ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۷۶۱۸

یک تحلیلگر مطرح کرد

سیستم به جای آنکه از خطاها بیاموزد، به سمت توجیه خطاها حرکت می‌کند

سیستم به جای آنکه از خطاها بیاموزد، به سمت توجیه خطاها حرکت می‌کند

جنگ اخیر ثابت کرد که پنهان‌کردن ضعف‌ها نه آنها را از بین می‌برد و نه هزینه‌هایشان را کاهش می‌دهد. کشورهایی که ضعف‌های خود را نمی‌بینند، معمولا زمانی با آنها مواجه می‌شوند که فرصت اصلاح بسیار محدود شده است. قدرت ملی زمانی افزایش می‌یابد که واقعیت‌ها، حتی اگر تلخ باشند، دیده و پذیرفته شوند.

تبلیغات
تبلیغات

قادر باستانی تبریزی، در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «در ایران پساجنگ، مردم انتظار دارند تصمیم‌گیران با زبان واقعیت با آنان سخن بگویند. اگر منابع محدود است، باید صادقانه گفته شود. اگر اصلاحات ضروری است، باید با مردم در میان گذاشته شود. اگر خطاهایی رخ داده، باید شجاعت پذیرش آنها وجود داشته باشد.  جنگ، علی‌رغم همه خسارت‌ها و تلخی‌هایش، ظرفیت‌های پنهان کشور را به نمایش گذاشت.

از این منظر، یکی از مهم‌ترین الزامات اصلاح حکمرانی، کاهش وابستگی ثروت به قدرت و تقویت سازوکارهایی است که امکان بیان آزادانه واقعیت را بدون نگرانی از پیامدهای سیاسی و اقتصادی فراهم کند. تنها در چنین فضایی است که صداقت می‌تواند از یک فضیلت فردی به یک ویژگی نهادی و پایدار تبدیل شود. یک چالش‌ مهم دیگر، عدم تقارن میان مسوولیت و موفقیت است. موفقیت‌ها معمولا به نام مدیران و نهادها ثبت می‌شود، اما در مواجهه با ناکامی‌ها، کمتر کسی حاضر است سهم خود را بپذیرد.

در نتیجه، سیستم به جای آنکه از خطاها بیاموزد، به سمت توجیه خطاها حرکت می‌کند. در حکمرانی کارآمد، همان مسوولی که از دستاوردها سهم می‌برد، باید در برابر خطاها و کاستی‌ها نیز پاسخگو باشد. جنگ اخیر ثابت کرد که پنهان‌کردن ضعف‌ها نه آنها را از بین می‌برد و نه هزینه‌هایشان را کاهش می‌دهد. کشورهایی که ضعف‌های خود را نمی‌بینند، معمولا زمانی با آنها مواجه می‌شوند که فرصت اصلاح بسیار محدود شده است. قدرت ملی زمانی افزایش می‌یابد که واقعیت‌ها، حتی اگر تلخ باشند، دیده و پذیرفته شوند. 

در چنین شرایطی، نشانه‌های ظهور یک رویکرد تازه در مدیریت کشور اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. نسلی که امروز در لایه‌های مختلف تصمیم‌گیری نقش بیشتری بر عهده گرفته، بیش از آنکه خود را درگیر منازعات تاریخی بداند، با مسائل عینی حکمرانی روبه‌رو است. این نسل، خواه در حوزه‌های اجرایی، خواه در نهادهای امنیتی و نظامی، بیش از گذشته با واقعیت‌های اداره کشور آشناست و می‌داند که اقتدار ملی فقط از مسیر قدرت سخت حاصل نمی‌شود، بلکه کارآمدی، شفافیت، اعتمادسازی و رضایت عمومی نیز بخشی از مولفه‌های امنیت ملی هستند.

در ایران پساجنگ، مردم انتظار دارند تصمیم‌گیران با زبان واقعیت با آنان سخن بگویند. اگر منابع محدود است، باید صادقانه گفته شود. اگر اصلاحات ضروری است، باید با مردم در میان گذاشته شود. اگر خطاهایی رخ داده، باید شجاعت پذیرش آنها وجود داشته باشد.  جنگ، علی‌رغم همه خسارت‌ها و تلخی‌هایش، ظرفیت‌های پنهان کشور را به نمایش گذاشت.

اکنون زمان آن است که این تجربه به سرمایه‌ای برای اصلاح تبدیل شود. بازسازی زیرساخت‌ها ضروری است، اما بازسازی اعتماد عمومی ضرورتی بزرگ‌تر دارد. اقتصاد باید ترمیم شود، اما سرمایه اجتماعی نیز باید احیا شود. توان دفاعی باید تقویت شود، اما حکمرانی کارآمد و پاسخگو نیز باید در کنار آن رشد کند. «صداقت با مردم»، یک فضیلت اخلاقی و یک ضرورت راهبردی برای امنیت ملی، توسعه و پایداری کشور است و امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به این سرمایه نیاز دارد.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات