میراث فرهنگی قربانی خاموشجنگ
برگزاری نشست روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی در رشت درست در میانه یکی از جنگهای بزرگ ایران طی ۲۵۰۰ سال اخیر نشان داد مساله میراث فرهنگی در ایران دیگر صرفا دغدغه گروهی متخصص نیست. جنگ اخیر، بحرانهای اقلیمی، توسعه ناپایدار، قاچاق آثار، ضعف قوانین اجرایی و کاهش حساسیت اجتماعی، همگی زنگ خطر را به صدا درآوردهاند.
عمارت تاریخی شهرداری رشت در روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی، میزبان نشستی بود که در آن جمعی از استادان، پژوهشگران، باستانشناسان، معماران و مدیران حوزه میراث فرهنگی گرد هم آمدند تا درباره یکی از مهمترین دغدغههای امروز ایران سخن بگویند؛ «حمایت از میراث فرهنگی در زمان جنگ».
به گزارش اعتماد؛ نشستی با عنوان «ایران به مثابه مهمترین میراث ما» که اگرچه به بهانه آسیبهای وارد شده به آثار تاریخی در جنگ اخیر برگزار شد، اما دامنه مباحث آن بسیار فراتر از جنگ رفت و از بحرانهای مدیریتی، توسعه ناپایدار، سوداگری شهری، تغییرات اقلیمی، ضعف قوانین حمایتی و نقش جامعه مدنی در صیانت از حافظه تاریخی کشور سخن گفته شد. در این برنامه که با حضور محمدحسن طالبیان، علیرضا قلینژاد، احمد محیططباطبایی، مصطفی پورعلی، جعفر مهرکیان، فرزاد رشیدی، ترانه یلدا و با دبیری علمی مصطفی پورعلی برگزار شد، سخنرانان بر این نکته تاکید کردند که میراث فرهنگی صرفا مجموعهای از بناها و اشیای قدیمی نیست، بلکه حافظه زنده یک ملت و پیوند نسلهای گذشته، امروز و آینده است؛ سرمایهای که اگر از میان برود، بازسازی کالبدی آن ممکن است، اما بازگرداندن معنا، هویت و حافظه تاریخی دشوار یا ناممکن خواهد بود. برگزاری نشست روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی در رشت درست در میانه یکی از جنگهای بزرگ ایران طی ۲۵۰۰ سال اخیر نشان داد مساله میراث فرهنگی در ایران دیگر صرفا دغدغه گروهی متخصص نیست. جنگ اخیر، بحرانهای اقلیمی، توسعه ناپایدار، قاچاق آثار، ضعف قوانین اجرایی و کاهش حساسیت اجتماعی، همگی زنگ خطر را به صدا درآوردهاند.
پیام مشترک سخنرانان روشن بود: میراث فرهنگی بنیان هویت ملی، سرمایه اقتصادی، منبع انسجام اجتماعی و زبان گفتوگوی ایران با جهان است، چون بهزعم حاضران در این نشست، کشوری که گذشته خود را از دست بدهد، آیندهاش را نیز با دشواری خواهد ساخت.
از این منظر، حفاظت از میراث فرهنگی نیز نه صرفا وظیفه یک وزارتخانه، بلکه مسوولیتی ملی و عمومی است؛ مسوولیتی که دولت، نهادهای مدنی، دانشگاهها، رسانهها، مدیران شهری و مردم باید در آن سهیم باشند. ایران چنانکه عنوان نشست یادآور شد، خود مهمترین میراث ماست.
