ترنج

حکمرانی

۴۱ مطلب

  • مهم‌ترین ناترازی موجود کشور، ناترازی شناختی از مسائل و واقعیت‌های کشور است. گویی بخش مهمی از سیاست‌گذاران و صاحبان قدرت به صورت حباب زندگی می‌کنند و در نتیجه دچار شناختی کاملاً مغایر با شناخت عمومی شده‌اند و اولویت‌های مسائل آنان به کلی متفاوت از اولویت‌های مردم است؛ در نتیجه مسائل اصلی را نمی‌شناسند و هیچ راه‌حل و انگیزه‌ای هم برای حل آنها ندارند.

  • مسئله ایران امروز نه کمبود شعار درست است و نه فقدان تحلیل سیاسی؛ مسئله، فقدان داده‌های معتبر و فصل‌الخطاب و امتناع نهادی از شنیدن صدای جامعه و مصادره آن از طریق روایت‌سازی از سوی همه جناح‌هاست؛ هرچند سهم اصلی در این میان با حکومت است. فضای مجازی و الگوریتم‌های حاکم بر آن‌ و نیز انحصار صداوسیما، این فرآیند را تشدید کرده‌اند. تا زمانی که از پذیرش واقعیت مبتنی بر پژوهش، امتناع می‌کنیم، هر کس از ظن خود یار مردم خواهد شد و جامعه، یا بی‌صدا می‌ماند یا پرصدا می‌شود؛ و سیاست‌گذاری، همچنان در توهم پیش…

  • رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه نباید جابجایی صندلی نقش و ماهیت ما را عوض کند، گفت: این خطر بزرگی است و می‌تواند خطر بزرگی برای حکمرانی و رفتارهای فردی ما در حوزه مسائل تربیتی و اخلاقی باشد.‌

  • سال‌هاست سیاستمداران ما دارند کشور ۹۰ میلیونی ایران را با آن‌همه تنوع ـ در قوم، دین، مسلک و مرام، آبی و قرمز، بادین و بی‌دین، پیر و جوان، زن و‌ مرد، چپ و راست را ـ درست مثل یک لیگ‌فوتبال اداره می‌کنند؛ آن‌هم لیگی‌که در آن فقط یک‌تیم، یعنی تیم خودشان می‌توانند، هم رئیس فدراسیون، هم تمام مربی‌ها و داورها و حتی بازیگران همه تیم‌ها ـ حتی تیم‌های رقیب ـ را انتخاب کنند آن‌هم درحالی‌که فقط هواداران دوآتشه آن یک‌تیم حق دارند بوق و بوقچی با خودشان به ورزشگاه بیاورند.

  • اینکه دکتر محمود سریع‌القلم با نوعی نگاه طبقاتی منفی، فرزندان خانواده‌های نادار و فقیر را شایسته حکمرانی و فعالیت اقتصادی نداند، به قول عرب‌ها «نخستین شیشه‌ای نیست که در اسلام شکسته است!» مشکل در واقع آنجاست که عده‌ای از افراد جامعه به دلایلی، این نوع سخنان به مذاق‌شان خوش آید و به نحوی از آن استقبال کنند که گویی برای توسعه اقتصادی و اصلاح حکمرانی در کشور باید مانع تحصیل فرزندان خانواده‌های کم‌بضاعت یا بی‌بضاعت در رشته اقتصاد و سیاست شد و راه آنان را برای ورود به این دو حوزه مسدود کرد!

  • واقعا به جز در زمان‌های خاص و عبرت‌آموز در کدام کشور و کی شاهد بوده‌ایم که در کنار توفان‌های تند، نخبگان و چهره‌هایی آستین بالا بزنند و مساله‌سازی کنند و نسبت به حوصله جامعه حساس و مسوول نباشند؟

  • ای‌کاش مسوولان رده میانی اقتصادی و اجتماعی این بررسی‌های میدانی را جدی بگیرند. از حال و روز مردم فقط تئوری‌اش را ندانند. گاهی سر زده به میان مردم بروند. مشتری شوند. خریدار شوند. برای آن تخفیف ساعت‌ها بازار را بگردند. درک کنند چند کیلو میوه خریدن یعنی چه؟

  • بخش عمده‌ای از معضلات و مشکلات امروز گریبانگیر جامعه و ساختار حاکمیتی، برآمده و ملهم و معطوف به فقدان شجاعت و جسارت در تصمیم‌گیری‌های بهنگام و سنجیده در بزنگاه‌های حساس و کلیدی است. اکنون و تا هر زمان دیگری اگر بازنگری جدی در رویکردهای مجموعه تصمیم‌گیری و برونداد پروسه تکوینی قوه عاقله حکمرانی، جامه عمل نپوشد؛ نمی‌توان تغییر وضعیت و حل‌وفصل ابرچالش‌های مبتلابه جامعه و ساختار حاکمیتی را انتظار داشت.

  • اگر جز نگاه غیرسیستمی، مدیریت‌ها هم ملوک‌الطوایفی باشند؛ دراین‌صورت، قوزبالای‌قوز می‌شود و تصمیمات در تعارض با یکدیگر و جزیره‌ای می‌شوند. باعث تأسف است که بگوییم مدیریت در جامعه ما، نه‌تنها فاقد نگاه سیستمی است؛ بلکه بخشی و ملوک‌الطوایفی هم هست.

  • اگر فقط و فقط بخواهیم یک شاخص را برای حکومت سالم و کارآمد معرفی کنیم، آن را باید در ویژگی شفافیت و دسترسی آزاد به اطلاعات یا حکومت‌داری شیشه‌ای تعریف کرد.

تبلیغات