برای تهران. از طرفی، تهران و اسلامآباد طی حدود ۸۰ سالی که از تاسیس پاکستان میگذرد، بهترین رابطه را در مقایسه با دیگر همسایگان داشتهاند. البته ناگفته نماند که پاکستان با عربستان نیز پیمان دفاعی دارد و این یک واقعیت مهم است که نباید نادیده گرفته شود.
به گفته این کارشناس مسائل بینالملل مقامات پاکستانی در چند مقطع طی یکی، دو ماه گذشته نیز اعلام کردند که در کنار عربستان میایستند. اما فاکتوری که میتواند منشا تلاش پاکستان برای بیطرفی و موفقیت در میانجیگری باشد، این است که مردم پاکستان به طور کلی و سنتی علاقه زیادی به ایران دارند و نظر اکثریت قابلتوجهی از آنها نسبت به امریکا منفی است. درنتیجه دولت پاکستان تلاش دارد که در موقعیتی قرار نگیرد که ناچار از ورود به جنگ به سود عربستان و علیه ایران شود.
این دیپلمات پیشین کشورمان در پاسخ به دیگر پرسش در رابطه با تشدید شکاف فراآتلانتیکی به واسطهعدم همراهی اروپا با ترامپ در محاصره دریایی ایران خاطرنشان کرد: با حضور ترامپ در کاخ سفید و از همان ابتدای دولت اولش، همواره در روابط دو سوی آتلانتیک شکافهایی وجود داشته است. این تنش در دولت دوم ترامپ به شدت افزایش یافت. ادعای ترامپ در مورد گرینلند مبنی بر اینکه گرینلند را یا واگذار کنید یا به زور متوسل خواهد شد وضعیتی سوررئال ایجاد کرد. تصور من این است که از ابتدای تجاوز امریکا به ایران و طولانی شدن جنگ و شکست ترامپ در رسیدن به اهدافش، اروپا فرصت را برایعدم همراهی ترامپ مناسب دیده و این یکی از دلایل اصلی خودداری از همکاری نظامی و حتی حمایت سیاسی از اوست.
به گفته احمدی البته این موضوع در عین حال فرصتی هم برای ایران نیز هست که مهم است بتواند از آن استفاده کند. عدم شرکت ترامپ در اجلاس پاریس در رابطه با تنگه هرمز شاید به این دلیل نیز بود که باتوجه به دستور کار این اجلاس روشن بود که در ارتباط با بحران جاری آبی برای ترامپ از آن گرم نمیشود، چون شرکتکنندگان در اجلاس تاکید کرده بود که تمرکزشان فعلا بر تلاشهای دیپلماتیک است و قصد دخالت در جنگ جاری را ندارند. در مجموع میتوان گفت که رابطه ترامپ با ناتو در باقیمانده عمر دولت ترامپ بسیار دشوار خواهد بود، اما بعید است که به حد قطع کامل برسد، چراکه امریکا برای خروج از ناتو باید رای دوسوم سناتورها را داشته باشد. بهعلاوه، عمده بدنه سیاسی امریکا موافق به خروج از ناتو یا حتی تضعیف ناتو نیست و این تنها یک ایده ترامپی و ماگایی است.
احمدی در رابطه با تشریح شرایط داخلی ایالاتمتحده بعد از آغاز حمله امریکا و اسراییل به کشورمان و ایجاد شکافهایی میان جمهوریخواهان در رابطه با عملکرد دونالد ترامپ گفت: حداقل تاکنون نشانهای حاکی از مخالفت فراکسیون جمهوریخواه در سنا و مجلس نمایندگان امریکا با سیاست ترامپ در مورد جنگ دیده نشده است. تاکنون طرح محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ چهاربار به رای گذاشته شده و هر بار با آرای کامل جمهوریخواهان شکست خورده است. با این حال در بین افکار عمومی مردم امریکا تنها یک اقلیت حدود ۴۸درصد با جنگ موافقاند و حمایت از یک حمله زمینی به ایران تنها ۱۱درصد موافق و ۶۸ مخالف دارد. البته حمایت از سیاستهای جنگی ترامپ دربین جنبش ماگا حامی او به نزدیک ۹۰درصد میرسد.
احمدی در ادامه خاطرنشان کرد: با این حال چهرههای رسانهای معتبر و صاحب نفوذی که کاملا یا نسبتا حامی ترامپ بودهاند، در حال فاصله گرفتن از او هستند. این چهرهها و همچنین بسیاری از فعالان سیاسی دموکرات به نحو فزاینده در حال نسبت دادن تصمیمات ترامپ به القائات نتانیاهو هستند و از این نظر هم ترامپ و هم نتانیاهو در داخل امریکا به نحو بیسابقه و فزایندهای تحت فشار هستند تا آنجا که حتی اندکی بیش از جمهوریخواهان زیر ۵۰ سال سن نظر منفی نسبت به اسراییل پیدا کردهاند. لذا اگر فشارها از پایین و از بدنه حزب جمهوریخواه ادامه یابد، ترامپ را در وضعیت دشوار و متعارضی قرار خواهد داد. عقبنشینی او از جنگ و مسلم شدن شکست در نیل به اهداف میتواند به همان اندازه برای موقعیت سیاسی او مضر باشد که ادامه جنگ و پافشاری بر آن.
این کارشناس ارشد مسائل بینالملل در پاسخ به دیگر پرسش در رابطه با رویکرد چین درقبال آینده تنشها میان تهران و واشنگتن تشریح کرد: چین تاکنون نشان داده که خواستار خاتمه جنگ و تمدید آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز است. این کشور دریافتکننده حدود یکسوم نفتی است که در شرایط عادی از طریق تنگه هرمز صادر میشود. به علاوه تجارت چین با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار در سال است. درنتیجه آرامش پایدار در خلیجفارس برای چین بسیار مهم است. پکن در مجموع مواضعی منفعل و تاحدودی بیتفاوت در قبال حمله امریکا و اسراییل به ایران داشته و بیشترین کلمهای که در مواضع مقامات چین کاربرد داشت کلمه «خویشتنداری» و دعوت طرفین به خویشتنداری و آتشبس بوده است.
به گفته احمدی اولین انعکاس واضح مواضع چین را در بیانیه مشترک پاکستان و چین بعد از سفر وزیر خارجه پاکستان به پکن که بعد از اجلاس چهارجانبه منطقهای در اسلامآباد انجام شد، شاهد بودیم. در این بیانیه ازجمله از ضرورتعدم گسترش جنگ در منطقه و آزادی کشتیرانی و اعاده وضعیت عادی در تنگه هرمز سخن رفته بود. چهار روز قبل نیز در پکن اعلام شد که وزیر خارجه چین در تماس با آقای عراقچی خواستار بازگشایی تنگه هرمز شده بود. اخیرا هم برخی منابع خبری از اعلام آمادگی چین برای دریافت محموله اورانیوم ۶۰درصدی ایران خبر دادهاند که البته به تایید مقامات ایرانی نرسیده است.