نشست روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی در شرایطی در شهر رشت که در اتفاقات دیماه بخش زیادی از بازار تاریخی و ثبت ملی شده خود را به دلیل آتشسوزی از دست داد، برگزار شد که به گفته مسوولان، بیش از ۱۴۱ اثر تاریخی ایران در جنگ اخیر آسیب دیدهاند؛ آماری که اگرچه تنها بخشی از خسارتها را نشان میدهد، اما بار دیگر این پرسش را پیش روی جامعه گذاشته است که ایران تا چه اندازه برای حفاظت از میراث خود در شرایط بحران آمادگی دارد؟
ایران؛ حافظ میراث خود و جهان است
یوسف سلمانخواه، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گیلان نیز در این نشست با اشاره به تاریخ پرتنش ایران گفت: این سرزمین در ۲۵۰۰ سال گذشته صدها تجربه جنگی را پشت سر گذاشته، اما آنچه ایران را پابرجا نگه داشته، عمق فرهنگی و تمدنی آن بوده است. او تاکید کرد که آسیب به آثار تاریخی صرفا تخریب سنگ و آجر نیست، بلکه ضربه به حافظه تاریخی ملتها و گسستن پیوند نسلهاست. به گفته او، ایران فقط نگهبان میراث ملی خود نیست، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت را حفظ میکند و از این رو بیتفاوتی نسبت به تخریب آثار ایران، بیعدالتی نسبت به جهان است. سلمانخواه افزود: جامعه جهانی نباید به ابراز تاسف بسنده کند، بلکه باید در قالب همکاریهای تخصصی، حمایتهای فنی، کمکهای مرمتی و سازوکارهای حقوقی، نقش فعالتری در صیانت از میراث فرهنگی ایفا کند.
میراث فرهنگی؛ قربانی خاموش جنگها
جعفر مهرکیان، باستانشناس و پژوهشگر، سخنان خود را با یادآوری جایگاه ایران به عنوان سرزمینی زرخیز و برخوردار از لایههای متنوع تمدنی آغاز کرد و گفت: ایران مجموعهای از ارزشهای تاریخی، فرهنگی و هویتی است که آثار و بناهای تاریخی تنها نمود بیرونی آن به شمار میروند.
به گفته او، آنچه میراث فرهنگی نامیده میشود، بسیار فراتر از دیوارها و ستونهاست و شامل زبان، حافظه، سبک زندگی، طبیعت، منظر فرهنگی و تجربه تاریخی یک ملت نیز میشود. او با اشاره به هدف قرار گرفتن آثار تاریخی در جنگها تاکید کرد که در جهان امروز و با وجود پیشرفت فناوریهای نظامی و امکان شناسایی دقیق اهداف، دیگر هیچ توجیهی برای تخریب آثار فرهنگی وجود ندارد.
خلقی تصریح کرد: در حقوق بینالملل، مسوولیت تنها متوجه کشور مهاجم نیست؛ اگر دولت میزبان نیز الزامات حفاظتی را رعایت نکند، میتواند مسوول شناخته شود. این سخن از مهمترین نکات نشست بود، زیرا نشان میداد حفاظت از میراث فقط مطالبهای از دیگران نیست، بلکه نیازمند اصلاح رویههای داخلی نیز است. رییس ایکوم ایران در ادامه از اقدامات انجام شده در جنگ اخیر سخن گفت؛ از جمله نامهنگاری با نهادهای بینالمللی، درخواست بررسی آثار بارانهای اسیدی ناشی از حمله به تاسیسات نفتی بر موزهها، پیگیری تهیه فهرست قرمز اضطراری ایران و هشدار درباره بازگشایی شتابزده برخی بناهای آسیبدیده به روی بازدیدکنندگان. به گفته رییس ایکوم ایران، گاه پس از وقوع بحران، شتاب برای بازگشت به وضعیت عادی میتواند خود به عاملی برای تشدید خسارت بدل شود، زیرا بناهای آسیبدیده پیش از مرمت و ایمنسازی در برابر فرسایش و فروریزش آسیبپذیرتر هستند.
بحران فقط جنگ نیست؛ از تغییر اقلیم تا سوداگری شهری
محمدحسن طالبیان، معاون سابق میراث فرهنگی کشور در سخنان خود کوشید افق بحث را از جنگ فراتر ببرد و مجموعهای از بحرانهای همزمان را یادآور شود. او با اشاره به تجربه جنگ کویت و عراق و تاثیر آلودگیهای ناشی از آتشسوزی بر آثار تاریخی خوزستان گفت: آثار بحرانها همیشه مستقیم و فوری نیستند؛ گاه پیامدهای زیستمحیطی و تدریجی، آسیبهای عمیقتری برجای میگذارند.
طالبیان سپس از بحران تغییرات اقلیمی، مهاجرتهای جمعیتی و فشار توسعه بر استانهای شمالی کشور سخن گفت. به گفته او، گیلان با موج تغییرات جمعیتی و خرید گسترده زمین در روستاها و شهرها مواجه است و اگر طرحهای آمایش سرزمین و سیاستهای حفاظتی جدی گرفته نشود، نه فقط محیط زیست، بلکه بافتهای تاریخی و هویت محلی نیز آسیب خواهند دید.
او همچنین به آتشسوزیهای مکرر در بازارهای تاریخی اشاره کرد و گفت: بازار تبریز چندین بار دچار حریق شده و بازار رشت نیز از این خطر در امان نبوده است. از نظر او، پرسش اصلی این است که آیا پس از هر حادثه، دستورالعملهای علمی برای بازسازی و پیشگیری تدوین میشود یا خیر؟
طالبیان با انتقاد از مداخلات غیرمهندسی در بازار رشت گفت: در برخی بخشها الحاقات شتابزده و فاقد استاندارد در حال انجام است؛ اقداماتی که نهتنها به اصالت بنا آسیب میزند، بلکه سرمایه اقتصادی صاحبان کسبوکار را نیز تهدید میکند، زیرا ارزش بازار تاریخی به هویت آن وابسته است. او تجربه بازار تبریز را نمونهای موفق دانست؛ جایی که با مشارکت کسبه و درک منافع اقتصادی حفاظت، بار اصلی نگهداری بر عهده بهرهبرداران قرار گرفت و دولت نقش کمتری ایفا کرد. به گفته او، زمانی که مالکان دریابند بخش اصیل تاریخی ارزش بیشتری میآفریند، خود به حامی میراث تبدیل میشوند.
جنگ تدریجی علیه میراث؛ وقتی خودمان تخریب میکنیم
ترانه یلدا، معمار و شهرساز، شاید صریحترین و انتقادیترین سخنان نشست را بیان کرد. او گفت: همه تهدیدهای میراث فرهنگی از جنگ، زلزله یا بحرانهای طبیعی ناشی نمیشود، بلکه ایران طی بیش از چهار دهه با نوعی «جنگ تدریجی» علیه میراث خود روبهرو بوده؛ جنگی که عامل آن سودجوییهای خرد، بیدانشی مدیریتی و توسعهطلبی بیضابطه است.
وی با انتقاد از عملکرد برخی شهرداریها در شهرهای تاریخی مانند شیراز، اصفهان و تهران گفت: هنوز در بسیاری از نهادهای شهری درک روشنی از مفهوم میراث فرهنگی وجود ندارد. نتیجه چنین نگاهی، ساختوسازهای نامتجانس، تخریب خانههای تاریخی و مداخلات نامناسب در بافتهای ارزشمند است. یلدا با اشاره به تجربه شخصی خود در تهران گفت: زیباترین خانههای تاریخی شهر نابود شدهاند و برخی مالکان نیز به جای مرمت، به دنبال فروش و تخریب ملک هستند. او درباره بازار رشت نیز هشدار داد که ساختوسازهای نادرست در این اثر ثبت ملی در حال انجام است و باید فورا متوقف شود.
این معمار و شهرساز از وزیر میراث فرهنگی خواست بخشی از اختیارات تفویض شده به استانها را بازنگری کند، زیرا به اعتقاد او در غیاب نظارت کافی، برخی تصمیمات محلی میتواند خسارتهای جبرانناپذیر به آثار تاریخی وارد کند.
او همچنین بر اهمیت طرحهای آمایش شهری، نظارت مستمر و نقش مردم تاکید کرد و گفت: هیچ نظام حفاظتی بدون مشارکت شهروندان موفق نخواهد شد. اگر جامعه نسبت به خانه تاریخی محله، بازار قدیمی شهر یا منظر فرهنگی پیرامون خود حساس باشد، امکان تخریب به مراتب کمتر خواهد شد.